زمستان و سرگرمی زنان ایالت با آواز خواندن

زنان روزگار قاجار به روایت زنان فرنگی:

Vizhenameh - - News -

زنیجهانگردازاروپا

در روزگار قاجار و بخصوص ناصرالدین شاه قاجار تعداد قابل توجهــی از اروپاییان به دالیل مختلف بــه ایران ســفر کــرده و از نزدیک با آداب و رســوم و فرهنگ مردم مناطق مختلف این ســرزمین آشنا شده و به روایت آن در سفرنامهها و یادداشتهای خود پرداختهاند. از جمله این اشخاص که بهعنوان یک جهانگرد بریتانیایی در آن دوران شناخته شده اســت «ایزابا بیشــوپ» اســت که به ذوق و شــوق بسیاری قصد سفر به مناطق غرب ایران را میکند.

روایتمالقاتبازنانخان

تمام یادداشــتهای ایــن زن بریتانیایــی همراه با اطاعاتی اســت کــه میتواند بخشــی از چگونگی زندگــی ایات و بختیاریها را در روزگار ناصرالدین شــاه بــرای مــا روشــن کنــد؛ بخصــوص تعاریف و روایتهای وی از دیدارها و ماقاتهایی که با زنان خانهای بختیاری دارد بســیار جالب و قابل تأمل اســت که نشــان از دقت و ریزبینی این زن به تمام ماجراها را دارد.

تالشبرایدرمانبیماران

همانطــور کــه در گزارشهــای قبلــی از آن گفتــه شــد، خانم بیشــوپ با توجه به گذراندن دورههای پرستاری علم اندکی نسبت به تشخیص و درمان بعضــی از بیماریهــا داشــت و در تمــام طــول ســفرش به ایران از آن بــرای بهبود بیمارانی که به وی مراجعه میکردند بهره برد و نمونههایی از آن درمانها را در نوشتههای خود آورده است؛ مهمتر از آن که از وضعیت بهداشتی آن مردم و اقدامات پزشــکی کــه با توجــه به باورهایشــان بــرای درمان بیماریها انجام میدادند، تعریف کرده است.

استفادهازخمیرمازووقیر

خانم بیشــوپ در بخشی از نوشــتههای خود آورده اســت:«...بختیاریها بــرای درمان زخــم از خمیر مازو که از درخت بلوط به دســت میآید اســتفاده میکنندوبرایدرمانسوءهاضمهوکمخونیکمی قیر معدنی بهعنوان دارویی شفابخش میخورند. بــرای درمان مــار گزیدگی بیمــار را درون گهواره به قدری تکان میدهند تا حالت قی و استفراغ به وی دست دهد یا پرهای پشت مرغ زندهای را میکنند و قســمت عریــان شــده را روی محــل مارگزیدگی میبندند یا بزغالهای را سر میبرند و امعا و احشا آن را روی زخم میگذارند...».

نداشتنداروبرایروماتیسم

نوشــتههای ایــن بانــوی اروپایــی دربــاره چگونگی درمان بیماریها در میان ایات و بختیاریها بسیار جالب و خواندنی اســت و نشــان از مســتقل بودن آنان در آن مناطق صعبالعبور و ســخت و بدون امکانات برای حل تمام مشکاتشــان دارد، گرچه گاهیایناقداماتنتیجهاینمیدادامابدونتأثیر هــم نبوده اســت. به گفته ایزابا مــردم آن منطقه برای بیماریهای رماتیســم، سر درد و ضعف قوه ...و دارویی نمیشناسند اما برای قطع تب مقداری پوست بید را میجوشاندند و به بیمار میخورانند.

اعتقادبهطلسمودعا

متأســفانه مســأله دیگری که خانم بیشــوپ از آن مینویســد و البتــه در آن روزگار نه تنها میان مردم آن منطقــه بلکه در تمام ایران شــایع بــود و به آن

اعتقاد داشــتند عقیده به طلســم و جادو بــود: ...« آنان عقیده راســخی به طلسم و دعا دارند و گاهی هــم آیاتــی از قرآن را در آب شستوشــو داده برای تبرک قطراتی در حلق بیمار میچکانند...بیشــتر مــردم بختیــاری بــه وجــود ارواح خبیثــه و همزاد اعتقاد دارند و بیشــتر عارضههــای روانی و ترس و افســردگی و دلهــره و اضطــراب را بــه ارواح خبیثه نسبتمیدهند...».

عبوربیماراززیرشکمشیر

بــه گفتــه ایــن جهانگــرد بریتانیایــی مــردم آن مناطق بــرای دور کردن اجنــه و ارواح خبیثه از ما میخواســتند دعایــی را روی تکــه کاغذی بنویســد تــا آن تعویــذ را روی بازوی بیمار ببندنــد و اگر این دعــا نتیجــه مطلــوب را نداشــت بیمار را در شــب چهاردهــم که قرص مــاه کاماً قابل رؤیت اســت هفت بار زیر شــکم مجســمه شیر ســنگی که روی قبــری نصب شــده عبــور میدادند و چنــد دعا به زبان عربی میخواننــد و از خداوند آرزوی بهبودی وتندرستیبیمارمیکنند.

