غربت‌قریب‌سرودن صحبتهای علی شفیعی و علیرضا بهرامی از تجربیات شاعرانهشان که با سفر به کشورهای گوناگون رقم خورد

Shahrara Institute - - News - غالمرضا زوزنی|

حضور 2 شاعر کمابیش جوان اما جهانگشته در یک محفل شعر، مـیتـوانـد تجربه متفاوتی بـرای شرکتکنندگان در این محافل رقم بزند. پنجشنبه هفته گذشته، این اتفاق با حضور و سخنرانی علی شفیعی، شاعر توانای مشهدی، که سالهاست در کشور فنالند اقامت گزیده است و علیرضا بهرامی، شاعر و فعال رسانه، که تجربه سفر به کشورهای مختلف را از سر گذرانده است، در مشهد رخ داد. نشست شعر و شاعر که با موضوع تأثیر جهانگردی بر جهانبینی شاعر و با شعرخوانی شاعران شهر در نگارخانه رادین برگزار شد، یک بعدازظهر ادبیاتی را رقم زد که احتماال مشابه آن کمتر دیده شده است.

شاعران کاشفاند، نه خالق

در آغاز این نشست علیرضا بهرامی در تشریح فلسفه سرایش شعر از منظر خود گفت: گاهی از شعر لذت میبریم مثل وقتی که انسان به جایی میرسد که از شدت درد لذت میبرد. شاعر دفترهایی چون «اقیانوس آرام»، «لندن ۹۳۹۱» و «سـوت زدن به زبـان مــادری» در دستهبندی عواملی که باعث پیدایش شعرهای تاریخ بشر شده است توضیح داد: داغ مصیبت و فراق و گرایش به انعطافهای ذهنی 2 عاملی هستند که یکنفر را وادار به گفتن شعر میکنند. اگر بخواهم واضحتر بگویم یقین پیدا کردهام شاعران خالق نیستند بلکه کاشفاند. خلقی صورت نمیگیرد، بلکه الیهبرداری میکنند. از لحظهای سخن میگویند که دیگران آن را ندیدهاند. شعر با دیدن رابطهای که وجود دارد اتفاق میافتد و چون با اکتشاف و شگفتی و استثنا همراه است ما از آن لذت میبریم. بهرامی گفت: گاهی برای لذت بردن از اتفاقات سفر مسافرت میرویم. همچنین سفر به انعطاف ذهنی کمک میکند. من هیچ شعری نمیگویم، مگر اینکه متأثر از تجربهای است که در این ۱۱ سال آخر عمرم داشتهام. اگر اینها را حذف کنیم، هیچ شعری از من باقی نمیماند. مسئلهام ارزشگذاری نیست، مسئلهام کشف از سفر است. شاید اگر این سفرها را نمیرفتم شعرهایم این سروشکل را نمیداشت. این فعال رسانهای درباره تأثیر سفر در ایجاد تنوع در لحن شعر تصریح کرد: شاعران مطرحی هستند که در سالهای اوج شاعریشان به تکرار افتادهاند و این اتفاق به این دلیل است که سفر نرفتهاند و از آنانعطافذهنیبیبهرهماندهاند؛مثالشاعریاگر به کشوری سفر کند -مثل کشورهای شمالی اروپا، که در آنجا خورشید تنها ۳ ساعت غروب میکند و بقیه طول روز حتی ساعاتی از شب، خورشید در آسمان میدرخشد- تجربه و کشف متفاوتی را بهدست میآورد. وقتی شاعری سفر نرود از کسب چنین تجربههایی بیبهره میماند و ذهنش در هنگام سرودن، بدون انعطاف است. او همچنین یکی دیگر از ویژگیهای سفر رفتن برای شاعر و نویسنده را مقایسه کردن برشمرد و گفت: شاعری که به شهر یا کشورهایی غیر از محل زیستش سفر میکند، میتواند مقاصد سفرش را با شهر و کشوری که در آن زندگی میکند مقایسه کند و مخاطب هم از این قیاسها لذت میبرد و استقبال میکند. همه این تجربهها زیرمجموعه زیست شاعر و مؤلف قرار میگیرد و در جای خود کارآیی الزم را پیدا میکند. البته بعضیها هم هستند که چند هفته سفر میروند و تا سالها درباره همان چند هفته شعر مینویسند. بهرامی همچنین الزمههای تبدیل شدن به شاعری خوب را افزون بر زیاد سفر رفتن، مواردی چون زیاد کتابخواندن و زیاد فیلم دیدن دانست.

