سرزنش یا همدری؟

Vizhenameh - - News - فرنگیس یاقوتی

چنــد هفتــه پیــش کــه بیــرون رفته بودیــم آروین شــروع کــرد بــه دویدن و پریــدن در پیــاده رو و چون تند راه میرفت احتمــال افتادنش بود. چند بار بــه او گفتــم «مامانی بدو بــدو نکن و یه کــم آرومتر برو» اما گــوش نکرد و بــه کارش ادامــه داد که ناگهــان پایش به زمین گیر کرد و افتاد و شــروع به گریه کرد. همان لحظه بدون تأمل گفتم «دیدی گفتم ندو یه وقت میفتی زمیــن» بعد کمکش کردم تا بلند شــود و لباسهایــش را تکاندم گریهاش بیشــتر شــد و عــالوه بــر درد افتــادن از من هــم ناراحــت بود که بــه رویش آوردهام. چنــد روز بعــد مجدد وقتی بیرون بودیم همــان کارها را تکرار کرد و من باز به او گفتم «عزیزم مراقب باش زمین نخوری» اما متأسفانه دوباره آروین افتــاد ولــی این بــار من در لحظه جلوی خــودم را گرفتم و چیــزی نگفتم و کمکــش کردم که بلند شــود و لباسهایــش را تکاندم و بعد از او پرســیدم «حتمــاً پــات خیلــی درد گرفته بیا از ایــن به بعد به زمین نــگاه کنیم که یه وقــت پامــون به جایی گیر نکنه و کله پا نشــیم» این را گفتم و در ذهنم این بــود کــه خب تفاوتــی آنچنانی با جمله اولــم ندارد و حتی فکــر نمیکردم آروین متوجه دو مدل جمله شــود اما در کمال ناباوری چشمانش برق زد و بهخاطر همدردی من لبخند به لبش آمد و گریهاش متوقف شــد و فقط چند بار تکرار کرد که پایم درد گرفته است من هم احساسش را تأیید کردم و گفتم میدانم خیلی دردناک است. خالصه همان شــب با خودم فکر کردم که درســت است که آروین کوچک اســت امــا قطعاً مثل همــه آدمهای بزرگ و حتــی گاهی بیشــتر از آنها در زمــان شکســت و درد دلــش دلجویــی و همــدردی میخواهــد نه شــنیدن نصیحــت و اینکه ببیــن بهت گفتم که فــالن اتفاق میافتــد. همان لحظه و همانجا با خودم عهد بســتم از این به بعد همیشــه در تمام اتفاقات ریز و درشت زندگی همدرد آروین باشم و من را در کنار خودش حس کند. اتفــاق دیگــر ایــن روزهــای مــن عالقه بســیار شــدیدم بــه خیاطی اســت و اینکــه بدون هیچ کالســی ســعی میکنم شانســم را بــا کمــک اینترنت در خیاطــی امتحــان کنــم. صبحهــا معمــوالً یــک ســاعتی را درگیــر خیاطــی هســتم البته هنوز دســت بــه قیچی و پارچه نشــدهام و فقط ســعی میکنم الگوهــای مختلــف را کــه در اینترنــت میبینم روی کاغــذ در بیــاورم و بعد از این مرحله ســراغ خرید پارچــه و اجرای عملــی الگــو روی پارچــه مــیروم و حتی از تصور آن قند در دلم آب میشــود که چیزهایی را بپوشــم کــه خودم آنها را دوختهام.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.