معلمان‌گری ‌زپا

آموزشهای مجازی امکان تقلب را برای برخی معلمان فراهم کرده است برای عناوین کالسهای آموزشی ضمن خدمت معلمان نیازسنجی نمیشود برای برگزاری کالسهای مفید مشارکت نهادهای غیردولتی الزم است

Shahrvand Newspaper - - گـزارش -

شادی خوشــکار| در کانال یکی از درسهای تخصصی، معلمــان دربهدر دنبال نمونهســواالت آزمون ضمن خدمت هســتند. یــک نفر میگوید یک فعالیــت هم بایــد طراحی کنیــم و دیگری میگوید همان نمونه سواالت نیمترم دانشآموزان را بفرســتیم کافی اســت. یــک نفر شــمارهای گذاشــته که هر کســی میخواهد امتحان بدهد، 03هزارتومان واریز کند تــا جایش امتحان بدهد. 03نفــر پول واریــز میکنند. چنــد روز بعد زمان امتحان میرســد، هیچکدام امتحــان ندادهاند و گوشــی فرد امتحاندهنده هم خاموش است. توی گروه ولوله شــده. یکی دیگر میگوید لطفا جواب امتحانات درس... را بفرستید. شین از همه معلمها زرنگتر است. همیشه جواب همه امتحانها را دارد. همیشه در گروه آنالین است، نمونه سوال میگذارد و راهنمایی میکند. یک نفر پرسیده اگر درصدهایم در امتحانات پایین باشــد چه؟ شــین جواب داده مالک ثبت ســاعت هر دوره کســب حداقل نمره 12 اســت، پس اگر همکاری در هر چهار آزمون یا حتی سه آزمون نمره کامل بگیرد، برای ثبت ساعت دوره نیازی به این درصدها نیســت. یکی از معلمها میگوید: شــغل دوم همکارم امتحان دادن جای دیگراناست.»

یک عمر معلمها زمان امتحان جای دانشآموزان را عوض کردند و برگه را از زیر دســت شــاگردان متقلب کشــیدند، اما آزمونهــای مجازی ضمن خدمت ثابت کردند که خودشان هم گاهی با همین شیوه امتحانهایشان را از سر میگذرانند. بهمن پارسال، دوسال بعد از آنالینشدن دورههای ضمن خدمت معلمان، احمد دانشــفر، رئیس وقت اداره آموزشهای کوتاهمــدت وزارت آموزشوپرورش گفت فعالیت در فضای مجازی باعث رشــد بستر تقلب شده است. او از شــرکتکنندگانی گفت که جاییکدیگرامتحانمیدهندیاچندشرکتکننده به یک نفر پول میدهند تــا در آزمون به جای آنها شــرکت کرده و نمره قبولی بگیرد. در مواردی هم گزارش شــده افراد به صورت دستجمعی امتحان میدهند. راهحــل از نظر دانشــفر سادهســازی امتحانات بــود، اینکه بــه معلمها نمونه ســوال بدهند و امتحان از همان ســوالها بیاید تا «امکان کالهبرداری افراد سودجو و خرید و فروش سواالت امتحاناتنباشد.»

بردبار معلم علوم بندرعبــاس میگوید از وقتی تلگرام آمده این آزمونها پولدانی شــدهاند. «مثال آموزشوپــرورش اعالم میکند کــه فایلهای هر دوره را در کانال گذاشــته و میتوانیم برویم دانلود کنیم. با قابلیت سرچ جواب. کلمه اول و دوم سوال را میزنیم و جواب پیدا میشود. میتوانی 5هزار تومان پول بدهی که این را بخری و با تقلب نمره بیاوری. در همانکانالتبلیغاتهممیگذارند.»

