برخورد با کاوهاشهای گیرشمن در چغازنبیل

Amordad Weekly Newspaper - - NEWS - نویسنده فرشید ابراهیمی

در شــمارههای پیشین امرداد از پروفسور رومن گیرشمن بسیار گفتیم. از کارنامهاش، زیبا و نازیبا، بسیار سخن گفتیم. سپس به بررسی چگونگی کاوشهــای او از زبان اســتاد زندهیاد عزتاهلل نگهبانپرداختیم. اینک در واپسین بخش از این پرونده، ردپای او را در البهالی اســناد و مدارکی که در پیوند با برخوردها و نامهنگاریهای دفتر نخستوزیری ایران در آن روزگارها است، بررسی خواهیم کرد. پیشتر اشاره کردیم که او پیش از ورود به ایران در «تلــو» (عراق) بررســیهایی را در زمینهی باستانشناسی آغاز کرده بود، اما او دلبستگی بســیاری به تاریخ ایران داشــت و شــیفتهی بازماندههای باســتانی ایران بود. نخستین کار حرفهای گیرشــمن را در ایــران میباید زمانی دانست که دیرینکدهی (:موزهی) لوور (پاریس) در سال 1310 خورشیدی 1931( میالدی) او را به سرپرستی گروه باستانشناسی ایران برگزید و راه او را به کندوکاوهای باستانشناسی ایران بازکرد. داوود کریملو در این باره بر این باور است که: «موزهی "لــوور" پاریس که هنــوز مایل به دریافت اشــیای عتیقهی دیگری از ایران بود، با اشتهای سیریناپذیرش، این بار دو نفر دیگر به نامهای دکتر "کنتو" و دکتر "گیرشــمن" را جهت حفاری در ایران به ســفارت ایران در پاریس بخش "ادارهی سرپرســتی محصلین" معرفــی کرده و درخواســت مجــوز میکند. سفارت مزبور نیز تقاضای آنها را با تعریف و تمجید ضمن تایید دو نفر مزبور، به وزارت امور خارجهی ایران ارسال میکند.»1 در تاریخ 8 تیرماه 1330 خورشیدی در نامهاي از سوي وزیر فرهنگ وقت (دکتر کریم سنجابي) به هیات وزیران درخواســت شــده تا پروانهي کاوشهاي دوباره در نیایشــگاه چغازنبیل 40( کیلومتري جنوب خاوری شوش) که پیش از این از ســوي هیات وزیران به آقاي روالن دمکنم، سرپرست پیشین هیات علمي شوش، داده شده بود، به آقاي دکتر گیرشــمن، سرپرست هیات علمي حفاريهاي شوش، داده شود. سنجابي در بخشــي از این نامه به هیات وزیران مينویسد: «وزارت فرهنگ با تقاضاي آقاي دکتر گیرشمن کمال موافقت را دارد و با کمال احترام پیشنهاد مينماید اجازه فرماینــد بر طبق مواد 19 و 12 آییننامــهي عتیقات، پروانــهي مجدد حفاري علمي محل مزبور براي مدت سه سال شمسي از تاریخ صدور پروانه به نام آقاي دکتر گیرشمن رییس هیات علمي حفاري شوش صادر گردد.»2 در پیوست این نامه رونوشت تصویبنامهاي را که در 18 اردیبهشــت ماه4131 خورشیدی از سوي هیات وزیران به آقاي دمکنم، نمایندهي موزهي لوور و سرپرست گروه علمي شوش، داده شده بود دیده ميشود.3 اما پاسخ دفتر نخســتوزیري وارون (:برخالف) ســالهای پیش کمي غیرمنتظره است. در این نامه در پاسخ به درخواســت وزارت فرهنگ دو نکته یادآوري ميشــود که در نشســت بررسي نامهي وزیر فرهنگ که بــه تاریخ 13 امردادماه 1330 خورشــیدی برگزار شــد بازگو شده بود: «اوال: طبــق قانون و مقــررات مربوط، اجازهي حفاري فقط به موسسات علمي داده ميشود نه به اشخاص. ثانیا: نقشهی عمل و حدود مورد کاوش نیز بایستي تهیه و معین گردد. نخستوزیر.»4 گویا هوشیاري نهاد نخستوزیري به انگیزهي جلوگیري از اشتباهي دوباره بوده است که پیش از آن در دورهي سرپرستي دمکنم رخ داده بود، اما در برابر پاسخ نخستوزیر، وزارت فرهنگ بار دیگر پافشاري ميکند )!