زندان طولاني براي دزدان خياباني پايتخت

دسيسه دو پسر در دوران سربازي

Tamashagaran Emrooz - - حوادث -

مهدي رسولي- محكوميت دو پسر كه در سربازي دسيسه سرقتهاي خياباني را چيده بودند در دادگاه عالي تهران قطعي شد. اين دو جوان با ترساندن طعمههايشان و با اتهام زدن به آنها در نقش پليس، آنها را سركيسه ميكردند و حالا بايد دوران محكوميت خود را بگذرانند.

زورگيريهاي سازمانيافته چندي پيش مأموران پليس ماجراي زورگيريهاي دو مرد را شنيدند كه در نقشهاي سازمانيافته سد راه طعمههايشان ميشدند. مأموران در گام نخست كساني را كه توسط دو پليس قلابي شكار شده بودند، تحت بازجويي قرار دادند و پي بردند كه بيشتر سرقتها در ساعات پاياني شب بوده و زورگيران با ظاهر و پوششي فريبنده به سراغ مالباختهها رفته و به بهانههاي مختلف از آنها اخاذي كردهاند.

پسر ورزشكار امين، پسري 20 ساله، به مأموران گفت: «ساعت 10 شب بود. از باشگاه ورزشي به خانهمان ميرفتم كه ناگهان دو جوان با لباس خاص به سمتم آمدند و با نقشپردازي ادعا كردند مأمور هستند و به آنها گزارش شده كه داخل كيفم مواد مخدر است. آنها با عصبانيت از من خواستند تا در كنار ديوار بايستم.» او افزود: «در حالي كه به سمت ديوار ايستاده بودم، دو جوان شروع به بررسي جيبهايم كردند و در حالي كه گوشي موبايل و پولهايم در دستشان بود، پا به فرار گذاشتند.»

بنبست در گام نخست مأموران در نخستين گام، آلبوم مجرمان سابقهدار را پيشروي طعمههاي دزدان مأمورنما قرار دادند كه در اين مرحله تحقيقات به بنبست رسيد. تيم ويژه در شاخه ديگري از بررسيها، به كمك مالباختگان توانستند عكس چهرهنگاري شده دو جوان مأمورنما را به دست آوردند. اين عكس رايانهاي در اختيار تيمهاي گشتي پليس قرار گرفت و مأموران با گشتزني در مناطقي كه اين نوع سرقتها صورت ميگرفت، به كمين دو جوان نشستند.

شكار زورگيران اوايل آبانماه سال گذشته بود كه مأموران به رفتارهاي دو جواني كه مرموز بودند، شك كردند و با نزديك شدن به آنها پي بردند كه همان دزدان مأمورنما هستند و به كمين طعمههايشان نشستهاند. تيم پليسي خيلي زود خود را به يك قدمي دو تبهكار رساندند و اين در حالي بود كه دزدان قصد داشتند پسر جوان ديگري را در دام خود گرفتار كنند. يكي از مأموران قلابي سرگرم بررسي جيبهاي پسر جوان بود و همدستش كوچه تاريك را زير نظر داشت كه با ديدن خودروي مأموران پا به فرار گذاشت، اما همدستش با مقاومت پسر جواني كه در حال گشتن جيبهايش بود، شكار شد.

اعتراف به سرقت سروش كه 25 سال دارد، به مأموران گفت: «بيكار بودم و براي تأمين هزينههاي بيمارستان پدرم نياز به پول داشتم و به همين خاطر از دوستم محمد كمك خواستم كه او نيز پيشنهاد دزدي داد.» او افزود: «با محمد از دوران خدمت سربازي آشنا شدم و نقشه سرقت را از همان دوران طراحي كرديم.» بدين ترتيب مأموران با اطلاعات بهدستآمده توانستند خيلي زود مخفيگاه محمد را نيز شناسايي كنند و پسر جوان را كه بار سفر بسته بود دستگير كنند. محمد وقتي ديد همدستش پرده از راز سرقتهايشان برداشته، لب به اعتراف گشود و گفت: «سروش مجبور به دزدي بود. در ساعات پاياني شب به سراغ جوانها ميرفتيم و چون ظاهرمان غلطانداز بود فكر ميكردند مأمور هستيم و به بهانههاي مختلف شروع به بررسي جيبهايشان ميكرديم و در چشمبههمزدني پا به فرار ميگذاشتيم.» اين جوان ادامه داد: «فكر نميكرديم دستگير شويم؛ چون تازهكار بوديم و در سرقتها نيز طعمههايمان پول زيادي نداشتند، بنابراين احتمال ميداديم كه شكايتي نكنند. اما دستگير شديم.» سروش نيز در بازجوييهاي بعدي برخلاف ادعاهاي دوستش گفت: «در اين مدت پول زيادي به دست آورديم و همين باعث شده بود تا بيشتر وسوسه بشويم و هر شب دست به دزدي و فريب طعمههايمان بزنيم.» با اين اقرارها، دو پليس قلابي پس از صدور كيفرخواست در دادسرا، پيشروي قاضي دادگاه جزايي عمومي تهران قرار گرفتند و با ابراز پشيماني، سرقتهاي خياباني در نقش پليس را به گردن گرفتند. بنا به اين گزارش، قاضي پرونده پس از شنيدن اظهارات اين دو تبهكار، هر كدام از آنها را به هفت سال زندان، 74 ضربه شلاق و ردمال محكوم كرد. با اعتراض دو دزد، اين حكم توسط قضات دادگاه تجديد نظر استان تهران رسيدگي شده و مورد تأييد قرار گرفت.

توصيه پليس سرهنگ سلطاني، معاون سابق جرايم سرقت پليس اگاهي تهران، گفت: «اين دو جوان تازهكار براي تأمين هزينههاي تفريحات و اعتيادشان دست به اين سرقتها زدند و تحقيقات پليسي نشان داده كه پدر سروش بيمار نبوده است و آنها به دروغ اين بيماري دروغين را بهانه كردهاند.» او افزود: «بارها به مردم هشدار دادهايم كه در مواجهه با مأموران، ابتدا خواستار كارت شناسايي پليس شوند و در صورت مخالفت آنها، ماجرا را به پليس 110 گزارش دهند كه متأسفانه اين اقدام ناديده گرفته ميشود.»

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.