وزارت آموزشوپرورش از سال 94 طی قراردادی بخش آموزش توانمندسازی فرهنگیان را در قالب دورههای الکترونیکی به بخــش خصوصی واگذار کرد. سال 95 دانشــفر، آمارهایی از تعداد کالسها و ســاعتهای آموزش ضمن خدمت به ایسنا داد و گفت: «هزینه برگزاری این دورهها در مقایســه با دورههای حضوری بسیار کمتر است، بهطوری که اگر میخواستیم این دورهها به صورت الکترونیکی نباشــد، بایــد حداقــل 10 برابر بیشــتر هزینه میکردیم.» او درباره استقبال معلمان از کالسهای ویدیویی گفت: «بسیاری از معلمان عنوان کردهاند که ویدیوهای آموزشی ارایهشده در دورهها را دانلود کرده و سر کالس درس میبرند.»

دورههای ضمــن خدمت حضوری با سیاســت کاهش هزینههای آموزشوپــرورش به دورههای ســیدی و دیویدی تبدیل و مرحله بعد آموزش مجازی شد. همان زمان این آموزشها پولی شدند و پای پیمانکارها وســط آمد. ابراهیمی، دبیر علوم اجتماعی تهران میگوید: «مثال ارشاد میتوانست دورهای برگزار کند و از معلمها پول بگیرد. معلمها هم به خاطر ارزشیابی مجبور بودند شرکت کنند. تا اینکه کمپینی در اعتراض به پولیشدن این دورهها شــکل گرفت. نتیجه این بود کــه دورههای پولی حذف نشــدند و آموزشوپرورش دورههای آنالین رایگان هم در کنار آنها ارایه داد.»

معلمها در ســایت ثبتنام و دوره مورد نظرشان را انتخــاب میکنند، محتوا به آنها ارایه میشــود. محتوایی به شــکل ویدیو یا متن پیدیاف .)pdf( اگر در دورههــای حضوری، هر اســتان یک دوره تشــکیل میداد و معلمها با هم تبادلنظر داشتند، االن یک نفر یکبار برای کل معلمان رشــته محتوا تولید میکنــد. بعد زمان امتحان میرســد. فقط ترتیب ســواالت امتحانی برای هر کسی فرق دارد. همین هم باب طبع معلمها نیست. یک نفر در گروه تلگرامی گفته با همین جوابها امتحان داده، اما 18 شده، چون یکیشان غلط است. کدام؟ نمیداند.

این وسط بعضی معلمها آمده و تذکر دادهاند که این نوع آموزش ضمن خدمت بیمعنی است. یکی جوابش را داده: پس دوست عزیز شما همه کارها را خودت انجام بده و امتحان هم بده تا بامعنی شــود. یک نفر دیگر گفته این نوع آموزش بیفایده اســت و من نمیفهمم هــدف از این آزمونها چیســت. جوابش را دادهاند: هر وقت رسمی شدی میفهمی. یکی دیگر گفته پس چرا خودمان به دانشآموزان میگوییم تقلب نکنند؟ انگار یک چیزی در هر دو مشترک است؛ هم در درسهایی که دانشآموزان میخواننــد و هــم در امتحانهایی کــه معلمها میدهند. قدیمیبودن ساختار آموزشی؟ درسهای غیرکاربردی؟ شــیوههای غیرخالقانه و یکسویه؟ معلمهــا دارند در گروه میپرســند که پس جواب امتحان بعدی کی میرسد؟ یک نفر میگوید صبور باشید بعد از 12 شــب و یک نفر دیگر آن وسطها میگوید بیایید این آزمونها را تحریم کنیم. دیگری میخواهد دوره جدید ثبتنام کند، اما سایت اجازه نمیدهد. میگویند ظرفیت آموزش ضمن خدمتت تمام شده، یک درس را حذف کن و یکی دیگر جای آنبگیر.

