کاش مردم مثل مرغهای عشق بودند!

Setare Shargh - - صفحه اول - حمید ابارشی

دیگر تقریباً عادت کردهام که قرارهای مصاحبه را همان کتابخانه حاج ملاهادی سبزواری بگذارم. خوب است. میدانید حداقل چشموچار خودم که به کتابها میافتد! سر ساعت آمد. اسم و عکسش را جایی دیده بودم اما نمیدانستم کجا. یکی از دوستان معرفیشان کردند. پرانرژی بودند و سرحال. میگفت خیلی دلش میخواهد یک مسئولیتی داشته باشد و بتواند برای اینهمه جوان بیکار یک کاری بکند نه اینکه سرکارشان بگذارد. میگفت کاش میتوانستم کاری بکنم و برای همین برای انتخابات شورای شهر نامزد شدم. آنجا بود که یادم افتاد اسمشان و عکسشان را کجا دیدهام. جوان است و جوان فکر میکند. کاش همه اندکی از دغدغههای فریبا رشیدپور را داشتیم. هرچند که گمانم این است که اگر ایشان هم به شورای شهر راه مییافتند...

دیگر تقریباً عادت کردهام که قرارهای مصاحبه را همان کتابخانه حاج ملاهادی سبزواری بگذارم. خوب است. میدانید حداقل چشموچار خودم که به کتابها میافتد! سر ساعت آمد. اسم و عکسش را جایی دیده بودم اما نمیدانستم کجا. یکی از دوستان معرفیشان کردند. پرانرژی بودند و سرحال. میگفت خیلی دلش میخواهد یک مسئولیتی داشته باشد و بتواند برای اینهمه جوان بیکار یک کاری بکند نه اینکه سرکارشان بگذارد. میگفت کاش میتوانستم کاری بکنم و برای همین برای انتخابات شورای شهر نامزد شدم. آنجا بود که یادم افتاد اسمشان و عکسشان را کجا دیدهام. جوان است و جوان فکر میکند. کاش همه اندکی از دغدغههای فریبا رشیدپور را داشتیم. هرچند که گمانم این است که اگر ایشان هم به شورای شهر راه مییافتند گرفتار همین روزمرگیهایی میشدند که بقیه درگیرند!

1( یک معرفی ساده؟ فریبا رشیدپور متولد سال چهلوهشت در سبزوار به دنیا آمدم. ابتدایی هفدهم دیماه بودم و چه دوران خوبی مهرداد نصیری راهنمایی خواندم و در دبیرستان ازدواج کردم و عاشق درس بودم و ملاک ازدواجم درس خواندنم بود. همسرم شرط کردند که اگر معدل خوبی داشته باشم اجازه بدهد درس بخوانم. به کتاب علاقه داشتم. از کتابخانه نمیتوانستند بیرونم بیاورند. دبیرستان را هفده شهریور خواندم. دبیر زبانم را خیلی دوست داشتم چراکه بهترین نمرهها را از زبان میگرفتم. کلاس اول ابتدایی هم خانم سماعی را دوست داشتم. لیسانس حسابداری دارم و فوقلیسانس مدیریت اجرایی دارم. 2( شبانهروز چقدر کتاب میخوانید؟

کتاب میخوانم شاید دو ساعت مطالعه داشته باشم و شاید بیشتر. غرق مطالعه میشوم و بیرون آمدنم مشکل است. 3( به نظر شما سرانه مطالعه مردم ما چقدر است؟

گمانم چهار پنج دقیقه یا هفت دقیقه. متأسفانه گوشیها وقت بچهها خانمها و آقایان را میگیرد. 4( یک تعریف از زن ایرانی بفرمایید؟

متانت، وقار، جسارت؛ که همه اینها را زنهای ایرانی دارند. 5( اهل ورزش هستید؟

خیلی. یوگا، والیبال و شنا. از دوچرخهسواری هم خوشم میآید. 6( معروف شدن را دوست دارید؟

خیلی دوست ندارم. بیشتر دوست دارم مفید باشم

(7 اگر وزیر آموزشوپرورش میشدید اولین اقدامتان چه بود؟ بیشتر دوست دارم روی شادی دانش آموزان و کارآفرینی کارکنم. 8( بهترین هدیهای که یک زن میتواند از کسی بگیرد از دیدگاه شما چیست؟

گل را خیلی دوست دارم. فرقی نمیکند همه را دوست دارم. بیشتر رنگهای شاد مثل قرمز را دوست دارم. 9( یک بیت شعر بگویید؟

توانا بود هر که دانا بود ز دانش دل پیر برنا بود. 10( یک مشکل اساسی در سبزوار؟

بیکاری جوانها؛ و کارآفرینی بهترین راهحل آن است. باید رو به کسبوکار بیاورند. خانمهای بیسرپرست و بچههای بد سرپرست. 11( یک دقیقه برای مردم دنیا حرف بزنید؟

باهم مهربان باشند و همدیگر را دوست داشته باشند. 12( هنر و هنرمند چیست و کیست؟

هنرکاری است که به دست هنرمند انجام میگیرد. آرامشبخش است و زیبایی را نشان میدهد. کسانی که مشکل روحی دارند، برای آرامش سمت هنر بروند. من برای هنرمندان ارزش زیادی قائلم. 13( بدبختی در نظر شما چیست؟

حسرت. کسی که حسرت دیگران را میخورد بدبخت است. آنها که قانع نیستند و به سلامتیشان فکر نمیکنند. گاهی میگویم همین هوا، یک دقیقه از ما گرفته شود! به نداشتههایمان فکر نمیکنیم. حرص نخورید چراکه مریض

