محیط زیست؛ شاید وقتی دیگر

Jameh Pouya - - چشم‌اندا‌ز محیط‌زیست - زهرا علیاکبری

لطفــا این جمله تکراری را تکــرار کنید؛ «اگر فکر میکنید اهمیت محیط زیســت کمتر از اقتصاد است، نفستان را حبس کنید و پولهایتان را بشمارید».

عمق این جمله وقتی آشکار میشود که آمارها اثبات میکند آلودگی هوا هرساله جان هزاران انسان را میگیرد و پیوند آلودگی با خاک و آب و غذا ...و زمینه را برای تداوم زیســت بر کره زمین دشوار میکند. آنچه در صد سال اخیر در کره زمین رخ داده است، از رؤیای بشر نیز فراتر بود.

اگر کسی بتواند ماشین زمان مورد نظر «انیشتین» را سوار شود، خواهد دید که صد سال قبل خبری از زندگی، با این سبک و ســیاق نبود. هر چه زندگی راحتتر شد، حفظ محیط زیست دشوارتر از قبل و بشر انگار با رشد و پیشرفت تکنولوژی به این باور رسیده بود که منابع زمین الیتناهی است و درنتیجه تالش برای حفظ محیط زیست را ضروری نمیدید. زمین حاال هفت میلیارد نفر را در خود جای داده و سالیانی طوالنی است که از جنگ خالی نیست. سالحهای جدید جنگی همانگونه که حیات بشر را نشانه میروند، جان زمین را نیز در معرض خطر قرار میدهند. دوران شمشیر سپری شده است؛ حاال باروت، خون را سربی میکند و بر زمین میریزد و اتفاقا محرک ماشین جنگی نیز چیزی نیست جز اقتصاد. اینجا هم اقتصاد از دری دیگر وارد میشود تا محیط زیست را بیرون براند. «انگار به این باور دارد که دو پادشاه در یک اقلیم نگنجند». کشورهایی که فرایند توسعه را تجربه کردند، آنقدر در تولید آلودگی پیش رفتند که حاال قراردادها و موافقتنامه­ها و کنوانسیونه­ای متعددی را برای حفظ زمین ضروری ببینند و آنها که درحالتوسعه هستند نیز از این موقعیت چندان بری نیستند، چراکه انگار تار توسعه اقتصادی با پود محیط زیست بدجوری در هم گره خورده است. محیط زیست، چند سالی است به سازمانی مهم در ایران تبدیل شده؛ ایران، این منبع سرشار از انرژی، حاال 70 سالی است رؤیای توســعه را در سر میپروراند؛ پنج برنامه توسعهای را پیش از پیروزی انقالب اسالمی به مرحله اجرا درآورده و پنج برنامه را پس از پیروزی انقالب اجرائی کرده اســت. حاال ششمین برنامه توسعه اقتصادی در حال اجراست، اما هنوز بحث بر سر ضرورت حفظ محیط زیست ادامه دارد. لزومی به استفاده از ماشــین زمان نیست، ضرورتی برای بررسی وضعیت 70 سال پیش ایران و جهان نیز وجود ندارد، کافی است البهالی رسانههای چاپی، سراغی از 20 سال قبل بگیریم.

آن روزها بحث داغ روز، تقدم توســعه سیاسی بر اقتصادی یا بالعکس بود. همان زمان که کمکم محیط زیســت در ادبیات سیاســی دولتمردان ایرانی جا باز میکــرد، درباره تقدم و تأخر فرایند توسعه اقتصادی بر سیاسی یا سیاسی بر اقتصادی سخن میگفتند، حال آنکه کمکم مفهوم توســعه در جهان با چالش جدیدی مواجه میشد. پیوند پایداری با توسعه ضرورتی بود که تئوریسینها­ی اقتصادی از آن سخن میگفتند و این عبارت بارها و بارها از دهان باالترین مقام اجرائی کشور نیز به گوش رسید.

چرا راه دور برویم؟ در قامت یک شهروند، یک خبرنگار، یک مستندساز ...و سراغ وزرا و وکال و مردم عادی بروید و این سؤال را مطرح کنید: «به نظر شما حفظ محیط زیست کار خوبی است؟». بیتردید با شنیدن این سؤال از دهان شما، کمی خیره مینگرند و با لبخندی که نشاندهنده پیش پا افتاده بودن این سؤال است، پاســخ مثبت را حوالهتان میکنند. کســی را از میان مقامات، کارشناســا­ن، فعاالن اقتصادی ...و ســراغ دارید که بگوید حفظ محیط زیســت اقدامی نامناسب است و نباید به آن توجه کرد؟ ممکن است کسی در برنامههایی که برای تصدی یک پست ارائه میدهــد بگوید قصدش فقیرترکردن مردم و ازمیانبردن قدرت خرید و مقابله با اقدامات زیستمحیطی است؟ هرگز این حرفها

را از دهان هیچکســی نخواهید شنید، اما در عمل میبینید که نهفقط مقامات به ضرورت حفظ محیط زیست پایبندی الزم را ندارند که مردم نیز با پرتکردن آشغال از خودروهایشا­ن و جنگ با طبیعت، در یک روز تعطیل، حفظ محیط زیســت را ضروری نمیدانند. به تصاویری که بعد از تعطیالت چندروزه از جادهها و جنگلهای شمال و ساحل دریا منتشر میشود نگاهی بیندازید تا عمق فاجعه را دریابید.

