شرایط‌اقتصادی‌کتابخوان‌ها‌را‌به‌سمت‌نسخه‌های‌الکترونیک‌می‌برد

گفتوگوی با بهنام ناصح به بهانه انتشار سومین رمان

SMTnewspaper - - اقتصاد و هنر -

کتاب «خاطرات خانه ابری» س/ومین تجربه ش/ما در رماننویسی اس/ت. چقدر فضای کار را ب/ه آثار پیش/ین خود نزدی/ک میدانید و تا چه ان/دازه س/عی کردی/د از فضایی ک/ه پیشتر در رمانهایتان ترسیم کردید فاصله بگیرید؟

هر کدام از رمانهایم با آثار قبلی تفاوتهایی دارد؛ درواقع در هرکدام از آنها خواستهام مطابق با درونمایه داس//تان، ش//یوه متفاوتی برای روای//ت انتخاب کنم. رمان «ایراندخت» اثری «ش//بهتاریخی» است و رمان «پروانهای روی ش//انه» درونمایهای جامعهش//ناختی و روانش//ناختی دارد ام//ا در «خاط//رات خانه ابری» خواس//تهام جدا از همه دیدگاهها بیشتر به قصه توجه کن//م و از این نظر میتوان گفت اثری قصهگو اس//ت و البته ش//کل روایت متفاوت و کمی پیچیدهتر دارد؛ البته در این زمینه خیلی سعی نکردهام بلکه برعکس بیشتر خودم را آزاد گذاشتهام تا داستان شکل روایت را برای//م تعیین کند، برای همی//ن میتوانم بگویم با اینک//ه از آثار قبلی کمی تکنیکیتر اس//ت، خواندنش چندان دشوار نیست.

ایده اصلی رمان «خاطرات خانه ابری» بر چه مبنایی در ذهن شما شکل گرفت و روند نگارش آن چقدر به طول انجامید؟

ای//ن رمان ترکیب//ی از فرآیندی پیچی//ده از اجرای مختلف، ش//امل خاطرهه//ا و ش//نیدهها از اقوام دور و نزدی//ک، حکایتهای تهنش//ین ش//ده در حافظه و تجربههای زیس//تی اس//ت ک//ه هم//ه از فیلتر خیال گذش//ته، پرورش پیدا کرده و رش//د کرده است؛ این اجزا بهگونهای درهم تنیده شده که دیگر شباهتی به نطفه اولیه خود ندارند. از این نظر میتوان گفت روند نگارش آن بیش از ۰۴ س//ال طول کشیده است یعنی از زمانی که میتوانس//تم خاطرهای را درک کنم و به یاد بس//پارم اما اگر منظور زمان نوشتن است، نزدیک به ۳ سال کار نوشتن و بازنویسی آن طول کشید.

اینک/ه یک نویس/نده در آثار خ/ود همواره بر ی/ک نوع نگارش و یک ن/وع فضا تمرکز کند میتواند منج/ر به خلق امضای وی/ژه خود پای آثارش باش/د ی/ا ریس/ک در نوش/تن فضاها و س/بکهای مختلف داس/تانی برای نویسنده تا چه میزان ضروری است؟

اینک//ه بگوییم چه کاری چه میزان ضروری اس//ت، نوعی نس//خه نوش//تن برای دیگران به ش//مار میرود که کاری بیفایده اس//ت اما درباره خود تاکنون سعی ک//ردهام خطر کردن در فضاه//ای مختلف را به تکرار خودم ترجیح بدهم. اگر درس//ت نگاه کنیم در هر دو شیوه ریسک وجود دارد؛ کسی که بتواند در فضاهای یکسانی بنویس//د با خطر تکرار و دلزدگی خوانندگان مواجه میش//ود و کس//ی که در فضاهای مختلف قلم میزند نیز ممکن اس//ت موجب دلسردی خوانندگان قبلی شود چون خیلیها دوست دارند شما همانطور که خودشان دوست یا عادت دارند بنویسید.

€ € €

با همه اینها تاکنون ش//یوه دوم را برگزیدهام اگرچه در همهش//ان رگههایی از اندیشههای مشابه به چشم میخورد و فکر میکنم امضای خودم را دارند.

