ایدهها بسیار؛ شتابدهندهها اندک

جغرافياي پولآفريني در دستان تکنولوژي است

Vaghay Ettefaghie - - اقتصــاد - آويدهعلمجميلي خبرنگارگروهاقتصادي

چند سالي است که بهدنبال رسيدن به سطحي از توسعهيافتگي هستيم و دم از وابستگي کمتر به نفت ميزنيم اما به واقع کشورهاي توسعهيافته و صنعتي، چگونه به اين ميزان توسعهيافتگي رسيدهاند؟ با مطالعه تاريخ اقتصادي و سياسي کشورها درمييابيم که هيچ کشوري از روز اول توسعهيافته بهوجود نيامده بلکه پذيرش ريسکها و تبديل تهديد به فرصت سبب شده کشورها مسير توسعهيافتگي را بهتر طي کنند. يکي از مثالهاي خوب دراينزمينه، کشور کرهجنوبي است. «سنگفرش هر خيابان از طالست» عنوان کتابي است که «کيم وو چونگ» بنيانگذار شرکت

«دوو» نوشت. در مقدمه اين کتاب که خطاب به کارآفرينان و جوانان است، آمده «کره در سالهاي ۰۵۹۱ تا ۳۵۹۱ جنگ خانمانسوزي را تجربه کرد؛ جنگي که از تمامي اين شبهجزيره تنها مخروبهاي بر جاي گذاشت اما عزم راسخ دولت کره بعد از جنگ با همکاري صنعتگران، کارآفرينان و مردم براي بازسازي اقتصاد و ايجاد امکانات جديد موجب شکوفايي کره مدرن امروز و صنعتيشدن آن شد». در اين چند خط، سهم کارآفرينان و مردم براي فرار از هرگونه چالش اقتصادي بيشازپيش نمايان است. کارآفرينهايي که يک ايده کوچک را به شرکتي بزرگ تبديل کردهاند و حتي بهعنوان

شرکتهايي مطرح ميشوند که ميلياردها دالر ارزش دارند؛ در نيمه دوم سال ۵۱۰2

«اکونوميست» در گزارش خود آماري از تحوالت ايجادشده در ارزش دالري شرکتهايي که به آنها نوپا يا به عبارت بهتر استارتآپ ميگويند، ارائه داد. طبق معمول شرکتهايي مانند گوگل، فيسبوک، توييتر رتبههاي برتر را از آن خود کرده بودند.

دانش، محور اصلي توسعه

در سالهاي اخير توجه به اقتصاد مبتنيبر دانش و فناوري به يکي از موضوعات مورد بحث در محافل مختلف اقتصادي مبدل شده است. تغييرات شديد فناوري موجب رقابت بين بنگاههاي اقتصادي براي ماندن در بازار ميشود. استارتآپها يکي از مهمترين فعاليتهاي اقتصادي هستند که توان بالقوه تبديلشدن به شرکتهاي بزرگ را دارند و حتي در شرايط سخت اقتصادي نيز ميتوانند ارزشافزودهاي براي کشور داشته باشند.

اما در اين راه مخاطراتي نيز وجود دارد که منجر به شکست يک ايده استارتآپي ميشود مانند قوانين دستوپاگير دولتي و فضاي کسبوکار کشور؛ البته در مسير شکست فقط قوانين دستوپاگير و نبود حمايتهاي دولتي نيست که منجر به زيان به استارتآپها ميشود. بررسيها نشان ميدهند خوشبيني بيش از حد مديران استارتآپ درمورد پيشبيني هزينهها و نبود ديدگاه اقتصادي مناسب در ميان سرمايهگذاران و فعاالن حوزه کسبوکار ميتواند از مهمترين داليل شکست استارتآپ در کشور باشد. يکي از مهمترين داليلي که باعث ميشود بسياري از استارتآپها به نتيجه نرسند يا نيمههاي راه بنيانگذارانشان آنها را رها کنند، نبود سرمايه مناسب است؛ مشکلي که چندسالي است با راهاندازي شرکتهاي جديدي با عنوان «شتابدهنده» در حال حلشدن است.

شتابدهندهها، يک مدل سرمايهگذاري براي راهاندازي کسبوکارهاي نوپا، شرکتهاي کوچک با پتانسيل رشد بلندمدت است. اين نوع سرمايهگذاري، منبع بسيار مهمي براي راهاندازي کسبوکارهايي است که کوچکتر از آن هستند که بتوانند به بازار سرمايه يا بانکها دسترسي داشته باشند. شتابدهندهها، درواقع شرکتهايي هستند که پول سرمايهگذاراني که بهدنبال داشتن سهام در کسبوکارهاي نوپا و کسبوکارهاي کوچک و متوسط هستند و پتانسيل رشد بااليي دارند را با ايجاد پرتفوي مديريت ميکنند.

