مشكالت برف؛ تخصیص منابع یا سوءمدیریت

Shahrvand Newspaper - - صفحه اول - | عباسعبدی|

برف تهران و سراســر کشور از یک جهت موجب خوشــحالي و از جهتي موجب ناراحتي و از جهت ســوم زمینهاي براي بحثي شــد که بهنظرم این سومی بسیار مهم است. خوشــحالي از این جهت که پــس از یک پاییــز و زمســتان ناامیدکننده و خشک از حیث میزان بارش، با بارش برف بهنسبت خوبي مواجه شــدیم. تا پیش از بــارش این برف، هرگاه به کوههاي شمال تهران نگاه ميکردم کلي تأسف ميخوردم که مقدار برف آن حتی به اندازه خرداد و تیرماه نیز نیســت، چه رســد به زمستان. یاد برفهایي ميافتادم که 05-04ســال پیش در تهران ميبارید و براي روزهای متمادی کل خیابان بسته بود و هیچ راهي براي آب شدن برفها نبود، جز امید به آفتاب و افزایــش دما، حتي خودرو نیز رفتوآمد نميکرد که بــرف را زیر چرخهاي خود ذوب کند. در هر حال، بــرف اخیر حدي از نگراني نسبت به کمبود آب را در میان مردم برطرف کرد. شاید اظهار این نظر منطقي نباشد، ولي معتقدم که بخشي از تنشهاي ماههاي اخیر و نگرانيهایي که در حوزههاي دیگر نیز ابراز ميشد، ریشه در همین نگراني از وضع آب و هوایي نیز دارد. رابطه انسان و طبیعت به شکل ویژهاي اســت، حتي اگر به زبان بیان نشــود. مادر طبیعت ميتواند مهربان باشد یا خشمگین یا ناخنخشــک و بخیل یا سخاوتمند و گشادهدست و هر کدام اثرات خود را بر روح و روان فــردي و جمعي ما ميگذارد. بــه وضوح ميدیدم که مردم در روز یکشــنبه بهنسبت شــادمانتر و خوشــحالتر بودند، هرچند با عوارض خاص برف ســنگین دســت به گریبان بودند. ولــي ناراحتي نیز وجه دیگــر این بارشها بود. بهطور مشــخص ناراحتی براي زلزلهزدگان که باید با ســرما و برف دست و پنجه نرم کنند و در این میان طبیعي است که کودکان، زنان و ســالمندان بیشترین سختي را متحمــل خواهند شــد، ولي زمینه ســومي که ميتواند موضوع بحث قــرار گیرد، مدیریت برف و رفع مشکالت در زندگی روزمره است؛ موضوعي که موجب شد برخي از نکات بهویژه در فضاي مجازي و رســانهاي مطرح شــود. در این یادداشت سعي ميکنم به این وجه ماجرا اشاره کنم.

هنگامي که برف بهنســبت ســنگیني ميبارد، اختاللي جــدي در امور جاري شــهروندان پیش ميآید. در برخي از مــوارد خیابانها لغزنده، عبور و مــرور مختل، درختهــا شکســته، آب و برق و گاز دچار قطعي ميشــود؛ تصادفــات افزایش ميیابد، احتمــال ریزش بهمــن ...و نیز به وجود ميآیــد. شــهروندان چگونــه ميتواننــد میان طبیعي یا قابــل انتظار بودن ایــن اتفاقات یا غیر قابل انتظار بودن آنها و ســوءمدیریت تمایز قایل شــوند؟ ما چگونه ميتوانیم خود را با کشورهاي دیگر و جوامع مشــابه یا غیرمشابه مقایسه کنیم؟ به نظر ميرســد که درک کاملــي از اداره امور و حوادث طبیعــي نداریم، همــه چیزهاي خوب را ميخواهیــم، ولي هزینه آنهــا را نميپردازیم. هر حادثه طبیعي مثل برف را ميتوان مدیریت کرد، ولي هر مدیریتي هزینــهاي دارد. باید دید که آیا هزینهکردن براي چنین حادثهاي بهصرفه اســت یا خیر؟ چرا این پرســش مطرح ميشــود؟ براي اینکه امکانات و منابع محــدود و در مقابل نیازها و خطرات نامحدود اســت. پس از بارش برف اخیر و بروز مشکالتي در رفتوآمد، فیلمهایي از برخي کشورها منتشر شد که برفروبي جاده را با سرعت بسیار انجام ميدادند؛ مثال در یک مورد در سوئد، یک برفروب یا برفخوار با ســرعت باال برفها را به فاصله دوري پرتاب ميکرد و فرد منتشرکننده با آه و ناله نوشــته بود که مدیریــت آنان را ببین و مدیریت مــا را ببیــن! در یک فیلــم دیگر چند برفروب بزرگ همزمان یک بزرگراه را در آمریکا تمیــز ميکردند و دنبــال آنان نیــز خودروهاي ســواري در حرکت بودند و این را نشانه پیشرفت و توجه آن کشورها به مسأله ميدانستند. این نگاه دو ایراد اساســي دارد؛ نخست اینکه این وسایل و امکانات لزوما فراگیر نیست و مشکالت بخشهای خاصي را تا حد و اندازه معینــي برطرف ميکند. تصویر و فیلم نميتواند گویاي همه واقعیات باشد. چه بسا در آن کشورها نیز مشــکالت بسیاري بر اثر بارش برف و مسائل دیگر بهوجود ميآید، ولي ایراد مهمتر در منطق هزینه و فایده اســت. فرض کنید که شــهرداري تهران بخواهد 10 دستگاه از برفخوارهاي غولآســا را بخرد تا بلکه در یک روز برفي فقط چند بزرگراه یا فــرودگاه را باز کند. آیا چنین کاري از نظر اقتصادي بهصرفه اســت؟ این کار براي استکهلم و کشورهایي که روزهای زیادی با بارش برف روبهرو هستند، کامال بهصرفه است، چون در طول ســال از آنها در موارد مکرر استفاده ميشود، ولي بعید است که شــهرداري مادرید یا رم یا حتي لنــدن چنین وســایلي را خریداري و اســتفاده کنند، زیرا گمان ميکنند هر چندسال یکبار ممکن است برف ســنگینی بیاید و مشکل ایجاد شــود، براي چنین احتمالي، آنقدر هزینه نميکنند و پول آن را باید صرف امور ضروريتري کنند.

