خـواستگارى با وسـاطت پليس محـل

KHABAR JONOOB - - حوادث -

يكى از طرحهايى كه ســالها پيش، پليــس در محلههاى شــهر اجرا مىكرد و تأثير بســيار زيادى در ايجــاد امنيــت در جامعــه و جلوگيرى از وقوع ســرقت داشت، گماردن پاس پيــاده براى محلات يك منطقه اســتحفاظى بود. بدين معنى كه دو نفر پاســبان براى قدم زدن در خيابانها و كوچهها تعيين مىشدند كه هر 4 ساعت يك بار با دو نفر ديگر تعويض مىشــدند و بعــد از 24 ســاعت خدمت نيز مأمــوران شــيفت ديگر پســت را تحويل مىگرفتنــد و بدين ترتيب آسايش و امنيت براى ساكنين همه محلات فراهم بود.

اجــراى ايــن طرح محاســن زيادى داشت از جمله اينكه اعتماد مردم به پليس محلشان را به حدى قوت بخشــيده بود كه اغلب مردم وقتى مىخواستند به سفر طولانى مدت بروند كليد خانه شــان را با خيــال راحت به مأمور پليس محل مىدادند تا در غياب آنان به خانه شــان سركشــى كنند. شــايد اين مورد ســاده بهنظر برســد ولى در واقــع آنچنان اعتمــادى بين مردم و پليس ايجاد مىشد كه نتيجهاش جلوگيــرى از برخــى ناهنجارىها و تخلفــات بــود. بر همين اســاس خاطرهاى را برايتان بازگو مىكنم ســالها قبــل يكــى از مأمــوران محلــهاى در مركــز شــهر متوجه مىشود جوانى با ظاهرى موجه هر روز چند بار به يك كوچه ســرك مىكشــد و چند دقيقهاى مىايستد و بــه نقطــهاى خيــره مىشــود و مىگذرد چون رفتار اين شــخص مشكوك بود و در روزهاى متعدد نيــز تكرار مىشــد مأمــور پليس بهطور غيرمحســوس رفتار او را تحت نظر مىگيــرد تا دريابد وى چه هدفــى دارد و با چه انگيزهاى هر روز به آن محله مىآيد. پس از چند روز بررســى سرانجام متوجه شــد اين پســر جوان در آن محل دختــرى را بــراى ازدواج در نظر گرفته و براى آشــنايى بيشتر و به قصد پيدا كردن خانه آن دختر مدام به آن محل مىرفته اســت. مأمور پليس يك روز كه پســر جوان را دوباره در كوچه ديد به ســراغش رفت و علــت مراجعه هر روزه او را به اين محله پرســيد. پسر جوان كه دســتپاچه شده بود سعى داشت بــه نحوى از گفتــن واقعيت طفره بــرود اما وقتــى دريافــت مأمور پليس تا حــدودى از واقعيت خبر دارد مجبــور به بيان ماجرا شــد. بر اســاس همان اعتمــادى كه بين مــردم و پليس وجود داشــت وى پذيرفــت كه حقيقــت را بگويد تا پليــس به او كمك كنــد. بنابراين گفت: قصــد ازدواج با دخترخانمى كــه منزلــش در اين كوچه اســت را دارم ولــى خجالت مىكشــم با خودش مطــرح كنــم و مىخواهم خانهاش را ياد بگيرم و با خانوادهام براى خواســتگارى برويم. مأمور پليس نيــز به او اطمينــان داد كه كمكش مىكند و چون اهالى محل را مىشــناخت به جــوان گفت من بــا اين خانــواده صحبت مىكنم و اگر خانواده دختــر پذيرفتند به تو خبــر مىدهم با پــدر و مادرت به خواســتگارى بيايى. جــوان ضمن تشــكر از پليس، مشتاقانه آدرس و تلفــن خــود را در اختيار مأمور گذاشت و رفت. بدين ترتيب با پا در ميانى مأمور پليس اين آشنايى و خواســتگارى انجام شد و بعد از تحقيقات بيشتر وصلت ميان آن دو سر گرفت.

نكتــهاى كه قابل ذكر اســت

اينكــه امروزه با وجود پيشــرفت تكنولــوژى و تمــام امكانات فنى كــه در اختيار جامعــه پليس قرار گرفته ولــى با كمال تأســف بايد اذعــان داشــت كــه آن اعتماد و رابطــه دو طرفــه ميــان مــردم و پليس كمى خدشــه دار شده است. از آنجــا كه به علت كمبود نيرو يا دلايل ديگر ما شاهد حضور پليس پياده در ســطح شــهرها و محلات نيســتيم. در نتيجــه كمتر فرصت تعامــل بين مردم و پليس به وجود مىآيــد زيرا همه را بــه امكانات فنــى از قبيل دوربينها و بىســيم و پيامــك و غيره واگذار كردهايم در صورتى كــه حضور فيزيكى و رو در روى پليــس و مردم ،اصلى ضرورى بــراى خدمت به مردم و ايجاد امنيــت و از آن مهمتر حس امنيت است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.