عزیز کامال زن است، ادا درنمیآورد

فرزین محدث، ازجمله بازیگران تئاتری است که خود را محدود به یک شکل اجرا و یک گروه نمیکند. او که تاکنون چندین تجربه متفاوت در نمایشهای علی شمس داشته، در«شب دشنههای بلند» با بازی در نقش«عزیز» تماشاگر را غافلگیر میکند.

Jameh Pouya - - فرهنگی‌ تئاتر -

مهرداد بختیاری حتیپشتصحنه هم تمرکز میکنم تا از فضا خارج نشوم. اجرای اول و دوم جورابم سوراخ شد و پیشنهاد دادم تا آن را ندوزند و روی انگشت پایم حنا گرفتم. گریم هم البته به ایجاد این شخصیتخیلیکمک کرد. مجری و طراح گریم ما با جزئیات و خطوط این پیرزن را ترسیم میکند و همه دست به دست هم داد تا نتیجه خوب شود

چطور شد علی شمس نقش «عزیز» را به تو پیشنهاد داد؟ ابتدا قرار بود نقش دیگری در اپیزود دوم بازی کنم که بنابر دالیلی نشد. من نمیدانستم علی قصد دارد از بازیگر مرد برای نقش «عزیز» استفاده کند. عزیز به دلیل ارتباطی که با مجدد (پسرش) دارد، بوسیدن و بغل کردن، باعث شد تا شمس از بازیگر مرد برای ایفای این نقش استفاده کند. زمانیکه متوجه شدم میخواهــد این نقش را به یــک بازیگر مرد بدهد، پیشــنهاد کردم این نقش را به من بسپارد. البته ما یک فرصت برای هم گذاشتیم که اگر نقش «عزیز» پایهاش درنیامد، این کار را نکنیم و قرار شد 51جلسه تمرین کنیم؛ زیرا نمیخواستیم ریسک کنیم و نقش را خراب کنیم. در جلسات تمرین کردیم و علی گفت میشــود و شروع کردیم روی ریزهکاری و لحن این نقش کار کردیم. عزیز، زنپوش نیست، زن است.

بله، زنپوشی نیست. زنپوشی در نمایشهای آئینیسنتی اســت که ادای زن درمیآورند؛ اما من واقعا پیرزن بازی میکنم.

پخشنکردن بروشــور در ابتدای نمایش هم کمک میکند تا تماشاگر دقایقی در ابهام این نقشبماند. دقیقا. این اواخر نمایشی دیدم که زنپوشی داشت. ادای زن را درمیآورند و به شــکل غلوشــده سعی داشــتند بگویند ما چقدر زن هستیم. نمونه خوب زنپوشــی اکبر عبدی در فیلم «آدم برفی» اســت؛ اما همین بازیگر در فیلــم «خوابم میاد» واقعا مادر میشــود. ما در تئاتر این نمونه را نداشــتیم. نمونه خوبش هوتن شکیبا در «دایی وانیا» حسن معجونی بود که در نقش پیرزن بازی داشت و متأسفانه آن کار را ندیدم. سعی داشتم به دور از ادا و اطوار زنانه بازی کنم تا تماشاگر واقعا فکر کند با یک پیرزن روبهروست یا حداقل زنی که در نقشی پیر بازی میکند.

بازخورد تماشاگر تاکنون چگونه بود؟ بازخوردهایی که تا به امروز گرفتیم، مثبت است و تقریبا همه من را نشــناختند. گالب آدینه، مرضیه برومند و حســین پاکدل نشــناختند که من بازی میکنم.کسانیهمکهمتوجهمیشوندبازیگر«عزیز» مرد است، به خاطر این اســت که سام کبودوند را بغل میکنم و میبوســم. این اتفاق خوبی است که نمیشناسند و باور میکنند که این شخصیت یک زن است.

رسیدن به این مادرشدن در «شب دشنههای بلند» و زنپوشنشدن مرز باریکی است. بلــه، کارگردان خیلی کنترل میکند. شــمس در زمینه بازیگری جوان باهوشــی اســت. در اپیزود دوم کامال واقف بــود که با بازیگران چگونه کمدی دالرته کار کند و در اپیزود اول میدانســت چگونه بازیگران رئال باشند. البته جالب است بدانید من با مادربزرگم 43سال زندگی کردم و چهارسال است که فوت کردهاند و دو سال نیز خاله مادرم با من زندگی میکرد. با پیرزنهای آن دهه آشنا هستم و پیرزنی که بازی میکنم، دقیقا برای آن دهه است. اکت بدنی و تمایزی که بین پسر و دختر میگذارند، در فرهنگ ما مشــهود است؛ زیرا مادربزرگهای ما پسردوست بودند و نوع رفتار من با سام بهعنوان پسرم و مرضیه وفامهر بهعنوان دخترم متفاوت است و جنس لحن تغییر میکند. به جزئیات ژست یک پیرزن پرداختم از پای پرانتزی تا نوع راهرفتن و حرکاتش. انگشتهای پیرزنها معموال صاف و قوی نیست و دفرمه شده و دهن جمعشده و نگاهی از زیر عینک ذرهبینی وجود دارد. نوع راهرفتن با مکث و تمام اینها جزئیاتی بود که ساعتها به آن فکر و تمرین کردم تا به این لحن و حرکات در اجرا رسیدم. حتی روی صدایم کار کردم تا با این نوع گریم و لحن و حرکات سازگار باشد.

تماشــاگر ارتباط خوبی با«عزیز» دارد و در لحظاتیبهشیرینیحرکاتشلبخندمیزند. «عزیز» پیرزن شــیرینی است و تماشاگر چون یاد مادربزرگها میافتد، لبخند میزند و برایش دلنشین است. تخممرغ شکستن و اســپند دودکردن عزیز حس نوســتالژی ایجاد میکند. عزیز را با جزئیات ســاختیم و تالش کردیم نمایش پیــرزن ندهیم. خیلی از صحنهها پشتم به تماشاگر است و دیالوگ میگویم و در حال و هوای خودم هســتم. نمایشی بازی نمیکنم و با اینکه نیمرخ به تماشاگر هستم؛ اما چون مجموعه حرکاتم باورپذیر است، تماشاگر آن را باور میکند، تالش میکنم از فضای پیرزنی نلغزم. تماشگر منتظر سوتی است و من حتی پشت صحنه هم تمرکز میکنم تا از فضا خارج نشوم. اجرای اول و دوم جورابم سوراخ شــد و پیشنهاد دادم تا آن را ندوزند و روی انگشت پایم حنا گرفتم. گریم هم البته به ایجاد این شــخصیت خیلی کمک کرد. مجری و طراح گریــم ما با جزئیات و خطوط این پیرزن را ترسیم میکند و همه دست به دست هم داد تا نتیجه خوب شود.

در کارنامه کاری خود شما هم این کار متفاوت است؟ بله، تاکنون اصال چنین نقشــی نداشــتهام و برایم جذاب و چالشبرانگیز اســت و باعث شــده تا روی پیشنهادهای دیگرم بیشتر فکر کنم.

البته بازی در نقشهای متفاوت این ریسک را هم به دنبال دارد که پس از آن فقط در همان قالب به شما نقش پیشنهاد شود. در این ســالها در تئاتر نمایشهای مختلفی بازی داشتم و رزومه متفاوتی دارم. اگر نقش پیرزن را به من پیشــنهاد دهند، فرار میکنم. مگر اینکه نقش اصلی و چیز عجیب و غریب و ویژهای باشــد و تازه آنجا هم بایــد گفتوگو کنم تا «عزیز» این نمایش نباشد تا خودم را تکرار نکنم.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.