گاه دیدار پیرسبز رسید

چکچکو، نگینی سبز در دل کوه

Amordad Weekly Newspaper - - News - نویسنده فیروزه فرودی

پل ‌ههــا‌را‌یک ‌ییکی‌در‌دل‌کــوه‌باال‌م ‌یروم‌ هنــوز‌د‌هها‌پله‌پیــ ‌ش‌رو‌دارم‌تا‌پای‌پیرانگاه‌ برسم.‌شوق‌رسیدن‌خستگی‌به‌تن‌برنم ‌یتابد.‌ ‌زمزم ‌هی‌اوستا‌و‌آوای‌چک ‌ههای‌آب‌در‌خنکای‌ کوه،‌کوهی‌سرســبز‌در‌دل‌کویر‌و‌در‌هوای‌ پایان‌خوردادماه‌حســی‌آشنا‌است‌برای‌آ ‌نها‌ که‌به‌دیدارش‌آمد‌هاند.‌ پیر‌اســت‌پیــر‌روزگار،‌روزگاری‌دور،‌روزگار‌ جنگ‌و‌ترس‌و‌گریز،‌گریز‌از‌چنگ‌دشمنان.‌ آ ‌نها‌که‌م ‌یخواســتند‌دامانش‌را‌ناپاک‌کنند.‌ گرچه‌پیر‌اســت،‌اما‌هنوز‌سبز‌و‌پابرجا‌است.‌ پیر‌سبز‌همان‌پیر‌استواری‌است‌که‌داستانش‌ را‌بارهــا‌برایمان‌گفت ‌هاند.‌داســتانی‌که‌یادآور‌ دالوری‌و‌ایستادگی‌نیاکان‌پاکمان‌است. آفند‌(:یورش)‌بود‌و‌آوارگی.‌داســتان‌کوشش‌ حیا ‌تبانو‌دختر‌یزگردســوم‌برای‌زنده‌ماندن.‌ سرنوشــت‌بر‌مانــدن‌«حیات»‌بــود.‌کوه‌دل‌ بیابان‌پناهی‌شــد‌برای‌حیات‌بانــوی‌ایران.‌ چک ‌هچک ‌ههای‌آب،‌سرنوشــت‌حیات‌زرتشتیان‌ شــد.‌دیواری‌کوتاه‌و‌در‌پس‌آن‌حوضچ ‌...‌یاه‌ !‌آب‌چ ‌کچک‌حیات‌شــد‌و‌پیمان‌بستیم‌هر‌ ساله‌به‌ستایش‌و‌سپاســش‌روان ‌هی‌زیارتگاه‌ رهای ‌یبخمان‌شویم.‌سیاووشان‌برگرد‌چ ‌کچک‌ آب‌پدید‌آمد‌و‌این‌نگین‌سبز‌بیابان،‌پیرسبز‌نام‌ گرفت. داســتان‌رازآلــود‌حیا ‌تبانــوی‌ایــن‌کوه‌و‌ ‌چک ‌هچک ‌ههای‌آب‌زندگی،‌هر‌سال‌زرتشتیان‌ را‌از‌سراســر‌جهان‌به‌ســوی‌خود‌م ‌یکشاند.‌ راه‌رســیدن‌به‌پیر‌دراز‌اســت.‌تا‌چشــم‌کار‌ م ‌یکند‌کویر‌اســت‌و‌کویر.‌از‌میان‌پی ‌چوخم‌ جاده‌ناگهان‌در‌دل‌کوه‌نگینی‌ســبز‌به‌چشم‌ م ‌یآید.‌چک ‌ههای‌آب‌دامان‌حیا ‌تبانو‌را‌سرسبز‌ کرده‌اســت.‌پا ‌کدامنــ ‌یاش‌از‌او‌زیارتگاهی‌ ساخته‌برای‌را‌ز‌ونیاز،‌شادی‌و‌نیایش‌اهورامزدا.