میشوید. توکل به خدا کنید. 14( و خوشبختی ازنظر شما؟ سلامتی، یک ذهن آرام و آرامش. 15( روی سنگ مزارتان چه بنویسند؟

خیلی دوست ندارم چیزی بنویسند. یک بیت از حافظ که همه دوست دارند. دلم نمیخواهد آنها که مرا ازدستدادهاند غصه بخورند! 16( یک تکیهگاه برای روزهای سخت؟

خداوند. هرگاه خسته شدم و ناامید شدم با نماز و دعا آرام میشوم. آیتالکرسی را دوست دارم. 17( یک جواب کوتاه برای هر سؤال؟

یک نقاش معروف: پیکاسو کارگردان محبوب: مهران مدیری هنرپیشه: مریلا زارعی خواننده: هیراد نوازنده: نمیشناسم و یک فیلم: خروسجنگی باران: آرامش دریا: باعث آرامش پیادهرو: قدم میزنم آشپزی: عاشقشم سد معبر: یک گرفتاری تلفن همراه: عالی بهشرط سلامتی: بهترین نعمت دنیا کودک: لوح سفید نانوشته جنگ: مصیبت دنیا: خیلی زیبا دوست: همراه و همدم طبیعت: حتماً قدم بگذارید. باعث تفکر و خلاقیت میشود. 18( یک شام با سه نفر همراه برای دو ساعت؟

با بچهها و شوهرم. خانواده را خیلی دوست دارم. 19( یک هماتاقی برای یک سال در یک اتاق؟

کسی را انتخاب میکنم که شاد باشد. با آدمهای افسرده و منفی دوست ندارم باشم. (20 بهعنوان یک زن توقع شما از مسئولین شهر چیست؟

به شهر رسیدگی کنند. شهر ما استحقاق بیشتری دارد. دومین شهر به لحاظ تراز مالی است اما به زیباییهای شهر مثلاً ورودیها اصلاً توجه نمیکنند. از اتوبان ما سالی بیست میلیون آدم میگذرد! 21( آینده را چطور میبینید؟

برای خودم خیلی روشن است. تازندهام تلاش میکنم. برای دیگران هم آینده روشنی میبینم. اگر مسئولین ما بیشتر همت کنند و به شادی و کار برای جوانان بپردازند همین سبزوار میتواند در مسیر پیشرفت قرار بگیرد و تبدیل به یک شهر گردشگری شود. دانشآموزانم این آینده خوب را حس کردهاند و لذت میبرند. 22( یک خاطره خوب:

قبول شدنم در دانشگاه. فردوسی مشهد قبول شدم اما مجبور شدم همین سبزوار دانشگاه پیام نور بروم که هم کارکنمحقالتدریس آموزشوپرورش بودم-و هم بچهداری کنم، همخانه داری و هم زندگی. 23( آخرین بار که از ته دل خندیدید؟

من همیشه از ته دل میخندم و آخرین بار نبوده و همه میدانند. زندگی همهاش لبخند است و باعث میشود

دیگران هم انرژی بگیرند و باعث موفقیت میشود. 24( و آخرین بار که گریه کردید؟

موقعی که مادربزرگ و پدرم از دنیا رفتند. درد خودم را میتوانم تحملکنم اما درد دوروبریها را نمیتوانم. (25 از میان حیوانات به کدامیک بیشتر علاقهمندید؟

سگها را خیلی دوست دارم. در خانه

مرغ عشق دارم و خیلی با آنها حرف میزنم. مرغهای عشق خیلی به هم محبت میکنند. کاش مردم هم همانگونه باشند. 26( یک سؤال که من نپرسیدم و شما دلتان میخواست بپرسم؟

برای آیندهام چه برنامهای دارم؟ خیلی دلم میخواهد درزمینۀ کارآفرینی و کسبوکار حرکت کنم و خیلی دلم میخواهد دوره دکترا را هم بگذرانم. 27( یک آرزو برای مردم؟

اولازهمه سلامتی. برایم مهم است و اینکه مردم از زندگی لذت ببرند. مردم باید خودشان باشند و راحت باشند و صداقت را برای مردم آرزو میکنم. 28( چقدر با مردم روراستید؟

خیلی. خیلی صادقم. همیشه خودم هستم. وقتی وارد محیطی میشوم به طرز تفکر مردم کاری ندارم. همیشه خودم هستم و راحتم. 29( و چقدر با خودتان؟

خیلی روراستم. خیلی. (30 اگر اولین رئیسجمهور زن ایران بودید، اولین اقدامتان چه بود؟ ارزش خانمها را برمیگرداندم. خانمهای فعال، کارا و نکتهسنج زیادی داریم. میخواهم دید مردم را عوض کنم. یک خانم میتواند همه کار بکند؛ و بعد به جوانها خواهم پرداخت. خیلی دوست دارم جوانانه عمل کنم. 31( نقطهضعف خانم رشید پور؟

گمان میکنم خیلی احساساتیام و زود تحت تأثیر قرار میگیرم. برایم مهم نیست مردم به من کلک بزنند، هر کاری از دستم بربیاید انجام میدهم. 32( یک خیابان سبزوار برای قدم زدن در ساعت

دونیمه شب؟ شریعتمداری را دوست دارم. ‪(3 3‬ ویکشهربرایمسافرت؟ اصفهان

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.