KHABAR JONOOB : 2020-10-03

بين الملل : 25 : 25

بين الملل

ادبيوهنري احتمال نمايش »دخترى با لباس ارغوانى« در جشنوارههاى خارجى خــداداد جلالــى از آخرين وضعيت توليــد جديدترين فيلم بلند ســينمايى خود خبر داد. جلالى، كارگردان سينما، درباره آخرين وضعيت توليد »دخترى با لباس ارغوانى«، در گفتوگو با خبرنگار حوزه ســينماي گروه فرهنگى باشگاه خبرنگاران جوان، گفت: فيلمنامه اين اثر كامل شــد و آن را به شوراى پروانه ساخت داديم. فعلاً منتظر جواب اين شورا هستيم تا توليد را شروع كنيم؛ البته پيشتوليد كار را آغاز كردهايم. ايــن كارگــردان با اشــاره به زمــان توليد جديدتريــن فيلمش بيان كــرد: همه كارها بســتگى به شــرايط كرونايى موجود دارد، ولى در كل تمايل داريم پاييز كليد كار زده شود. وى همچنين گفت: اين فيلم در ادامه دو فيلم قبلى من اســت و آن، فصل پاييز براى فيلمبردارى­اش مناسب خواهد بود. جلالى درباره هدف خود از اولين نمايش فيلمش، عنوان كرد: در صورت برگزارى جشنواره فيلم فجر تلاش مىكنيم »دخترى با لباس ارغوانى« را آنجا غير اين صورت آن را به جشنوارههاى معتبر خارجى خواهيم فرستاد. اين كارگردان همچنين درباره چگونگى اكران »بچهاى با جوراب قرمز« بيان كرد: بــراى اكران آنلاين اين فيلم با فيليمو صحبت كرديم و منتظر اعلام نتيجه هســتيم. جلالى در پايان عنوان كرد: براى اكران »زنى با ارابه چوبى« هم منتظر هستيم شرايط اكران در سينماها پيش بيايد. در خلاصه داســتان »زنى با ارابه چوبى« آمده است: آرش دانشجوى رشته فلسفه همراه دوســتش بهمن براى تحقيقات تز دانشــگاهى به روســتايى در شــمال كشور ميروند. نام تحقيق آنها »تحصيل ميان واقعيت تا حقيقت است«. آرش و بهمن آنجا با دخترى به نام ستاره آفاق كه شاعر است، آشنا مىشوند. در اين ميان، آرش عاشق ســتاره مىشود، اما انگار ســتاره آفاق واقعيت ندارد ولى حقيقت دارد. اين لحظه 18 سال طول مىكشد تا اينكه... . ارائه دهيم؛ در Khabarbano­van.com Khabarbano­van.ir شنبه/12 مهر 99 /شماره 3693 5 با توجه به قصه قلم زنانه و ثبت واقعى تصاوير جنگ تازههاى هنر فراسو »بچهزرنگ« چشمانتظار استقبال كودكان حصارى امن براى زنان نويسنده از جــرج اليــوت و خواهــران برونته تــا جىكى رولينگ، زنان نويســنده اغلب انتخابشان اين بوده كه از نام مســتعار به جاى نام واقعى خود استفاده كنند. وقت آن رسيده كه چرايى اين اتفاق را بررسى كنيم. اگر بخواهيــم تلاشهاى انتشــارات­ى اخير را باور كنيم، تودهاى از ســتم مردسالاران­ه است. امسال براى جشن 25 ســالگى جايزه ادبيات داستانى زنان، يكى از اسپانسرها كمپينى به نام »بازپسگيرى نامش« را به راه انداخت: 25 اثر از زنان كه با نام مردانه منتشــر شــده بودند، با نامهاى واقعى نويسندگان خود دوباره بازيابى شــدند. روى برچســب آنها نوشــته شده بود: »سرانجام اعتبارى كه شايســته زنان نويسنده است، به آنها بازگردانده شد.