‌ حیا ‌تبانــو‌هر‌ســال‌خوردادماه‌که‌م ‌یشــود‌ ‌چش ‌مب ‌هراه‌است.‌چشــ ‌مب ‌هراه‌مردمی‌که‌او‌را‌ م ‌یشناسند.‌مردمی‌که‌هزاران‌سال‌داستانش‌ را‌سین ‌هب ‌هسینه‌و‌نس ‌لب ‌هنسل‌در‌گوش‌یکدیگر‌ خواند‌هاند.‌آ ‌نها‌که‌باور‌دارند‌زنان‌پارسا‌آبروی‌ این‌سرزمین‌را‌پاس‌داشت ‌هاند. «پیرسبز»،‌«چ ‌کچک»‌یا‌آ ‌نگونه‌که‌بسیاري‌ م ‌يشناسند،‌«پیرســبز‌چ ‌کچکو»‌پیرانگاهي‌ است‌که‌از‌یزد‌و‌راه‌طبس‌٥٦‌کیلومتر‌و‌از‌راه‌ اردکان‌٣٤‌کیلومتر‌دور‌است.‌در‌٨٦‌کیلومتري‌ شما ‌ل‌خاوري‌(:شرقي)‌استان‌یزد‌و‌در‌کو‌ههاي‌ «خرانق».‌چند‌سالي‌اســت‌که‌آسفالت‌سرد‌ و‌خشــن،‌جایگزین‌نرمي‌ریگ‌و‌خاک‌کویر‌ جاد‌هي‌پیرسبز‌شد‌هاست.‌آن‌زما ‌نها،‌هنگامي‌ ‌که‌در‌نخستین‌پیچ‌جاده،‌چ ‌کچک‌را‌در‌میان‌ تود‌ههاي‌خاک‌به‌هوا‌خاسته‌م ‌يبینی،‌هلهل ‌هي‌ شادي‌و‌«هابیرو»ي‌زیار ‌تکنندگان‌طنی ‌نانداز‌ م ‌يشــود.‌حتا‌امروز‌نیز‌گردبادها ‌ي‌همیشگي‌ کویر‌و‌ریگ‌و‌خا ‌کهاي‌کنار‌ههاي‌جاده‌آدمی‌ را‌برای‌رســیدن‌به‌پیر‌به‌مبارزه‌م ‌يکشاند‌و‌ درخشش‌پیرســبز‌را‌دوچندان‌م ‌يسازد.‌گویي‌ سپندینگي‌(:تقدس)‌این‌جایگاه‌را‌با‌چشم‌سر‌ م ‌يبینند‌و‌با‌چشم‌دل‌م ‌يپذیرند.‌پیر‌و‌جوان‌با‌ دیدن‌پیرسبز،‌سرود‌«پیرسبز‌چ ‌کچکو،‌اُ َم ِه‌تا‌ دومن‌کوه»‌را‌به‌گویش‌زرتشــتی‌م ‌يخوانند‌و‌ شــکوه‌و‌بزرگي‌این‌زیارتگاه‌را‌فریاد‌م ‌يکنند،‌ ســرود ‌هاي‌ مردمــي‌ (:فولکولوریــک)‌ که‌ از‌ روزگاران‌گذشــته‌در‌پاسداشت‌جایگاه‌این‌پیر‌ خوانده‌م ‌يشده‌است. این‌دوســ ‌تداران‌پیر‌راهــی‌دراز‌و‌پل ‌ههایی‌ بسیار‌را‌تا‌باالی‌کوه‌م ‌یروند‌و‌پای‌پیر‌نیایش‌ م ‌یکنند‌و‌گاهی‌در‌خاموشی‌از‌آوای‌چک ‌ههای‌ آب‌داســتانش‌را‌م ‌یشنوند‌و‌سیراب‌م ‌یشوند.‌ این‌پیر‌که ‌نســال‌آ ‌ن‌اندازه‌گرامی‌است‌که‌ تاز‌هعروس‌و‌دامادها‌را‌با‌ســازوآواز‌به‌پایش‌ م ‌یبرند‌تا‌شگونش‌از‌آغاز‌زندگی‌همراهشان‌ باشد.