۲۱ سال بعد از دوم خرداد، کجا ایستادهایم؟

Shargh - - پژواک - نوید کلهرودی

بــا گذشــت دو دهــه از دوم خــرداد، به نظر میرسد جنبش اصلاحات تا حد زیادی مرجعیت خود را از دست داده است.

اصلاحطلبــان پس از وقایع 88 بخش بزرگی از بدنه اجرائی و تشکیلاتی خود را از دست دادند و عملا از دایره نظام سیاسی خارج شدند و خود را در معرض حذف کامل از قدرت دیدند.

بخــش بزرگــی از بدنــه اصلاحات کــه تأکید میکرد اپوزیســیون نیســت و نمیخواهد از نظام خارج شود، تلاش کرد به قدرت بازگردد؛ بازگشت به قدرت در ائتلاف با حســن روحانی؛ ائتلافی که گفته میشد از سر واقعگرایی، برای بهبود شرایط کشــور و با توجه به محدودیتهــا بهترین گزینه است.

امــا واقعیــت این اســت کــه در گــذر زمان، اصلاحطلبــان برای همــه انتخاباتهــا و همه اقداماتشان این استدلالها را به کار بردند.

اصلاحطلبــان عمــلا و در گــذر زمــان برای بازگشــت به قدرت از نقطهنظرات شــکلدهنده مبانی فکریشان عدول کرده و دچار تغییر شدند؛ تغییری که اگر در ابتــدا بهمثابه یک تاکتیک بود، عمــلا و در گذر زمان ماهیت جنبش اصلاحطلبی را در معرض خطر قرار داده است.

جناح سیاســی اصلاحطلــب دو دهه قبل به پاکدســتی معروف بــود و تــلاش مخالفان آنها برای حــذف اصلاحطلبان از دایره قدرت، هیچگاه نمیتوانست از محدوده برچسبزنیهای سیاسی خارج شــود؛ امــا دو دهه بعــد از دوم خرداد، ما بهطور روزانه اخباری از فسادهای اقتصادی کلان دریافت میکنیم که ردپای برخی اصلاحطلبان نیز در آن دیده میشود.

ناکارآمــدی مدیــران اجرائــی دســتهچندم اصلاحطلــب نیز حاصل همین نگاهی اســت که معتقد بــود باید به هر شــکل ممکــن به قدرت بازگشت.

بــه نظر میرســد جنبش دوم خــرداد در گذر زمــان از اصل و مبنایی که داشــت، تهی و خالی شده است. بازگشت به قدرت به هر شکل ممکن و با این بهانه که باید در ابتدا شرایط را نرمال کنیم و سپس میتوانیم دنبال پروژه دموکراسیخواهی برویم، عملا جواب نداده است.

اینجاســت که باید باز به عوامل شــکلدهنده پیروزی خاتمی در سال ۷6 بازگردیم. اصلاحطلبان بایــد صــدا، بلندگــو و منتقلکننــده خواســت بخشهایی از جامعه باشند که سالهاست نادیده گرفته شدهاند. بهراستی بخشهایی از جامعه ما در هیچکدام از این دو مدل فکری جای نمیگیرند. به ماجرای تلخ گورخوابها نگاه کنیم، میتوانیم از اصولگرایــان بپرســیم دقیقا در این ســالها از چه اصولــی دفاع میکردید و چــه میگفتید که از دلش گورخوابها شــکل گرفتند؟ و میتوانیم از اصلاحطلبــان بپرســیم در میــان مجموعــه شــکلدهنده مدل فکری شــما، این گورخوابها و بخش بزرگی از مــردم در کجا جای میگیرند؟ مشخص اســت هیچکدام از این دو جناح سیاسی پاسخی نخواهند داشت. اصلاحطلبان نباید به هر قیمت به قدرت بازگردند.

درســت اســت که اصل سیاســتورزی برای بهدســتآوردن قــدرت اســت، امــا اعضای یک جامعه به مبانی فکری سیاســتمداران نیز نگاه میکنند.

بازگشــت بــه دوم خــرداد بایــد بــا دیــدن بهحاشیهراندهشــدگان، تأکیــد بــر وعدههایی که اجرائی نشدهاند و پاسخ به این سؤال بزرگ که چرا و چگونه میتوان همچنان از ماهیت نظام سیاسی دفاع کرد و خواستار اصلاحات بود، همراه باشد؟ سؤالی که عملا هیچکدام از سران اصلاحات برای آن پاسخهایی جزئی و دقیق ندارند.

بخشــی میگوینــد بایــد انتخابــات آزاد را به دغدغه و خواســت اصلی بدل کنیــم، اما درباره جزئیات چگونگــی طرح و پیگیــری این مطالبه، چیزی نمیشنویم. به همان اندازه که نمیشنویم، راهبرد فشــار برای اصلاح دقیقا بــر چه مبنا و با تکیــه بر کــدام قدرت قرار اســت انجام شــود؟ اصلاحطلبــان باید از دولت فاصلــه بگیرند و به نهادهای حزبی خود تأکید کنند؛ احزابی که امروز عملا دوباره شکل گرفتهاند، اما کمترین اثر ممکن را روی مسائل سیاسی چهار سال اخیر گذاشتهاند.

اصلاحطلبان در نهایت باید به این پرسش نیز پاســخ دهند که اهرم آنها برای اصلاح چیست؟ به نظــر میرســد اصلاحطلبــان حتــی توانایی تأثیرگــذاری در تصمیمــات رئیسجمهور را هم ندارند و عملا ضمن یک حمایت کلی از روحانی، به منتقد روزانه سیاستهای او بدل شدهاند.

در فقدان احزاب کارآمــد، مطبوعات کمجان، جنبش دانشجویی ناامید و جامعهای که نه همه، امــا بخشــی از آن اصلاحطلبان را پــس میزند، اصلاحطلبــان باید با خود تأمل کننــد، به میراث شکلدهنده دوم خرداد بازگردند، به مرزبندیهای مشــخص بپردازنــد و بهجای نگاه بــه دولت، به مــردم نگاه کنند و بــه جامعه بازگردند تا شــاید بتوانند امیدها را دوباره زنده کنند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.