... بیا کاین داوریها را به پیش داور اندازیم

Shahrvand Newspaper - - صفحه آخـــر -

سیامکرحمانی(معاونمدیرمسئول):برایسالنو،پیش و بیش از همه، آرزوی صلــح دارم و آرامش. برای همه. برای مردم کشورمکهدردامنهآتشفشاناند.برایسالنودرلحظهموعود،آب، سبزی و سالمت طلب میکنم. زمینی که نیاشوبد و آسمانی که نرمبد.سالتازه،خندهایکاشداشتهباشدبرایلبهامان،نانگرم وآبسردیبرایسفرههاوامیدیبرایدلهامان.

افشینامیرشاهی(سردبیر):جامعهتشنهتغییراستاماآنها که نمیپذیرند در مقابل ضربههای محکم واقعیت در مییابند که راهدیگرینخواهندداشت.

محمود اشــرفی (معاون ســردبیر): هــر عکس مکث لحظهایستکهدیگرنیست!

مهرنوش گرکانی (سرویس حقوقی): اگر دور مانی ز دیدار من/سرت سبز باد و دلت شــادمان/تنت پاک و دور از بد بدگمان/ همیشهخردپاسبانتوباد/همهنیکیاندرگمانتوباد

سوشیانس شجاعیفرد (ســرویس شهرونگ): جمله کوتاه؟ ...چی تنته!؟ ولی چون غیر فرهنگیه، یک شــعر خیام رو میزنم تنگش: خیام اگر ز باده مستی خوش باش/با ماهرخی اگر نشستی خوش باش/چون عاقبت کار جهان نیستی است/انگار که نیستی چو هستی خوش باش! ...میبینید که خیام هم همون رو میگه!فقطمنفنبیانمبهخوبیاستادنیست!

محسن پوررمضانی (ســرویس شهرونگ): پارسال بهار دسته جمعی رفته بودیم ســفارت، امسال دالر گرون شده ناکس بیمروت!

شیده اللمی (سرویس گزارش): ...هر روز به آرزو میگفتیم: اینسختسالیرابهاریباید.زمستانپشتپنجرهایستادهبود.

محمد باقرزاده (سرویس جامعه): دوران سخت «شهروند» گذشتودوراندشواردیگریدرراهاست؛البتهتاسحرچهزایدباز. ایکاشسالبهتریبسازیم.کاش؟!

آرمین منتظری (سرویس جهان): اگر احساس بدبختی میکنید،ازهمهجاراندهوماندهوخستهاید،دربهترینشرایطبرای روزنامهنگارشدنبهسرمیبرید!دستبجنبانید!

مهتاب جودکی (سرویس جامعه): زمان کالفی است که مادربزرگ دو ِر دســتهایم میپیچید؛ َدرهم و ناپیدا. در پ ِس تاب دادنمنظمنخهاقصههابود.گوشمیدادموکالفازیادممیرفت. دستها را تاب میدادم و چشمهای طوسیاش را تماشا میکردم. آفتابتابستانکهبهراهرفتنبود،مادربزرگهمرفت.ازهمانوقت کالفزماندرهمپیچیدومنگمشدم.

شادی خوشکار (سرویس گزارش): گریز از میانمایگی، آرزوییبزرگاست؟(قیصرامینپور)

امیر رساممهر (ســرویس عکس): اگر احساس بدبختی میکنید، از همه جا رانده و مانده و خستهاید، در هیچ جمعی دیده نمیشــوید کمبود محبت دارید، در بهترین شرایط برای عکاس شدنبهسرمیبرید!دستبجنبانید!باخریدیکدوربیندیجیتال وانتخابعکاسیخبریبرتمامکمبودهایخودغلبهکنید.