گروههای تلگرامی اینچنینی همهگیرند. بردبار میگویــد: «گاهی هــم معلمهای دیگــر به جای همکارانی کــه نزدیک بازنشســتگیاند و حوصله خوانــدن و توانایی شــرکت در آزمــون آنالین را نــدارد، امتحان میدهند. درواقع نمیشــود گفت این دورههای آنالین اثر مثبتــی دارند یا کمکی به آپدیتشدن معلمها میکنند.» این آموزش مجازی و الکترونیک است. اما معدود آموزشهای حضوری کهباقیماندهاندهمتعریفیندارند.بیشترکارگاههاو کالسهایآموزشضمنخدمتفقطباریبردوش معلمهاست. چه پیش بیاید که سالی یک بار کالسی با عنوان مورد نیاز، مربی خوب و شیوههای آموزشی بهروز و خالقانه برگزار شــود. آموزشهای آنالین هم با وجود استقبال مســئوالن آموزشوپرورش به آموزشهایی اغلب بیفایده، با عناوین قدیمی و غیرتخصصی تبدیل شده. بعضی از معلمان اعتقاد دارند که بیشــتر دورههای آموزش ضمن خدمت چه حضوری و چه آنالین، با نیازهایشان هماهنگی ندارند و معلمها هم انگیزهای جز گرفتن امتیاز برای شرکت در این دورهها ندارند.

کالسهایفرمالیته خانم مربــی دیر رســیده، 45 دقیقــه. بعضی معلمها رفتهاند و نامشــان را در لیســت حضور و غیاب نوشتهاند. نامشان را خط زده است، حضور و غیاب میکند، نیم ســاعت طول میکشد. کتابش را معرفی میکند، همه باید کتــاب را بخرند اگرنه اسمشان در لیست حضور در کارگاه ضمن خدمت آموزشوپرورش خط میخــورد. کالس، آموزش بازی خالق به معلمان پیشدبستانی است. در تمام مدت کالس معلم روی صندلیاش مینشــیند و از مقدمه کتاب روخوانی میکند. یــک بار از جایش بلند میشود و شماره کارت را روی تخته مینویسد تا معلمها پول کتاب را واریز کنند. کسی اعتراضی نمیکند. معلمها امیدوارند با شرکت در این کالس رتبهشانباالتربرود،شایدبعدهاباعثاستخدامشان شــود. چند وقت پیش همین معلمهــا در کارگاه آموزش کتاب پیشدبســتانی شــرکت کردند که کل کالس به تدریس عکس صفحه نخست کتاب گذشت. یکبار دیگر هم کالس آموزش طرح درس رفته بودند، کل کالس درباره ایــن بود که ویژگی بچه 6ساله چیســت و چرا بچهها به پیشدبستانی میآیند، حرفهایی که هر بار تکرار میشــوند. آن بار هم زمانی برای توضیح طرح درس نماند، مربی سرفصلها را روخوانی کرد و گفت خودتان بخوانید. این ماجراها برای معلمها عادی است.

«در طــول ســال، ســه برابر ضمــن خدمت تخصصیمان، عناوین عمومی داریم. تازه اگر شانس بیاوریــم دوره تخصصی میگذارند. این دوســال که کتاب جدید آمد، کارگاه تخصصی گذاشــتند، ولی کتابهای جدید که تمام شــوند، دیگر واحد تخصصی نخواهیم داشت.» معلم ریاضی متوسطه دوم میگوید موضوعات بیشتر تربیتی، اعتقادی و بهطور محدود دورههای روانشناســی است و عمده دورهها هم آنالین برگزار میشوند. یکی از دورههای مورد عالقه مسئوالن بخش آموزش ضمن خدمت، دین در نگاه شهیدمطهری است. «اگر معلمی اعالم کند که میخواهد در این دورهها شرکت کند، 5هزار تومان از حقوقش کم میشــود یا این پول را نقدی میپردازد. در سایت ثبتنام میکند، تاریخ آزمون اعالم میشود و میتواند از منابع ارایهشده در سایت امتحان بدهد.» گاهی پیــش میآید که دورههایی برای ارتباط با دانشآموزان بهطور حضوری برگزار شــود، مثال دورههای اختالل یادگیری و مشــاوره ولی آنها هم عمدتا به گفته معلمان فرمالیته هستند و گاهی حتی پایــه تحصیلی هــم در نظر گرفته نمیشود:«سهسالپیشکارگاه اختالل یادگیری داشتیم، ولی برای معلمهــای همه درسها و پایهها یکی بــود، درحالیکه مســائل دانشآموزان در پایهها و درسهــای مختلف فرق دارد و بین یادگیــری دانشآموزان در دبیرستان تا ابتدایی و درس ریاضــی و ادبیــات فاصله زیاد اســت.» میگوید لاس10-12 پیش یــک دوره آموزش آیتی گذاشتهبودندکهکاربردیبود.