استارتآپهاي منطقهاي، درآمدزایي تضمیني

حسيـــــن آجــرلــو، مديـــــــر وبسايــــت

«بياتخفيف» معتقد است ايدههايي ميتواند سرمايهگذاريهاي کالن ميلياردي جذب کند که قبال مراحل پيششتابدهندگياش را انجام

داده باشد. آجرلو در گفتوگو با «وقايعاتفاقيه» گفت: «شتابدهندهها انواع مختلفي دارند؛ برخي به حمايتهاي فيزيکي مانند ايجاد دفتر کار ميپردازند و برخي ديگر حمايتهاي مالي ميکنند. در مرحله شتابدهندگي مبلغي بين

۰2‬ تا ‪۰۵ ميليون به شرکت نوپا تعلق ميگيرد تا ايده به کسبوکار تبديل شود. بعد از اينکه مراحل شتابدهندگي طي شد و ايده توانست از فيلترهاي موجود رد شود، شرکتهاي سرمايهگذاري جسورانه يا VCها به صحنه وارد ميشوند و حتي ممکن است چند ميليارد روي يک ايده سرمايهگذاري کنند اما سرمايهگذاريهاي ميلياردي روي ايدههايي انجام ميشود که مراحل پيششتابدهيشان را طي کرده باشند زيرا اين کسبوکارها بررسي شده و مورد تاييد قرار گرفتند».

آجرلو مراحلي که يک استارتآپ بايد براي رسيدن به موفقيت طي کند را اينگونه توضيح داد: «براي شروع يک کسبوکار نوپا نياز به ايده و تيم است. بعد از اينکه کار در حد ابتدايي جلو رفت و مورد بررسي اعضاي تيم قرار گرفت و به اين نتيجه رسيدند که ميتوان ايده را به مرحله اجرايي رساند، براي تامين منابع مالي اوليه به سراغ شرکتهاي شتابدهنده ميروند. اگر ايده مورد تاييد بود، مراحل پيششتابدهندگياش طي ميشود مانند تامين دفتر و لوازم اوليه براي شروع جدي کار. بعد از اينکه ايده در شهر يا منطقهاي شناخته شد، شرکتهاي سرمايهگذاري جسورانه وارد گود ميشوند». او در ادامه گفت: «گمان نميکنم شتابدهندههاي داخل کشور بيشتر از

۵2شرکت باشند. شتابدهندهها انواع مختلفي دارند؛ برخيشان دولتي است مانند شتابدهندههاي دانشگاهها و سازمانهاي دولتي که در اين نوع شتابدهندهها، کسبوکارهايي راهاندازي ميشود که در راستاي منافع شرکتها و شتابدهندههاي خصوصي هستند».

آجرلو درباره ايدههايي که براي سرمايهگذاران جذاب است، گفت: «ايدههايي جذاب است که اگر قرار است يک ميليارد سرمايهگذاري انجام شود، عدد باالتري برگشت سرمايه داشته باشد. ايدهها ميتواند مختلف باشد. مثال ايدهاي ظرف يک سال به نتيجه بهتري ميرسد و برخي ديگر تا چهار سال آينده در کشور شناخته ميشود.» او در پايان درباره ورود به بازار استارتآپ گفت: « در دو سال اخير تبوتاب استارتآپي در کشور باال گرفته و همه فکر ميکنند کار سادهاي است اما برندکردن يک مغازه راحتتر از ترغيبکردن مردم به برندکردن يک اپليکيشن است. باوجود برخي مخاطرات براي استفاده از اپليکيشنها، اعتمادسازي در اين حوزه زمانبر است. بههميندليل براي راهاندازي يک اپليکيشن بايد حتما مطالعه داشت و نمونههاي مشابه خارجي و رقيب در داخل را بايد با دقت بررسي کرد. بعد از اينکه بازار بهدرستي تحليل شد، حتما به سراغ شتابدهنده بروند.» آجرلو درباره اينکه آيا استارتآپ در کشور ميتواند متقاضي داشته باشد، گفت: «گرايش به هوشمندسازي در کشور بهشدت باال رفته بهطوريکه در روستا هم خريدهاي اينترنتي انجام ميشود و بههميندليل فعاليتهاي استارتآپي ميتواند به نتايج خوبي برسد. استارتآپهاي تخصصي منطقهاي نيز بسيار مهم هستند. اگر کسي در شهرهاي بزرگ نيست، ميتواند با يک استارتآپ محلي، کسبوکار با بازدهي خوب ايجاد کند. مثال در مشهد، يک استارتآپ به توليد و فروش زعفران پرداخته که توانسته جذب خوبي در بازار داشته باشد».

او در ادامه گفت: «بهتر است به جاي شعارهاي حمايت از توليد داخلي، تبليغاتي براي شناساندن استارتآپها صورت بگيرد».

فشرده سخن

استارتآپها مزيتهايي دارند که ذهن هر کسي را به خود مشغول ميکند؛ کمبودن هزينه اوليه سرمايهگذاري، عدم نياز به فضاي فيزيکي خاص و ايجاد يک کسبوکار با نفرات کم ازجمله مزيتهاي ايجاد کسبوکارهاي نوپاست اما اگر برترين استارتآپهاي جهان از نظر ارزش دالري را بررسي کنيم، پرواضح است که اين استارتآپها در فضايي (منطقه جغرافيايي) شکل گرفتهاند که سرمايهگذاري روي کسبوکارهاي نو بسيار شايع است درحاليکه سرمايهگذاري در فضاي استارتآپي در کشور با مشکالت عديدهاي مواجه است و عمال جاي خالي شرکتهاي بزرگ حمايتي در کشور بسيار حس ميشود. حال اينکه اگر حمايتهاي مختلفي مانند ورود سرمايهگذاران متخصص و سادهسازي قوانين و مقررات را چاشني کار استارتآپها کنيم بدون شک شاهد تحول شگرفي دراينزمينه خواهيم بود اما همچنان باوجود فرصتهايي که فضاي استارتآپي دارد و حتي ميتواند در سيکلهاي تجاري نيز موفق باشد، لزوم حمايت از آنها بيشازپيش حس ميشود.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.