کسی کو هوای فریدون کند

Amordad Weekly Newspaper - - صفحه اول - نویسنده دکتر محمدعلی دادخواه

شاد باشید که جشن مهرگان آمد بانگ و آوای کاروان آمد نخست به شــیوهی جشنداران و جشنبانان مهرگان را فرخباد میگوییم. روزگار مــا بیــش از هــر هنگامــی نیازمند آگاهی و آموزش از فرآیندهای گرانســنگ جشــن مهرگان است. بررســی جشنهای ایرانزمین آموزشــگر آن است که هر جشن و بزمــی یک ارزش انســانی را پی ریخته و آن را بنیاد گذاشته است. برگزاری ساالنهی جشــنهای کهن ســرزمینمان پیوندی همگانی به این باور و سامان را بالنده میســازد؛ زیرا پرداختن مردم به جشن و دل ســپردن به پیامهای رازآمیز و رمزگونهی آن ارزشهایی ر ا برومند میسازد که هر انسان و سرزمینی به آن نیازمند است. در پرتو این فرآیند کنش و رفتار ما سرشــار از نیکی، شــادی و دادگری میشــود؛ از این رو باید بــرای پایداری این جشــنها که چهارچوب آمدوشــد و زیستن درست ما را فرمان میدهد، بکوشیم. نوروز و مهرگان دو جشــن بــزرگ ایرانیان است. نخست: جشن نوروز آغاز تابستان (گرمی)، دودیگر: جشــن مهــرگان، آغاز زمســتان (سردی)، که هر دو ریشــه در جنبشهــای هازمانی (:اجتماعی) و خیزش مردمی دارد. دســتاورد آن نیــز همــکاری و همدلی مــردم در پی ســتیزی پیوســته با پلیدی، پلشــتی و ستم بوده اســت که پس از کامیابی و پیروزی به جشن نشستهاند. مردم پیروزی نخستین را به یکدیگر شــادباش گفتهاند و در گزارشهای زندگی خود آن را ماندگار کردهاند. به شــهربانان سفارش شــده بود که در این دو جشــن زمینهی شــادی، دستافشانی و پایکوبی مردم را در سراسر ایرانشهر فراهم سازند و برای گسترش شادی فرمانروایان در این جشــنها جامهی نو به مردم پیشــکش میکردند. جشــن نــوروز در پــی پیــروزی جمشــید پیشــدادی،به پشــتیبانی مردم کوچه و بازار، در نبــرد با دیوان (فرمانروایــان زورگو، پلید و بیخرد) بــود. به همین انگیــزه در نوروز میگوییم «نوروزتان پیروز». اما مهرگان با دو رخداد برجســته پیوند دارد؛ نخست؛ پیروزی فریدون بر ضحاک است که فردوسی بزرگ آن را چنین نگاشته است: نهان گشت کردار فرزانگان پراگنده شد کام دیوانگان هنر خوار شد، جادویی ارجمند نهان راستی، آشکارا گزند شده بر بدی دست دیوان دراز به نیکی نرفتی سخن جز به راز در چنیــن روزگاری کاوهی آهنگر از اصفهان برمیخیــزد. با یــاری فریــدون؛ با ضحاک میســتیزد، به یاری فرشــتگان بر او پیروز میشود و ضحاک را در دامن کوه البرز به بند میکشــد. از آن هنگام تا به امروز آن دهکده را «دربند» میخوانند تا شــکوه دماوند پندی باشــد برای بیدادگران. پیــروزی فریدون در شــانزدهم مهرماه از گاهشمار دینی زرتشتیان (روز مهــر از ماه مهر) برابر با دهم مهرماه در گاهشمار رسمی کشور رخ داد. دودیگر رخدادی که گزارشگران به راستی و درستی نوشتهاند تا به ما برسد، اینکه پس از کورش یکی از رهبــران دینی به دروغ خود را فرزند او خوانــد (بردیای دروغین) و مردم را فریفــت. او در آغاز گفت بــاژ (:مالیات) را خواهم بخشید و ارزانی و آرامش برای مردم به ارمغــان خواهم آورد، ولی دیری نپایید که با آشــکار