الههمحمدی(سرویسسیاسی):هرروزمیخواهیمانصراف بدهیم، برویم دنبال کاری که آبش و نانش حســابی باشــد، مثال بوتیک بزنیم، ماهی گلی بفروشیم یا غریق نجات بشویم اصال. اما دلمان که نمیآید هیچ، سالهاست در این شغل بی آب، بی نان و پرازدلهرهوناامنیماندگاریم.امسالسالخوبیبرایروزنامهنگاران نبود؛تحریریههایزیادیخالیشدندودرشانبرایهمیشهبسته. بهامیدسالویاحتیروزهایبهتربرایروزنامهچیهایهمیشهدر صحنهبهزعمخودشاناماپشتصحنهبهزعمخیلیها!

مجتبی پارسا (سرویس جهان): چینیها معتقدند که ⚄說我們必會在世上受考驗 ᡃ಼᠕␜᭹ᚘ祂的誡命‪ణ⚄୙ᙉ㏕ᡃ಼᭹ᚘ祂 ᡃ಼ྍ‬ ௨㑅᧪ ೥ዴᡃ಼᭹ᚘ祂,就能回到天上與神同住

مائده امینی (سرویس اقتصادی): ای تیغتان چو نیزه برای ستمدراز،اینتیزیسنانشمانیزبگذرد...

پریسا اسالمزاده (سرویس ورزشی): آدمهای قوی دنبال انتقام گرفتن نیستن، میگذرن و میرن و قسمت کثیف ماجرا رو بهکارمامیسپارن!

امیرحســین خواجوی (ســرویس حادثه): خوب و بد امسال هم گذشت، فراموش میشــود اما جایی در پس ذهن جا خوش میکند. هر سال همین است، با کمی تفاوت در زشتیها و زیباییها؛ اما دوست دارم که شیرینیهای سال نو آنقدری باشد که تلخیهاراباخودشببرد.

امیر هاتفینیا (سرویس هالل): پارسال دنبال جای اجابت مزاجبودم،امسالامانه!

آیت وکیلیان (سرویس سیاسی): تغییر تنها اصل پایدار در زندگیونگاهتانبهدنیاباشد.

هادی حیدری (مدیر هنری-ســرویس شــهرونگ): یوسف(ع) را برای فروش به بازار شهر برده بودند. ثروتمندان از نقاط مختلفبابارهایپرازسکه،خودرارساندهبودند.پیرزنیمیانصف ایستادهبودوتمامداراییخود،یعنیدوجورابیراکهبافتهبودبرای خرید یوسف آورده بود. مردی پیرزن را مورد خطاب قرار داد که با این دارایی در برابر این همه ثروتمند، حرفی برای گفتن نخواهی داشت.پیرزنپاسخداد:«مهمنیستکهنتوانمیوسفرابخرم؛مهم آناستکهمننیزدرصفخریدارانیوسفبهحسابآیم.»

یاسر نوروزی (سرویس گفتوگو): پرسشهای زیر بسیار مهم هستند و دلیل اهمیتشــان را خواهم گفت. بنابراین سعی کنید به آنها پاســخ بدهید: -1 پنج نفر از ثروتمندترین آدمهای جهان -2 پنــج آقای گل جهــان -3 پنج برنده جایــزه نوبل در سالهای اخیر -4 پنج موزیسین بزرگ قرن بیستم -5 پنج برنده اسکارسالهایپیش.میدانمنمیتوانیدبههمهاینسواالتپاسخ بدهیدوحتاشایدبراییکپنجمآنهاهمجوابینداشتهباشیداما نگران نباشید چون پاسخ به این سواالت اصال اهمیتی ندارد. چون این نام برندگان نیست که در ذهن ما میماند. آنچه میماند پاسخ به این سواالت اســت: -1 نام معلم کالس اولتان -2 نام بهترین دوستیکهحاالدارید3-نامکسانیکهبیشترینمهربانیرادرحق شما کرده یا میکنند. -4 نام اولین نفری که عاشقش شدید -5 و نام کسانی که از مصاحبت با آنها لذت میبرید. پس افرادی که به زندگیشمامعنامیدهند،ارتباطیبا«ترین»هاندارد.آنهاهمگیبا یکمفهومدرارتباطاند:محبت،صمیمیتوعشق.

