اندر حکایت ابن جیم و معاملهگران گوسفند

Jeem - - الصفحة الأولى -

در کتاب احوالات الدلّالیه فی باد الجارچی آوردهاند که؛ چون ایام حج فرا رسید، ابوجارچی ابن جیم ابن خراس �انی و مری �دان به کار دلالی گوس �فند اش �تغال یافتند. و از ف �روش و پیش فروش آن س �ودهای فراوان بردند. نقل است که هر گوس �فند را از وس �ط تا و باز آن را چهار لا میکردند و در پاچه چه مش �تری جماعت جایش میکردند و مردم نیز یز از باب حف �ظ آبرو و نیاز به گوسفند بر این گرانفروشی دم نمیزدند. روزگار ب �ه همی �ن من �وال سپری میش �د که یک بامداد، مری �دی نعره زن �ان و جامه دران ن �زد پیرن �ا آمد. بانگ داد: »ی �ا خف �ن؛ چگون �ه آس �وده نشس �تی، ، مگر بی خبری از آنکه معاملهگران عربس �تانی گوسفند، موفق شدند قیمت گوسفندهای قربانی در مدینه منوره را در مقایس �ه با قیمت س �ال گذشته و در آستانه عید قربان کاهش دهند. « ابن جیم چون این خبر بشنید با چهار انگشت بر پیشانیاش کوفت، آن طور که راویان آوردهاند تا شعاع سه متریاش جملگ جملگی مریدان هد شات ش �دند! پس گفت: گفت موضوع از سه حال خارج نباش �د؛ ی �ا آن معاملهگرش معاملهگ �ر نب نب� �وده یا گوس �فندش گوس �فند نب �وده � و ی �ا کار دنی �ا برعکس شد شده. پ �س مر مری �دان چ �ون ای �ن حکمت ش �نیدند، کفشها بر دس � �ت کردن �د و جامه بر پ �ا و جملگی نعره زنان روی دست د به سمت بیابان روان شد شدند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.