عسلویهآلوده مدل زنده توسعه ناپایدار

وقتی هوا برای نفسکشیدن نیست صنعت به چه کاری میآید؟!

Jameh Pouya - - اجتماعی‌ محیط‌زیست - الهه موسوی

یعنی میشــود؟ میشــود روســتای ما صنعتی شــود؟ میشــود دیگر بیکار و فقیر نباشــیم؟ میشــود جوانهایمان کار داشته باشــند و آب باریکهای برای گذران زندگی؟ میشود پســرم کاری داشته باشد تا دامادش کنم؟ میتوانم برای دخترم جهیزیه بخرم تا عروســیاش بعد از سه سال عقد، سر بگیرد؟ میتوانیــم روزی را ببینیــم که روســتای کوچکمان آنقدر رونــق گرفته که به تمام دنیا محصول صادر کند؟ اسمش همهجا بر سر زبانها باشد و از گمنامی دربیاید؟ آخ خدایا؛ اگر بشود چه میشود!

این، رؤیای ساکنان بسیاری از نقاط ایران اســت. ایرانی که خیلی از مناطقش بیکاری و فقر را تجربه میکنــد و مردمش در خیال خوش صنعتیشدن بهعنوان راهحلی برای حل مشکالت خود غوطهور هستند. شاید مردمان عسلویه نیز اینگونه باشــند و هر روز با خود بگویند چرا هیچ دولتی به فکر مشکالت آنها نیست و درمانی برای درد نداریهای و چارهای برای بیکاری جوانانشــان نمییابد؟ درمانی که نزدیک به 20 ســال پیش برای دردشان اندیشیده شــد؛ اما نهتنها درد بیکاریشان را درمان نکرد؛ بلکه حاال درد بیدرمانی شده بر دل و جان و زندگیشان تا ابد...

عسلویه، روســتایی با جمعیتی کمتر از دوهزار نفر تا پیش از سال 1378 که با استقرار تأسیسات پاالیشگاهی به «بخش» ارتقا یافت و حــدود 60 هزار نفر بــر جمعیتش اضافه شد که نیروی کار همان صنایع و تأسیسات پاالیشگاهی بودند. شروع استقرار تأسیسات صنعتی در این منطقه مشکل بیکاری در استان بوشهر و حتی بخشهایی از استانهای مجاور را حل نکرد؛ چراکه پتروشیمیها و پاالیشگاهها نیاز به کارگران و نیروهای متخصص دارند که بیشتر از خارج مناطق استقرار وارد میشوند. در کنار این همه معضل حلنشده، مشعلها و دودکشهای پاالیشــگاهها و پتروشیمیها که درآمدهای درخور توجهی را برای کشــور به ارمغان آورد، باعث آلودگی شــدید منطقه شد؛ تا آنجا که برخی در کنار «پایتخت اقتصاد ایران»، عنوان «پایتخت آلــوده ایران» را نیز بر این منطقه گذاشــتند. کارشناسان محیط زیســت آلودگی شدید آب و خاک و تخریب ساحل در عسلویه را هولناک و ادامه این روند را نگرانکننده ارزیابی میکنند. عالوهبر دود، همواره بوی گاز و مواد شیمیایی ازجمله اوره و آمونیاک و سایر محصوالت پتروشیمی در این منطقه پراکنده است و ساکنان بومی این منطقه و کارکنان صنعت نفت در پارس جنوبی را آزار میدهد. عالوهبر اینها توسعه صنعتی در این منطقه شغل بسیاری از ساکنان بومی را از صیادی و کشاورزی به رانندگی تغییر داد و فضای تنفسی آنها را نیز آلوده کرد.