اکبر منتجبی (معاون سردبیر): در آستانه فصل سردی قرار گرفتهایم. اگرچه ظاهرش بهار اســت و سبزی را نوید میدهد اما باطنشزمستاناستوسردیوسوزرابرایمامیخواهدبهارمغان بیاورد. ما یاد گرفتهایم که در زمستان آرام قدم برداریم و هر قدم را محکمتر بر زمین بگذاریم تا از حوادث احتمالی آن در امان باشیم. اینالبتهبرایزمانیاستکههمهمیدانندزمستاناستوتکلیف برایشان روشن است. اما وقتی از ِس ِر درون فصل بعدی خبر نداریم چهبایدبکنیم؟اکنونبافصلیکهدردل،زمستاناستوبرچهرهبا سبزیبهارماراگولمیزندچگونهبایدتاکرد؟

آیدا پیغامی (سرویس حقوقی): آقا ما خستهایم. شما که گردنتبلندهمیتونیبگیباهارکدوموره؟

زهرا جعفرزاده (سرویس جامعه): دل به امید است که گرم میشود، بندبند دل را دلخوشــیهای کوچک است که زنده نگه میدارد. روزگار، روی خوشــی هم دارد، نشانش میدهد. میآید بهار، باغ دل شکوفه میدهد. میرود زمستان، ته میکشد سردی، خاموشی،اندوه.میآیدبهار...

بهناز مقدسی (سرویس گفتوگو): آخرین روزهای سال خالیامازحرف!قرارمونسالدیگههمینجا...

سمیرا زمانی (سرویس هالل): و ما همچنان دوره میکنیم، شب را و روز را، هنوز را.

لیال مهداد (سرویس یک پرسش و چند پاسخ): روزی ما کبوترهایمانراپروازخواهیمدادومهربانی،دستزیباییراخواهد گرفتومنآنروزانتظارمیکشم،حتیروزیکهنباشم.

سعید غالمحسینی (سرویس عکس): بابا دارن ماشین میفرستن فضا! قرن بیســت و یکه، تو رو حضرت عباس سرزده مهمونینریدتویعید!

مریمشکرانی(سرویساقتصادی): سال خوب رو خودمون میسازیم.بهترباشیمبرایهمدیگه!

بابک جوادزاده (سرویس عکس): ساعت زنگ زده دیگه زنگ نمیزنه، چون زنگاشــو زده... بهروز وثوق. ســوتهدالن. علی حاتمی

حسام خراسانی (سرویس هالل): بسماهلل؛ از نو دوباره آغاز میکنیم...

مهدی افروزمنش (معاون سردبیر): هیچ چیز برای هیچ کسبدترازشکنجهزماننیست.

سیما فراهانی (سرویس حادثه): من به خط و خبری از تو قناعتکردم.

حسین جمشیدی (سرویس ورزشی): بهار، پیامآور تعادل استواینکهدرسایهتعادل،زندگیزیبامیشود.افراطنکنیم!

یاسمن طاهریان (سرویس جهان): سال جدید، سال سگ. امیدوارم کســی رو سگ نگیره. سگ مشــکالت اقتصادی، سگ بیماری،سگبالیایطبیعیوسگهار!

پیمان مرادخانی (اداری): به هر روی «زندگی» با همه تلخی وشیرینیهایخود،میگذردوتنهاخاطراتتلخوشیرینآنباقی میماند.گاهیهمینخاطراتخوشگذشته،کهبهترینسالهای عمرت در آن ســپری شده، تو را تســکین میدهد. اما «تناقض» اینجاست که مگر میشــود با خیال و خاطره زندگی کرد؟ به قول گابریل گارســیا مارکز: «گذشته چیزی جز دروغ نیست و خاطره هرگز بازگشت ندارد». حاال باز هم سوال است، سوال و سوال! سوال اینکه با اوضاع نابسامان «زندگی»، که وصفش رفت و گزارههایی که میگوید: حقیقت تلخ است و بدبینی، قضاوت، تهمت و دروغ، نوعی زرنگی به حســاب میآید و گذشــته هم چیزی جز دروغ و خیال نیست، دل خوش ســیری چند؟ و برای ادامه این زندگی که بیشتر به صحنه تئاتر شبیه است چهکار باید کرد؟ شاید به قول شاملو:«رقصانمیگذرمازآستانهاجبارشادمانهوشاکر.»

