«مجدد» آدم بد خوبی است

ســام کبودوند در پنجمین تجربه همکاری با علی شمس در«شب دشنههای بلند» در نقش«مجدد خوشکوش» نویسنده بازی دارد که متن او و شیوه نگارشش باعث شکلگیری این داستان شده است.

Jameh Pouya - - فرهنگی‌ تئاتر -

چطور به نقش یک نویسنده تجارینویس در دهه 40 رســیدید؟ شخص خاصی را در ذهنداشتید؟

صددرصد مابازای تاریخی دارد؛ اما من فکر نکردم که قرار است نقش یکی را بازی کنم. مابازای امروزی هم بهشدت دارد. زمانه ما بهشــدت پر از آدمهایی است که تنبل و بیاستعداد هستند؛ اما از خود بیش از اندازه توقع دارند و خود را باال میبییند؛ بنابراین به دیگران حسودی میکنند. فرق امروز و دیروز در این اســت که امروز با وابستگی به روابط میتوانند خودشان را باال بکشند؛ اما در گذشته اصولی وجود داشته که این امکان را نداشــتند و با توجه به توانایی و سوادپیشرفتمیکردند.

پس این نقش ترکیب چندین نویسنده است؟

نه هرگز چنین نیست. سعی کردم عادات و رفتارهایی که از آدمها دیدم و ممکن است هرکدام برای یک فرد باشــد، جمع کنم و با توجه به مسیری که خود نمایشنامه به

من میداد، خیلی از عادات را نمیتوانستم استفاده کنم، زیرا در قالبی که کاراکتر در نمایشنامه داشت، نبودند. ولی سعی کردم تا جایی که امکان داشت، از خصوصیات این دسته از آدمها استفاده کنم.

شخصیت «مجدد» با وجود اخالقهای بد اصالمنفینیست.

وقتی خصوصیات منفی را در یک شخصیت جمع میکنید، کاراکتر منفی میشــود و تماشاگر آن را پس میزند. مجموعهای از اخالق بد ارائه میدهیم که تماشاگر آن را دوست ندارد؛ اما من سعی کردم کاراکتر را با ظرافت شیرین بیرون بیاورم. آدمی که با تمام این تفاسیر و خصوصیات بد تماشاگر در لحظاتی برایش دلســوزی میکند و ترحم تماشــاگر را برمیانگیزد. از جهاتی احترام کوچکی برایشان قائل هستم؛ زیرا حداقل اگر از شما خوشش نیاید، رودررو بغض و کینهاش را نشــان میدهد. خیلی از آدمها برعکس عمل میکنند، در ظاهر تملق میگویند و مجدد از این نظر برتری دارد.

شخصیت مجدد ظرایف خاصی دارد؛ زیرا باید حرفهای درست «علی شمس» (مرضیه وفامهر) را متوجه نشود.

او یک بچهپرروی خودبرتربین است و سعی دارد با تحقیرکردن آدمها مسیر خودش را باز کند. حرف ناحق میزند و منتظر نیرویی است که بیاید و خارج از دایره کمکش کند؛ به همین دلیل به علی شمس کذایی که در قالب خواهرش حلول کرده، اعتماد میکند و باز ســعی دارد بگوید خودم آدم بزرگی هستم.

از اول نقش «مجدد» را به شما پیشنهاد دادند؟

زمانیکه علــی شــمس در ایتالیا بود، نمایشنامه را فرستاد و گفت: از ابتدا که این نمایش را مینوشتم، تو را در نقش مجدد تصور میکردم و برای تو نوشتم. اولینبار که متن را خواندم، برایم کاراکتر جذابی بود و از همان اولین جمله حال و هوایش را فهمیدم و نقش برایم ترسیم شد.

این کاراکتر در تمام طول اجرا در یک تخت ساکن است. این ساکنبودن امکان استفاده از زبان بدن را از شما میگرفت.

میدانستم این آدم نباید از جایش تکان بخورد. این اولین نقشی است که در تئاتر بازی دارم و ساکن هســتم؛ ولی از درون بهشدت سعی دارم ریتم را حفظ کنم و این انرژی بیشتری از من میگیرد. در نمایش قبلیعلیشمس«داستانهایمیانرودان» در ســه کاراکتر بازی داشتم و زانوی چپم باد کرده بــود؛ اما به اندازه «مجدد» انرژي نمیگرفت. در صحنــه دوم این نمایش 71دقیقه ثابــت خوابیدم و درعینحال به دیالوگ بچهها واکنش نشان دادم.

زمانه ما بهشدت پر از آدمهایی است که تنبلوبیاستعداد هستند؛ اما از خود بیش از اندازه توقع دارند و خود را باال میبییند؛بنابراین به دیگران حسودی میکنند

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.