جابهجایی در قدرتهای جهانی

SMTnewspaper - - ‌اقتصاد‌بی‌نالملل -

کت//اب «جابهجای//ی در ق//درت» را آلوی//ن تافلر در دهههای آخ//ر قرن ۰۲میالدی نوش//ت. در این کتاب ب//ه این موضوع میپردازد که چگونه افراد، س//ازمانها و کش//ورها تحتتاثیر تغییراتی ق//رار دارند. او به یک سیس//تم جدید قدرت میپردازد ک//ه جایگزین دوران صنعتی خواهد شد.

واژه «تغییر قدرت» در معنا با واژه «تغییر در قدرت» تفاوت دارد. به گفته تافلر «تغییر در قدرت» به معنای انتقال قدرت اس//ت اما «تغییر قدرت» به معنای تغییر در ذات و ماهیت قدرت است. تغییر قدرت تنها قدرت را انتقال نمیدهد بلکه آن را متحول میکند.

این کت//اب، ۳ منبع قدرت را به ما یادآوری میکند؛ نیرو، ثروت و دانش. همه ش//رکتها در چارچوبی کار میکنند که تافلر آن را «حوزه قدرت» مینامد و این ۳ ابزار قدرت در آن بهطور مس//تمر به فعالیت خود ادامه میدهند. افزایش اهمیت دانش که در این س//هگانه به آن اش//اره ش//ده، باعث تغییری عمیق در توازن میان آنها شده است.

حاال در پایان دهه دوم از قرن ۲۱ این پیشبینیهای آلوی//ن تافل//ر ک//ه آیندهپژوهی بن//ام بود ب//ه واقعیت میپیوندد. اکونومیس//ت در تفس//یری نوشت: وحشت امریکا از این اس//ت که امروز؛ «عصر چین» باش//د. هر دموکراس//ی غربی که هوای مس//ابقه دادن با چین در س//ر دارد آنهم بیرحمان//ه، از حاال خود را بازنده فرض کند. در یک ربع قرن گذش//ته، رویکرد امریکا در قبال چین همگرایی بوده اس//ت. این همگرایی یک موهبت وصفناپذیر برای چین بود.

چین با پیوستن به جامعه جهانی، نهتنها در سیاست و اقتص//اد ثروتمندتر و کامیابتر ش//د بلکه لیبرالتر، کثرتگراتر، و دموکراتیکتر نیز شد.

البت//ه در همین مدتزم//ان بحرانهایی هم در این پیوند اتفاق افتاد، اعم از رویارویی در سال ۶۹۹۱میالدی (۵۷۳۱خورش//یدی) در «تنگه تایوان»، یا س//رنگون ش//دن یک فروند هواپیمای جاسوس//ی چین در سال ۱۰۰۲میالدی (۰۸۳۱خورش//یدی) در آسمان امریکا. اما امریکا همچنان بر این عقیده بود اگر مش//وقهایی صحیح به پکن داده شود چین درنهایت به نظم جهانی ملحق خواهد شد، در کس//وت یک« سهامدار مسئول و پاس//خگو» ولی امروز آن همگرایی مرده اس//ت. حاال چین در نگاه امریکا، یک رقیب اس//تراتژیک است. یک بازیگر بدطینت است و یک قانونشکن.

به گزارش ایرنا از مقاله اکونومیس//ت، امریکا چین را متهم میکند که در فرهنگ و سیاس//ت ایاالت متحده ایجاد مزاحمت میکند. جاسوس//ی اطالعاتی میکند. تجارتی نادرس//ت دارد. نهفقط در جستوجوی رهبری آس//یا اس//ت، بلکه افق دور نگاهش به چیرگی بر کل جهان است.

امریکا چی//ن را متهم میکند ک//ه در داخل حقوق بش//ر را نقض میکن//د و در خارج هم ب//ا تجاوزگری، توسعهطلبی میکند.

در این ماه مایک پنس معاون رئیسجمهوری امریکا هشدار داد کل ارکان دولت چین مهیا شدهاند حملهای را علیه امریکا س//امان دهند، گویا این اعالن و هشدار دمیدن بر شیپور آغاز یک جنگ سرد جدید است.

ای//ن احس//اس از اواخ//ر ده//ه ۰۴۹۱می//الدی (۰۲۳۱خورشس//یدی) بر واش//نگتن مس//تولی ش//د که امریکا در حال روبهرو ش//دن ب//ا یک رقیب جدید ایدئولوژیک و اس//تراتژیک اس//ت. این احساس نهتنها در میان سیاس//تمداران واشنگتن، که در میان جامعه تجاری امریکا، دیپلماتها و نیروهای مسلح این کشور هم مستولی گشته بود.