شستنلباسها،سالییکبار

نکاتی که خانم بیشوپ درباره بیماریهای شایع و چگونگی وضعیت بهداشــتی و درمانی مردم این منطقه در ایران مینویسد بسیار قابل تأمل است: «...ورم چشــم، آب سیاه، ناراحتی مردمک چشم، تــب نوبه و روماتیســم، ســوء هاضمه، ســرفههای مزمــن و ســردرد در بیــن مــردم بختیــاری دیــده میشــود. رعایت نکردن نظافت و نبودن وســایل بهداشــتی یکــی از علل مهــم شــیوع بیماریهای چشــم در بین مردم بختیاری اســت. بیشتر مردم ســالی یکبار لباسهای خود را آنهم در آب ســرد و بدونصابونمیشویند...».

ناآگاهی،نداشتنسوادونبودامکانات

البته وضعیت بد بهداشــتی در میان مــردم ایران در آن زمان بسیار فراگیر بود که از جمله علتهای اصلی آن ناآگاهی و نداشتن سواد و نبودن امکانات الزم بــرای مدیریت کــردن آن فضا بــود در نتیجه مردم توجهی به این مسائل نکرده و ناخودآگاه به خود آسیب زده و دچار انواع بیماریها میشدند و متأسفانه برای درمان خود و فرار از آن همه رنج به خرافات و طلســم و جادو و درمانهایی بیاثر پناه میبردند.

«باد»عاملبیماریها

ایزابا در تمام روزهایی که میان این مردم بود و با آنها زندگی میکرد از نزدیک شاهد این مشکات و مصائب مردم بود و سعی میکرد برای نجات آنان از آن وضعیت کاری انجام دهد آنهم برای درمان بعضــی از بیماریهایی که علت علمــی آن را این زن میدانســت امــا مردم علــت آن را طور دیگری میدانســتند:«... بختیاریها تمــام بیماریها را به «باد» نسبت میدهند و «باد» یک اصطاح محلی اســت که بیشتر بیماریها مانند پا درد و کمردرد و غیره را از عوارض آن میدانند .... »

خوابیدنرویزمینعلتروماتیسم

در صورتــی کــه علــت بعضــی از آن بیماریهــای شایع میان ایات و بختیاریها از جمله رماتیسم را خانم بیشوپ بدون شک خوابیدن روی زمینهای مرطــوب و پارچههای نازک پنبهای میدانســت و همین ناآگاهی و علتیابی اشتباه باعث میشد در درمانبیماریهابهنتیجهاینرسند.بهگفتهایزابا: ...« در تمام مدتی که طبیب احساس میکند بیمار درمانپذیر نیســت برای مدت طوالنی به وی دارو میخوراند. ولی نمیداند درد و رنج بیمار مشرف به موت را، تسکین و سبک کند و وقتی احساس کند بیماری نزدیک موت اســت لولههای دمــاغ او را با یک نوع گیاه معطر پر میکند...».

آغاز به کار یک روز بعد از زایمان

خانــم بیشــوپ در مســیری کــه بــرای این ســفر به همــراه کاروان کوچکــش انتخاب کرده بــود هر روز شــاهد چگونگی زندگی مردم ایات و بختیاریها از نزدیــک بــود و منــزل بــه منــزل بــا اتــراق کردن در میــان ســیاه چادرهــا براســاس برنامهریــزی که داشــت به معاینــه و درمان بیمــاران میپرداخت و گاهی شــرح حال آنــان بخصوص زنــان ایات را یادداشت میکرد:«...مادرها اغلب یک روز بعد از زایمان، کار روزانه خود را از ســر میگیرند و کمتر از یک هفته دوباره نیروی از دســت رفته را به دســت میآورند...».

درخواست«خان»برایعیادت

در ادامــه ســفر، این بانو و همراهانــش که از قلمرو چندین خان بختیاری گذشته بودند در امتداد دره زلکــی وارد قلمــرو «مهــراب خان» رئیــس طایفه عیســیوند میشــوند. دهکــده مهــراب خــان در کمرگاه یــک گردنه صعبالعبوری قرار گرفته بود که تنها میشد از یک جاده سنگاخی و پیچ در پیچ به قلعه خان رسید چرا که خان بعد از باخبر شدن از ورود ایزابا به قلمرو خود سریعاً پیکی را همراه با پیغامی میفرستد که بیمار است و تقاضا میکند خانم بیشوپ برای معاینه و درمان بیماریاش به عیادت وی برود.

توصیف«ایزابال»ازخانعیسیوند

شــرح ایــن ماقــات را ایــن زن جهانگــرد اینطــور نوشته اســت: «...خان روی سکویی در زیر درختان بید نشســته بود و ســیدی بهعنوان کاتب و منشــی در دســتگاه او به کار اشــتغال داشــت در گوشــهای نشســته و ســماور و چند دانــه لیمو ترش و بســاط چای نیز در مقابل او قرار داشت. خان بسیار مؤدب و مبادی آداب بود. جلو پایم بلند شد و تا ننشستم به جای خود جلوس نکــرد او ظاهری بیمارگونه و وضع رقتانگیزی داشت. خان دارای قامتی بلند و چشــمانی گود افتاده و خاکستری رنگ و در عین حال بیفروغ بود. گونههایش الغر و پژمرده و ریش گندمیداشت...».

