فیلم سیزدهم: خانهای روی آب

Setare Shargh - - احوالشهر -

پشت فرمان اتومبیل، با خندههای مستانه و خانمی که دادوفریاد میزند که: مواظب باش! هوایی تاریک و مهآلود و ناگهان... . آقای دکتر سپیدبخت متخصص زنان، غرق در پول، ثروت، مکنت و منجالب شهوت، در یکی از همین شبگردیها، فرشتهای را با خودرو خود، زیر میگیرد و قصه خانهای روی آب بهمن فرمان آرا، شکل میگیرد. فرشته زیر گرفتن در عالم واقع ممکن نیست، پس فیلم با نشانهای سورئالیستی (فراواقع گرایی) آغاز میشود و این نشانهها که داللت بر معصومیت ازدسترفته دکتر سپید بخت دارد؛ در چند جای دیگر ازجمله پسرک حافظ قرآن و پیرزنی که کالفهای کاموای رنگارنگش، گاهوبیگاه در جلو چشم دکتر، خطی از سرنوشت میسازند، تکرار میشوند . این دومین فیلم بهمن فرمان آرا، کارگردان باسواد و متخصص سینمای ایران، در بعد از انقالب است . کارگردانی که پیش از انقالب هم با ساخت و تهیه فیلمهای ضد جریان رایج، مثل شازده احتجاب (کارگردان) و سایههای بلند باد (تهیهکننده)، خود را بهعنوان سینماگری مؤلف و صاحب ایده، به سینمای ایران معرفی کرده بود. خانهای روی آب، قصه آدمهایی است که فکر میکنند، قدرت و ثروت به آنها مجوزی داده است تا با جان و مال و ناموس مردم، چون کاالیی برخورد کنند. آدمهایی که اگر سر بچرخانیم، در همین اطرافمان بهوفور میبینیم که هرچند مثل دکتر سپیدبخت کراوات نمیزنند و چهرهای دیگر، به خود میگیرند؛ اما همچون او فرشتهها را در مستی و بیخبری زیر پا له میکنند و اگر به کف دستانشان نگاه کنی، جای زخم همان فرشته است که مسیحا دمی چون آن کودک معصوم حافظ قرآن، باید معجزهای کند، برای التیام این زخم ناسور. خانهای روی آب، چون کشتی بی لنگر، در دریایی طوفانی است که سر و سینه به موج میکوبد و هیچ نشانهای از رستگاری، بر جبین ساکنانش هویدا نیست. از دختری که در آستانه ازدواج، قصد فریب همسر آینده خود را دارد؛ تا بلیت پروازش شود ـ اما با واقعهای دردناک مواجه میشود ـ تا تکتک زنهای درمانده این فیلم، هیچکدام نمیتوانند در جایگاه همسر، دختر و مادر قرار گیرند و تنها مادر فیلم هم که فقط در یک سکانس، آنهم فقط با نگاه و در سکوت، حضور دارد؛ سر زایمان از دنیا میرود . تک سکانس ماندگار حضور رؤیا نونهالی در این فیلم، بدون کالم و بازی با چشمهایی پر از حرف، یکی از بهیادماندنیترین بازیها، در سینمای ایران است. ... و اما دست انتقام دقیقاً از آستین کسی بیرون میآید که دکتر سپیدبخت همه هستی او را به تاراج برده است و اینک آرام در گوشه مطبش نشسته و تلفنهایش را جواب میدهد. خانهای روی آب، در ظاهر چون کاخی مجلل است، اما جایی برای پدر پیر دکتر سپیدبخت در آن پیدا نمیشود و پسری بعد از پانزده سال سکوت سرد، آن را به هم میریزد؛ پسری که ادامه منطقی همان پدر و پدربزرگ است. روابط علی و معلولی درهمتنیده که به زیبایی با هنر فرمان آرا یک کلیت منطقی را ساختهاند. تاروپودی که پیرزن در فیلم خانهای روی آب، در حال بافتن است و فارغ از قیلوقالها، آن را برای همه ما آماده میکند؛ تا کی وقتش برسد؛ که در این تور بافتهشده از تقدیر، گرفتار آییم. مرز بین رئالیسم و سورئالیسم فیلم را، بازیهای درخشان، طراحی صحنه و خصوصاً فیلمبرداری محمود کالری، با کنترل دقیق نورها و سایهروشنها، بهخوبی نمایان ساخته است. آنچنانکه ما مرز بین

خیال و واقعیت را تشخیص نمیدهیم و آنقدر سرنوشت آدمهای فیلم درگیرمان میکند که نمیپرسیم منطق پشت این حوادث را باید کجا، جستجو کنیم! و فیلم خوب فیلمی است که دنبال منطق حوادث آن حداقل، در حین تماشا نباشیم؛ جز منطق لذت بردن از یک اثر هنری ناب که این غرق شدن و لذت بردن از فیلم، اولین رسالت سینما بوده و هست.

کارگردان: بهمن فرمانآرا تهی ‌ هکننده: بهمن فرمانآرا نویسنده: بهمن فرمانآرا بازیگران: رضا کیانیان، هدیه تهرانی، عزتا... انتظامی، جمشید مشایخی، بیتا فرهی، بهناز جعفری، مهدی صفوی، رؤیا نونهالی، حسین کسبیان، ولی شیراندامی، شبنم طلوعی، امیر غفارمنش، محسن قاضی مرادی موسیقی: احمد پژمان فیل ‌ مبرداری: محمود کالری تدوین: عباس گنجوی تاریخ اکران 1380 کشور : ایران زبان : فارسی دوره ‌ بیستم ‌ جشنواره ‌ فیلم ‌ فجر :

برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم برنده ‌ سیمرغ ‌ بلورین ‌ بهترین‌ بازیگر‌ نقش‌ اول ‌ مرد : رضا کیانیان برنده ‌ سیمرغ ‌ بلورین ‌ بهترین‌ بازیگر‌ نقش‌ دوم‌ مرد: عزتا... انتظامی برنده ‌ سیمرغ ‌ بلورین ‌ بهترین ‌ بازیگر ‌ نقش ‌ دوم ‌ زن : بهناز جعفری برنده ‌ سیمرغ ‌ بلورین ‌ بهترین ‌ طراحی ‌ صحنه ‌: ژیال مهرجویی برنده سیمرغ بلورین فیلم منتخب تماشاگران

فرشته زیر گرفتن در عالم واقع ممکن نیست، پس فیلم با نشانهایسورئالیستی ( فراواقعگرایی ) آغاز میشود و این نشانهها که داللت برمعصومیت ازدسترفتهدکتر سپید بخت دارد؛ در چند جای دیگر ازجمله پسرک حافظ قرآن و پیرزنی که کالفهای کاموایرنگارنگش، گاهوبیگاه در جلو چشم دکتر، خطی از سرنوشتمیسازند، تکرارمیشوند .

و فیلم خوب فیلمی است که دنبال منطق حوادث آن حداقل، در حین تماشا نباشیم؛ جز منطق لذت بردن از یک اثر هنری ناب که این غرق شدن و لذت بردن از فیلم، اولین رسالت سینما بوده و هست.

فرهاد ترابی

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.