بیاعتمادی به اقتصاد بیاخالق

عباس شاکری، اقتصاددان و عضو هیئتعلمی دانشگاه عالمهطباطبایی و مشاور معاونت پژوهشی فرهنگستان علوم، بیاعتمادی در مردم نسبت به سیستم اقتصادی را یکی از آثار مهم سوءرفتارهای مؤسســات مالی در بازپرداختنکردن ســرمایههای مردم و اقدامات نادرست آنها میداند. او در گف

Jameh Pouya - - چشم‌انداز‌ ‌‌اندیشه -

نظام بانکی ما باید در رفتار و کارکرد خودشتجدیدنظر کند.اخالقمسئلهای است که هم باید همه نهادهای دولتی به آن بپردازند و هم مردم در حوزه معامالت و فعالیتهایفردیبه آنپایبندباشند

با توجــه به جریانات اخیــر درباره برخی مؤسســات مالــی، ورشکســتگی آنهــا و پرداختنشــدن پولهای مردم، مهمترین آثار چنین اتفاقاتی را که به نظر میرسد از اقتصادی نابسامان نشئت گرفته، در باور مردم چه ارزیابی میکنید؟ اثری که این نوع رفتارها دارد، قابلگذشــت نیست. اینکه مؤسساتی با عنوان نهاد بانک و نهاد سپردهپذیر، وجوه مردم را بگیرند و بعد پس ندهند یا اعالم کنند دچار ورشکستگی شدهاند، مسلما برای اعتماد مردم نســبت به کل نظام بانکی تأثیر سوئی دارد. در این اتفاقات از همه مهمتر نحوه عملکرد نظام بانکی ما است که متأسفانه مسئول اصلی هم بانک مرکزی اســت. وظیفه بانک مرکزی بهعنــوان مقام پولی کشــور این اســت که به محض اینکه کسی خارج از ضابطه اقدام به فعالیت پولــی و بانکی کرد، او را به مقامات قضائی معرفی کند تا آنها به حســابش رسیدگی کنند. بهطور کلی نوع بانکداری خصوصی ما اقتصاد را به جایی کشــانده که االن شــاهدش هستیم. عالوهبر مؤسسات خصوصی اگر نیمنگاهی به عملکرد بانکهای بهاصطالح خوشنام دیگر هم بکنید که مشکالت اینچنینی ندارند، میبینید آنها هم پولهایشان را در جاهای نامولد مثال در زمین و مســکن به کار بردهاند. ازاینرو در 10 سال شاخص زمین 05برابر میشود یا با تصویب جریانات پولی در دادوستدهایی شرکت دارند که ربطی به تولید ندارد. درحالحاضر هم پولهایشــان در ساختوسازهای لوکس بلوکه شــده است. برخی از این مؤسسات به جای فعالیت در امر تولید بیشتر در امر تجارت فعال هســتند. برای عملکرد نظام بانکی باید کاری کرد. متأســفانه اگر وضعیت به همین منوال پیش برود، شاهد وضع بهتری نخواهیم بود.