« شهلا آبنوس:بحث جنگ در دفاع مقدس چيزى نيست كه ما بخواهيم آن را تفكيك جنسيتى كنيم. زنان نيز بهعنوان يك انسان و همراهِ مردان و بالاخره يك شهروند ايرانى كه مورد هجوم قرار گرفته، در اين برهه از تاريخ نقش مهم و پررنگى داشتهاند، بنابراين ما نمىتوانيم مرزگذارى كنيم كار تدويــن انيميشــن »بچهزرنگ« محصــول كانون پرورش فكــرى كودكان و نوجوانان و گروه هنر پويا به اتمام رســيد. حســن ايوبى كه پيش از اين در فيلمهاى ســينمايى »شــاهزاده روم« و »فيلشاه« با گروه هنر پويا همكارى داشته است، تدوين انيميشن سينمايى »بچهزرنگ« را نيز در موعد مقرر به اتمام رساند. ايوبى در اينباره اعــلام كرد: گروه هنر پويا ســعى كرده به عنوان يك تيم متخصــص از تجربيات آثار پيشــين خــود به بهترين شــكل بهره ببرد و مطمئن هســتم »بچهزرنــگ« مىتواند نظــر كودكان، نوجوانان، خانوادهها و اهالى ســينما را به درســتى به خود جلب كند. در خلاصه داســتان اين انيميشــن آمده است: »محسن پســربچهاى است كه عاشق ابرقهرمانه­اى فيلمهاســت و هميشــه تــلاش مىكند تا با وســايل ابرقهرمانى­اش به هركس و هر چيزى كمك كند. او در يك اتفاق نادر با حيوانى مواجه مىشــود كه از گونه حيوانات منقرضشــده ايران است. محســن تصميم مىگيرد تا به آن حيوان هم كمك كند و او را به زادگاهش بازگرداند، اما ســفر به دلِ جنگل، نبرد با شــكارچيان و رويارويى با حيوانات منقرضشده ديگر، شروع يك ماجراى پيچيده براى اوست.« گزارش شيرين بزرگمهر و آزاده گنجه، داور جشنواره بينالمللى تئاتر دانشگاهى ايران شدند خبربانوان: مرورى بر ادبيات خاطرهنويسـ­ـى زنان در دفاع مقدس موضوع نشســت مشــترك چند نويســنده زن با عنوان »آيينههاى ايثار« بود كه هفته گذشته در تهران برگزار شد. خاطرهنويسـ­ـى با هدف تحليل كودكان ديــروز و تاثير قلم زنانه در روايتها و انتقال تصاوير جنگ، محور اصلى اين نشست بود. به اين بهانه كتاب »تا پلاك 140« نوشته »آذر خزاعى سرچشمه« نقد شد. به گــزارش خبربانوان به نقل از خبرگزارى كتــاب ايران (ايبنا)، در ابتداى اين نشست آذر خزاعى سرچشمه، شهلا آبنوس، فرزانه قلعهقوند، الهه كسمايى و فرزانه فخريان حضور داشتند. فرزانــه قلعهقوند در رابطه بــا خانواده آزادگان، زنان اســير و زنان منتظر، شــهلا آبنوس در رابطه با زن در جنگ، الهه كسمايى با موضوع تأثيــرات جنــگ در كودكى بهخصوص دختربچهها و نــگاه آنها و فرزانه فخريــان با موضوع خاطرهنويسـ­ـى توســط زنان از زنــان در جنگ، در عرصههاى بينالملل ياد كردند. نويســنده كتــاب »تــا پــلاك 140« در ابتــدا در رابطه بــا تجربه خــود از نگارش ايــن كتاب و مرور خاطرات آنهايى كه در گذشــته با از خودگذشــتگ­ى برگى از تاريخ را رقم زدهاند، گفــت: خاطرات كتاب »تا پلاك 140« برايم تجربه زيستى بسيار بزرگي بود. شهلا آبنوس، نويسنده و منتقد هم گفت: اگر جنگ موضوعى مردانه اســت، چرا من زن، زنى كه حالا دخترى 14 ســاله، 17 ساله، زن جوان و تازهعروســ­ى بودم، وارد جنگ شدم؟ اگر جنگ موضوعى مردانه است، پس چه شــد كه من زن وارد جنگ شــدم؟ منى كه اكنون 58 سال از سنم گذشته، چهل سال را پشتسر گذاشتم، در چهلمين سالگرد جنگ مىخواهم در اين رابطه صحبت كنم. وقتى به يادم مىآيد چهها بر ســر من نوعى آمده، در مناطق جنگى زندگى كردم و چه شــد و اكنون چه هستم، خب پس جنگ چگونه موضوعى مردانه است؟ پــس بحث جنگ در دفاع مقدس چيزى نيســت كه ما بخواهيم آن را تفكيك جنســيتى كنيم. زنان نيز به عنوان يك انسان و همراهِ مردان و بالاخره يك شهروند ايرانى كه مورد هجوم قرار گرفته، در اين برهه از تاريــخ نقش مهم و پررنگى داشــتهاند، بنابراين ما نمىتوانيم مرزگذارى كنيم. فرزانه قلعهقوند، نويســنده و معاون پژوهشى انتشارات پيام آزادگان در ادامــه اين نشســت ضمن تشــكر از خانم خزاعى اظهــار كرد: من از زنانهانگاش­ــتن قلــم مىپرهيزم و آن را نمىپذيرم. ســعى مىكنم از اين مســئله دورى كنم، چون اصلاً اينجا بحث جنسيتى نيست. ما به عنوان انسان چه بخواهيم، چه نخواهيم، در جنگ حضور داشتيم. قلعهقونــد در ادامه اظهــار كرد: وقتى كه من قرار اســت به عنوان يك بانوى نويســنده بخواهــم در رابطه با جنگ بنويســم، آيا اين براى نســل امروز جالب اســت يا براى فردا؟ چون من هميشه مىگويم نسل فردا، نســلى كه جنگ را نديدند، حتى همين امروز هم آنها كه جنگ را نديدند، دنبال چرايىاند؟ چرا جنگ شــد؟ چرا اين اتفاق افتاد؟ آنوقت مــن با قلم زنانه خودم چه چيزى را مىخواهم ثابت كنم؟ بنابراين خود ترجيح مىدهم كه زنانه ننويســم، فقط بنويســم، يعنــى به عنوان يك انســانى كه به هر حال بايد احساس مسئوليت داشته باشد كه از جنگ مىخواهد بنويسد، بنويسم. در ادامه اين نشســت، الهه كســمايى، تهيهكننده ارشد تلويزيون و مدرس دانشــگاه ضمن تشكر از نويســنده كتاب »تا پلاك 140« گفت: مــن مىگويم كه خانمها بايد از جنگ بنويســند و زنانه هم بنويســند، بــه دليل اينكه مــا در تاريخ ادبياتمــا­ن زنانى مثل پرويــن اعتصامي را داشتيم كه شعر مىگفتند ولى با ابزار زنانه، با غم و سوز ظلم را تشريح مىكردند. من بهعنوان كسى كه كودكى دومم را در جنگ گذراندم، الان به يك چيزهايى دارم مىرســم كه دخترانى كه در جنگ نبودند، ندارند ولى من دارم. هم ضربه خوردم، هم چيزهاى خوب ياد گرفتم. در ادامــه اين نشســت، فرزانه فخريان، مترجــم و معاونت فرهنگى انتشــارات ســروش بــه موضوع نشســت كه زنــان در دفــاع مقدس و خاطرهنويسى است، اشاره كرد و گفت: خوشحالم كه امروز ما با محوريت كتاب »تا پلاك 140« قرار است يكى از نشستهايى را جمعبندى كنيم كه به موضوع زنان در دفاع مقدس و خاطرهنويسى مىپردازد. وى در ادامــه