غايب بزرگ داووس

Vaghay Ettefaghie - - سیاست - کابکخبيري استاددانشگاه

اجالس جهاني اقتصاد درحالي تشکيل شد که يک غايب بزرگ داشت؛ ايران. اين غيبت بزرگ درحالي اتفاق افتاد که در اين دوره شاهد باالترين سطح مقامات بينالمللي شرکتکننده بوديم و انتظار ميرفت وزير امورخارجه ايران با دفاع منطقي از سياستهاي اصولي جمهورياسالمي درعرصهجهاني،نشاندهدمسئوليتبينالمللي دولتها تنها تعهد به عدم تجاوز به حقوق ديگران نيست، بلکه تعهد به اجراي قواعد و هنجارهاي مورد اجماع بينالمللي را نيز در بر ميگيرد. در غياب ايران، مثلث آمريکا و رژيم صهيونيستي، کشورهاي عربي شامل عربستان، امارات متحد عربي، بحرين و اردن و درنهايت بعضي از کشورهاي اروپايي نظير فرانسه، نبض داووس را در تهييج نظام بينالملل در اختيار گرفتند. متاسفانه در شرايطي که جمهورياسالمي عرصه را به نفع ديگران خالي ميکند، فضا براي تحرک متغيرهاي آشوبساز باز ميگردد؛ يکي از اين متغيرها نتانياهو، نخستوزير رژيم صهونيستي است. او که در ادوار گذشته اجالس داووس حضوري کم اهميت داشت، اکنون صحبت از سازوکار «غروب خورشيد» در رابطه با برنامههاي صلحآميز هستهاي ايران ميکند و ميگويد: «اين آخرين فرصت براي جهان است و اگر همپيمانان ما معامله با ايران را اصالح نکنند، ترامپ آن را بر هم خواهد زد!» او درعينحال مالقاتهايي با صدراعظم آلمان، رييسجمهور فرانسه، رييسجمهور اوکراين، رييسجمهور آذربايجان، نخستوزير کانادا، نخستوزير بلژيک و تعداد ديگري از رهبران صورت داد. اين شرايطي بود که انتظار ميرفت نماينده ايران فراهم آورده و نقشي که بايد را بازي ميکرد. سرنوشت همکاريهاي گستردهتر بين ايران و آمريکا بستگي به ادامه برجام دارد. دو طرف درحالحاضر در شرايطي سخت قرار دارند. مسلما اگر آمريکا اقدام به افزايش تحريمها عليه ايران کند، عمل کردن به برجام براي ايران بيارزش خواهد شد. به نظر ميرسد ايدههاي نظريهپردازان تئوري تهاجم – تعامل ميتوانند بهترين پاسخ ممکن را به اين مسئله بدهد. از ديدگاه نظريهپردازان اين نظريه، دولتها زماني به سمت گزينه نظامي و جنگ ميروند که به حدي قوي باشند که از پيروزي خود اطمينان داشته باشند، در غيراين صورت رفتن به سمت صلح را سودمندتر ديده و اين وضعيت را آسانتر از هر راه داراي تنش ارزيابي ميکنند. متاسفانه عربستان، رژيم صهيونيستي زمينه رشد تروريسم و آشوب در منطقه را به وجود آوردهاند. همانطور که تمام دنيا شاهد آن است، متحدان آمريکا در منطقه کمک بسيار ناچيزي در حل بحراني که در قالب هرجومرج به وجود آوردهاند، ارائه دادهاند. حمالت ائتالف عربي به رهبري عربستان به ايران ادامه دارد، حقيقتي که به نظر نميرسد مقامات عربستان کوچکترين نگراني درباره آن داشته باشند زيرا آنان ميدانند که آمريکا درنهايت با اين تهديد تعامل ميکند. کشورهايي مثل عربستان و رژيم صهيونيستي در مورد مسئله هستهاي ايران نگران نيستند بلکه نگراني اصلي آنها از بهبود روابط ايران و آمريکاست. اما نتانياهو ميخواهد موضوع هستهاي ايران در صدر دستور کار قدرتهاي جهاني بماند تا اذهان همچنان از موضوعات اصلي يعني اشغالگري و بمبهاي هستهاي اسراييل غافل بماند. اسراييل تنها کشور خاورميانه با بمب هستهاي است. بههرصورت به نظر ميرسد توافق ميان ايران و قدرتهاي جهاني دستخوش دگرگوني است و ايران بايد با در نظر داشتن احتمال «سناريوي تغيير» (در کنار ديگر سناريوها) در