ایالم ؛ از آشوربنیپال تا کورش بزرگ

Amordad Weekly Newspaper - - صفحه اول - نوشتار نرگس ممبینی*

پایان‌ایالم‌و‌برآمدن‌هخامنشیان‌از‌دریچ ‌هی‌باستا ‌نشناسی

بهكارگيری دوبارهی عنوان «پادشــاه انشان و شوش» پس از چند ســده نبود نشانههای نوشته شــده از ايالميان، شــوند آن میشود كــه نيمهی هــزارهی نخســت پ.م، يعنی زمان پيش از هخامنشــيان را روزگار «ايالم نو» بخوانند. با وجود تازشهای پياپی آشــور بــه ايــالم در ســدهی هفتــم پ.م و بيش از نيمســده پــس از آن، ايالميــان نه تنها نابود نشــد و اعتبار فرمانروايی آنها نيز از ميان نرفت، ســنتهای ايالمــی در روزگار هخامنشی، ســالها پس از به تخت نشستن كورش بزرگ همچنان برجای مانده اســت. اين نكتهای اســت كه از همــهی يافتههای باستانشناســی و زبانشــناختی روشــن میشود. به ســخنی ديگر، پادشاهی كورش در انشــان و چيرگی وی بر شوش، بازگشت «ايالميان دشت» به «پادشاهی كهن انشان و شوش» را در پی داشت. از نزديك به هزار سال پيش از زادروز مسيح تا زمان پيروزی كورش بزرگ بر بابل در سال ۹35 پ.م را دورهی «ايالم نو» دانســتهاند و اين دوره را به سه «مرحله» بخش میكنند. از مرحله نخســت كه ايالم نــو ١ (از ٠٠٠١ تا ٤٤7 پ.م) اســت، آگاهیها اندک اســت امــا از مرحله ايــالم نــو ٢ (از 3٤7 تا 6٤6 پ.م) مدارک آشــوری، آگاهیهای كافی به دســت میدهند، «زيرا ايــن مرحله دورهی درگيریهای شديد ميان فرمانروايان آشوری و شماری از فرمانروايان ايالمی بود كه اغلب با شورشيان جنوب بينالنهرين متحد بودند» ( پاتــس، ۹۹3 .) به گفتــهی پاتس در دوره ايــالم نو 3 (از 7٤6 تا ۹35 پ.م)، يافتههايی از پيوندهــای نزديك ميــان عناصر ايرانی و ايالمی میبينيم. اين زمانی است كه شماری از يادكردهای كتــاب مقدس به ايالم بايد با آن در پيوند باشــد و هنگامی اســت با گروه خاصــی از مهرهای اســتوانهای كه در آنها ويژگیهای ايالمی و ايرانی در هم آميختهاند. افــزون بر آن، خــط ايالمی برجــای مانده، پيوندهای نزديكی با خطی نشان میدهد كه ســپسها در روزگار فرمانروايی داريوش در تختجمشيد، شهر بزرگ هخامنشيان بهكار رفت (پاتس، ‪١٠٤). ۹۹3،‬ مرحلــهی ايــالم نــو 3، نيز بــه دو مرحله بخش میشــود. يافتههای باستانشناختی و نبشــتهی از مرحلهی 3 الف اندک است؛ اما يافتههای همانند بيشــتری از مرحلهی 3 ب از شــوش و جاهای ديگر به دست آمده است كه برجســتهترين آنها، شــماری مهر و اثر مهرهای استوانهای و آجر كتيبهدار هستند كه از شوش به دســت آمدهاند (پاتس، ۹7٤). از ارزشمندترين يافتههای موجود ديگر، آرامگاه ارجان در بهبهان و آرامگاه جوبجی در رامهرمز هستند (شيشــهگر، .)36 اين مرحله (ايالم نو مرحله 3 ب) از سال 585 تا ۹35 پ.م را دربر میگيرد كه پيش از آن در ســرزمين پارس، خاندان هخامنش و جانشين او «چيشپئيش» (از 635 تــا ٠١6 پ.م) نيــای كورش بزرگ، فرمانروايی خــود را برپا كرده بودند. كورش بزرگ (از ۹55 تا ٠35 پ.م) با براندازی دولت ماد، در سال ٠55/۹٤5 پ.م، يك سال پيش از گرفتن بابل به شوش رسيده بود و آن زمان واپســين شــاهان ايالمی پس از شكست از آشور، در شوش و بخشهای خاوری(:شرقی) خوزستان امروزی، نيرويی دوباره گرفته بودند (كمرون، 55١، اســتروناخ، 55، ميروشيجی، ٤٠٢). يكی از اين شاهان شايد شوتور نهونته پسر اينَدَد (ايالم نو مرحله )3 بوده كه در يك بازهی زمانی نامشــخص در زمان پادشاهی اين دو شاه هخامنشــی كه از آنها ياد شد، از ايپيــر/ ايذه تا رامهرمز و حتا تا ارجان را در دست داشته اســت. اين نكته مینمايد كه با وجود تازشهای پياپی آشــور به ايالم كه در ســده هفتم پ.م روی داده بود و بيش از نيم سده پس از آن گذشته، ايالميان نه تنها نابود نشده و حكومت آنها نيز همهی اعتبار خود را از دســت نداد، بلكه برجاماندن سنتهای ايالمی در روزگار هخامنشی كه سالها پس از به تخت نشستن كورش بزرگ ادامه يافته اســت، نشان از اين اعتبار دارد و اين نكتهای اســت كه از همهی يافتههای باستانشناسی و زبانشــناختی روشن میشــود (شيشهگر، .)36 به ســخنی ديگر، پادشاهی كورش در انشــان و چيرگی وی بر شــوش، بازگشت «ايالميان دشت» به «پادشاهی كهن انشان و شوش» را در پی داشت(ميروشيجی، 5٠٢، پاتس، ۹5٤ .)