شما مسئله بیاعتمادی را مطرح کردید. اگر یادتان باشد ســالهای ابتدایی واریز یارانهها، مردم از ســر بیاعتمادی بــه بانکها جلوی خودپردازها صف میکشــیدند تا با ســرعت پولشان را بردارند؛ زیرا فکر میکردند بانکها پولهایشــان را برمیدارند یا ممکن اســت دولت پشیمان شــود و پول را پس بگیرد. این بیاعتمادی حاصل اقتصاد مریض است یا اقتصاد مریض ما آسیبدیده این بیاعتمادی است؟ به نظر مــن اینقدرها هم بیاعتمادی نیســت. از آنجاییکه فعالیتهای تولیدی ســودآور کم شده، مردم عمدتا دنبال این هستند تا وجوهی را که دارند، در بانک بگذارند و بهرهاش را بگیرند؛ درنتیجه پولها به سمت بانکهایی که بهره بیشتری وعده میدهند، میرود. وگرنه مردم چرا باید در مؤسساتی که هیچ نام و نشــانی ندارند و فقط با وعده سود باال مشتری جذب میکنند، سپردهگذاری کنند؟ همین مسائل باعث شده در ایران این نوع کسب درآمد رایج شود. اکنون 58درصد از نقدینگی ما سپردههای پسانداز مدتدار هستند که رقم بسیار باالیی به آنها سود تعلق میگیرد. این سود از درآمد باالی مردم از گذاشتن پول در بانکها حکایت دارد و نشــان از این دارد که این نوع درآمدزایی به یک رویه تبدیل شــده است. طبیعتا با این شرایط مردم دنبال این هستند جایی سرمایهگذاری کنند که سود باالتری میدهد؛ پس این نشان میدهد بیاعتمادی به سیستم اقتصادی به این شدت هم نیست. اگر دستگاه دولتی بهدرستی با اشتباهاتبرخوردنکند،دستگاههایاقتصادیهمین میزان اعتماد را هم از دست میدهند. اینکــه مؤسســاتی پیدا شــوند، هــزاران میلیارد ســپردههای مــردم را بگیرند و با واســطهگری و معاملهگری به یکسری افراد وام بدهند، بعد بیایند اعالم ورشکستگی بکنند و پول سپردهگذارها را پس ندهنــد، همه حکایت از این دارد افرادی که وظایف حاکمیتی دارند، وظایفشان را خوب انجام ندادهاند؛ مانند بانک مرکزی. همه این جریانات باید برای مردم بهوضوح مشخص شود که چه کسانی در این جریان دست داشتهاند و چه کردهاند تا اعتماد عمومی ترمیم شود. بانک مرکزی ضمن ریشهیابی باید مسئوالنه با این قضیه برخورد و بهصورت شفاف مسائل را بیان کند. اگر در مسائل اقتصادی شفافیت باشد، آنوقت در کشــور چنین وضعیتی به وجود نخواهد آمد که یأس و بیاعتمادی سپردهگذاران حاصل آن باشد.

نکتــه مهم دقیقا در همین مســئله، یعنی صداقت است. اقتصاد ما را تا چهاندازه بهرهمند یا بری از اخالق میدانید؟ آدام اسمیت، مبتکر دســت نامرئی، خودش معلم اخالق بوده و حضور اخــالق در اقتصاد و جامعه را مورد تأکید قرار میداد. ولی متأسفانه باید بگویم ما در چندین برنامه توســعه اقتصادی که داشتیم، به امور صرفا روبنایی و چشمپوشی از مسائل مبنایی و اساسی پرداختیم و روندی را در اقتصاد کشور حاکم کردیم که سکه رایجمان سوداگری شد، روندی که اخالق در آن بسیار ناملموس و نامشروط است. شاید بتوان گفت اقتصاد ما در سازوکار و نحوه عمل یکی از بیاخالقتریناقتصادهاباشد.

مردم احساس میکنند مسئوالن در مسائل اقتصادی با آنها روراســت نیستند. برخی فکر میکنند سودهایی که باید به داراییهای آنها در مؤسســات و بانکها تعلق بگیرد، بیشتر از این حرفهاست و پولهایی که سرمایهگذاری میکنند، باید منفعتی بیشتر از اینها برایشان داشته باشد و به سیستم اقتصادی اعتماد ندارند. نظــام بانکی ما بایــد در رفتــار و کارکرد خودش تجدیدنظر کند. اخالق مسئلهای است که هم باید همه نهادهای دولتی به آن بپردازند و هم مردم در حوزه معامــالت و فعالیتهای فردی به آن پایبند باشــند، درصورتیکه ما اخــالق را در فعالیتها و معادالت اقتصادی فردی هم نمیبینیم. بیاخالقی زاییده نبود شــفافیت، فســاد، قاچاق، سوداگری و داللی بیشازحد است. بدون شفافیت و صداقت به توسعه اقتصادی نمیرسیم. برایم جای سؤال دارد چگونه میخواهیم بدون پرداختن به این مشکالت مبنایی، اقتصاد را روی ریلی قرار بدهیم که مشکل اشتغال، رشد اقتصادی و رقابتپذیری در اقتصاد را حل کنیم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.