کارشناســان معتقدنــد از دالیل اصلی مشکالت محیط زیستی در عسلویه، طراحی نادرســت بوده اســت. به گونهای که هر فاز پاالیشــگاهی از دو مشعل برخوردار است که مصارف مختلفی دارد و ازجمله گازهای سمی را که قابل اســتحصال نیستند، میسوزاند یا زمانیکه به هر دلیل پاالیشگاه از مدار خارج شود، گاز ورودی به پاالیشگاه به وسیله مشعل میسوزد. ارتفاع شعله مشعلها در زمانهای معمــول حدود چهار الی پنجمتر اســت؛ اما زمانیکه بهصورت کامل میســوزد به باالی 50 متر نیز میرســد و سرعت خروج گاز در این شــرایط باعث میشود همه گازها نسوزد و بوی گاز تا شعاع دهها کیلومتر پراکنده شود. شاغالن صنعت نفت و مردم منطقه عسلویه فقــط در روزهای بارانی یــا روزهایی که باد بهشدت میوزد، هوایی سالم تنفس میکنند و البته تعداد این روزها نیز در سال انگشتشمار است.

مهدی صالحی، کارشــناس صنعت نفت شــاغل در عســلویه، در این رابطه میگوید: «یکــی از محصوالت پاالیشــگاههای گازی عسلویه، گوگرد است که سمی کشنده است. برای عملیات حمل گوگرد از وســایل نقلیه سرپوشیده اســتفاده میشــود؛ ولی باز هم مقداری از گوگرد در حین عملیات بارگیری و تخلیه، وارد محیط شــده به نحوی که در کنار جادهها نــواری زرد رنــگ از گوگرد را بهراحتی میتوان مشاهده کرد. این گوگرد به علت سبکبودن، با نسیمی مالیم بهراحتی از روی زمین بلند شده، در هوا معلق میماند و به دستگاه تنفسی موجودات زنده در منطقه نفوذ میکند. پاالیشــگاههای پتروشیمی در عسلویه به دالیل مشکالتی که در طراحی آنها وجود دارد، به ناچار مقداری از هیدروکربنها را از طریق مشعلهایشان میسوزانند که دود بسیار تیرهای تولید و به هوا وارد میکنند. در پاالیشگاههایپتروشیمینشتآمونیاکنیزبه رقابت با نشت گاز برآمده است که تحمل آن بهمراتب سختتر از بوی گاز است».

وی که در مجتمع گاز عســلویه مشغول به کار اســت، درباره موقعیت منطقه توضیح میدهد: «عســلویه از یک طــرف با دریا و از طرف دیگر با کوه محاصره شده است و خود این باعث میشــود هوا بهراحتی جریان پیدا نکند و آلودگی هــوا در منطقه باقی بماند». او مقدار استاندارد هیدروکربنها در هوا را در عسلویه 9.3ppm عنوان میکند؛ درحالیکه استاندارد آن باید 0.24ppm باشد.

منبعآلودگیها

آنطورکه در خبرهای ریز و درشت رسمی آمده، آلودگی هوای عسلویه 100 برابر تهران است.تولیدپسماندهایشیمیاییوهدایتاین آالیندهها به سوی مشعلهایی که رو به آسمان منطقه رفتهاند، همهجا را تیره و تار و دودآلود کرده و خطر ابتال به بیماریهای تنفسی را تا چندصدبرابر افزایش داده است. این تنها ثمره تولید مواد و پسماندهای شیمیایی در عسلویه نیست و آلودگی شدید آب و خاک و تخریب ساحل نیز در عســلویه بیداد میکند و روند ادامه زندگی با حداقل شاخصهای سالمت را در منطقه مختل کرده است.

دکتر محمدرضــا فاطمی، مدیــر گروه بیولوژی واحــد علوم و تحقیقات دانشــگاه آزاد، با اشــاره به این موضــوع و ابراز نگرانی از آلودگی بیش از انــدازه این منطقه گفت: «متأســفانه با وجود آلودگیهای خاک، آب و هــوای این منطقه کاری برای آن نشــده و آلودگیها هر روز بیشــتر میشود تا آنجا که درحالحاضــر آلودگی این منطقه 100 برابر تهران است. فاضالبهای این منطقه که غالبا صنعتی هستند و آلودگی زیادی دارند، تصفیه نمیشود. آلودگیهای میکروبی ناشی از تخلیه فاضالب به دریا نهتنها برای آبزیان و موجودات دریایی خطرناک اســت؛ بلکه میتواند روی ساکنان منطقه تأثیرات نامطلوبی گذاشته و بیماریزاباشد».