رویــا میرغیاثــی، معلــم پیشدبســتانی اســت، او هم تجربه یــک کارگاه آموزشــی خوب را دارد، آموزش نمایش که داوود کیانیان مربی آن و جلســه متفــاوت و خالقانهای بود. اما درباره کارگاه آموزشی بازی برای این مقطع میگوید تمام کالس به جزوه گفتن گذشــت و از روی کتاب خواندند: «بازی در پیشدبستانی خیلی مهم اســت، هم کارکرد درمانی دارد و هم آموزشی و محور همه فعالیتهای ما باید بازی باشد. اما این جلســه دو روزه حتی تلنگری هم نبــود که باعث شود نگاهمان عوض شــود. میخواست همان نگاه تربیتی و عقیدتی آموزشوپرورش را تلقین کند که به بچهها بگوید کار خوب و بد کدام اســت و بیشتر دنبال آموزههای اخالقی است.» او که خودش داور جایزه و فهرست الکپشــت پرنده است، میگوید: «خانم مربی، مولف کتابهای پیشدبستانی بازاری و سطحی بود. کتابی تالیف کرده که در داوری هیچ جا قبول نمیشــود.» او قبال مربــی کانون پرورش فکری هم بوده که زیرمجموعــه آموزشوپرورش اســت، اما تجربهاش در کانون متفاوت است: «در کانون، مربیانی که در کارگاههای آموزشی تدریس میکردند، در رشته خودشان شناخته شده بودند و دانش علمی و کاربردی داشتند. مثال برای داستان، جواد جزینی میآمد. اما درباره این جلســات هر بار جستوجو کردم، مربی شناختهشدهای نبود. مثال در روانشناســی آموزشوپرورش یــا مبحثی مثل اختالل یادگیری که خیلی مهم اســت، اســتادان خوب زیاد هستند، چرا باید کســی بیاید آموزش بدهد که درجه چندم است؟»

آخریــن دورهای که بردبار در لیســت دورههای ضمن خدمت دیده است، روشهای حفظ قرآن بود. میگوید دورههای عمومی ربطی به علوم و شیمی که او تدریس میکند، ندارند، ولی معلمها مجبورند از همین دورههای ارایهشــده باالخــره تعدادی از عناوین را انتخاب کنند: «معلمها فرم ارزشــیابی دارند که باید ساالنه پر کنند و هرسال به یک امتیاز خاص برســند و پایین نیایند. یکــی از مالکهای ارزشیابی ساعات ضمن خدمت و امتیازشان است. حقوقمان افزایش پیدا نمیکند و هرسال تحصیلی در ارزشیابی این اســترس را داریم که آیا نمره الزم را به دســت میآوریم یا نه. رتبهبندی ارشد، عالی و خبره داریم و مثال باید 700 ساعت یا 1100 ساعت ضمنخدمتگذراندهباشیم.»

