یک تجربه عینی!

Jeem - - الصفحة الأولى -

در پی پرسوجوها ب �ه خانمی برخوردیم ک �ه خودش پا پیش گذاش �ته بود و به آقا پس �ری پیش �نهاد ازدواج داده ب �ود. با او همکلام شدیم، متن پیش رو خلاصهای از درد دلهای خانم م. ع. است: «تازه وارد دانش �گاه ش �ده بودم و همه چیز برایم رنگ و بوی دیگر داش �ت. از خانواده مرفهی بودم و هرچه میخواس �تم داشتم. در دوران دانشگاه دلبسته آقایی شدم، آنقدر که اگر ته س �یگارش را زمین میانداخت من بر میداشتم و به عنوان یادگاری نگه میداشتم. خیلی تلاش کردم تا ایش �ان از من خوشش بیاید و برای خواس �تگاری قدم پیش بگذارد اما نش �د. خودم پیش قدم ش �دم اما این آقا گف �ت: من از ت �و متنفرم. از اینکه همیش �ه دنبال �م بودی ب �دم میآید. ای �ن موضوع در دانش �گاه گوش به گوش پیچید. روحیه من به �م ریخته بود و رفتار بچهها عوض ش �ده بود. همه به دی �ده حقارت نگاهم میکردند. این قضیه آنقدر کشدار ش �د که مجبور به ترک تحصیل ش �دم و دوباره برای قبولی در دانشگاه، درس خواندم و آنقدر این موضوع م �را آزرده بود که رش �ته تحصیل �یام را از معماری به مدیریت دولت �ی تغییر دادم. اگر حاضر به صحبت با ش �ما ش �دم فقط به این خاطر بود که سرنوش �تم درس عبرتی ش �ود برای دختران احساساتی هم جنس خودم. »

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.