او با بیان بیمهری مسئوالن نسبت به این منطقه آلوده، علت اصلی آلودگی این منطقه را حضور پاالیشگاههایی میداند که گازهای آالینده آن، بدون تصفیه از دودکشها خارج میشــود. در زمان راهانــدازی این منطقه با این کاربری، قرار بوده دستگاههای تصفیه در منطقه نصب شود که به دلیل تحریم اقتصادی

مشکلصنایعآالیندهعسلویه همچنان به قوت خود باقی است و الگوی توسعه نامتوازن و ناپایدار که فقط به رشد اقتصادی و درآمد حاصل از آن میاندیشد، دراینباره همچنان پیشتاز است. این مسئله یکی از مهمترینمأموریتهایمحیطزیست دولت دوازدهم است که باید باالخره بعد از سالها نسبت به آن اقدام کند

این کار انجام نشــد و درحالحاضر آلودگی در منطقه در حال انتشار است. درحالحاضر گازهای تصفیهنشــده در منطقه ســوزانده میشود و این موضوع باعث افزایش آلودگی هوا در منطقه و درنتیجه بیماریهای تنفسی میشود.

باران تهدید است

کارشناســان معتقدنــد عالوهبــر بروز بیماریهای تنفسی و ریوی، تشکیل بارانهای اسیدی حاصل از واکنشهای اکسید سولفور و نیتروژن با رطوبت موجود در هوای عسلویه از دیگر عارضههای آلودگی هوای منطقه است که هنــگام بارش، باران را تبدیل به ســمی زیانبار میکند و موجب فرسودگی تجهیزات، آسیبرسانی جدی به حیات گیاهان، تغییرات بیولوژیک و شــیمیایی در خــاک و آلودگی آبهای زیرزمینی میشود.

فاطمی از بــاران بهعنوان تهدید مهم این منطقه یاد میکند و میگوید: «خطر فراوانی که منطقه را تهدید میکند، بارش باران است که با وضعیت هوای منطقه شدیدترین باران اســیدی را رقم خواهد زد و برای ســاکنان عســلویه بسیار خطرناک اســت. این شرایط آب و هوایی باعث شده تا این منطقه با وجود برخورداری از نوعی خاک خاص، از این لحاظ هم آلوده باشد که باید هرچه سریعتر برای آن فکری کرد».

دکتر غالمی که تقریبا تنها دکتر روستای «چــاه مبارک» در حوالی عســلویه بود و در منطقه شــش ســال ســابقه کار داشت، در ســال 89 به رسانهها گفته بود: «بیماریهای حساســیتی و قلــب و عروقی شــایعترین بیماریهــای منطقه اســت. مــردم به علت زندگیکــردن در محیطی که در ســطح آن مواد گوگردی و شیمیایی پراکنده است، بعد از مدتی به همه این بیماریها دچار میشوند. او وجود انواع آلرژی در میان کودکان را بسیار شایع میداند که نسبت به سالهای گذشته پنج تا ششبرابر شده است».

وجود مشعلهای همیشــه روشن در این منطقه را میتوان عامل اصلی آلودگی شدید هوا دانست. ســوختن این مشعلها به میزان زیاد باعث پراکندگی گوگرد در هوای منطقه میشــود؛ اما مســئوالن باز هــم فقط وعده میدهند که بهزودی برای این مشعلها فیلتر قرار میدهند؛ اما مشخص نیست این زمان کی فرا میرسد.

خاک هم آلوده است

هرچــه فلرها بیشــتر میشــوند، میزان آلودگی نیز باالتر میرود. آمارهای ارائهشده در ســال 88 درباره آلودگی هوا در شهر صنعتی عسلویه نشــاندهنده افزایش میزان آلودگی اســت و تعداد فلرها در این منطقه به 89عدد رسیده است. دکتر محمدرضا فاطمی به این موضوع، فاضالبهای صنعتی این منطقه را نیز میافزاید کــه از مهمترین کانونهای آلودگی است و سالهاســت به دریا ریخته میشود. آلودگی این منطقه در مقایسه با تهران 100 برابر اســت و خطراتی جدی در انتظار مردم بومی و نیز کارکنان صنایع در این منطقه است.

