دیگه نامه التاس نوشﺘﻦ فایده نداره، نداره، نداره...

Jeem - - الصفحة الأولى -

روزی ابوجارچی ابن جیم خراسانی در کوی و برزن قدم م �ی زد که مریدان بدید، یکان یکان با فک آویزان و چش �مانی گریان از یونیورسیتی پیام نور خارج میشدند. با خود اندیشید که لابد علت دپرسی مریدان تعطیلی زود هنگام دانشگاه اس �ت و با خود گفت: «آخی! چه مریدان درس خوانی دارم» . ناگاه یکی از مریدان ش �تابان خود را از روی دیوار دانش �گاه ب �ه بیرون انداخت و نعره زنان راه بیابان س �رگرفت. پیرنا نزدیک رف �ت و گفت به تو افتخ �ار همیکنم که چونان بچه درس خوانی هس �تی، لیک �ن اینچنی �ن گریس �تن قباحت دارد، یک مقدار تحمل داشته باش! مرید گفت: «این غم از س �بب آن باشد که برای استاد در پایی �ن برگ �ه خطابهای دل کباب کن نوش �ته بودم، لیک چون از امتحان فارغ ش �دم نم �ره ام را حاضر و آماده دی �دم » و بعد نعرهه �ا زد وگریبان خ �ود و ابن جیم را درید. ابوجارچی گفت: «پس بی س �بب نبود استادنا رئیس مرکز آزمون دانشگاه پیام نور گفت که امروز دانشجویان پیام نور در یک اقدام غافلگیرانه نمرات امتحان خود را قبل از خروج از مح �ل آزم �ون دریافت کردن �د .» پس خفننا چون غم مریدان خوی �ش دید، دلش بر آنها رحم آمد و پیشنهاد داد که بروند کاف �ه و مهم �ان او قلیان بزنند و اینگون �ه بود ک �ه مریدان غم امتح �ان که هیچ، غم بیپولی و گرانی و قسط و اجاره و ش �ام امشب و ... را از یاد بردند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.