اندر حکایت ابوجارچی و محکم دست زدن...

Jeem - - الصفحة الأولى -

نقل اس �ت ابوجارچي ابن جیم خراساني به دوران خٌردي و ش �باب، روزي به مدینه العلم پیام نوریه، اندر شد و استادان در آن حال دید که از بس انگش �ت حی �رت ب �ه دن �دان گزیدهاند، انگشتشان از بیخ قطع شده. پیرنا چون این احوال بر ایشان دید، علت جویا ش �د، جملگي بان �گ برآوردند که ی �ا خفن! ظریف �ی ب �ر ما وارد گش �ت و گفت: ش �وهر عمه رهبر چشم تنگهاي کره ش �مالی که هفته پیش ناگهانی به هنگام برگزاری نشست سیاس �ی حزب حاکم، بازداش �ت ش �د، روز پنجشنبه پ �س از محکومی �ت در دادگاه ویژه نظام �ی، اعدام گش �ته و علاوه بر اتهامات بسیار، یکی از اقدامات نامناسب وي را »دست نزدن با هیجان« در نشستهای سیاسی اعلام نمودهاند. پیرنا چون این س �خن بش �نید، گفت درس �ت آن باش �د که در آن بلاد انجام شد و از اینگونه ش �وهر عمهها در ب �لاد ما نیز بسیار یافت ميشوند، که باید به جرم محکم دست زدن آن هم به اموال بیتالمال، آنها را گرفته و با لانچیکو بزدي و 200 هزار تومان جریمه از حلقومشان بدر آوري و در پای �ان دل و جگ �ر ایش �ان در توبره نه �ادي از بهر مرغان و جوجهگان... اوس �تادان چون این کرامت از پیرن �ا دیدند، جملگ �ي نعرهها زدن �د و قلمه �ا بیانداختن �د و جزوهها چاک چ �اک نمودند، و این از کرام �ات خفننا بود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.