کلو )Kulu(

Setare Shargh - - گذر -

بزرگ، عظیم، با عظمت، مورد احترام! کلو در لهجه سبزواری، هم واژهای مستقل است و هم پسوند! در هر دو، مفهوم بزرگی را منتقل میکند. گاهی بزرگی در ابعاد و گاهی در سن . مث ًال در واژههای زیبایی مانند « باباکلو » و « نهنهکلو » به همان معنی بزرگ به کار رفتهاند. به صورت مستقل هم به معنی بزرگ و به عنوان صفت و اسم مورد استفاده قرار میگیرد: «ای نونا کلو بیِن! چه ُخردی رفتن؟» (این نانها بزرگ بودند چرا کوچک شدند؟) یا «کلو که روی، حالیت َمره »! ( بزرگ شوی میفهمی )! حتی نسخه سبزواری شنل قرمزی، در قسمتی که شنلقرمزی با گرگ روبرو میشود و سعی دارد او را بفریبد میگوید: «چاق روم! کلو روم! او وخت میوم تو مو ره باخار»! (چاق بشم! بزرگ بشم! اون وقت میام تو منو بخور)! کلو شدن معنی مثبتی از بزرگ شدن و افزایش سن را دارد، در مقابل «خر شدن» که معنای منفی آن را ارائه میدهد. به عنوان مثال اگر یک بوته گیاه ُکمای کلو باشد، یعنی به اندازه مطبوعی رسیده و آماده و رسیده است. اما اگر خر شده باشد یعنی از وقت استفاده آن گذشته و بیش از حد بزرگ شده! این مسئله در عصر حاضر، ابعاد دیگری هم پیدا کرده است . بعضی شخصیتها با قرار گرفتن در پستها و جایگاههای مدیریتی، سالهای طوالنی تجربه کسب میکنند و مهارت میآموزند و به اصطالح سبزواریها، کلو میشوند! جامعه میتواند با استفاده از تجارب آنها حسابی بهرهمند شود! در مقابل، بعضیها کار را از کلو شدن میگذرانند و سالها از بازنشستگیشان میگذرد و حاضر نیستند پستها و مناصبشان را ترک کنند! چه پستهای دولتی، چه غیر دولتی! در جامعهای که جوانها برای به دست آوردن شغلهای بخور و نمیر، دارند خود را به آب و آتش میزنند، حضور عجیب بعضیها در سالهای متمادِی بعد از بازنشستگی، غیرقابل هضم مینماید. در مورد این بازنشستگاِن «دلنکن» از پست، دیگر نمیتوان از اصطالح «کلو شدن» استفاده کرد و در مورد باال رفتن سنشان و از دست دادن کارایی و انرژیشان و لجبازیشان در ماندن، باید اصطالحات دیگری به کار برد ....

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.