از حق به شهر تا حق به محله و همسایگی

Jameh Pouya - - شهروند‌ی پویش - شهره مجمع

اجتماعی و اقتصادی اتاق فکر تشــکیل دادند تا بتوانند بهطور همزمان در این سه حوزه برنامهریزی کنند: «به هر محلهای که وارد میشــویم، برای هر سه حوزه برنامه داریم؛ یعنی اگر در زمینه فضای شهری پیشمیرویم با کمک مردم یک محله جوهای فاضالب را درســت میکنیم، بــرای نوجوانان محله هم کالسهای آموزشــی فرهنگی برگزار میکنیم. نگاهمان تکبعدی نیست. وضعیت محالت باید از همه نظر بهبود پیدا کند. در زمینه اقتصادی نیز برای عرضه محصوالت مشــاغل خانگی راههایی را جســتوجو میکنیم و مجوز تأسیس یک بازارچه را هم گرفتهایم».

تالشی برای زیباترشدن محالت

«محله زیبای من» بهسرعت از یک پویش به یک سازمان مردمنهاد تبدیل شده است. بیش از 20 نفر در الیههای اول و دوم این تشــکل فعالیت میکنند و تعدادی از شهروندان هم در شــبکههای اجتماعی عضو کانال این تشکیالت هستند. تاکنون محلههایی مثل ســهراه برق، درخت سبز، پشت بند، شــمال کمربندی، شــهناز ...و از مواهب این پویش مردمی بهرهمندشده­اند.محترمپناهت­وضیحمیدهد:«کارهایمختل­فی انجام میدهیم. از کفســازی کوچهها گرفته تا درستکردن جوی آبهای ســطحی، رنگآمیزی دیوارها، کاشت گل »...و یکی از ویژگیهای پویش این اســت که از مواد دورریختنی مثل بطریهای پالستیکی هم در زیباسازی محلهها استفاده میکنند؛ مثال کاشت گل در بطریهای پالستیکی یکی از این کارهاست. این اقدامات برای اهالی محله حامل این پیام است که محیط زیست هم اهمیت دارد و باید از این پس بیشتر به فکر محیط زیست باشند.

خیران هم به کمک آمدند

شــاید این سؤال پیش بیاید که هزینههای پویش «محله زیبای من» چطور تأمین میشــود؟ پاســخ بــاز هم کوتاه و سرراست است؛ باز هم با مشارکت مردم. به گفته محترمپناه برخی از فروشــندگا­ن مصالح ســاختمانی دستشان به خیر میرود و از کمک به این پویش هیچ ابایی ندارند: «برخی از آنها به ما مصالح میدهند و برخی کمک نقدی میکنند. در سازمان مردمنهاد ما هیچکس دستمزد نمیگیرد، برای همین کارها پیش میرود». محترمپناه از برخی مســاعدتها­ی شهرداری منطقه دو بندرعباس تشکر میکند.

اعتمادسازی برای ادامه راه

«جلب اعتماد و مشــارکت مردم به این سادگی که تعریف میکنیم، نبود. خیلی ســخت بود. مثل بیمــاری بود که دارو نمیخورد». این جمله عبداهلل محترمپناه، مدیرعامل سازمان مردمنهــاد محلــه زیبای مــن، در توصیف تــالش آنها برای اعتمادسازی­نزدساکنانم­حلههایبافت­فرسودهشهرب­ندرعباس است. او میگوید:«زیباشدن و سروسامان گرفتن برخی محلهها باعث شــد تا ساکنان سایر محلهها راحتتر از ایده ما استقبال کنند. حاال موفق شــدهایم اعتماد تعداد بیشــتری از مردم و خیران را جلب کنیم». عدهای از شــهروندان بندرعباس راهی را آغاز کردهاند که ادامهدادن با همین ســبک و سیاق میتواند در سالهای آینده تجربهای منحصربهفرد از مشارکت شهروندان در اداره امور شهرها قلمداد شود؛ نکتهای که مورد تأکید اعضای این پویش هم هست و قرار است این راه را همچنان ادامه دهند.