‌هنگام ‌هی‌زیارت‌پیر‌٤٢‌تا‌٨٢‌خوردادماه‌ است‌و‌عاشقان‌پیر‌شب‌و‌روز‌بیدارند‌و‌شادی‌ م ‌یکنند.‌آش‌و‌سیروگ‌(گون ‌های‌نان‌روغنی)‌ نذری‌م ‌یدهند،‌نیای ‌شهای‌گروهی‌م ‌یخوانند،‌ مادران‌داســتان‌پایداری‌و‌پاکدامنی‌پیر‌را‌در‌ گوش‌دخترانشــان‌زمزمه‌م ‌یکننــد،‌از‌آبرو‌و‌ بزرگی‌زنان‌ایرانی‌و‌ارزش‌خانواده‌م ‌یگویند. درون‌نیایشگاه‌پیر‌ســبز‌از‌سنگ‌آهکی‌کوه‌ تراشیده‌شــده‌است،‌در‌گوشــ ‌هی‌آن‌تن ‌هی‌ درخت‌چنار‌که ‌نســالی‌رشد‌کرده‌است‌و‌در‌ بخشــی‌از‌کوه‌درختان‌انــار،‌انجیر‌و‌مورت‌ خودنمایی‌م ‌یکند‌که‌پیرامون‌آن‌را‌بوت ‌ههای‌ سبز‌پرسیاووشان‌پوشانده‌است. بیشترین‌چک ‌ههای‌آب‌بر‌این‌بوت ‌هها‌و‌درختان‌ م ‌یریزد‌و‌در‌چال ‌های‌ســنگی‌انباشته‌م ‌یشود.‌ این‌آب‌تنها‌انباشت ‌هی‌سالیانه‌برای‌بهر ‌هگیری‌ مــردم‌باشــنده‌(:حاضر)‌در‌پیر‌و‌سرســبزی‌ درختان‌ایــن‌دامنه‌کوه‌اســت.‌راین‌(:دلیل)‌ نام‌پیرسبز‌نیز‌برای‌خودنمایی‌چنین‌درختانی‌ سبزی‌در‌دل‌کویر‌ب ‌یآ ‌بوعلف‌است. در‌میان‌نیایشگاه‌هم‌جایی‌مناسب‌برای‌روشن‌ کردن‌شــمع،‌افروختن‌آتش‌و‌سوزاندن‌عود‌و‌ کندر‌با‌آتشدان‌بزرگ‌فلزی‌فراهم‌شده‌است. پیرسبز‌و‌دیگر‌پیرانگا‌هها‌پاسدار‌آبروی‌مردمی‌ هستند‌که‌از‌گذشــت ‌ههای‌دور‌تاکنون‌با‌هم‌ پیوندی‌ژرف‌دارند. سخ ‌نهاي‌گوناگوني‌از‌پیشین ‌هي‌این‌جایگا‌هها‌ سین ‌هب ‌هسینه‌آورده‌شــده‌و‌به‌ما‌رسیده‌است‌ و‌امــروز‌ما‌در‌پي‌همــان‌آیی ‌نهاي‌دیرینه‌و‌ کهن‌و‌بــه‌وا ‌مداري‌این‌گوهر،‌روزهاي‌٤٢‌تا‌ ٨٢‌خوردادماه‌به‌زیارت‌این‌جایگاه‌ســپندینه‌ م ‌يرویم.‌پیرسبز‌چ ‌کچکو‌یا‌چ ‌کچک‌با‌اینکه‌ تا‌امروز‌در‌فهرست‌ســازمان‌آموزشی،‌علمی‌ و‌فرهنگی‌سازمان‌ملل‌متحد‌(یونسکو)‌جاي‌ نگرفته‌اســت‌ولي‌همواره‌پذیراي‌گرو‌ههای‌ فراواني‌از‌گردشــگران‌و‌مســافران‌سرزمین‌ کویري‌یزد‌بوده‌و‌هست.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.