ای//ن احس//اس در چی//ن ه//م جوان//هزده ب//ود. استراتژیس//تهای چی//ن س//الها اس//ت که هش//دار میدهن//د. امری//کا متوجه ای//ن خی//زش حیرتانگیز و اس//رارآمیز چین ش//ده اس//ت و به هر روش ممکن مخفیانه جلوی آن را میگیرد.

چین که هرگز دلش نمیخواس//ت با امریکا دربیفتد بیدلیل نبود که تمام نیرو و توان موجود خود را پنهان کرد و س//عی داش//ت بهنوعی وقتکشی کند. این روند ادامه داش//ت تا اینکه ماجرای بحران مالی جهانی سال ۸۰۰۲میالدی (۷۸۳۱خورشیدی) اتفاق افتاد. آنجا بود که چین احساس کرد دیگر وقت آن است که این غول از پ//س پرده بی//رون بیاید و دیگ//ر روزگار حقیر جلوه دادن خود بهسر آمده است.

استادان تاریخ هشدار میدهند باید مراقب بود. تاریخ گواهی میدهد، هژمونها یا همان س//لطهجویان مانند امریکا و قدرتهای نوظهوری همچون چین درگیر یک خصومت و نه رقابت با هم خواهند شد.

بیدلیل نیست. شتاب رشد اقتصادی چین، دو برابر امریکا اس//ت. بخش اعظم پ//ول چین به دهان فناوری پیش//رفته ریخته میش//ود اع//م از ه//وش مصنوعی؛ محاس//بات کوآنت//وم و بیوفناوری. چی//ن آنقدر بزرگ ش//ده اس//ت که اگر امروز بهس//ختی میت//وان جلوی قانونش//کنیهای آن را گرفت فردا فکرش را هم نباید کرد. سرقت مالکیت معنوی و همچنین پیشرویهایش در «دریای چین جنوبی» از نمونه این چالشها است.

ما چ//ه بخواهیم و چه نخواهی//م ناچاریم واقعیت را قبول کنیم. ام//روز هنجارهای جدید حکمرانی را؛ نوع تعام//ل و رفتار ابرقدرتها باه//م تعیین میکند. وقتی انتظارها برآورده میش//ود دیگر بهسختی میتوان آنها را تغییر داد. بنابراین س//زاوار است به خاطر بقای بشر، چین و امریکا به روشی صلحآمیز باهم به تفاهم برسند اما چطور؟

« ترام//پ» و دولت//ش ۳ چی//ز را درس//ت کردهاند: نخس//ت آنکه امریکا باید قوی باشد. قوانین مصادره را س//ختتر کرده و در عوض وزن سنگینتری به امنیت ملی داده اس//ت. یک افسر اطالعاتی چین که متهم به جاسوس//ی بود را از بلژیک تحویل گرفته است. بودجه هزینههای نظام//ی را افزایش داده اس//ت البته بخش زیادی از این بودجه به ح//وزه اقیانوس آرام اختصاص مییابد تا به اروپا. بهمنظور مقابله با سرمایهگذاریهای خارج//ی چین، حجم کمکهای خارجی زیادتر ش//ده است. ترامپ معتقد اس//ت امریکا باید یک بازنگری در سطح توقعهای خود از رفتارهای چین انجام دهد.

نظام تجاری امروز موفق نش//ده اس//ت ش//رکتهای م//ورد حمای//ت دولت چی//ن را مجاب کن//د که میان منافع تجاری و منافع ملی تمیز قائل ش//وند. دولت به شرکتها یارانه میدهد و از آنها حمایت میکند تا آنها هم در مقابل فناوریهای چندمنظوره خریداری کرده یا در کار بازارهای بینالمللی اخالل ایجاد کنند.

چی//ن از ای//ن هژمونی و س//لطه تج//اریاش که از س//وی دولت هدایت میشود اس//تفاده کرده است و بر کش//ورهای کوچکتر اعمال نفوذ میکند و سیاس//ت خارجی این کش//ورها را گ//روگان میگیرد، همینطور اتحادی//ه اروپا را. در این می//ان غرب باید درباره تامین مال//ی اح//زاب سیاس//ی، اندیش//کدهها و دانش//گاهها شفافسازی کند.