شعر یک اتفاق است

علی شفیعی که پس از ۱۱ سال به ایران بازگشته بود از داستانهای زندگی این چندساله در جایی به قول خودش 0۱ کیلومتر زیر مدار قطبی سخن گفت. او در ابتدا با اشاره به شرایط زندگیاش در شمال فنالند، گفت: این اولین باری است که در جمعی حضور دارم که کتابهایم نیز آنجا هستند. من از شعرهایم گذشتهام و همین شعرهایی هم که کتاب شدهاند به خاطر لطف دوستانی چون رضا عابدینزاده و دیگران است. شاعر دفترهای «بگذارم از پهلویم گلی بروید» و «زیبایینگرانممیکند»بابیاناینکهبهجهانبینی اعتقادی ندارد، تصریح کرد: اگر بخواهم صادقانه با شما صحبت کنم باید بگویم جهان پیش از من بوده است و بعد از من هم خواهد بود. هیچوقت درگیر مقولههاییبهاینشکلنمیشوم. او شاعر را یک اتفاق گذرا توصیف و اظهار کرد: شاعر از نقطهای شروع میشود و در نقطهای به پایان میرسد. من خودم را شاعر شناسایی نکردم. چون این عنوان محدودم میکند. شفیعی در ادامه به بخشی از سفرهایی که در طول سالهایگذشتهبهکشورهایاروپاییداشتهاست اشاره کرد و گفت: به خاطر بیقراری روحیای که داشتم خیلی سفر کردم. این نیست که در آن ۱۱ سال من در فنالند مانده باشم، چون دوست داشتم نهنگها را ببینم، به شمال نروژ سفر کردم. بیپولمیشدموبرمیگشتمفنالندوکارمیکردم و دوباره به سفر میرفتم. این اراده من نبود که به سفر میرفتم. این نوع از زیست این اتفاقات را برای انسان رقم میزند. چیزی برای چالش وجود ندارد که بخواهد کسی را متمایز و وجه ویژهای برایش ایجاد کند. اتفاقات در حال رقم خوردن است و برای انسان آگاهی به همراه دارد. آن چیزی که در این جمع شاعرانه باید به آن اشاره کنم این است که شعر در آگاهی اتفاق میافتد. ممکن است در یک جسم که شاعر نباشد و یا در جسمی که شاعر است اتفاقبیفتد.

اسلو همان تهران بود

این شاعر گفت که مهم نیست برایش چه اتفاقی افتاده است و تنها این اهمیت دارد که اتفاقات او را به یادگیری و آگاهی رسانده است: چه تفاوتی میکند آنجایی که من برای زندگی انتخاب کـردهام روزهـا و هفتهها و ماهها برف میبارد و اینجایی که شما انتخاب کردهاید روزهـا و هفتهها و ماهها برف نمیبارد. این در اصل ماجرا چیزی را تغییر نمیدهد. مهم این است که شعر پدیدبیاید. او ادامه داد: اینکه من بعد از ۱۱ سال به شهر و کشور خودم که در سیویکسالگی ترکش کردهام، بازگشتهام برای این است که بگویم هیچ جایی برایرفتنوجودندارد.اینذهناستکهشناسایی میکند که اگر من در فالن شهر یا فالن کشور بودم فالن میشدم یا این کار را میکردم و یا این اتفاق برایم میافتاد. همه اینها ذهنی است و ذهن هم آدم را فریب میدهد. ذهن چیزی نیست که به شما راست بگوید یا حقیقت را بگوید. آن چیزی که در همه این سالها مرا آزار داده، همین ذهن بوده است. شفیعی با یادآوری اینکه من خیلی عالقه داشتم به اسلو سفر کنم و آنجا را ببینم، از تجربیات سفرش به آنجا گفت: یک ماشین قدیمی گرفتم و از شمال فنالندسفرمراآغازکردم.ازجادههایخاصرفتمتا مثال سفرم خیلی خاص باشد. وقتی به اسلو رسیدم دیدم همه آدمها در حرکتاند. تمام اتفاقاتی را که برایم در خیابان انقالب تهران افتاده بود، در آنجا دیدم؛ یعنی رفتارها، برخوردها همه مشابه هم بود. این درسی برای من است. یک ساعت، 2 ساعت، ۳ساعت ماندم ولی بیشتر نتوانستم شهری را که مدتها آرزو داشتم ببینم، تحمل کنم. این شاعر با تأکید بر اینکه هیچ تفاوتی بین شما که اینجا زندگی میکنید و من که مثال در شمال فنالند زندگی میکنم نیست، ادامه داد: بعد از آن سفر به رم رفتم. رم را هم همانطور دریافتم. هر پایتختی را که رفتم همینطور دیدم. به این نتیجه رسیدم همان کلبه قدیمی در دل جنگل در کنار یک دریاچه یـخزده در شمال فنالند عجب جای دنجی بود. من خودم را با ایران و فنالند شناسایی نمیکنم. این تغییر در فرم است. برای خوشبخت بودن به هیچچیز نیاز نداری، فقط کافی است یک دیوار برای تکیه زدن داشته باشی. این شعار نیست، این چیزی است که من زندگی کردم. اتفاق در ذهن میافتد و ذهن واقعی نیست.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.