اجالس داووس شرکتي فعال به هم ميرساند و در اين دوره بايد تيم کارشناسي مرکب از ‪track 1‬ و ‪track 2‬ مانند زمان بحثهاي برجام، حضوري فعال در داووس پيدا ميکرد. بههرصورت مسئوليت دولتها، حفظ نظم و صلح منطقهاي و جهاني است؛ امري که تمام دولتها را فارغ از جايگاه و توان آنان در بر ميگيرد. حفظ صلح و نظم منطقهاي و جهاني به تمام مردمان جهان متعلق است و هيچ کشوري ازجمله قدرتهاي بزرگ و کشورهايي نظير عربستان و رژيم صهيونيستي نبايد حق برقراري نظم را براي خود قائل بوده و براي آن از هر وسيلهاي بهره گرفته و ديگران را با استفاده از زور وادار به تمکين کنند. عدم نقض قواعد و هنجارهاي بينالمللي وظيفه تمام دولتهاست و نميتوان هيچ دولتي را از مسئوليتي که نسبت به نظام بينالمللي دارد مبرا دانست. اين امر تنها از طريق توسعه روابط مسالمتآميز ميان دولتها ممکن است. پذيرش حاکميت و عدم مداخله در امور ديگران دو اصل اساسي در اين زمينه است. جمهورياسالمي ايران به اين امر باور دارد که مسئوليت بينالمللي دولتها تنها تعهد به عدم تجاوز به حقوق ديگران نيست، بلکه تعهد به اجراي قواعد و هنجارهاي مورد اجماع بينالمللي را نيز در بر ميگيرد. سياست اصولي ايران، سياست تشنجزدايي، همزيستي مسالمتآميز و احترام متقابل بوده و براي اثبات اين اصول نزد جهانيان، نظريه اعتدال بهعنوان نوع نگرش ايران به جهان عنوان شد. اين اصول در کنار سه اصل عزت، حکمت و مصلحت عمل ميکردند. اين سياست نيازمند يک ديپلماسي ظريف و حرفهاي است که کامال شرايط بازي و چانهزني را فراهم آورد. درعينحال سياست خارجي عقاليي مبتنيبر همکاري، همزيستي و مقابله با انزوا در عين پذيرش تغيير، سعي ميکند با تشويق به تقويت ساختارهاي جهاني، نظام بينالمللي را به گونهاي توانمند کند که توان اثرگذاري منطقي بر تحوالت محيط بينالمللي را داشته باشد. جمهورياسالمي ايران همواره در سياست خارجي خود تفاوت و تغيير را پذيرفته و براساس آن نگرشي دوسويه براي حق و منافع کشورها قائل است. از نظر سياست خارجي جمهوري اسالمي، الزمه ارتباط در چنين جهاني پذيرش حاکميت، احترام متقابل و دخالت نکردن در امور داخلي يکديگر است که همواره خود را به آن پايبند ميداند. احترام متقابل اساس يک ارتباط سازنده است. سياست خارجي ايران، سعي در نهادينه کردن اين واقعيت است که در چنين شرايطي، دولتها در عين آنکه از اصل حاکميت بهره ميگيرند، در مواجهه با بازيگران و روندهايي هستند که سعي در به چالش کشيدن حاکميت آنان دارند. مداخله در امور داخلي دولتها، استفاده ابزاري از هنجارها و قواعد بينالمللي، دموکراسي هدايت شونده، تهديدات نامتقارن، کاربرد وسيع زور در روابط بينالملل، نظم نوين جهاني و گسترش دامنه سياستهاي تهاجمي عربستان، تالش اسراييل براي گستردهتر کردن حاشيه امنيتي خود، از طريق تغيير نظامهاي موجود در خاورميانه، رقابت قدرتهاي بزرگ جهان براي پيروزي در معادله امنيتي خاورميانه بهعنوان محور جديد ژئوپولتيکي و ژئواستراتژيکي تسلط بر جهان و به چالش کشيدن استقالل و حاکميت دولتها به نام مبارزه با تروريسم، همگي تهديداتي هستند که در جهان جديد، پيش روي کشورها بهويژه جمهورياسالمي قرار دارند. به نظر ميرسد زمان آن است که احتمال «سناريوي تغيير» را در کنار ديگر سناريوها، با حفظ و ارتقای منافع ملي جمهورياسالمي ايران در نظر داشت.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.