( و در تاریخ 27 امردادماه0331 یادآور میشود که دکتر گیرشمن از بیست سال پیش تاکنون )1330( به کاوشهاي برجسته و سودمندي در سرتاسر ایران دست زده و از سال 1326 نیز به جاي آقاي دمکنم در شــوش کار کرده است و همچنین: «این امري طبیعي است که پروانهي حفاري علمي به نام و به مسوولیت رییس هیات علمــي صادر ميگردد. زیرا رییس هیات در مقابل مقامات مربوط مســوول اجراي قانون ميباشد ... 5» اما دفتر نخستوزیري بار دیگر مخالفت ميکند! و در پاسخي دیگر به تاریخ 4 مهرماه0331 چنین آمده است که این طرح بار دیگر در شورايعالي نخستوزیري رد شده است و نامهي پیشنهادي وزارت فرهنگ شایستهي پذیرش نیست، چراکه چنانکــه پیشتر نیــز یادآوري شــد، اجازهي کاوشهاي باستانشناســي تنهــا به نهادهاي علمي شرقشناســي داده ميشود و نه به افراد و اشخاص.6 نزدیک به دو ســال ميگــذرد و این بار وزارت فرهنگ را دکتر مهدي آذر و نخســتوزیری را شــادروان دکتر محمد مصدق بر دوش دارند و در آن زمان نامهاي از فرانسه و از سوي پروفسور ژرژ ســال، سرپرســت دیرینکدهی فرانســه، دربارهي تمدید قرارداد ازســرگیري کاوشهاي چغازنبیل به مدت سه سال، به دکتر آذر نوشته ميشود و در آن یادآوري ميشود که: «به امید آنکه این درخواســت مورد قبول حضرتعالي قرارگیــرد. الزم ميدانم خاطرنشــان کنم که حفاريها همچنان تحت نظارت دکتر گیرشمن که شایســتهتر از هر کس دیگر در بهتر پیش بردن این کار عمل خواهد کرد ادامه ميیابد، زیرا این دانشــمند برجسته بیست و پنج سال است فداکارانه مي کوشــد با کشفیات خود گذشتهي شکوهمند ایران را روشن سازد.»7 دکتر مهدي آذر نیز در پاســخي به ژرژ سال به تاریخ 20 تیرماه 1332 مواردي را یادآوري ميکند که در بخشي از آن چنین ميخوانیم: « ... جا دارد وزارت فرهنگ توجه آن دانشمند محترم و اولیاي مربوط دولت جمهوري فرانسه را به این موضوع معطوف سازد که نمونههایي از اسناد و آثار مانند نقوش برجستهي کاشي و آجر مشتمل بر ردیف سربازان جاویدان و اشکال حیوانات مختلف که در نخستین مراحل کاوشهاي شوش به وسیلهي دانشمند فقید مارسل دیوالفوا و همکارانش در تپهی آپاداناي شوش کشــف گردیده است در موزهي ایران باســتان وجود نــدارد و همچنین لوحهي ســنگي مشــتمل بر قانون حمورابي و لوحهي نرم ســین و اســناد تاریخي دیگر که مبناي مطالعات دانشــمندان متعدد ميباشد و تمام آنها در شــوش به دســت آمده است در حال حاضر براي دانشــمندان و دانشجویاني که در موزهي ایران باستان مراجعه مينماید اهمیت فراوان دارد و فاقــد بودن موزهي نامبرده از این آثار طبعا موجب لطمه به بررسيهاي عالقمندان به مطالعهي آثار ملي بوده ضمنا اثر مطلوبي هم ایجاد نمينمایند ... به آقاي گــدار (آندره گدار) مدیرکل باستانشناســي که براي