ش/رایط اقتص/ادی ای/ن روزهای کش/ور بر صنعت نش/ر نیز تاثیرات منفی گذاش/ته است. ش/ما ب/ه عن/وان نویس/نده و روزنامهن/گار که پیش/ینه فعالیت در حوزهه/ای فرهنگی دارید آینده صنعت نشر را چگونه ارزیابی میکنید؟

متاسفانه صنعت نشر در موقعیت عادی نیز با توجه به آمار پایین س//رانه مطالعه وضعی//ت چندان خوبی نداش//ت، چهبرسد به این روزها که با بحران اقتصادی روبهرو هس//تیم. اقتصاد نش//ر از چند جنبه به اقتصاد کلی جامعه وابس//ته اس//ت؛ از یکس//و بیش//تر کاغذ مصرفی و همه دس//تگاههای چاپ وارداتی هس//تند و براس//اس انتظار با باال رفتن نرخ ارز، بهطور مس//تقیم هزینه چ//اپ کتاب افزایش مییابد و از س//وی دیگر ب//ا افزایش هزینه زندگی، کااله//ای فرهنگی ازجمله کتاب از نخس//تین کاالهایی هستند که از سبد خرید خانوادهه//ا حذف میش//ود و همین ضرب//ه نهایی را ب//ر پیکر نیمهجان صنعت نش//ر خواه//د زد. از اینرو روزهای نهچندان روش//نی را برای ب//ازار کتاب تصور میکن//م مگر اینکه در ماههای آینده ش//اهد تحوالت عجیبی در سیاست و اقتصاد کالن کشور باشیم.

با توج/ه به بح/ران کاغذ و رش/د ابزارهای جدید در فن/اوری و ورود کتابهای الکترونیک به نظر ش/ما عمر کتابه/ای کاغذی رو به پایان است؟

با قاطعیت نمیتوانم بگویم که این اتفاق خواهد افتاد همانط//ور که در کش//ورهای اروپایی و امریکا چنین اتفاقی نیفتاده اس//ت و کتابهای الکترونیک نیمی از بازار را به خود اختصاص داده اس//ت. مقوله گسترش اس//تفاده از کتابه//ای الکترونی//ک در کش//ور ، هم موضوعی فرهنگی است و هم اقتصادی. برای بسیاری از م//ردم هن//وز مطالعه کتاب کاغذی خوش//ایندتر و لذتبخشتر اس//ت و تعداد زیادی از افراد مسنتر که بخش اعظم اهل مطالعه را تش//کیل میدهند، آش//نا ب//ه اس//تفاده از کتابه//ای الکترونیک(بوکریدرها) نیستند؛ همین عوامل موجب میشود از نظر فرهنگی موانع//ی برای گس//ترش «ایبوک»ها وجود داش//ته باش//د. با این حال با توجه به بح//ران کاغذ و گرانتر ش//دن کتاب در آینده نزدیک، بهنظر میرسد بهناچار بسیاری از کتابخوانها به گونههای غیر فیزیکی کتاب روی بیاورند.

€ €

بحران اقتصادی نش/ر باعث شده است افراد بس/یاری در این عرصه با مش/کالت معیش/تی روبهرو ش/وند. نویس/ندگان تا چه میزان از این بحران پیش آمده ضربه میخورند؟

خوشبختانه یا متاس//فانه نویسندگی در کشور کار حرف//های نبوده ک//ه بحران اقتصاد نش//ر بتواند بر آن لطم//ه وارد کند. هماکنون داستاننویس//ان برای کار ۳س//ال نوش//تن یک رمان، ح//ق تالیف//ی کمتر از ۳ میلی//ون تومان دریاف//ت میکنند؛ یعن//ی نزدیک به ۵۸ ه//زار تومان برای هر ماه. به نظر ش//ما بود و نبود چنین مبلغی میتواند برای کسی نگرانکننده باشد؟. درواقع نویس//ندگی در کش//ور کار دل است ازاینرو بحرانها تاثیری بر آنها ندارد. تنها نگرانی نویسندگان این اس//ت که وضعیت اقتصادی مانع چاپ شدن اثر و قطع ارتباط مخاطبان با نوش//تههای آنها شود. بیشتر نویس//ندگان به ش//غلهای دیگری چون ویراستاری و روزنامهن//گاری مش//غولند ول//ی به هر ص//ورت آنها ه//م جزو همین اجتماعن//د و بحرانهای اقتصادی بر معیش//ت آنها تاثیر میگ//ذارد ولی نه ب//ه دلیل پول کمتری که از کتابهایشان بهدست میآورند.

ادبی/ات ای/ران را قاب/ل رقاب/ت در س/طح بینالملل/ی ب/رای نف/وذ در بازاره/ای جهان/ی میدانی/د ی/ا ی/ک ادبی/ات بومی و ب/ا محدوده جغرافیایی که مخاطبان محدودی دارد؟

نمیت//وان برای ادبیات حد و مرزی مش//خص کرد چ//ون ادبیات از ذات انس//ان نش//أت میگیرد و ذات انسان در همه مناطق جهان یکی است. حتی اختالف فرهنگها ه//م نمیتواند بر ش//باهتهای فرهنگی و مشترکات انسانی سایه بیندازد از اینرو میتوان گفت ادبیات ایران میتواند خارج از مرزهای خود هم مطرح ش//ود اما چرا به صورت بالفعل این مهم انجام نش//ده پرسش دیگری است.

