دل به فرش گره زده و چشم به عرش دوخته ايم

KHABAR JONOOB - - آيينه رسانهها -

بايد بپذيريم كه فرش، از توليد تا تجارت، نزديك به 10 ميليون شغل را ايجاد كرده است.اين رقم نشاندهنده فرصتى است كه توجه به صنعت فرش ايجاد كرده و فاجعه اى كه از دست رفتن اين فرصت نصيبمان مى كند

وقتى با زنان بافنده اى روبرو مى شوم كه به دليل مهاجرت اجبارى، در شهرهاى بزرگ، به عنوان دستفروش يا خدمتكار اين طرف و آن طرف مى دوند، به حال خودمان تاسف مى خورم

گزارش خبربانوان:فرش دســت باف ونقوشى كه بافنده ها بر تار وپود اين آثار مــى آفرينند، از افتخارات ديرينه مردم ايران زمين اســت.نقش هايى كه هــر يك بيانگر آداب و سنن و حكايت هاى باســتانى ايرانيان هستند.حتى رنگ هاى بكاررفته در اين دســت باف ها هم حرف هاى زيادى بــراى گفتن دارند و بيانگر پويايى و نشاط در فرهنگ وتمدن ايران است.

دســت باف ها هميشــه به دســت هاى هنرمند و پــر معجزه زنان ايرانى وابســته بوده اند. تنها دســت مايه زنان براى اين نقش آفرينى در دوره هاى مختلف، حس خداداد زيباشناسى و قدرت خلاقانه آفرينندگى بوده اســت.اين توانايى ها حتى زنان بى بهره از سواد را هم پاى دارهاى قالى مى نشاند و يارى گرشان بود تا معجزه بيافرينند.

طبق تحقيقات و داده هاى باســتان شناسى نشــانه هاى قاليبافى زنان ايرانى به عهد مفرغ مى رسد.اما اكنون كه آوازه فرش ايرانى در دنيا پيچيده صنعت فرش ما روبه موت اســت و دســتان هنرمند زنان بافنده را يارايى نيست.

شاهديم كه در گوشه گوشه كشورمان، دستان بافندگان، نايى براى گره زدن ندارند.دلســردى خالقان بافت هــاى هنرى در عوامل متعددى ريشه دارد و بيم آن مى رود دست هايى كه امروز سرد شده و بيكارمانده هيچ وقت گرم نشوند.

زنان خراســان جنوبى و ديگر مناطق كشورمان از جمله هنرمندان ايرانى هســتند كه بيش از 6قرن اســت با صــداى »دفتين« كارگاههاى قالىبافى خوگرفته اند اما دســت هايشــان ديگر بــه كار نمى آيد.چون دلسرد هستند.

نبــود بيمه بافندگان، نبود بازار فــروش فرش و عدمحمايت دولت و مســوولان گلايه هاى تكرارى آنهاســت.به اين ترتيب زنــان بافنده و خانواده هايشــان به دليل بيكارى وبه اجبار به شهر مهاجرت مى كنند و حاشيه نشينى را اختيار كرده اند.

طبــق آمارها هنوزهم بيشــترين بافنده ها زنان هســتند.همه دنيا فرش ايران را با نام نايين و كاشــان و اصفهان مى شناســند.اما بافندگان اين مناطق هم در حال دست از كار كشيدن اند. مشكلات را نبايد گردن تحريم انداخت

طبــق آخرين آمار مركز ملى فرش ايران 700 هزار بافنده فرش در كشــور فعاليت مىكنند و فقط 320 هزار نفر بافندگان بيمه هســتند. تا قبل از تحريم ها هم فرش توليدى ايران به 80 كشور دنيا صادر مى شد. يكى از عمدهترين كشــورهاى هدف صادرات فرش ما آمريكا و بعد از آن امارت متحده عربى بوده است.

با اين حال يكى از تاجران و فروشندگان فرش در بازار وكيل شيراز در گفتگو با خبر بانوان معتقد اســت كه بى رونقى توليد و بازار فرش را نبايد گردن تحريم ها انداخت.

بــه گفته او تحريم فرش ايران از ســوى كشــورهاى غربى، صنعت فرش را تا حدودى تحت تاثير قرار داده، اما اين مشــكلات داخلى است كه همچون بيد بر تاروپود اين صنعت پيچيده و نابودش مى كند.