نه دورههای حضــوری که 51-01ســال پیش برگزار میشد و نه دورههای آنالین با نیازهای معلم و دانشآموزان همخوانی ندارند. ابراهیمی دبیر علــوم اجتماعی میگویــد مشــکل دیگــر این دورهها سراسریبودنشان است. نیازهای منطقهای و بومی کشور با توجه به تنوع فرهنگی در نظر گرفته نمیشــود. «با دانش روز هماهنگ نیستند. کاهش هزینه و تأمین منافع آموزشوپرورش مهمتر از ارایــه دورههای مفید و کاراست. در پنجســال اخیر که نظامآموزشیتغییرکرد،ضروری بود برای کتابهــای تازه تالیف دورههایی برای توجیه معلمها بگذارند. حتی قبل از اینکهکتابهاتغییرکند،بایدشیوهجدیدبهمعلمان تدریسمیشدتاآنهانقاطضعفکتابرادربیاورندو نظر معلمها لحاظ بشود. اما ساختار آموزشوپرورش مشــارکتی و دموکراتیک نیست و طبیعی است که رعایت نمیشــود.» او میگوید دورههای حضوری قدیم دســتکم این ویژگی را داشت که مشارکت و تبادلنظر صــورت میگرفت، اما با آنالینشــدن دورهها همان امکان هم از دست رفت: «این موارد را در کنار وضع بد اقتصادی معلمها و بیانگیزگیشان قرار دهید، دیگر کاراییشــان را از دست میدهند.» 81سال ســابقه معلمی دارد و میگوید در این مدت حتی در عناوین عمومی هم نیاز روز مورد توجه قرار نگرفته:«مثالدورههاییکهمعلمهارادرموقعیتهای ســخت، توانمند و قدرتمند کند. کنترل خشــم یا آشنایی با سبک زندگی نسل جدید خیلی میتواند در مدیریت و بهبود شــرایط کمک کند. مواردی که به معلمها کمک کند تا شــرایط خاص در کالس را شناسایی کنند. حدود 01سال پیش دورههایی برای آشنایی با ناهنجاریها و آســیبهای اجتماعی یا بیماریها و شرایط خاص برگزار شد، اما اخیرا کمتر چنیــن عناوینی دیده میشــود. دورههای عمومی بیشتر بار ایدئولوژیک و مذهبی دارد. گفتمان اصلی موفقیتتحصیلیکنکوریوتربیتیاست.آموزشبه معنایرشدانسانهانیست.»

دورههایضمنخدمت حضوریباسیاستکاهش هزینههایآموزشوپرورش به دورههای سیدی و دیویدیتبدیلومرحله بعدآموزشمجازیشد. همانزماناینآموزشها پولیشدندوپایپیمانکارها وسطآمد

مدرسانکالسهاحرفهاینیستند مدرسان دورههای حضوری در استقبال معلمان تأثیر دارد. آنهــا میگویند تا وقتی مدرس حرفهای نیست و رویکرد رایج تقلب اســت، انگیزهای برای اســتفاده از کالسهــا باقی نمیمانــد. کالسها سرســری میگذرنــد و مثال برای یــک دوره پنج جلســهای، معلمها در دو جلسه شرکت میکنند و به دوستانشان میگویند برای جلسههای دیگر به جایشــان حضور بزنند: «کسی میآید که چندان هم اوضاع بهتری از ماها ندارد. کارگاهها پرســش و پاســخ و نقد و تحلیلی نیست. یک بار گفتند کتاب ریاضی را نقد کنید، من برای هر صفحه نقد نوشتم، ولی اهمیتی نمیدهند. فقط برای این است که اعالم شود کاری انجام شــده و مستندسازی شود مدیر و معاونتهای اداره بنویسند فالن دوره برگزار شد.»

هر معلمی میتواند مدرس باشــد. زمان ثبتنام در ســایت ضمن خدمت درخواســت میدهند. پولی هم به معلمان داده نمیشــود، نهایتا هزینه رفتوآمد و فقط فایدهاش یک گواهینامه اســت و امتیاز مدرسبودن. بیشتر معلمان مشتاق دورههای آموزشی تخصصی رشته خود هستند، بهخصوص وقتی کتابی عوض میشــود، اما گاهی برای همین کتابها هم یکی از معلمها داوطلب میشود و چون کتاب جدید است تا به حال کســی آن را تدریس نکرده است. بردبار میگوید: «بیشتر وقتها یکی از همکاران خودمان هستند و همه با هم در یک سطح هستیم.»

پارســال در رباطکریم یک دوره برگزار شــد که معلمان راضی بودنــد. دوره را خــود گروه ریاضی منطقه برگزار کرده بود، معلمهــا دور هم امتحان نهایی درس جبر و احتمــال را تحلیل کردند و هر کدام به یک برگــه امتحانی نمونه نمره دادند. «این کارگاهها چون براســاس نیاز تعریف میشوند، اگر معلمها خالقانه برخورد کنند، خوب از کار درمیآید. گروهها امکان برگزاری کارگاه تخصصی دارند، این هم سقفی دارد.»