کار خطر از کمین گذشته است

بحران زیستمحیطی از آنچه در گزارشها میخوانید به شما نزدیکتر اســت، این را باور کنید. جنگلهای شمال رو به زوال میروند و فعالیتهای اقتصادی طبیعت بکر بسیاری از استانها را نشانه رفته است. تهران را ببینید؛ محیط زیست تهران فدای توسعه اقتصادی شد. روزگاری نهچندان دور، تهران پوشیده از باغ بود و درختهای توت و انار و چنار در جایجای شهر، خود را به رخ میکشیدند. حاال دیگر خبری از انار نیست، توتها مزه عوض کردهاند و تنههای چنارهایی که پوستشــان دائم کنده میشود، بیبرگیشان را به نمایش میگذارند.

تهران در 40 سال گذشته تغییراتی جدی کرد. درختهای بلندباال جایشان را به چمنهای سبز دوسانتی دادند. شهری که یکچهارم گردش مالی و توســعه اقتصادی را در خود جای داده و بیش از دو سده است نام پایتخت را یدک میکشد، فقط فدای بیتوجهی مسئوالن به محیط زیست نشد، این مردم هم بودند که تالش برای ازمیانبردن میراثشان را با دقت و سرعت به انجام رساندند. زیر ســایه تغییرات اقتصادی و گرانی زمین و مسکن. درختها را خودجوش کندند و آجر و آهن و سیمان را به جایش کاشــتند تا جیبهایشان مملو از پولهایی شود که بهازای جان درختها حاصل شــده است. قصه تهران قصه پرغصهای است. حاال ســبزیجاتی که در جنوب این «هشتپا» کاشته میشوند، با فاضالب آبیاری میشــود و هوای خفه و آلودهاش که زمستان میزبان دود اســت و تابســتان میزبان مگس سفید، دیگر جانی برای پرکــردن ریهها ندارد. خیابانها مملو از آهنهای متحرک و حاشــیهاش پر از برجهای بزرگ و کوچک و ســاختمانه­ای بههمفشردها­ست.

تهران اگر تا دیروز انار نداشت، امروز هوا هم ندارد به خاطر چهار گورخر

حاال برگردیم به همان حرف و فاصلهاش تا عمل؛ وقتی پای کلمات در میان اســت، محیط زیست منزلتی دارد و وقتی پای عمل میرســد، ادبیات نیز وارونه میشود. وزیر صنعت، معدن و تجارت در دولت یازدهم که ســابقه کار اجرائی در سه دهه قبل را نیز در کارنامه خود دارد، وقتی درباره توســعه معدنی سخن میگوید، نحوه بهکارگیری کلماتــش تغییر میکند. میگوید: «اعتقاد ما بر این اســت که در بخش معدن میتوان بیشتر کار کرد، اما متأســفانه در جاهایی که معادنی وجود دارد و میتوان در آن سرمایهگذار­ی کرد، محیط زیست اجازه بهرهبرداری به ما نمیدهد. در هیچجای دنیا اینگونه نیست، فعالیت معدنی بهدلیل حفاظت از محیط زیست انجام نشود و باید درحالیکه از محیط زیســت حفاظت میشود، از معادن نیز بهرهبرداری شود. یکی از معادن مهم آهن و مس در منطقه «بهرام گور» واقع اســت که محیط زیست به علت عبور چهار گورخر، روی آن دست گذاشته و اجازه کار در آنجا را به ما نمیدهد». نماینده مردم شهرستانهای مریوان و سروآباد در مجلس شورای اسالمی میگوید: «هماکنون مردم سروآباد با مشکل زمین برای ساخت مسکن مواجه شدهاند و محیط زیست این شهرســتان هم محیط ایست شده است». سیدحسن حسینی، نماینده مردم شاهرود نیز میگوید: «سازمان حفاظت محیط زیســت از حوزه خود بهخوبی دفاع نکرده است، متأسفانه محیط زیست به «سازمان محیط ایست» تبدیل شده و فقط بــرای توقف پروژهها ورود پیدا میکند».نوروزی، نماینده علیآباد کتــول در مجلس نهم نیز از همین لفظ، یعنی محیط ایست بهجای محیط زیســت در سخنانش استفاده کرده است. اینها مشتی از خروار هستند. کارشناسان سازمان برنامه و بودجه تالش بسیاری از دستگاههای اجرائی برای دورزدن مرحله دریافت مجوز از ســازمان حفاظت از محیط زیست را شهادت میدهند. آنگونه که آمار میگوید در دولت پیشین نیز صدها پروژه بدون بررسیهای کارشناسانه ســازمان حفاظت از محیط زیست به مرحله اجرا درآمده اســت. از اینها بگذریم. میشود این نوشته را بینقطــۀ پایان، همچنان ادامه داد و ادامه داد. آنچه اهمیت دارد این اســت که جامعه ایران هنوز به اهمیت حفظ محیط بهطور کامل پی نبرده است. در مقابل دوربین لبخند میزند و پشت به دوربین، تالش میکند اسکناسها را در جیب جای دهد و بهجای سایه درخت، زیر سایه ساختمان بلندمرتبها­ی بنشیند که مفهوم پول را به ذهن متبادر میکند، نه زندگی را. حقیقت این اســت که در هفت دهه گذشته، ماشین توسعه اقتصادی بدون توجه به محیط زیســت به حرکت خود ادامه داده است، انبوه کارخانهها، واحدهای تولیدی، پروژههای ملی و منطقهای بیتوجه به اقلیم و محیط زیست به مرحله اجرا درآمدهاند، برخی میخواهند زمین را بدزدند تا ویال را بنا کنند و بعضی آب را میدزدند تا محصوالت کشاورزی به بار بیاورند. دشتها فرومینشینن­د و ساختمانها در البالی درختهای جنگلی میرویند. پسابهایی که از کارخانهها راهی رودخانهها و دریاها و برکهها میشود، کیفیت آب را سخت تغییر میدهد و از سوی دیگر سدهایی که روی رودخانهها ساخته میشوند، دریاها و دریاچهها را تشنه رها میکنند. اگر جایی قرار است انتخاب میان توسعه اقتصادی باشد یا محیط زیست، حتما تصمیمگیران نفع اولی را در نظر گرفتهاند و کمرنگبودن موقعیت سازمان حفاظت از محیط زیست در ساختار اداری ایران نیز ناشی از همین رجحانهاست.