اســتفاده از مرخصي عازم فرانســه گردیدهاند نیز قسمتي از این نظریات و تمایالت ســابقه داده شده است و وزارت فرهنگ امیدوار به انجام آن ميباشد ... وزیر فرهنگ. دکتر مهدي آذر.»8 با این یادآورِی دکتر آذر به ژرژ سال، پروندهی کاوشهای علمی دکتر گیرشمن بار دیگر به جریان میافتد اما این بار برابر با خواست خود وزیر فرهنگ و نخستوزیر، مشروط بر وجود یک ناظر فنی بر روی کاوشهای آقایگیرشمن. پیرو نامهی معاون نخستوزیر (جمال ملکوتی) به دفتر وزارت فرهنگ به تاریخ 20 تیرماه 1332 قرار بر آن شــد تا در ساعت 5 پس از ظهر روز شنبه 27 تیرماه 1332 نمایندهی وزارت فرهنگ (شادروان ســید محمدتقی مصطفوی - رئیس ادارهی کل باستانشناســی)، برای ادای پارهای توضیحات پیرامون صدور پروانهی کاوشهای علمی به نام آقای دکتر گیرشمن در شورایعالی نخستوزیری حضور یابد.9 در حاشــیهی این نامه یادداشــتی به تاریخ 27 تیرماه 1332 دیده میشــود که در آن موافقت شورایعالی نخستوزیری بر پایهی گزارشهای آقای مصطفوی ابراز شــده است. در فرجام این داســتان در نامــهای )1332/5/6( ابالغیــهی دیوانی (:رســمی) وزارت فرهنگ بنابر موافقت هیات وزیران در نشســت مورخــهی 29 تیرماه 1332 خورشیدی به صدور پروانهی کاوشهای علمی در چغازنبیل 40( کیلومتری جنوب خاوری شوش) به نام آقای گیرشمن برای مدت سه سال خورشیدی، ثبت میشــود. در زیر نامه امضای دکتر محمد مصدق (نخســتوزیر و وزیر دفاع ملی)، دکتر غالمحســین صدیقی (وزیر کشور)، دکتر مهدی آذر (وزیــر فرهنگ) و دیگر وزرای دولت (به جز امضای وزیر امور خارجه که در این نشست نبوده است)، به تمامی دیده میشوند.01 پس از بررسی مدارکی که از پیش رو گذشت، بیگمان در اندیشــهی خواننــدهی بیدار این پرسش گســترده میشــود که این برخورد و ممانعتها از کار گیرشــمن در ایران که دارای آن همه دانش و دوستی با دولتمردان ایران بود، به چه انگیزهای رخ نمود؟! اســناد و مدارکی که در باال بررســی شد، به ویژه پاسخی که دکتر آذر به ژرژ سال پیرامون تاراج میراث ملی ایران داده بود، بازگوکنندهی ترس و هراس مقامات از کارنامه و تاراجنامهی پروفســور رومن گیرشمن به شمار میرود که بیگمان به گوش بســیاری از کارشناســان و مسووالن رسیده بود.

پینوشت : -1 تاراج میراث ملی، رویهی 25؛ -2 اسنادی از باســتان شناسی در ایران، رویهی 79، سند شمارهی 03؛ -3 همان، 99، سند شمارهی ؛30/1 -4 همان، 99، سند شمارهي ؛30/2 -5 همان، 99 تا ،100 سند شمارهي ؛30/3 -6 همان، ،101 سند شمارهي ؛30/4 -7 همان، ،103 سند شمارهي ؛31/2 -8 همان، 104 و ،105 سند شمارهي ؛31/2 -9 همان، ،107 سند شمارهی ؛32/1 -10 همان، ،108 سند شمارهی .32/2

یارینامهها : - اســنادی از باستانشناســی در ایران، معاونت خدمات مدیریت و اطالعرسانی دفتر رییسجمهور، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسالمی، ؛1380 دیپلماسی،1831. تاراج میراث ملی، ج2 (هیات فرانسوی 1354 - ،)ق1341 به کوشش داوود کریملو، مرکز اسناد و تاریخ

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.