ابراهیمــی میگوید جلســاتی کــه گروههای آموزشــی میگذارند، ضمن خدمت نیست. «افراد برای تدریــس ضمن خدمت با توجه به سیســتم گزینش مجــوز تدریس میگیرند. ممکن اســت افرادی شناختهشده باشند، ولی لزوما به معنای این نیست که تدریسشان خوب باشد و کمکی به رشد علمی معلمان کند. تابهحال در دورههای تخصصی رشته خودم که علوم اجتماعی است، ندیدهایم یک استاد برجسته جامعهشناســی از دانشگاه بیاورند. مدرسان هم چیزی بیشــتر از معلمانی نبودند که میتوانســتند در ضمن خدمــت درس بدهند. آن نگاهی که باید به ســمت آموزش مشارکتی و نوین باشد، در آموزشوپرورش جایی ندارد، زیرا هر کدام از اینها نیاز به هزینهکردن و سرمایهگذاری دارد که آموزشوپرورش میکوشــد از آن شانه خالی کند. سیاســتهای پولی آموزشوپــرورش جایی برای ضمنخدمتمشارکتیندارد.»

گاهی دورههایی که گروههای آموزشــی برگزار میکنند درباره یک بخشنامه یــا مورد خاصی در تدریس است. در این دورهها معلمان مرد خیلی کم شرکت میکنند، چون برایشــان صرفهای ندارد. به گفته بردبار بعضــی از این دورهها مفیدند: «مثال یک همکار دوره دیده باشــد یا بیاید تجربیات خود را برای بقیه بگویــد. در درس ما تجربیات معلمان به انجام آزمایشها و برطرفشــدن ایرادهایمان کمک میکند. اما بعضیها رفع تکلیف است، مثال کارگاه مقالهنویســی یک دبیر ریاضــی برای دبیر علوم در یک ســاعت یا کارگاه آموزش نانو در یک ســاعت. در 01دقیقه میخواهد وسایل آزمایشگاه را که خودش هم به آنها تسلط ندارد، نشان بدهد.» وقتی برای نخســتین بار میکروسکوپ الکترونیک برای اســتان هرمزگان خریدند، کســی بلد نبود چطور از آن اســتفاده کند. معلمها را در پژوهشسرا جمع و در جعبــه را باز کردند و نشانشــان دادند. گفتند میکروســکوپ الکترونیکی است و درش را بستند، حتی کسی نبود نام قطعات را بگوید. بردبار از مدرسان تهرانی میگوید که زمان کارگاهشان را روزهای تعطیل فصل زمســتان میگذارند که هوا خنک باشــد و بتوانند قشم و کیش هم بروند و فکر میکنندمعلمانغیرتهرانیچیززیادیبلدنیستند: «هدف نخستشان تفریح خود و خانوادهشان است و بعد آموزش. دیدشان از باالست. زمان جلسهها را دیر اطالع میدهند. اگر قرار به برنامه ضمن خدمت و آموزش اســت، باید از اول ســال تحصیلی تقویم اجرایی داشته باشند و نیازسنجی کنند که معلمان به چه دورهای نیاز دارند.»