روحاهلل قائدامینــی، دکترای بهداشــت و درمان و معاون امداد و درمان ســازمان بسیج جامعه پزشــکی، درباره آلودگی خاک منطقه عسلویه گفته است: «خاک، این سرمایه طبیعی با خطرات گوناگونی دستوپنجه نرم میکند که شایعترین آن «فرســایش» است؛ همان فرسایشی که همه بهعنوان عامل پدیدآورنده ســیالب میشناســند؛ اما یک خطر فاحش نادیده دیگری نیز هست که خاک را بهعنوان پایه اساسی زیستی بشر تهدید میکند و آن «آلودگی» اســت. خطر آلودگی خاک کمتر از خطر آلودگی هوا نیســت؛ اما از آنجایی که این آلودگی ملموس نیست، کمتر به آن توجه میشود.

او معتقد است هریک از آلودگیهای محیط زیســت که شــامل آلودگی هوا، آب، خاک و آلودگی صوتی هســتند، معلول عواملی است که درنهایت به سودجوییها و استفاده بیرویه بشر از طبیعت برمیگردد. روحاهلل قائدامینی میگوید: «براســاس آمارهــا، درصد کمی از فاضالبهای صنعتی و خانگی در کشور تصفیه شــده و بخش عمــده فاضالبهای خانگی و صنعتی کشــور بدون تصفیه و بهصورت خام وارد محیطزیســت میشــود که این روند، آلودگی خــاک و آبهای زیرزمینی را در پی دارد.

خون اهالی عسلویه و ابهامی حلناشدنی

نهم اســفندماه 1392 بود که امام جمعه موقت عســلویه با ابراز گالیه از آلودگی هوای این شــهر که آن را چند برابر آلودگی هوای تهران خواند، گفت «خون مردم عسلویه آلوده است و انتقال خون نیز از پذیرفتــن خون مردم ایــن منطقــه، اجتناب میکند». حجتاالسالم بحرینی در خطبههای نمازجمعــه تأکید کرد: «باید فکری برای مردم عسلویه شود که توسعه فضای سبز برای کاهش آلودگیها یکی از راهکارهاست».

مســئوالن انتقــال خــون بهســرعت با تکذیبکــردن آن درصــدد اصالح مســئله برآمدنــد. غالمرضا حاجیانی، مدیرکل انتقال خون اســتان بوشــهر تأکید کرد خون مردم این شهر آلوده نیست و اگر آنها خون بدهند، انتقال خون برای خونگیری مشکل ندارد. او گفت تأیید یا تکذیب آلودگی هوای عسلویه مسئلهای است که از حیطه وظایف من خارج است؛ اما در ارتباط با مسئله اهدای خون افراد در این منطقه باید متذکر شوم که متأسفانه در این بخش - عسلویه - پایگاه انتقال خونی وجود ندارد که ما حق انتخاب دریافت یا رد این عزیزان را در مسئله اهدای خون داشته باشیم. در منطقه کنگال عسلویه که در جنوب بوشهر قرار دارد و چند شهرستان را هم تحت پوشش قرار میدهــد، تعــدادی از مراجعهکنندگان ساکن عسلویه نیز حضور پیدا کردهاند و بدون کوچکترین مسئلهای اهدای خون داشتهاند. نیازی به تکرار نیست؛ افرادی که برای اهدای خون مراجعه میکنند، بدون شک باید دارای یکســری از فاکتورهای سالمت باشند و اگر مشکلی نداشته باشند، مثل همهجای کشور خونشان گرفته میشود.