حامد نجفی (صفحهآرایی): ساله 97 داره میاد؟ خب چیزی نیستایشاالکهخیره.

افشین صادقینیا (انفورماتیک): گفتم بوی عیدی... گفت زلزلهزدههای کرمانشــاه، گفتم بوی تــوپ... گفت حق و حقوق کارگرهــا، گفتم بوی کاغذ رنگی... گفت هزار و یک مســاله ریز و درشت دیگه، خواستم ادامه بدم و بگم بوی تند ماهی دودی... پرید وسط حرفم و گفت میشه امســال دیگه شعار ندیم؟ دیگه حرف نزنیم؟فقطکارکنیموکار؟

امیر صادقیپناه (سرویس ورزشــی): واهلل ما آمده بودیم «شهروند» که سه ماه کار کنیم و برویم پی زندگیمان، خودمان همنفهمیدیمچطورشدپنجسال!حاالولیاگردستخودمباشد، دلم میخواهد پنجاه سال دیگر هم شهروندی باشم و با افتخار این راجارمیزنم.

نیرهخادمی(سرویسجامعه):ردمیشومازسکوتکاغذها/ جمله میشــوم میان فاصلهها/ســطر را پیدا نمیکنم شاید/گم میشوم ساده در صفحهها. حرف میشوم در دهان آدمها/طعمه میشوم میان وسوســهها/یا یکی مانده است به خط در پایان/فکر میشومدردرونجمجمهها(ن.خ)

افشینپوررحیمی(ادمینشبکههایاجتماعی):امیدوارم مسیریکهسالجدیددرپیشمیگیرم،درانتهابهسعادتوشادی ختمبشهوبرایهیچکسبنبستیدرانتهاوجودنداشتهباشه.

شــیرین آذرپور (صفحهآرایی): بعد از چهار سال کار در روزنامه شهروند، اولین سالیه که خداحافظیها یه جور دیگه شده! البته که مطبوعات کوچیکه و دوباره به هم میرسیم، پس به امید دیدار ):

مریم رضاخواه (سرویس حادثه): ســال 96 هم گذشت. گذشــت با همون تعداد شــب و روز. همون تعداد طلوع و غروب. لحظات خوشش زود گذشــت و لحظات سختش به کندی. هم خندیدیم و هم گریستیم. حتی آسمان هم بغض کرد و زمستان بر سرمان آوار شد. سایه روشنی از کل زندگی. هر جور گذشت حاال دیگه زمان بدرقه اســت. امیدوارم سال 97 تلخیهایمان شیرین شودوشیرینیهایمانشیرینتر.

فاطمه صفری (سرویس یک پرسش و چند پاسخ): سال 96 هم گذشت، به امید79 پر از اتفاقهای خوب.

سهیالروزبان(سرویساقتصادی):همهماآفریدهشدهایمتا از زیباییها لذت ببریم و از ناامیدی، ترس، اندوه و غصه دور باشیم. امیدوارم که با هر طلوع خورشید و فرصت دوباره خداوند، شیرینی زندگیدرکناریکدیگررابیشترحسکنیم.

حسینقهار(سرویسورزشی):«مواظبباشسرتوزیرآب نکنن»! به عنوان یک خبرنگار ورزشی امیدوارم تو سال 97 وقتی تالش میکنیم نور به نقاط تاریک بندازیم تا حقایق رو برای مردم شرحبدیم،نزدیکانمونچنینجملهایبهموننگن!درواقعآرزوم اینهاعتقادمامبنیبراینکهمردمبایدهمهچیزروبدونن،هزینهای براموننداشتهباشه.

فروغ فکری (سرویس گزارش): وان مواعید که کردی نرود ازیادت.

