بازگشت زندگی به «خانه گلی»

به همت 18 بانوی روستایی خانه ای متروکه به اقامتگاهی آرام و خالی از اضطراب های امروز بدل شد

Iran Newspaper - - News - سهیال نوری روزنامه نگار

ناخوش احوال بودن روستا- تازگیها عنوان شهر «کالته خیج» را گرفته است - باعثشدتادرچشمبههمزدنی،خالیازسکنهشودوجوانترهاحتیمیانسالها همزندگیشهریرابهآرامشجاریدرگوشهگوشهروستاترجیحدهندوبرایآنکه بتوانند به معیشتشان رونق بیشتری ببخشــــند، شهرنشین شوند. در این میان یکی از مردان روستا با این امید که آینده روشنی در انتظار زادگاهشان خواهد بود، زندگی را به این منطقه بازگرداند و حاال «کالته خیج»، شــــهری که از توابع سمنان است بواســــطه اقامتگاه بومگردی «چشــــمه مراد»اش است اســــمی تر شده تا آرامشازدسترفته زندگیهایامروزدرآنجاپیداشود. ایناقامتگاهکهبههمت 18 بانویتوانمندوجویاینامپاگرفته،درانتظارنگاهمهربانمسئوالنومهرورزی گردشگرانیاستکهبهدنبالاماکنآرامهستند.

«با هـــم تعارف که نداریـــم؛ در زادگاه ما شرایط شـــغلی خاصی وجود ندارد و چند سالی اســـت که مردهای روستا برای آنکـــه از پس هزینههـــای زندگی بربیاینـــد، اینجـــا را تـــرک کـــرده و بـــه شـــهرهای اطراف کوچ کردهاند، ما هم که روســـتا را تـــرک نکردیم، دســـت و بالمان تنگ بـــوده و از پس هزینههای زندگـــی در شـــهر برنمیآمدیم وگرنه بعیـــد نبـــود کـــه روســـتا همیـــن چند خانوارش را از هم دست میداد.»

ایـــن جملههـــای صادقانـــه را خدیجهغنچه بانوی جوانـــی که دارنده

نشـــان ملی مرغوبیت صنایع دســـتی و از مهرههای اصلی شکلگیری اقامتگاه بومگـــردی «چشـــمه مـــراد» اســـت به زبـــان آورد و ادامه داد: مـــن و چند نفر دیگر از زنهای روســـتا، تابســـتان ســـال گذشـــته تصمیم گرفتیم محصوالتی را که خودمـــان تهیه میکنیم بفروشـــیم تا هرچنـــد اندک، کمک حـــال خانواده هایمان باشیم. این شد که از شهرداری خواســـتیم تا اتاقک ابتدای جاده روستا را بهمـــدت 2 هفتـــه در اختیارمان قرار دهد تا مرباهـــای مختلف و ربهایی را که خودمان میپختیم در آن نمایشگاه بفروشـــیم. خوشـــبختانه خـــوب پیش رفتیم و مســـافرها یـــا افرادی کـــه از آن مســـیر رفـــت و آمـــد میکردنـــد همـــه محصوالتمـــان را خریدند. خودمان از آن شـــرایط راضی بودیم، اما پیشـــنهاد یک خبرنگار محلی، انگیزه ما را بیشـــتر کرد. فاطمه باباخانی به من و همراهانم گفت ایـــن میزان از تولید کافی نیســـت زیرا شـــما این توانایی را دارید که حجم بیشتری از محصوالت تولیدیتان را در فضای وســـیع تری تهیـــه کنید و همین باعث شد که باانگیزه بیشتر به فکر تولید بیشتر بیفتیم و حجم محصوالتمان را از چند صد کیلو به ُتن برسانیم.

■ جریان دوباره زندگی

ایـــن تنهـــا اتفاقـــی نبود کـــه انگیزه را در میـــان اهالـــی شهرســـتان کـــم جمعیت «کالله خیج» قوت بخشید، به پیشـــنهاد یک دوســـت ســـاختمان قدیمـــی این شهرســـتان که از ســـالها قبل به آغل گوســـفندان تبدیل شـــده بود، پس از بازسازی اساسی به مرکزی برای جذب گردشگر در این شهرستان بدل شـــد و به این ترتیب یک بار دیگر زندگی در این شهرستان که در گذشته یکی از قطبهـــای پارچهبافی کشـــور بـــوده و امروزه نیز توســـط پارچهبافان این روستا، بافت پارچه سنتی ماهوت دوبـــاره احیا شـــده اســـت بـــه جریان افتـــاد. «بـــرادرم اصلیتریـــن نقـــش را در راهانـــدازی اقامتـــگاه بومگـــردی شهرســـتان داشـــت او مدتهـــا بـــه پیشـــنهاد یـــک دوســـت فکـــر کـــرد و پرریســـکترین تصمیـــم را گرفت زیرا ســـاختمان تقریباً متروکه شهرســـتان را کـــه بـــه خانـــه «ِگلـــی یـــا نوروزیها »معـــروف بـــود بـــه مهمتریـــن مرکز گردشـــگری شهرستانمان تبدیل کرد. او توانست رضایت ورثه این ساختمان را که در ســـالهای اخیر بهعنوان آغل گوسفندان از آن استفاده میشد جلب و با مشارکت 6 نفر دیگر خریداری کند. همچنین به من و خواهرم این اعتماد به نفس را داد تا زنان شهرستان را هم به مشـــارکت در بازســـازی و راهاندازی این بنا دعوت کنیم.»