مدیرکل وقت انتقال خون استان بوشهر گفت از هر 100 نفــر مراجعهکنندهای که در روز به پایگاههای انتقال خون در بوشهر مراجعه میکنند، حدود 20 درصد به علت نداشتن شــرایط اهدای خون سالم از روند اهدای خون حذف میشوند. چنین مسئلهای کامال طبیعی اســت. مصرف برخی داروها، روابط جنســی ناایمن، حضــور در مناطق ماالریاخیز، اعتیاد تزریقی، افت فشار خون یا حتی یک ســرماخوردگی ساده میتواند موجب شــود تا پایگاه انتقال خون، توانایی قبول خون فرد اهداکننده را نداشــته باشد که در منطقه عســلویه هم اوضاع بر همین منوال است. افرادی که ساکن عسلویه بودهاند و بــرای اهدای خون مراجعه کردهاند، مانند سایر اهداکنندگان باید چنین استانداردهایی را دارا باشــند. حذف در زمان اهدای خون نهتنها در عسلویه؛ بلکه در تهران یــا هر جای دیگری از کشــور هم انجام میشــود، اصل مهم در اجرای خدمت حیاتی انتقال خون بعد از تأمیــن خون کافی، ســالمت خونهــای اهدایی است».

یک هفته بعــد از این ماجرا امام جمعه عسلویه از وزیر نفت وقت خواست فقط یک ساعت از وقت خود را به مردم عسلویه برای بیان مشکالتشان اختصاص دهد. این خطیب جمعه با اشاره به موقعیت منطقه ویژه پارس جنوبی از مسئوالن خواسته بود به مردم بومی این منطقه و روستاهای اطراف پارس جنوبی نیز توجه ویژهای داشته باشند. وی با انتقاد از توجهنکردن وزیر نفت و مدیران او در پارس جنوبی به مشکالت و نیازهای مردم عسلویه، از رستم قاسمی، وزیر نفت وقت خواسته بود تا حداقل یک ســاعت از وقت خود را صرف شنیدن درددلها و خواستههای مردم منطقه عسلویه کند. این مالقات در دولتهای نهم و دهم هرگز میسر نشد؛ اما در دولت یازدهم قولهایی بــرای اصالح اوضــاع آالیندگی خروجــی دودکشهای مناطــق مختلف و مخصوصا آلودگی عســلویه بــه مردم و نمایندگانشان داده و قدمهایی نیز برداشته شد. شهریورماه سال گذشته نیز زنگنه، وزیر نفت در بازدیدی که از تأسیســات عسلویه داشت، در جمع خبرنگاران حاضر شد و در پاسخ به ســؤال یک خبرنگار محلی درباره دغدغه آلودگی محیط زیست منطقه گفت: «این مشکل دغدغه بهحق مردم محلی است که مثال درباره فلرینگ مرتب در حال کاهش آن هســتیم و واحدهای ســاحلی بازیافت گوگرد در حال راهاندازی است. در سالهای گذشته برخی از این تجهیزات بازیافت گوگرد به دلیل تحریم نمیتوانست وارد کشور شود که اکنون در حال واردکردن آنها هســتیم. فلرینگ هیچگاه صفر نمیشــود اما باید به اندازه اســتاندارد برســد. به دلیل اینکه در پارس جنوبی اکثر واحدها در حال راهاندازی هستند، پس از بهرهبرداری نظارت بیشتری بر کنترل آالیندگی آنها صورت میپذیرد».

بااینهمه به نظر میرسد مشکل صنایع آالینده عسلویه همچنان به قوت خود باقی است و الگوی توسعه نامتوازن و ناپایدار که فقط به رشد اقتصادی و درآمد حاصل از آن میاندیشد، دراینباره همچنان پیشتاز است. به نظر میرسد این مسئله یکی از مهمترین مأموریتهای محیط زیست دولت دوازدهم اســت که باید باالخره بعد از سالها نسبت به آن اقدام کند و به این پرســش کلیدی پاســخ دهد که توسعه بدون رعایت موازین و ارزیابیهای زیست محیطی که با محیط زیست و منابع ملی، جان، سالمت و امنیت شــهروندان بازی میکند، به چــه دردی میخورد؟!

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.