ته جیبتان خبری نیست!

Jeem - - الصفحة الأولى -

س �رتان را بالا بگیرید شما به عنوان یک جوان بزرگ شدهاید، آن قدر که میتوانید با افتخار در خیابانهای ش �هر قدم بزنید. حین قدم زدن حتما عده بسیار زیادی شما را به درس خواندن و دانش �گاه رفتن تش �ویق میکنند و شما خوشحال از این که میتوانید محصل شوید و بعد با افتخار سرتان را بالاتر بگیرید و بروید دانشگاه و اتفاقا فقط در چارچوب در سرتان را پایین بیندازید تا رد ش �وید اما جلویت �ان را بگیرند و بگویند آهای کجا؟! اول ش �هریه! و ش �ما ته جیبتان به دنبال شهریهای که صفرهایش را هم نمیتوانید بش �مارید هستید و بعد سرتان را کمی میاندازید پایین که با این سکههای ته جیب این شهریهها را نمیش � ود پرداخت و دوباره در همان خیابانهای شهر قدم میزنید و باز عدهای هی میگویند که جوان اس �ت و ازدواج و ش �ما خوش �حال که همه به فکر شما هس �تند و میخواهند آستینهای ش �ان را تا کجا بالا بکش �ند که شما مزدوج شوید اما در همین گیر و دار متوجه میش �وید که دوباره سکهای ته جیبتان نیست تمام دلخوشیهای تان به وامی به اسم ازدواج اس �ت که بعدتر متوجه میشوید ای دل غافل وام ازدواج هم پر. دوباره دارید در خیابانها قدم میزنید این بار سرتان خیلی پایینتر است عدهای میگویند برو کار کن مخور غم و غصه، ب �ا پولش میش �ود خانه خرید، خودرو خری �د، ازدواج کرد، ش �هریه دانش �گاه داد و... این بار خوش �حال در به در با کلی پارتی بازی خیلی ش �انس آورید، کار پی �دا میکنید و بعد با خودتان خوش �حال که میشود با حقوق تان اول چند تا سکه بخرید، بعد س �که ها را بفروشید، خودرو بخرید بعد خانه و... همین طور خوش �حال در این رویاها به س �ر میبرید که یک نفر از آن عده میزند به پش �ت تان که آهای کجا با این عجله شبانهروز کار میکنی با این حقوق تو نمیشود یک کیلو پسته بخرید چه برس �د به خ �ودرو و... حالا در ش �هر قدم میزنید س �رتان بالا نیست کس �ی هم دیگر به شما توصیهای نمیکنند همه میدانند ته جیب شما خبری نیست.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.