به زمین بیزیست خوش آمدید

آیا محیط زیســت در تقابل با رشد اقتصادی است؟ پاسخ به این سؤال دقیقا بســتگی به آن دارد که کجا ایستاده باشید؛ در قامت یک فعال اقتصادی یا یک حافظ محیط زیســت. در نقش یک کارفرما یا کارگری که برایش تأمین هزینه زندگی بر حفظ درخت مقابل خانه برتری دارد. بیتردید حفظ محیط زیست در بسیاری از مواقع میتواند چاقوی رشد اقتصادی را ُکند کند، اما در این صورت روند توســعه را با مؤلفهای آمیخته میکند که از سوی کارشناســا­ن اقتصادی «پایداری» خوانده میشود. بشر امروز میداند نه منابع زمین الیتناهی اســت و نه آنچه تخریب میشود قابل بازگشت اســت. میداند که تحمل روزهای بسیار گرم در نیمه اول ســال محصول رفتاری است که با داشتههای زمین شده است، اما جادوی پول، همان ابزار ساخته دست بشر نمیگذارد به جیبمان فکر نکنیم. حتی همان کسانی که محیط زیست را محیط ایست نمیدانند و معتقدند نباید محیط زیست را فدای اقتصاد کرد نیز برای نشاندادن اهمیت داشتههای زمین، از ابزار پول بهره میگیرند و ارزش منابع طبیعی را در قالب عدد درمیآورند. میگویند آلودگی هوا ساالنه برابر با این حجم میلیارد دالر به زمین خسارت وارد میکند، سوراخشدن الیه ازن آنقدر، تخریب جنگلها این میزان و نشست دشتها آن میزان، غافل از اینکه نه دشت را میشود ساخت و خرید، نه آب را و نه جانوران کوچکرده از زمین را. جان با پول برابری نمیکند، اما پول همیشه برنده این میدان اســت. نگران نباشید؛ با همین روند که پیش برویم، اتفاقی که نباید بیفتد، میافتد. مردمی که پول فراوانتر از امروز دارند، در سایه سقف خانههایشان مینشینند و داراییشان را در قامت عدد درمیآورند. هوای گرم و غیرقابل تحمل تابستان را فرومیبرند و با خاطره برف و باران شب را به روز میرسانند. بخش مهمی از داشتههایشا­ن را خرج بازگرداندن سالمتی ازدسترفته میکنند غافل از اینکه جراحت بدن مادر، یعنی زمین، اینگونه فرزندانش را به بند کشیده. بهتر است به همان ضربالمثل پیشین استناد کنیم: «عقل سالم در بدن سالم است». فعال نه تن زمین سالمت است، نه تن بشر، شاید ازاینروست که عقل سالمی در کار نیســت تا به کمک زمین بیاید، همین یک زمین که دارایی همه ماست.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.