مشارکتنهادهایغیردولتیالزماست آموزشوپرورش میتوانــد از تجربیات نهادهای مرتبط بــا کــودکان و نوجوانان و شــیوه آموزش آنها اســتفاده کند. کانون پرورش فکری در زمینه آموزش مربیان خالقانه عمل میکند یا سازمانهای مردمنهادی که چند دهه برای کودکان و نوجوانان کار کردهاند. امسال یکی از معلمان قرچک تصمیم گرفــت دورهای را کــه خودش بــرای آموزش آن هزینه کــرده بود، بــه همکارانش آمــوزش دهد. فرشته جودکی، معلم دبســتان است و خودش به آموزشوپرورش منطقه پیشنهاد کالس قصهخوانی داد. میگویــد توجه آموزشوپــرورش منطقه در پیشــرفت کیفیت کار معلمها تأثیرگذار بود: «من پیشــنهاد دادم و آنها هم خوششــان آمد، چون برای منطقه هم امتیاز دارد. برای قصهگویی که در دبستان خیلی به معلمها کمک میکند، باید تجربه کانون را ببینیم و آموزشوپرورش معلمها را تشویق کند که به جشنواره قصهگویی بروند. ما باید بتوانیم در کارگاههایی که کانون بــرای معلمهای خودش میگذارد، شــرکت کنیم. این هم به نفع سیستم آموزشوپرورش و هم بچههاست. گاهی هم معلمها از هر اتفاقی میترســند. نگاهشان این است که کار ما زیاد میشود و شــاید نتوانیم از پسش بربیاییم. حقوقها هم پایین و انگیزهشان کم است.»

جودکی خودش بــه کارگاههــای قصهگویی و فلسفه برای کودکان و رویکرد والدورف رفته و حاال حاصل آنها را برای معلمان منطقه برگزار میکند. به گفته او یــک بحث ویژه همکاری موسســات با آموزشوپرورش اســت. «اکثــر آدمها میخواهند پول بگیرند. یک بار یکی از اســاتید را معرفی کردم که همایشی بگذارند، اما گویا دلشان نمیخواست کار کننــد و هزینه بیشــتری میخواســت.» هر هفته پنجشــنبهها 04معلم به کالس او میروند. میگوید شــاید چون اینجا منطقه محروم است، اســاتید همکاری نمیکننــد، درحالیکه حضور اســاتید باتجربه خیلی میتواند به نفــع بچهها و پدر و مادرهایشــان باشــد: «چرا انجیاویی که نگاه انتقــادی بــه آموزشوپــرورش دارد، وقتی ازشــان همکاری میخواهند، همکاری نمیکند. قبال نویســندهها بیشــتر همــکاری میکردند.» آموزشوپــرورش حقالزحمهای بــرای دورههای ضمن خدمت نمیپــردازد و نمیتواند اســتادان باتجربه بیاورد، اســتادانی که نگاه متفاوتی داشته باشــند و بتوانند به معلمان کمــک کنند. معلمها مشــتاق دورههای متفاوتنــد، دورههایی که فقط امتحان دادن برای رتبه نباشد، مدرسانی که درک درســتی از آموزش نوین داشته باشند، متخصص رشتهها باشــند و رویکردهای آموزشی جدید را به آنها یاد بدهند. بعضیها مثل جودکی خودشان در کالسهای آزاد این رویکردها شــرکت میکنند. بعضی از معلمها هم نسبت به تغییر مقاومت دارند وبهکتابهایدرسیچسبیدهاند.

همهشانباالخرهمجبورندتعدادعناوینموردنیاز برای رتبهبندیشان را بگذرانند. وقتی جای مباحث علمی، کاربردی، تربیتی و روانشناسی خالی است، چه انگیزهای برای شرکت در دورهها میماند؟ «مثال یک دوره مورد نیاز مقطع ابتدایی مشــاوره است. مدارس ابتدایی مشــاوره ندارنــد، درحالیکه پایه ششم شروع بلوغ است و معلمها هیچگونه آگاهی در این زمینه ندارند. برای این مقطع معلمان باید نظریه رشد و روانشناسی کودک را بدانند تا دنیای کودک را بشناسند. آنها برای برخورد با بچهها آگاهی ندارند.» گاهی ممکن است مدیری از این مسائل آگاه باشد و تاکید کند که کالسهای مورد نیاز معلمان برگزار شود. مثل کالس آموزش ریاضی از طریق بازی که او به یاد میآورد یکسال برگزار شد. اما بیشتر وقتها هم میخواهند آموزش را از سرشان باز کنند. مدرس کالس فقط میخواهد بگوید کالس را برگزار کرده و معلمها میگویند زودتر تمام شود که برویم. بیشتر مدیران بخش آموزش ضمن خدمت هم انگار بیشتر بهفکرکمشدنهزینههاهستند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.