اندر حکایت ابن جیم و زلزلههای درخواستی!

Jeem - - الصفحة الأولى -

آوردهان �د ک �ه روزی ابوجارچ �ی ابن جیم خراس �انی در معی �ت مری �دان در خان �ه خ �ود نشس �ته بود و تخمه جاپنی با دندان میشکست ک �ه لرزه بر اندامش افت �اد. اول با خود فکر کرد اثرات خربزه اس �ت که چندی پیش خورده بود، اما هرچه گذشت بر ش �دت لرزش افزوده شد. ترس بر پیرنا حادث گش �ت و با شتاب از خانه بیرون رفت. چون به کوچه رس �ید مریدان بدید که جملگی ب �ر زمین لگد میکوبند و خود را به در و دیوار منازل میزنند و تا هفت محله همین کار میکردند. استادنا بانگ بر زد: »ای کاندیدها چه میکنی �د ؟« مریدان گفتند: »با مایید استاد« گفت بلی، کاندید یعنی نادان، کاندیدا به معنی نامزد و منتخب است. مریدان چون این بشنیدند ساکت شدند و گفتند قب �ل از اینکه علت این کار ما از ما بازپرسی خودمان مثل بچه آدم عل �ت میگوییم، قرار اس �ت ب �ه تمام کس �انی که دچ �ار زلزله ش �ده اند وام مس �کن بدهند ما نیز در گرفتن وام طمع کردیم و گفتیم: »ما که حالا حالاها خانهدار نمیشویم بیاییم زلزله ایجاد کنیم شاید شد! « ابن جیم چون این بش �نید، ن �ی بلندی تهیه کرد و بر ف �راز کوههای اطراف اندر ش �د و مریدان دیدند که تا 40 ش �بانه روز بر قله کوه آتشفشانی دمید، اما چون نش �انی از زلزله ندید ب �ه دیار خویش بازگش �ت و دید مریدان یکان یکان بر اس �بان و استران جس �نیس و مرسدس نش �ان، سوارند و از جل �وی او عب �ور میکنند. مریدان اینبار نیز خودش �ان جل �و آمده و گفتند که مدتی اس �ت که با توجه ب �ه ب �ازار در کار چ �اپ فعالیت و تی �زر طراح �ی ميکنند! ابن جیم ک �ه خود را مثال عبارت از پش �ت کوه آمده یافت، به خانه رفت و هنوز هیچ خبری از وی مخابره نشدهاست.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.