تصريح كرد: در ادبيات دنيــا تفاوتى با ما وجود دارد و همانطور كه دوســتان اشاره كردند و تفاوت فاحشى هم هست، زنان مــا مجبور نبودند در جنگ باشــند، ولى در جنگهــاى ديگر دنيا مثل جنگهاى جهانى، زنانى در روســيه، آلمان و فرانســه مجبور بودند مثل يك ســرباز در جنگ باشــند و هيچ تفاوت جنســيتى با مــردان ايجاد نمىكرد. فخريان اظهار داشت: زن آنجا يك سرباز بوده؛ عنصري كه درواقع به عنوان يك عامل ديده شــده تنها براى اينكه مسيرى را كه مدنظر است، پيش ببرد، درحالى كه در جنگ ايران، اينطور نبوده است. وى در پايــان تصريــح كرد: عمــوم روايتهايى كــه در اين كتاب آمــده، چه از زنان، چه از مردان به خاطر نگاهى كه نويســنده داشــته، ترجمهشــان بســيار راحت اســت؛ چراكه يك بار پالايش شده، بنابراين بهراحتــى مىشــود روى اين كتاب كار كرد و اميد اســت كه اين اتفاق بيفتد و ما ترجمه »تا پلاك 140« و جهانىشدنش را هم ببينيم. فرزانه قلعهقوند: ترجيح مىدهم زنانه ننويسم، فقط بنويسم؛ يعنى بهعنوان يك انسان كه به هر حال بايد احساس مسئوليت داشته باشد و از جنگ مىخواه د بنويسد، بنويسم اين واقعيت كه نويسندگانى مثل خواهران برونته آثار خود را با نام مســتعار مردانه منتشــر مىكردند، اين تصور را تداوم مىبخشــد كه همه نويسندگان زن اين كار را براى دستيابى به موفقيت انجام مىدهند. اما پسِ اين خشــم، فرسودگى كلىترى در رابطه بــا حمايت از چنين پروژههايى وجــود دارد؛ اينكه از نظر تاريخــى زنان براى نشــر كتابهاى خود تقلاى زيادى كردهاند، اينكه تنها با پنهان شــدن پشت يك نام مردانه مىتوانند به موفقيت دســت يابند و اينكه فاشكــردن نام واقعىشــان آنها را بهطرز باشــكوهى آشكار مىكند. مواردى براى درســت بودن ايــن موضوع وجود دارد. در زمانهاى مختلف، در كشــورهاى متفاوت و براى زنهايى از نژادهاى مختلف و با پيشينه طبقاتى مختلف، جنسيت كاملا به مبارزهاى براى شنيدهشدن كمك كرده اســت. حتي موفقترين نويسنده زن اين قرن، جىكى رولينگ، نامي با جنســيت خنثى براى خــود انتخاب كرد تــا از جالب بــودن هرىپاتر براى خوانندگان پسر مطمئن شود و بعد براى آنكه بهطور ناشــناس داستانهاى جنايى بنويســد، از نام مستعار رابرت گالبريت استفاده كرد. بــا فرض اينكه ايــن امر در واقع هميشــه مبهم، تصــورات را به هم مىريزد، از نظر تاريخى تنها تعداد كمي از زنان مثل جرج اليوت و خواهران برونته موفق به شكست آن شدند و اين كار را با تظاهر به مردبودن انجام دادند. مىتوان گفت سيســتم آموزش تا حدودى مقصر اين ماجراســت. قوانين مرســوم و ســنتى كه توسط مردان ايجاد شــدهاند، از زمان آغاز شكلگيرى رمان در قرن هجدهم ميلادى بر مردان تمركز داشتهاند. زنــان در قــرن 18 و 19 به صورت ناشــناس، با نام مســتعار و نام خود آثارشــان را منتشر مىكردند؛ در واقع نوشتهشــدن توســط يــك