بردهفروشی آزادانه در کشورهای جنگزده آفریقا

جامعه اقتصادی کشورهای غرب آفریقا، سفر بدون ویزا را برای شهروندان این منطقه آزاد اعالم کرده است. همین موضوع موجب شده قاچاقچیان انسان فرصت مناسبی برای جوالن در این منطقه داشته باشند. دالالن در این شهر خانههای مخصوصی برای خود دارند که به نام «خانههای ارتباطی

Jameh Pouya - - جهان آسیباجتماع­ی -

چه شکلی است. پس از چهار روز به من گفتند وارد لیبی شــدهایم. درحالیکه اخبار داغ بردهفروشی در این کشور کامال من را ترسانده بود، بعد از چند روز فهمیدم که همان دالل من را فروخته است».

اوضاع برای زنان مهاجر بهمراتب وحشــتناکت­ر است، زیرا بیشترشــان بهعنوان برده جنسی فروخته میشوند. فاســان اوالسید ۷۲ساله و اهل نیجریه که دو بار از سوی همین افراد ربوده شده بود، میگوید در سبها مرکز فسادی وجود دارد که مخصوص بردهفروشی زنان است. او درباره آن مرکز میگوید: «یک ساختمان سه طبقه وجود دارد که این تجارت مخوف در آنجا انجام میشود. هر زنی که وارد این ساختمان میشود، دیگر بهراحتی قادر به ترک آنجا نخواهد بود. برخی همانجا مجبور به کار میشوند و برخی نیز در دیگر مکانها فروخته میشوند. نکته عجیب اینجاســت که مردم محلی دقیقا میدانند در این خانه چه اتفاقاتی رخ میدهد». او با بیان اینکه قیمت زنان در این بازار از حدود دو هزار دالر شروع میشود و تقریبا دو برابر قیمت مردان است، ادامه میدهد: «چنین بازارهای بردهفروشی ۰۰۳ تا ۰۰۴ سال پیش رواج داشت؛ اما حاال شاهد این روند در هزاره سوم هستیم».

سرنوشتمردا­نبهمیزانبس­یارزیادیبه­مهارتهایشا­ن و همچنین افرادی بستگی دارد که آنها را میخرند. در این میان سازمان بینالمللی مهاجرت، مرکزی ایجاد کرده و برای افرادی که قصد بازگشــت به خانههایشان را دارند، بلیت تهیه میکند و خدمات پزشکی در اختیارشان قرار میدهد. یوســف ازجمله افرادی است که قصد بازگشت به کشــورش را دارد؛ اما در این مسیر برای چند ماه نیز گرفتار زندان شد. گفته میشود بسیاری از این مهاجران در زندانهای مخفی به ســر میبرند که در سراسر لیبی پخش شدهاند و اعدام و شکنجه کاری طبیعی در آنها به شمار میرود.