ماه پیش در خبرها آمده بود بانوان محله خزانه بخارایی با پساندازشان­دیوارهایخا­کستریمحلهش­انرارنگآمی­زی کردند. در همان ماه خبری در مجله اکونومیست منتشر شد مبنی بر اینکه دیوارهای روستایی در شمال مراکش نیز از سوی روســتاییا­ن آن منطقه به رنگ آبی و سفید رنگآمیزی شــده است. در نگاه اول آنچه میتوان درباره این دو رویداد بیان کرد این است که امروزه چالش شهرها و روستاها از فضای «کمدردتر و کمرنجتر» و «دسترسی به منابع» به تولید فضای محلهای یا همســایگی «زیباتر و باآرامشتر» تبدیل شــده است. این چالش درحالیکه در ســطح همسایگی وجود دارد؛ اما در سطح جهانی نیز مشــاهده میشود. شــاید در دورانی حق به توسعه، حق به محیط زیســت، حق به بهداشت عمومی، حق به کار، حق به آزادی بیان و به گفته «لفور» از همه حیاتیتر، حق به شهر ایدهای بود که موضوع اصلی محافل فعاالن شهری و صاحبنظران برنامهریزی، طراحــی و اجتماعــی و اقتصادی شده بود؛ اما امروز با برطرفشدن نسبی برخی کاستیها و دسترسی راحت به منابع شهری، مفاهیم دیگری مانند شهر، محله و حتی همسایگی را نیز در بر گرفته؛ برای مثال مفهوم «انزوا» از شــهر به محله و حتی همسایگی کشیده شده است. در همسایگی جدایی و حتی گاهی تعارض و تضاد به چشم میخورد. مفهوم «احساس تعلق» نیز از شهر به محله و همسایگی وارد شده است. حتی دیوارهای خاکستری یک محله نیز میتواند باعث کاهش حس تعلق یک شهروند به محله یا همسایگی خود شود. در حقیقت میتوان گفت اولویت برنامهریزی شــهری از «کیفیت زندگی شهری» - که به دسترســی به منابع فیزیکی محدود میشد- به «کیفیت روابط اجتماعی در شهر» چرخش پیدا کرده که پیشزمینه آن ارتقای روابط اجتماعی در همسایگی است. این ســؤال پیش میآید که همسایگی چیست و چطور میتوان آن را به شــهر و محله پیوند زد؟ همســایگی به معنای خردشدن اجزای تشکیلدهنده یک محله است. همسایگی به معنی مرزهای فیزیکی محدود به خیابان و کوچه است که شهروندان در آن زندگی میکنند و زندگی خصوصیشــان را در آن تعریف میکنند. در حقیقت در همســایگی، زندگی روزمره و خصوصی در جریان است؛ اما این جریان به ارتباط با سطح زندگی شهری نیاز دارد، چگونه؟ از طریق فضا و بازتولید آن؛ به چه معنی؟ به این معنــی که تحول تدریجی و مســتمر در زندگی روزمره از طریق احیا و تقویت روابط و شــبکههای اجتماعی در همسایگی میسر میشــود. بحثی که امروزه وجود دارد مدیریت همســایگی است؛ در مدیریت همسایگی ایجاد ارتباط غیرکالمی و ســپس تبدیل آن به ارتباط کالمی یکی از اهداف اجرائی اســت. ایجاد ارتباط غیرکالمی با اتخاذ تدابیــری مانند برگزاری مراســمهای مختلف در روزهای تعطیل مانند برپایی جمعهبازاره­ا، مراسم ورزشی یا نمایشــگاه­های مفرح برای کودکان و بزرگساالن اجرا شده است. در اینگونه مراسمها ساکنان یک محدوده با همسایگان خود صرفا آشنا میشوند. هدف میتواند فقط برخورد چشمی همسایهها یا صرفا از کنار هم گذرکردن آنها باشد. با این کار ســاکنان میفهمند چه کسانی در اطرافشان زندگی میکنند. گام بعدی جهتدهی به این روابط اســت، اینکه چطور میتوان آشــنایی را به تعامل دوســویه یا چندسویه تبدیل کرد و درنهایت چگونه این تعامالت به مشــارکت منجر شود. یکی از راههای جلب مشارکت همسایگان، هنر است. هنر باعث ایجاد اتحاد و وحدت بین ســاکنان میشود. فضا در همسایگی بهمرور زمــان حالت رخوت به خود میگیرد. وقتی ســادهترین اجزای همسایگی یعنی دیوارها، احساس غم و زشتی به ســاکنان منتقل میکند، باعث میشود آنها به آن کوچه و حتی در ابعاد وســیعتر به محله خود احســاس تعلق نداشته باشــند. هنر و بازتولید آن در فضای همسایگی باعث میشــود خالقیت به مرزهای همسایگی برگردد و همسایگی به یک اثر تبدیل شــود، افتراقها کاهش و مشارکت شهروندان افزایش یابد. از این طریق کمکم در اثر پویشها و کمپینهای بزرگتر این خالقیت به محله و سپس شهر نفوذ میکند و درنهایت حق به همسایگی تا محله و شهر گسترش مییابد و همسایگی به محله و شهر پیوندمیخور­د.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.