نتیجه گیری:

وارون آنچــه كه دربــارهی چيرگی بر ماد و غارت هگمتانه ياد شــد، در تاريخنگاریهای برجا مانده از زمان روی كار آمدن هخامنشيان، از چيرگی پارسها بر ايالم، شــوش، سمتی، شــيلهيت يا ايپير، يــادی نكردهاند. كورش، در راســتای كشورگشايیهای خود، سرزمين ايالم را پيوست شاهنشاهی خود كرد. شاهان پارســی از نياكان كورش تا خــود او، خود را شــاهان انشان يا شــاهان پارســوا / پارسه میخواندنــد. برگزيــدن ايــن فرنام(:لقب)، نشاندهندهی اين است كه شاهان نخستين میخواستند آنان را جانشينان شاهان ايالمی بدانند. كورش يكم، انشــان را كه همواره از مركزهای مهم حكومت ايالم بود، به عنوان پايتخت خود برگزيد. به گفتــهی برخی از كارشناســان، روی كار آمدن هخامنشيان بسيار همانند به دگرگونی در رهبــری سياســی از راه چيرگــی قومی - طبقــهای در ناحيهای بــود كه از ديرباز به نهادهای شــاهی و حكومتی خو گرفته بود تا به برتری گروه قبيلــهای جديدی بر تمدنی سستشــده. پرســتش خدايــان ايالمی در شهرهای زير فرمان پارسيان دنبال شد و نام خدايان ايالمی در نبشــتههای تختجمشيد، نشــان میدهد كه مذهب ايالم دستكم در زمان داريوش روا شــمرده میشده است. با آنكه تازشهای پياپی آشــوريان در سدهی هفتــم پ.م به ايالم، شــوند نيــرو گرفتن پارسها شد اما به نابودی ايالمیها نيانجاميد و پايــان حكومت ايالم با آغاز شاهنشــاهی هخامنشی همزمان شد. يارینامهها در دفتر امرداد در دسترس است * مدرس باستانشناسی

چکیده: نوشتهی تخصصی پیشرو، از سرانجام کمترشناخته شدهی ایالمیان پس از ویرانی شوش به دست آشور بنیپال گفتوگو کرده است. اینکه یافتههای باستانشناختی از این روزگار تاریک تا پیش از روی کار آمدن امپراتوری هخامنشی چه گزارشی میدهند و آشکارسازی ریز به ریز هر آنچه از دادههای میدانی به دست میآیند، سخن بنیادین این نوشته است. گفتنی است که روزگار ایالم، یکی از زمانههای فرهنگی باستان ایرانیان در جنوب باختری فالت به شمار میآید که کیفیتی چون کیفیت فرهنگ میانرودانی در هزارهی دوم پیش از میالد را داشته است.

(شناسه: )35462

کشتار‌ایالمیان‌به‌دست‌سپاه‌نوآشوری

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.