در چند ماه اخیر دولــت نیجریه بخش زیادی از این تجارت را در آغادیس ســرکوب کرده اســت. در همین راســتا، دهها قاچاقچی به زندان افتــاده، صدها خودروی حمل بردهها مصادره شده، هزینه رشوهدادن به نیروهای مرزی بهشدت افزایش یافته و فقط عده کمی از مهاجران موفق به بازگشت شدهاند؛ اما همه میگویند این راهکاری موقتی برای مشکلی است که ریشه در فقر دارد و سایههای مرگبار آن همچنان بر ســر مناطق مختلف لیبی افتاده است. که برخــی از نجاتیافتگا­ن میگویند بردهفروشــ­ی در بازارهــای عمومی و در مأل عام انجام میشــود. برخی از آنها نیز میبینند زندگی و آزادیشــان در خفا به حراج گذاشته میشود. شمسالدین جبرئیل ۷۲ساله کامرونی که دو بار تاجــران برده را بهصورت علنی در خیابانهای شهر ســبها در مرکز لیبی دیده است، میگوید: «آنها در حالی مردم را بهراحتی وارد خیابانها میکنند که نوشتهای با مضمون «برای فروش» دور گردن آنها دیده میشــود. آنها مانند دههها پیش، دســتان بردهها را از پشت بسته و همگیشــان را سوار یک وانت میکنند». یکی دیگر از مهاجران میگوید پــس از آنکه از آغادیس به اینجا آمد، در یکی از پارکینگهای شــلوغ در حومه سبها به حراج گذاشته شد. سبها درواقع این روزها به شهری تبدیل شده که بسیاری از شهروندان کشورهای غرب آفریقا میتوانند بهراحتی وارد آن شوند. جامعه اقتصادی کشورهای غرب آفریقا، سفر بدون ویزا را برای شهروندان این منطقه آزاد اعالم کرده است. همین موضوع موجب شده قاچاقچیان انسان فرصت مناسبی برای جوالن در این منطقه داشته باشند. دالالن در این شهر خانههای مخصوصی برای خود دارند که به نام «خانههای ارتباطی» شــناخته میشود. جبرئیل میگوید اینجا همانجایی اســت که مشکالت شروع میشود. برخی از افراد پول مسافرت خود را پرداخت میکنند؛ اما بهمحض رســیدن به خاک لیبی، فروخته میشوند. دوستان آدام ایسوما خطرات لیبی را به او گوشزد کرده بودند و درنتیجه او با پرداخت پول به سمت الجزایر حرکت کرد. هیچ عالمت یا نشــانهای در بیابان نبود که او را مطلع کند. خودش دراینباره میگوید: «میدانستم یک صحرا در مســیرمان قرار دارد؛ اما نمیدانستم دقیقا

شــش ماه پس از آنکه «محمد یوسف» فروخته شد، بسیار شکنجه شد و مرگ دوستش را در مقابل چشمانش دید، به همان ایستگاه اتوبوس متروکهای بازگشت که آغاز مصیبتهایش از آنجا کلید خورد و با مردانی روبهرو شد که او را به بردگی فروخته بودند. تقریبا هیچچیز عوض نشده بود و آن قاچاقچیان انسان از میان سیل جمعیتی که وارد آغادیس (شهری در مرکز نیجر) میشدند، همچنان دنبال مشتریان خود بودند. یوسف درحالیکه کامال درمانده بود به یکی از آنها رو کرد و گفت: «دوســتم بهدلیل کارهای شــما، در لیبی جان ســپرد». پس از آنکه هیچ جوابی دریافت نکرد، از او تقاضای کمی غذا کرد. مرد که سردی و بیروحی در تمام چهرهاش نمایان بود، رو به محمد کرد و گفت: «شرمندهام، اما خدا به تو کمک میکند». محمد ۴۲ســاله اهل نیجریه درواقع یکی از هزاران نفری است که برای یافتن کار عازم لیبی میشــوند یا از راه دریا به سمت اروپا میروند که برخالف انتظارشان گرفتار بازارهای بردهفروشی، زندانهای مخفی یا دیگر مکانهای مخوف میشوند. خطرات عبور از مدیترانه و رفتن به اروپا پس از آن توجهها را جلب کرد که در سالهای اخیر هزاران نفر در این مســیر جان خود را از دست دادند. بهتازگی اعالم شده تعداد این کشتهشدگان در سال جاری به ۰۰۳۱ نفر رسیده است. بسیاری از مهاجرانی که میخواهند از طریق لیبی به اروپا بروند، میگویند گرفتار قاچاقچیان انسان شده و در رسیدن به قایقهای فرسوده شکنجههای فراوانی را متحمل میشــوند؛ اما این روند در سالهای اخیر شکل مخوفتری نیز به خود گرفته و تجارت مدرنی در زمینه بردهفروشی به وجود آمده است.

فعــاالن این بازار مخوف با چنان امنیتی کار میکنند

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.