معاینه«خان»ودرمانمارگزیده

بعــد از گفتوگویــی کوتــاه میــان ایزابــا و خان که بیشــتر درباره مســائل سیاســی منطقه بــود، خان از ســابقه بیمــاری خود بــرای ایــن زن میگوید که سختی این بیماری چقدر وی را رنج میدهد. بعد از معاینه خان، خانم بیشــوپ چند بیمار مبتا به چشــم درد را معاینه و پــی آن یک بیمار مارگزیده را مداوا میکند و در ســر راه سری به حرم خان زده و بــا خانمهــای اندرونی ماقات میکند که شــرح ایــن دیدار در ابتدای گزارش آمده اســت که نشــان از خوشــحالی زنان حرم از دیدن این بانوی فرنگی را دارد.

حضوردرجمعزناندهکده«مهرابخان»

امــا ایــن ماقات محــدود به ایــن دیدار نمیشــود و ایزابــا قبــل از تــرک این منطقــه باز بــه ماقات خانمهــا در محوطــه دهکده و قلعه آمــده طوری که یک طرف این محوطه خانواده خان و قســمت دیگر ســایر زنهای دهکده اجتماع کرده بودند که کمی بعد به خاطر سر و صدای زیاد این زن فرنگی آنجــا را تــرک میکند، امــا قبل از تــرک آن محل و خداحافظی همســران خان به ســراغ وی آمده که شرح این خداحافظی بسیار جالب است.

خواستنمعجونمحبتوقیچیوسوزن

ایزابــا بیشــوپ اینطــور تعریــف میکند:«...قبل از آنکــه با همســران خــان خداحافظی کنــم آنان از مــن خواســتند مقداری معجــون محبت و چند قیچی و چند بسته سوزن به آنها بدهم. قانون چند همسرگزینی همیشــه بیرحمی و ســتمگریها را بهدنبال دارد. من برای چهار همسر خان هدایایی آورده بــودم در صورتــی کــه کلیه زنهــا چیزهایی مطالبــه میکردند. هــر زنی میخواســت هدیهای بگیرد بدون اینکه دیگران اطاعی داشــته باشــند. کمی بعد همســران خان به ماقــات من آمدند و هر کدام تقاضای مهمتری داشتند...».

خداحافظیاز«خان»وقتنماز

در نهایت ایزابا بعد از جدا شــدن از آن زنان برای خداحافظــی بــه دیدن خــان مــیرود کــه در حال نمــاز بــوده و توجهــی تا پایــان نمازش بــه این زن نمیکنــد:«... وقتی که بــرای خداحافظی به دیدن خان رفتم دیدم که روی سجاده نماز سر روی مهر نهاده و با خداوند خویش مشــغول راز و نیاز است. خــان بدون توجه بــه حضور من فریضــهاش را به پایان رسانید و آنگاه با وی خداحافظی کردم...».

منابع:

۱.از بیســتون تــا زردکوه بختیــاری، ایزابا بیشــوپ، مهراب امیری، تهران، نشر سهند، ۵۷۳۱ ۲. نقــش و جایــگاه زن در ایــل بختیــاری در دوره قاجار از دیدگاه ســیاحان اروپایی، علی اکبر کجباق و...، مجله پژوهشهای تاریخی، دوره ۵، شماره۴، ۲۹۳۱ ۳.ایزابا برد بیشــاپ و سفرهایش به ایران در سال ۰۹۸۱، جنیفر اسکارس، حسین احمدزاده نودیجه، پیام بهارستان، سال۶، شماره۱۲، ۲۹۳۱ ۴.میتــرا مهرآبــادی، زن ایرانــی بــه روایــت سفرنامهنویسانفرنگی،تهران،نشرروزگار،۹۷۳۱ ۵. مریــم رضایــی عاملــی، ســفر دانــه بــه گل، سیرتحول جایگاه زن در نثر دوره قاجار، تهران، نشر تاریخ ایران، ۹۸۳۱ ۶.بنفشهحجازی،تاریخخانمها(بررسیجایگاهزن ایرانی در عصر قاجار، تهران، قصیدهسرا، ۸۸۳۱) ۷.محمدحســن خــان اعتمادالســلطنه، روزنامــه خاطــرات اعتمادالســلطنه (۲۹۲۱تــا ۳۱۳۱ق)، تهران،انتشاراتامیرکبیر ۸.دوستعلی خان معیرالممالک، یادداشتهایی از زندگانی خصوصی ناصرالدین شاه، تهران، نشر تاریخ ایران، ۱۶۳۱ ۹.سایت دنیای زنان قاجار ۰۱.سایت مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران ۱۱.سایتقاجاریهیادداشتهاییازفاطمهقاضیها http://ghaziha.kateban.com ۲۱. سایت تاریخ ایرانی http://tarikhirani.ir ۳۱. سایت پرتال جامع علوم انسانی http://ensani.ir

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.