هیس! دخترها همچنان فریاد نمیزنند!

Setare Shargh - - صفحه اول - تکتم صنعتی

این روزها مسائل مربوط به کودکآزاری خاطر جامعه را مکدر کرده است، البته نظر شخصی نگارنده این است که این اتفاق ناگوار چیزی نیست که فقط مربوط به این روزها و این سالها باشد؛ بلکه اکنون به لطف فضای مجازی زشتی این قضیه رو شده و باعث حساسیت اذهان عمومی شده است. من در این نوشتار قصد باز کردن دلایل احتمالی وقوع چنین اتفاقاتی را ندارم بلکه میخواهم به واکنش خانوادهها پسازاین رویداد ناگوار بپردازم. مقوله کودکآزاری برای قربانیانِ این اتفاق آنقدر سخت و دیرهضم است که تنها چیزی که میتواند کمی از سختی و دردناکی آن بکاهد، حمایت تمامقد و همدلانه خانواده در بازه زمانی این اتفاق و پسازآن است. این مسئله جنسیت نمیشناسد اما ازآنجاییکه ما در جامعهای زندگی میکنیم که متأسفانه خط و خطکشی میان جنسیتها پررنگ است، بر خود لازم دانستم تا در این نوشتار به بررسی واکنش خانوادهها در مورد کودکآزاریهایی بپردازم که جنسیت قربانی، دختر است. ما الآن کجای این اتفاق هستیم؟ زمانی که دختربچهای مورد کودکآزاری قرارگرفته است. در این موقعیت 3 واکنش میتواند اتفاق بیفتد:

1. این دختربچه به خاطر یک سری ترسها، اتفاق رویداده را از پدر و مادر خود پنهان میکند و همین امر باعث میشود متجاوز به آزار و اذیتهای خود ادامه دهد!

2. دختربچه این ماجرا را به پدر و مادر خود اطلاع میدهد یا خود پدر و مادر متوجه قضیه میشوند؛ منتها آنها از ترس «آبرو» دختر را وادار به سکوت میکنند!

3. دختربچه این ماجرا را به پدر و مادر خود اطلاع میدهد یا خود پدر و مادر متوجه قضیه میشوند و از مسیرهای قانونی با متجاوز برخورد کرده و همدلانه از کودک خود حمایت میکنند و با مراجعه به مشاورانی مجرب تلاش میکنند تا طی زمان آثار و پیامدهای مخرب این اتفاق را در ذهن و روح و روان فرزند خود کمرنگ و کمرنگتر کنند! مطمئناً اکثر شما خوانندگان این مطلب که خداراشکر تاکنون با این اتفاق مواجه نشدهاید، سومین واکنش را بهترین راه مواجهه با این ماجرا میدانید. بسیار عالی است اما یک سؤال: فکر میکنید در زمان عمل، چند درصد از خانوادهها مطابق راه سوم رفتار میکنند؟ خانوادههای دختردار در این موقعیت فقط به یک مسئله فکر میکنند: «اگه مردم بفهمند چی میگن؟ آبرومون میره!»، «اگه پسر بود حالا یه چیزی، اما مردم در مورد دخترمون چیا که نمیگن!»؛ «اگه مردم بفهمن، این دختر که بزرگ بشه یه نفر هم در این خونه رو نمیزنه!» و ... لطفاً کمی تأملکنید! این آبرو چیست که خانوادهها حاضرند آن را به هر قیمتی حفظ کنند حتی در ازای تباه کردن عمر یک انسان؟ تابهحال به مفهوم «خانواده» فکر کردهاید؟ مگر یکی از کارکردهای مهم خانواده ساختن پناهگاهی امن برای صیانت از روح و روان اعضای خانواده و ایجاد حس آرامش نیست؟ در زمانی که به هر دلیل این اتفاق افتاده، آیا ما باید به فکر بهبود زخمهایی باشیم که «اکنون» بر روان دخترمان واردشده و دارد به روح او چنگ میزند یا نگران کم شدن آمار خواستگارهای او در حداقل 15 سال «آینده»؟ مگر نه این است که من و شما هستیم که با رفتارها و انتخابهای خود این فرهنگ را میسازیم و تغییر میدهیم؟ از دختری که به خاطر ترسهای اطرافیان از آبرو و واکنشهای اجتماعی جامعه در مقابل این اتفاق ناگوار، موردحمایت قرار نگرفته و عمری تنها رهاشده تا هر شب و هرروز آن ثانیههای وحشتناک را در ذهن خود سلسله وار مرور کند، چگونه میتوان انتظار داشت که بتواند زندگی آرامی را برای خود و فرزندانش بسازد؟ هیچ میدانید که او به خاطر اینکه این اتفاق برای فرزندان خودش روی ندهد، چقدر آنها را با ترس بزرگ میکند؟ چه کسی میداند در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آینده آبستن اتفاقات گوناگونی است که برخی از آنها گاهی در مخیله ما هم نمیگنجد! به خاطر ترس از پیامدهای مطلع شدن مردم از این اتفاقی که برای دخترتان افتاده، او را تنها نگذارید. «حالِ» دخترتان از آینده احتمالی مهمتر است! حالِ دخترتان از پچ و واپچ های جماعتی قضاوت گر مهمتر است! این را باور کنید.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.