او در اين باره مى گويد:» صنعت فرش ما سالهاســت با چالشهاى زيادى رو به رو شــده، اما آنقدر ظرفيت داريم كه هنوز هم مى توان آن را حفظ كرد به شــرط آنكه مســوولان در كنار فعالان اين صنعت باشند و حساســيت موضوع را درك كنند.چون بافندگان به تنهايى نمى توانند كار را پيش ببرند.ســرمايه گذاران هم به دليل زمان بر بودن ســود دهى انواع بافت انگيزه لازم را ندارند.به ويژه آنكه بازار داخلى به دليل كاهش

قدرت خريد مردم خيلى ضعيف شده و بازار خارجى هم قربانى سياست مى شــود.از اين رو مســوولان بايد براى حفظ اين صنعــت راهكارهاى موثرى را بكار بگيرند وكم كارى هايشان را قبول كنند«. بى توجهى به صنعت فرش يك فاجعه است

يك كارشــناس آسيب هاى ناشــى از تعطيلى كارگاه هاى بافت در مناطق مختلف كشــور را برشمرده و مى گويد:»توليد فرش دستباف 25 شغل جانبى را ايجاد مى كند كه نشان دهنده ظرفيت اشتغال زايى اين صنعت اســت.به همين ميزان از دســت رفتن اين توان هم خطر بيكارى شــمار زيادى از فعالان اين حوزه در مناطق مختلف به ويژه روستايى را به دنبال دارد.«

به گفته مينا هلالى بايد بپذيريم كه از توليد تا تجارت فرش نزديك به 10 ميليون شغل را ايجاد كرده است.اين رقم نشاندهنده فرصتى است كه توجه به صنعت فرش ايجاد كرده و فاجعه اى كه از دســت رفتن اين فرصت نصيبمان مى كند. گره زندگى بافندگان روز به روز كورتر مى شود

اين كارشــناس از بافندگان بيكار شده اى حرف مى زند كه بيش از 4 دهــه از عمر خود را صرف اين حرف كــرده اند وحالا به جاى اين كه نقش اســتاد را عهده دار شوند، بيكار و بى درآمد دنبال كارگرى روزمزد هستند.

وى ادامه مى دهد:وقتى با زنان بافنده اى روبرومى شوم كه به دليل مهاجرت اجبارى در شهرهاى بزرگ به عنوان دستفروش يا خدمتكار اين طرف و آن طرف مى دوند، به حال خودمان تاسف مى خورم.

به باوراو ســود اصلى شمار اندك توليدات فرش در كشور سالهاست بــه جيــب دلالان مــى رود و گره زندگــى بافندگان روز بــه روز كورتر مى شود. وعده ها با كارشكنى بانك ها و نهادها بى سرانجام ماند

مدير يكى از كارگاه هاى فعال فرش بافى شــيراز هم مى گويد:» به نظر من اعطاى تســهيلات آنهم وام 18 درصدى در بخش خانگى ضربه جبرانناپذيرى به پيكره فرش بود.به اين ترتيب در شرايطى كه متاسفانه هيــچ آمــار دقيقى از مقدار توليــد و صادرات و افراد شــاغل در صنعت فرش كشــور در دست نيست، نمى دانم چطور مى شود به حمايت هاى پراكنده اميد بســت.به ويژه آن كه وعده ها هم با كارشــكنى بانك ها و برخى نهادها بى ســرانجام مى ماند و موجب دلســردى توليد كنندگان مى شود.« كلام آخر:

در اغلب نقوشــى كــه در فرش هاى دســت باف ايرانى به چشــم مــى خورنــد، جنگل وگــوزن و ســواركارانى مشــابه پيكر كنــده هاى تخت جمشيد جلب توجه مى كند كه گفته مى شود برگرفته از اهميتى است كه ايرانيان براى محيط زيست و جايگاه تمدن خود در عهد باستان قايــل بوده اند.ايــن ارزش گذارى تا به جايى نهادينه شــده كه حتى در فرش هاى سرحدى بافت زنان روستايى و بى سواد هم رعايت مى شود. انگار ناخودآگاه به تصوير كشيده مى شود.

اينجاســت كه مى بينيم دست باف هاى زنان ايرانى را نبايد دست كم گرفت.چون هر ذره اى از تار و پودش دنيايى حرف براى گفتن دارد و بيانگر اصالت و تمدن ميهن اســلامى ماســت.بايد بــا تعصب و غيرت پاســدار اين هنر سنتى و ميراثى بود و براى بقاى اين هنر در ميان گروه هاى مختلف سنى و اجتماعى زنان ايرانى هزينه كرد و ارزش گذاشت. سوسن خيرانديش

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.