کیارستمی؛ چهره سینماگری یگانه

Salnameh Shargh - - هنر - ﺣﺴﯿﻦ عﯿﺪﯼﺯﺍﺩﻩ

«عبــاس کیارســتمی، یکــی از فیلمســازهای محبوبــم، عکاس، نقاش و شــاعری معرکه بود (ســه مجموعه هایکو منتشــر کرده بود). مرگ ناگهانی او واقعا برایم دردناک بود. او در نگاه من پنجرهای روشن بود و هنوز منتظر دیدن کارهای شــگفتانگیز دیگری از او بودم. ژان کوکتو یک بار گفته بود که سینما به قبل و بعد از آبل گانس تقسیم میشــود. به نظرم باید این نام را به عباس کیارستمی تغییر دهیم. یادم هست ســالها پیش از آنکه فیلم اولش را ببینم، فیلم «نان و کوچه» )1970( را دیدم، از ســادگی و کوچکشدن دنیایش لذت بردم؛ پســرکی (شاید پنج، ششساله) باید به خانه برگردد و نانی که خریده به خانه ببرد، اما سگی وحشی این کار را برایش ناممکــن میکند. به عبارتی دیگر، کل دنیا در چند کوچه خالصه شــده و مفهوم دنیا در پسرکی با مأموریتی معمولی اما مهم، خالصه شده است. 10 دقیقه. سیاه و سفید. اولین فیلم یک فیلمســاز بزرگ. وقتی خبر فوتش را شــنیدم، دوباره این فیلم را تماشا کردم و حاال فقط خودم را غرق در فیلمهایش میکنم. چند باری بخت یارم بود و او را دیدم. تیزبین بود، آرام، بامزه و جذاب. هرچند دیگر جسم او همراه ما نیست، اما بسیار خوشبختیم که آثار و فیلمهای درخشانش هستند. خدا بیامرزدت عباس کیارستمی. به یادت خواهیم بود تا زمانی که دیگر برفی نبارد، درختان زیتون شکوفه نکنند و باد دیگر نََوَزد...». این جمــالت را جیم جارموش، کارگردان بزرگ فیلمهایی مثل «مرد مرده» و «گوست داگ» در یاد عباس کیارستمی برای مجله «سایت اند ساند» نوشته، نوشتهای کوتــاه و دقیق که حجت را بر خواننده تمام میکند. عباس کیارســتمی، فیلمســازی جهانی بود که مرگش بســیاری را به ســخنگفتن واداشت- در کنار نوشته جارموش، مطلب کوتاهی هم مایک لی نوشته است – و این اتفاقی است که از زمان مرگ اینگمار برگمان و میکل آنجلو آنتونیونی رخ نداده بود؛ یعنی سینماگران بزرگ دنیا اینطور در برابر فوت فیلمسازی دیگر، واکنش نشان نداده بودند. نکته جالب در نوشته جارموش، اشاره به فیلم «نان و کوچه» است، فیلمی آنقدر ساده که خیلی راحت میشود از آن گذشت. واقعیت اما چیزی دیگری است؛ «نان و کوچه» عصاره سینمای کیارستمی در دوره اول فیلمسازیاش اســت. تأکید بر کودکان، تالش برای مستندگرایی – خاطرات بامزهای از تالش کیارســتمی برای گرفتن واکنشهای ســگ و پسرک در یک نما بدون کات منتشــر شده اســت – و سادگی از جنس سادگی نثر ســعدی در این فیلم هست که بعدا در فیلمهای بعدی کیارســتمی، تا زمان «کلوزآپ» میشــود ردشان را دید و واقعیت هم این اســت که پس از این فیلم و تا زمان ساختن ،»10« کودک جای خود را به مردی میانسال داد، مستندگرایی وارد مسیری پیچیدهتر شد و به ترکیبی از مستند و واقعیت رسید و سادگی شاعرانه با تأثیرپذیری از شاعران ایرانی، آسیای شرقی و غربی قوام یافت. در دوره بعدی ســینمای کیارستمی، یعنی از »10« تا «مثل یک عاشق» مرد میانســال جایش را به زنی در آستانه فصل ســرد داد، مرز خیال و واقعیت کمرنگتر شد و شاعرانگی کیارستمی به اوج انتزاع رسید. «نان و کوچه» درواقع شروع این مسیر شــگفتانگیز سینماگری بود که تا سینما زنده اســت، زنده میماند. این فیلم کوتاه از طرفی بیانگر یک روحیه ستودنی دیگر کیارستمی است که با برداشت رایج از سینمای او، یعنی ســادهگرفتن همهچیز و قطارکردن تصاویــری از طبیعت و راهرفتن آدمها در تضاد کامل اســت. کیارســتمی در همین فیلم هم که قرار بوده فیلمی آموزشی برای غلبه بر ترس باشد، آنقدر بر گرفتن نماهای بدون دخالت از پسرک و سگ، پرهیز از کات و گرفتن نماهای یکپارچه از سگ و پسرک تأکید کرد که فیلم همانی شد که میخواست و این رسیدن به خواسته، چیزی بود که بعدا در فیلمهای بلندش هم تکرار شد و برای همین است که فیلمهایش شبیه فیلمهای هیچکس دیگری نیست و فقط کافی است پایــان «طعم گیالس» را دوباره در ذهن مرور کنی تا به یگانگی عباس کیارســتمی در سینمای دنیا پی ببری.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.