امین فرجپور (گروه فرهنگ و هنر): سال بد/سال باد/سال اشک/سال شک/ســال روزهای دراز و استقامتهای کم/اما.../من زندگی را در سال بد یافتم/من امید را در سال یأس یافتم/مهتابم رادرشب/وهنگامیکهداشتمخاکسترمیشدم/گرگرفتم...(احمد شاملو)

مریم نراقی (سرویس فرهنگ و هنر): ما نمیتوانیم دنیا را تغییربدهیمامامیتوانیمباتغییرچشماندازماندنیایمانراعوض کنیم.

نرگسجودکی(سرویسگزارش):زمینچرخیزدودوباره رســید به خط پایان. پایان ســالی که درد داشت. خشکسالی که دوستیهاشازدشمنیهاکمتربود.پایانراهاماآغازدوبارهایاست برای گردش زمین و آدمهاش و خورشیدی که به سیاق همه روزها قرار است بتابد. و ما چارهای جز امیدواری نداریم. امید گشایش در کار همه. پس به امید تغییر فالی بزنیم، بود که قرعه دولت به نام ما افتد.

بهنامافشــاری(مولتیمدیا): اگر بخواهــم دقیق بگویم، نزدیک به 6 سال اســت که ارتباط من با جهان مطبوعات فراتر از مخاطب صرف بودن، رفته است. شش سال است که نزدیکترین آدم زندگیام جزوی از خانواده مطبوعات بوده و دوستهایی از این دنیای پر سروصدا به دست آوردهام، پاکتر از آب روان. خودم اما دو ماه است که مستقیما وارد جهانی شدهام که تا پیش از این فقط از نزدیک تماشایش میکردم. به شهادت خیلیها شانس آوردهام که ورودم به این دنیا از دریچه «شهروند» بوده، روزنامهای زنده و سر حالکهحتماسالآیندهرابرایمپرخاطرهخواهدکرد.

الناز محمدی (ســرویس جامعه): ِمــرگاِن «جای خالی سلوچ»، زمستان ســختی را که پشت سر گذاشت با این جمله به خودش تسال داد: «تنها امید فراموشی هست». زمستان سخت و سالپرماجراوروزهایسپیدوسیاهماهمگذشت؛بهارآمدهوتنها امید برای فراموشی آنچه گذشت، دلیل پررنگی است برای ادامه؛ که «گاه آدم، خود آدم، عشق اســت. بودنش عشق است. رفتن و نگاه کردنش عشق است. دســت و قلبش عشق است. در تو عشق میجوشد،بیآنکهردشرابشناسی.بیآنکهبدانیازکجادرتوپیدا شده،روییده.»

حمیدرضاعظیمی(ســرویسفرهنگوهنر): ســال نو میشود و توهم یا واقعیت هرچه که هست، تغییر سراغمان میآید. تغییراتی که اگر درست سراغش برویم، باید در مختصات قد و قواره خودمان باشد. شاید این هنگامه، هنگامهای باشد که باید نشست و فکر کرد. فکر درباره اینکه چه کردهایم و تصور اینکه چه باید انجام دهیم. هرچند معموال تصمیماتی که ایــن زمان میگیریم، چند روزیداغمانمیکندوخیلیزودبهعرقسردمینشیند.چهخوب کهحاالفقطتنهاتالشماناینباشدکهفقطزودعرقنکنیم.

شهرامزحمتی(انفورماتیک):تویعلمآیتیباریاستارت کردن سیستم، همه آیتمهای اون سیستم بدون هیچ مشکلی از نو شروع به کار میکنن. بهار موقعیه که همه طبیعت ریاستارت میشــه و همه از نو با هم و بدون هیچ مشــکلی شروع به حرکت میکنن.عیدتونمبارک.

محمودمحرابی(صفحهآرایی):هرسالکهمیگذرد،بیشتر ایمانمیآورمکهزندگیچیزیبیشترازیکبازیکودکانهنیست. ودراینبازینیازیبهجدیبودننیست.

علیاناری(صفحهآخر):...و پایاننیستاینافسانهرا

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.