س//وم آنکه ای//ن خصلت بیاعتنای//ی ترامپ به عقل متعارف، درظاهر موثر افتاده اس//ت. ترامپ فرد زیرک و ثابتقدمی نیس//ت. زورگوییهای او درب//اره کانادا و مکزیک موثر افتاده اس//ت اما نه درب//اره چین. اقتصاد چین چندان وابس//ته به صادرات به امریکا نیس//ت اما اقتصادهای کانادا و مکزیک وابسته است.

چین س//ربلند و باکمال افتخ//ار و بیهیچ واهمهای ش//عار «رویای چین» خود را س//ر میده//د و آن را به مردمش تبلی//غ میکند اما قص//د و اراده ترامپ برای ایجاد ک//ردن خلل و برهم زدن این رویا، رهبران چین را بهاشتباه انداخته است و آنها فکر میکنند که امریکا خیال ندارد قایق چین را به صخره بکوبد.

ترامپ به یک اس//تراتژی نیاز دارد، نهفقط تاکتیک. قدم نخس//ت نش//ر دادن اصول و ارزشه//ای اعتقادی امریکا است. ترامپ کاری را که به آن اعتقاد دارد انجام میدهد. او اعتقادی به این حقیقت ندارد که این اصول و ارزشه//ای اعتق//ادی امریکا بود که اس//اس و بنیان نهاده//ای جهانی و بینالملل//ی را بعد از جنگ جهانی دوم پی افکند. اگر ترامپ به همین س//یره و روش خود ادامه بدهد از امریکا چیزی نخواهند ماند جز یک ایده و یک نیروی اخالقی و سیاسی.

کارشناس//ان معتقدند اگر امریکا با چین جفت شود قوت و نیروی بیشتری میگیرد. امریکا با چین تکمیل میشود. این جفت در کنار هم نگاهبانان «نظم مبتنی بر قانون» جهان میش//وند. ای//ن حرکت از یک جایگاه ق//درت برمیخیزد. جهان بداند. هر دموکراس//ی غربی که در س//رش هوای مس//ابقه دادن با چین میگذرد، آنهم مسابقهای بیرحمانه، از همین حاال خود را بازنده فرض کند.

هر اس//تراتژی که در قبال چین اتخاذ میش//ود باید یک فضای عری//ض را در این لوح به خیزش صلحآمیز چین اختص//اص دهد، این یعنی به چی//ن اجازه داده شود دامنه نفوذش را بسط دهد. دلیل آن نیز مشخص است. هرکس که بخواهد جلوی چین را بگیرد باید با او بجنگد؛ در یک میدان رزم نظامی واقعی.

امری//کا و چین باید همکار هم باش//ند ن//ه رقیب و دش//من هم. یک تف//اوت ماهوی میان ن//وع تعامل دو ابرقدرت امریکا - چین و امریکا - ش//وروی وجود دارد. امریکا و چین در حوزه تجارت به هم گره خوردهاند اما رقابت امریکا و شوروی اینگونه نبود.

از آن گذش//ته مس//ئولیتپذیریهای امریکا و چین هم یکس//ان اس//ت حتی اگر ترامپ منکر آن باشد. اما این دو کشور در محیطزیست و مسائل امنیتی ازجمله مشکل شبهجزیره کره، مسئولیتهای این دو را درهم تنیده است.

در استراتژی امریکا یک دارایی وجود دارد که متمایز از داراییهای چین است و آن ائتالفها است. در حوزه تجارت ترامپ باید با اتحادیه اروپا و با ژاپن کار کند تا به چین فشار آورند که رویهاش را تغییر دهد.

در ح//وزه مس//ائل دفاع//ی، ترام//پ هرگ//ز نبای//د ائتالفهای امریکا را به هم بزند بلکه پسندیده آن است که دوستان قدیمی را توانمند کند مانند ژاپن و استرالیا و نیز همزمان دوستان جدید را پروبال دهد مانند هند و ویتنام.

ائتالفها بهتری//ن منبع حفظ و حراس//ت از امریکا در قبال امتیازهایی هس//تند که چی//ن آنها را باقدرت روزاف//زون اقتص//ادی و نظامیاش درو میکند. ش//اید اجتنابناپذیر باشد که در سرانجام کار یک چین و یک امریکای رقیب و دشمن هم خواهیم داشت.

اکونومیست: وحشت امریکا از این است که امروز «عصر چین» باشد

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.