برخ//ی بی//ان میکنن//د کیفی//ت بس//یاری از آثار تولیدی در ایران به قدر ش//اهکارهای جهانی نیست. شاید این موضوع درست باش//د ولی مگر تمام آثاری که ب//ه فارس//ی برگردانده میش//وند ش//اهکار ادبی هس//تند؟! خیر. بسیاری از آنها جزو دسته پرفروشها و عامهپسندند. از اینرو فکر میکنم همین ادبیاتی که داری//م با بضاعتی ک//ه دارد باید بهتر به جهان معرفی شود.

برای ای//ن کار باید نویس//ندگان بتوانند در مرحله نخس//ت نظر مخاطبان داخلی را جلب کنند س//پس بنگاههایی برای ترجمه و معرفی این آثار ایجاد ش//ود

€ €

و فعالیتش//ان را بیشتر کنند یا آثار مطرح به ناشران خارجی معرفی ش//وند. البته ش//اید پی//ش از هر چیز باید مش//کل کپیرایت در کش//ور حل شود تا ناشران خارجی هم به عنوان ملتی متمدن س//راغ ما و ادبیات ما بیایند.

توصیه شما برای نویسندگان جوانی که فکر میکنند میتوانند بنویسند اما مجالی برای آنها نیست چیس/ت؟ چطور میتوانند به عنوان یک نویس/نده فعالیت کنند و باید چه کارهایی انجام دهند؟

هیچوق//ت نتواس//تم بهان//ه وقتنداش//تن را برای داستانننوش//تن بپذی//رم. اگ//ر زندانی//ان انف//رادی، س//ربازهای دوره آموزش//ی و م//ادران دارای فرزن//د ش//یرخوار را از این موضوع مس//تثنا کنی//م، به گمانم اگر کسی نویسنده باشد هر جور باشد مینویسد و اگر کس//ی با همه ادعای ذوق و خالقیت چیزی ننوش//ته هنوز نویسنده نشده است.

برای نوش//تن بیش//تر از وقت به انضباط نیاز است؛ اینکه هر روز بنویس//ید حتی چن//د دقیقه. «خاطرات خانه ابری» س//ومین رمان من اس//ت. ف//ارغ از اینکه این آث//ار کیفیت ادب//ی دارند یا نه، تاکن//ون ۳ رمان نوش//تهام و خوب اس//ت بدانید برای هیچکدام از آنها روزی بیش از نیمس//اعت وقت نگذاش//تهام اما هر روز نوش//ته یا بازنویس//ی ک//ردهام. کافی اس//ت نگاهی به کارهای روزانهمان بیندازیم و ببینیم چه میزان صرف تماشای تلویزیون میشود، چقدر در فضای مجازی از این شاخه به آن شاخه میرویم، چند دقیقه با تلفن به درد و دل میپردازیم.

به نظرم در جهان چیزی به معنی «وقت نداش//تن» وجود ندارد، آنچه وجود دارد اولویتهای ما در زندگی اس//ت، اگر اولویت ش//ما پاک کردن چندب//اره منزل از گرد و خ//اک یا دیدن آگهیهای بین س//ریالهای تکراری تلویزیون اس//ت، من به این انتخابها احترام میگذارم ولی مطمئن باش//ید اگر داستاننویسی جزو ۳ اولوی//ت نخس//ت از ۰۱ اولویت زندگ//ی روزانهتان نیست، هیچوقت نویسنده نمیشوید.

برنام/ه ش/ما ب/رای ن/گارش آث/ار بعدیتان چیس/ت و چه کارهایی را بعد از رمان «خاطرات خانه ابری» برای انتشار آماده کردهاید؟

هر روز مینویسم و نیمی از رمان جدیدم را نوشتهام. مثل رویهای که تاکنون داشتهام فضای آن با آثار قبلی متفاوت اس//ت. دوس//ت ندارم ت//ا کاری را ب//ه انجام نرس//اندهام زیاد درباره آن صحبت کنم چون معتقدم وقتی کس//ی درباره کاری که هنوز تمام نش//ده حرف میزند بخش زیادی از ان//رژیاش را برای اتمام آن از دس//ت میدهد چون تا وقت//ی حرف نزدی میخواهی زودت//ر تمامش کرده و به دیگران نش//انش بدهی ولی زمانی که دربارهاش حرف میزنی بخشی از این انگیزه را از دست میدهی. فقط همینقدر بگویم که داستان فضایی فانتزی دارد و با اسطورهها پیوند خورده است.

€ €

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.