ســـال 95 بود که این تصمیم جدی شد و نزدیک به یکسال عبداهلل غنچه زمـــان صرف کـــرد تا ســـاختمان نیمه تخریـــب شـــده شهرســـتان را ترمیـــم و بازســـازی و بـــه بنـــای امـــروزی کـــه اقامتگاهی بومی با ظرفیت پذیرایی از 85 گردشگر است، تبدیل کند. هرچه کـــه کار پیـــش میرفت انگیـــزه بانوان شهرستان هم بیشتر میشد بهطوری که با نزدیک شـــدن بـــه مراحل پایانی کار 18 نفر از زنان هم وارد عمل شدند و مرحله ســـفیدکاری همه 16 اتاق این اقامتگاه را با دستان توانمند خودشان بـــه پایان رســـاندند. خدیجه غنچه که ایـــن روزها یکـــی از پرکارتریـــن بانوان اقامتـــگاه چشـــمه مراد اســـت در این رابطه گفـــت: ما زنان این شهرســـتان کـــه روســـتازاده هســـتیم، از بچگی کار کردهایـــم، از چوپانـــی گرفته تـــا پارچه بافـــی را کـــه هنـــر بومـــی ایـــن منطقه اســـت انجام دادهایم. بـــرای همین از روبهرو شدن با کارهای سخت هراسی نداشـــتیم. از طرفی اینکه قرار بود کار تـــازهای را شـــروع و به شناختهشـــدن زادگاهمـــان کمک کنیم بـــرای همه ما جذابیت داشـــت و باعث میشـــد هر کاری را کـــه از دســـتمان برمیآمـــد با جـــان و دل انجام دهیـــم. کمک در ساخت و ساز و ســـفید کاری اتاقها به عهده ما بود که با ذوق و شـــوق بســـیار ایـــن را انجام دادیـــم و باالخره بعد از حـــدود یک ســـال و نیم، کار بازســـازی خانه قدیمی به پایان رسید و همزمان با عیـــد فطـــر ســـال گذشـــته اقامتگاه بـــوم گـــردی کـــه بهدلیل قرار داشـــتن در نزدیکـــی «چشـــمه مـــراد» این نام را برایـــش انتخاب کردیم افتتاح شـــد و 120 نفـــر از گردشـــگران شـــهر اهـــواز بهعنوان نخستین میهمانهایی بودند کـــه ما 18 نفـــر از آنهـــا پذیرایی کردیم و خوشـــبختانه توانســـتیم خاطرههای خوبی را از این ســـفر در ذهنشـــان به جا بگذاریم.

■ آرامش دست نخورده

95 درصد از زنان شهرســـتان کالته خیـــج بـــه هنـــر پارچـــه بافی اشـــراف دارند و بـــه همین دلیل در ســـالهای اخیـــر موفق شـــدهاند در زمینـــه تولید پارچههای مصرفی برای تهیه لباس، تحـــوالت مهمـــی را از جملـــه ارتقای پارچـــه پلی اســـتر و شـــانل بـــه الیاف طبیعـــی (پنبه) بهوجـــود بیاورند. این در حالی است که سال گذشته خدیجه غنچه در همین زمینه و بهدلیل احیای پارچه ماهوت موفق به دریافت نشان مرغوبیت ملی شـــد و این امید را دارد که بتوانند نشان اصالت یونسکو را هم دریافت کنند.

همه اینها دالیلی هستند که زندگی را در ایـــن شهرســـتان کـــه فضایی بکر دارد و آرامشـــی که .... مـــورد بیمهری قرار گرفتـــه در حالی کـــه فضایی بکر و آرامشی که در آن جاری است، بهترین گزینه برای دور شـــدن از پیچیدگیها و زرق و برقهای شـــهری است یادآوری میکند. به گفته خدیجه غنچه نه تنها همسایههای اقامتگاه از وجود این بنای زندگی بخش ســـود میبرنـــد (چرا که میتوانند محصوالت و صنایع دســـتی خودشان را به گردشگرانی که در این بنا اقامت دارند بفروشـــند و به این ترتیب از فروش دســـترنج خود چـــرخ زندگی هایشـــان را بچرخانند.) که به واســـطه این بنا بیشـــتر محصوالت تولید و تهیه شده در شهرستان در این اقامتگاه مورد اســـتفاده قرار میگیرد. چـــرا که بانوان گرداننده این اقامتگاه که همه از درآمد حاصل از گردشـــگر پذیریاش ســـهم دارند، برای تهیه وعده صبحانه و طبخ غذای ناهار و شـــام، از محصوالت تهیه شده در شهرستان خودشان استفاده میکنند و البتـــه در ازای قیمت پایین اما کیفیت باال، به گردشگران پیشنهاد میدهند از آشهـــای محلی، ته چین بـــا ادویههای محلـــی و غذاهای بومی منطقـــه انتخـــاب و طعـــم متفاوتی را تجربه کنند. ضمن اینکه تمام وسایل و همچنیـــن امکانـــات رفاهـــی مـــورد اســـتفاده در ایـــن اقامتـــگاه مختـــص همین منطقه اســـت تا به این ترتیب گردشـــگرانی که برای چند روز از محل زندگـــی خـــود فاصلـــه میگیرنـــد و به منطقهای گردشگری در 45 کیلومتری شهرســـتان شـــاهرود و همجـــوار بـــا جنگلهـــای ابـــر و اولنـــگ میآینـــد، تجربه متفاوتی از سفرشـــان به استان سمنان داشته باشند.

اینکه قرار بود کار تازهای را شروع و به شناخته شدن زادگاهمان کمک کنیم برای همه ما جذابیت داشت و باعث میشد هر کاری را که از دستمان برمیآمد با جان و دل انجام دهیم. کمک در ساخت و ساز و سفید کاری اتاقها به عهده ما بود که با ذوق و شوق بسیار این کار را هم انجام دادیم

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.