بنابراین، باید دقت کنیم که هر وضع ناهنجاری، محصول چه شرایطي است. اگر شهرداري از مردم ميخواهد که درختان را بتکانند تا شــاخههایش نشــکند، به ایــن دلیل نیســت که از خــود رفع مســئولیت ميکند، به ایــن دلیل اســت که اگر بخواهد این کار را انجام دهد، باید هزاران نیرو براي این کار اختصاص دهد که پول آنها را از جیب من و شما تأمین ميکند و معلوم نیست که چنین کاري به نفع شهر باشد، پس چه ایرادي دارد که خودمان به کمک درختان و شهر بیاییم.

از سوي دیگر، نشستن پاي تلفن همراه و کلیک و فــوروارد کردن مطالب و فیلم ســایر کشــورها کار سختي نیســت، ولي آیا تاکنون فکر کردهایم که اگر خودمان جاي دیگران باشــیم، ميپذیریم که انتظــارات غیرمســئوالنهاي را دامــن بزنیم؟ بهطور قطــع این یادداشــت در مقام آن نیســت که بگوید همه دســتاندرکاران کار خودشــان را درســت انجام دادهاند، قطعا چنین نیست. بهویژه اینکــه همهچیزمان به همه چیزمــان ميخورد. هدف این اســت که به صرف کمبود و بروز مشکل نميتوانیم یک مدیریت را تخطئه یا محکوم کنیم. باید میــان مدیریت و امکانات تفکیک قایل شــد. در قضیه برف اخیــر، اول از همه بایــد دید که آیا هواشناســي درک و تصویر دقیقي از آنچه درحال رخدادن بود، ارایه کرده اســت یا خیر؟ در مرحله دوم باید دید که مدیران مرتبط با موضوع شــامل وزارت راه، هواپیمایي کشوري، شهرداري، راهآهن ...و آیا خود را متناسب با پیشبیني مذکور آماده و تجهیز کرده بودند یا خیر؟ و این تناسب طبعا باید با توجه به امکانات آنان باشــد. به عالوه، آیا مردم با این پیشبیني خود را همــراه و همگام کرده بودند یا با الســتیکهاي عادي عزم ســفر کرده و در راه گیر افتادهاند؟ یکي از افراد آشنا که مدتي در کانادا بود، توضیح ميداد که از زمان مشــخصي پیش از آغاز بارشهــای برف همه خودروها از الســتیک یخشکن استفاده ميکنند و این وضع تا اواسط بهار ادامه دارد. مگر نه اینکه ما سالهاست با الستیک یخشــکن و زنجیر چرخ خداحافظي کردهایم، در حالي که در گذشته از آن استفاده ميکردیم، پس چگونه انتظار داریم که بودجه شــهرداري و دولت صرف مواردي شــود که ما نیز در استفاده از موارد مشابه آن اجتناب ميکنیم؟ شاید این برف موجب شود که در کنار توجه به سوءمدیریت قدري هم به مســأله تخصیص منابع و اهمیت آن در اداره امور بپردازیم و بيگــدار انتقاد نکنیــم. بحث منع نقد مدیریت شهری نیســت بلکه دقیق بودن نقد مورد نظر است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.