شــدن نیرنگ و فریب او جنگ و برادرکشی در میان مردم پدیدارشد؛ سرزمین بیسامان شد و بازرگانی، کشاورزی، آمدوشد دچار گسســت و شکســت گردید. داریوش با همکاری آتوســا (دختر کــورش) به پیگرد بردیــای دروغیــن پرداختند و چــون او به کرمان گریخــت در فرجام در یک دادگاه به کار او رســیدگی کردند و دادرســان او را به کیفر رساندند. روزی که فرمان دادگاه گفته شد، روز مهر از ماه مهر بود. مردم که از دشــمنی و بدخواهی به همدلی و مهربانی رسیده بودند این روز را جشن گرفتند. روز مهر، ماه مهر، جشن فرخ مهرگان مهر بیفزای ای نگار ماه چهر مهربان گذشته از این دو رخداد در باور ایرانیان باستان مهر و میتــرا ارجی ویژه داشــت زیرا هر دو بانگ شــادی و مهربانی سر میدادند. ایرانیان پیوسته بر این باور پای فشردند که شادی، خشنودی خداوند را به همراه دارد. ز یزدان شناسید یکسر سپاس مباشید جز شاد و یزدانشناس از آن روی که «گان» پسوند نسبت و پیوستن اســت مهرگان یادآور مهر (خورشــید)، پیوند، مهربانی، پیمان و دوســتی است. بدین گونه نوروزگان، تیــرگان و ... هر یک یادآور ارزشــی فرخندهانــد که با هم زیســتن را در این جشنها و بزمها به مردم یادآور میشوند. مهــرگان نیــز هماننــد نــوروز؛ «عامه» و «خاصــه» دارد کــه «عامــه» از دهم مهر گاهنمای رســمی کشور آغاز میشود و پایان آن روز پانزدهم مهر گاهنمای رســمی کشور است که آن را مهرگان «خاصه» خوانند. پاسداران این روش و منش و برگزارکنندگان جشنهای شادیآفرین برای نیرومند ساختن این باور در دل مردم، در جشــن مهرگان از رنگها بهــره میجویند. جامــهای به رنگ ارغوانی میپوشند، شال زرد قناری بر گردن میافکنند و عطرافشــانی و پایکوبی میکنند و ایــن آموزش را در نهان بــه فرزندان خود میآموزند که برای یورش بر ستم، سرپیچی از بیداد، تاختــن به نابخــردان؛ پایبندی به پیمان و مهر داشــته باشــند. هــر فرزندی کــه در مهرمــاه پای به جهــان مینهاد نام او را با «مهــر» همراه میکنند. پســران را مهراد، مهرداد، مهراب، مهرشــاد یا شادمهر میخواننــد و دختران را مهرافــروز، مهری، مهــرآرا، مهرانگیــز یا مهرنــوش نامگذاری میکنند. در جشن مهرگان ســفرهای میگسترانند که در آن هفت میوه ســنجد، شکر، ترنج، سیب، به، انار و انگور ســفید در آن مینهند که هر یک نمادی از بخردی و فرزانگی است. از آن رو که هر شــادی و جشــنی خشنودی اهورمزدا را به همراه دارد یزدان دادگر و مهرورز را نیایش کنیم و برای روزها و شــبهایی که از مهــر، همدلی و دادگری تهی اســت، یاری بخواهیــم. «تا منش بد شکســت یابد، منش نیک پیروز شود، دروغ شکست خورد و راستی بر آن پیروز شــود؛ خورداد و امرداد چیره شوند و گرســنگی و تشنگی رخت بربندند و اهریمن بدکنــش ناتوان شــود و رو به گریــز نهد». بدینسان جشــن مهرگان که نماد آزادبخشی، مهربانی، پیمان روایی و پایداری اســت، در هر شهر و کوی و خانهای مهر میپراکند، شادی بر پا میسازد و بیمهری میروید. مهربانا، مهر بفزای در روز مهرگان.

به فرخندگی فرارسیدن جشن مهرگان به گاه دهم مهرماه

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.