زن تبديل به يك نقطه فروش شــد، تا حدى كه نويسندگان مرد آن را پذيرفتند. بر اســاس تحقيقات آكادميك جيمز رَوِن، به عنوان مثال ادعا مىشود تقريبا يكسوم رمانهاى منتشرشــده در ســال 1785 توســط يك زن نوشته شــدهاند. در حالى كه چنين گمنامي به اين معناست كه فهميدن اينكه دقيقا چه تعداد نويسنده واقعا مرد بودهاند، دشوار است، اما اين باور وجود دارد كه برخى عمداً نــام يك زن را به عنوان ترفنــدى براى فروش انتخاب كردند. نويســندگى زن نشان داد كه ماهيت موضوع بــراى خوانندگان زن مناســب اســت و اين زنــان بودند كه بخش بزرگتــرى از بازار خريد رمان را تشكيل مىدادند. هيات داوران بخش پژوهش بيستوســوم­ين جشــنواره بينالمللى تئاتر دانشــگاهى ايران معرفى شــدند. به گزارش سينماپرس، شــيرين بزرگمهر، كامران ســپهران و آزاده گنجه به عنوان هيات داوران بخش پژوهش (جايزه اســتاد ناظرزاده كرمانى) بيستوسومين جشنواره بينالمللى تئاتر دانشگاهى ايران انتخاب و آثار بخش پژوهش در اين دوره از جشنواره را بررسى خواهند كــرد. مژگان خالقى در روزهاى آغازين جشــنواره به عنوان معاون پژوهش و آموزش اين دوره منصوب شده بود. بيستوسومين جشنواره بينالمللى تئاتر دانشــگاهى به دبيرى مجتبى جدى از آبانمــاه 99 با بخش پژوهش (جايزه استاد ناظرزاده كرمانى)، نمايشنامهن­ويسى (جايزه اكبر رادى)، ترجمه، ماكت صحنه، عكس، پوستر، كارگاهها و درسگفتارها كار خود را آغاز مىكند. الهه كسمايى: من مىگويم كه خانمها بايد از جنگ بنويسند و زنانه هم بنويسند، به دليل اينكه ما در تاريخ ادبياتمان زنانى مثل پروين اعتصامي را داشتيم كه شعر مىگفتند ولى با ابزار زنانه، با غم و سوز ظلم را تشري حمىكردند كتاب و قلم معصومهبرنج­كار: حذف سنت و خردهفرهنگه­ا از آثار ادبى، كارى ناپخته است معصومه برنجكار، نويسنده جوان در مجموعه »پرندههاى گچى« كه به همت نشر حكمت كلمه به چاپ رسيده، به سراغ تنهايى و فقدانهاى انسان مدرن رفته و با زبانى شاعرانه قصههايشان را روايت كرده است. به مناسبت انتشار اين كتاب، خبرگزارى كتاب ايران گفتوگويى با اين مولف داشته كه در ادامه مىخوانيد: در »پرندههـاى گچـى« با آدمهايى روبهرو هسـتيم كـه در تلاطم و كشمكش با خود و دچار فقدان هستند، چه چيز باعث شد تا مسئله فقدان را دستمايه نوشتن يك مجموعه قرار دهيد؟ اخبار ســالهاى زيادى اســت كه ما در حال گذار از سنت به مدرنيته هستيم و فقدان يا بسيارى ديگر از آسيبهاى اجتماعى مىتواند پيرو اين موضوع باشد. به هر حال فقدان يا هر آســيب ديگرى نمىتواند چندان اهميتى در ادبيات امروز داشته باشد، آنچه مهم است، چگونه گفتن است. البته فقدان و آسيب در جامعه امروزى ما با زندگى اجتماعى مردم و حتى فرهنگ ما عجين شــده و جزئى جداناپذير از زندگى ماســت و ريشــه در گذشته تاريخى ما هم دارد. در اين مجموعه راوى داسـتانها اغلب اول شـخص است. آيا مضامين داستانى كه اغلب كشمكشهاى ذهنى اسـت، اين نوع از راوى را به وجود آورده؟ بله، كشمكشهاى ذهنى در اين داستانها، نه از منظر حديث نفس، بلكه در برخورد با آسيبهاى اجتماعى و آنچه در پيرامون نويسنده بوده، شكل گرفتهاند. اغلب داستانها با واگويههاى درونى روايت شــدهاند و البته اين كشــمكشها و واگويهها بر اســاس نوع درونمايه و طرح كار، لزوم پيدا كردهاند. فضاى حاكم بر داسـتانها كاملا رئاليسـتى و واقعگرايان­ه است. كمي راجع به اين سبك توضيح دهيد. آيا اين نوع از نوشتن از تجربه زيستى شما نشأت مىگيرد؟ تــا چگونه رئاليســم را تعريف كنيم، اما تا حدودى با ديدگاه شــما موافقم، درواقع بايد گفت رئاليســم مايه داســتانها بوده، نه همه آنها. در حقيقت ريشهاى بوده كه بعداً مــن بــه عنوان نگارنده از منظرى غيرواقعى به آن شــاخ و برگ دادم. به نظر من عنصر خيالپردازى مىتواند دستمايه كار يك داستاننويس باشد كه اين شاخ و برگ دادن به كار مىتواند همان عنصر خيالپردازى در كار باشد. در چند داسـتان به فضاهاى روسـتايى و آدمهاى آن پرداختهايد. به نظرتان نوشـتن از مناطق بومي با توجه به فضاى داستانى اين دهه اخير تا چه اندازه براى ادبيات ايران لازم است؟ به نظر من بومىگرايى از جهتي كارها را از يكدســتى و يكنواختى درمىآورد و به مخاطب وسعت ديد بيشــترى مىدهد و همينطور دست نويسنده را براى پرداخت به كار باز مىگذارد. البته من در جايگاهى نيستم كه خود را يك نويسنده پسامدرن بنامم اما به اين موضوع واقف هستم كه در دوران مدرنيته سنتها و خردهفرهنگه­ا به شكلى كاملا ناپخته از آثار ادبى و هنرى حذف شدهاند، به عبارت ديگر، مىبايست اين سنتها و فضاهاى وابسته به آن، غربال و در آثار ادبى استفاده شود. در عين اينكه من چند سال در فضاهاى نزديك به همين فضاهاى نوشتهشــده، زندگى كردهام و از نزديك آشــنايى و انس زيادى دارم. زبان داسـتانى شما در عين يكدستى و انسجام، با شاعرانگى توأم شده است. آيا مجموعه شما از دل كارگاههاى داستاننويس­ى بيرون آمده؟ ‪Don›t Worry‬ خير. كارگاه يا كلاس خاصى كه هدفمند بوده باشد، شركت نكردهام. درباره پرداخت شــعرگونه، به اين مسئله توجه داشته باشيم كه انســان امروزى، به واسطه مشغلههاى زندگىاش، انســانى بســيار كمحوصله اســت و زبان شــاعرانه مىتواند از اضافهگويىه­ا ممانعت به عمل آورد. زبان شاعرانه، زبانى استعارى است كه مىتواند انبوهى از مفاهيم را در كمترين حجم بيان كند. ضمن اينكه عنصر تعليق پنهان در زبان شاعرانه، مىتواند مخاطب را مدتهاى زيادى، بدون اينكه دلزده شود، با متن همراه كند. ‪PRINTED AND DISTRIBUTE­D BY PRESSREADE­R‬ ‪PressReade­r.com +1604278 4604‬ ‪. ORIGINAL COPY‬ ‪. ORIGINAL COPY‬ ‪. ORIGINAL COPY‬ ‪. ORIGINAL COPY‬ ‪. ORIGINAL COPY‬ ‪ORIGINAL COPY‬ ‪COPYRIGHT AND PROTECTED BY APPLICABLE LAW‬