يك اعتراف

Iran Varzeshi - - صفحـــه آخـــر - وصال روحاني ‪Vesal Rohani‬

از آن همه توپي كه آبيهاي خوزســتان در دقايق پاياني بازي پنجشــنبه روي دروازه پرسپوليس فرســتادند اگر يكي به تور نشســته بود، دعوايي به پا ميشــد كه بيا و ببين. قرمزها كه به خاطر اشــتباه داور بيش از دو ســوم زمان بازي را با دلهره گذراندند، هنوز عصباني هستند از تصميم عجولانهاي كه بيژن حيدري گرفت و گل ســالم وحيد اميري را مردود اعلام كرد و البته هوشــنگ نصيرزاده از او حمايت كرده اســت: «داور ابتدا خطاي مدافع استقلال خوزســتان روي بازيكن پرسپوليس را آوانتــاژ ميدهد كه در ادامه همين توپ توســط وحيد اميري تبديل به گل ميشــود. پــس از آن ما در تصاويــر تلويزيوني ميبينيــم كه داور ضربه خطا را به پرســپوليس ميدهد و گل را مــردود اعلام ميكنــد در حالي كه داور بــه تصميم كمك خــود چنين اقدامي انجام ميدهد زيــرا ابوالفضلي كمك داور مســابقه آفسايد وحيد اميري را اعلام ميكند و داور هم گل را مردود اعلام ميكند. به همين خاطر مجبور ميشود خطايي كه آوانتاژ داده تكرار كند و ضربه خطا را به پرســپوليس ميدهد. در تصاوير تلويزيوني ما كمك داور مســابقه را كه پرچم ميزند نميبينيم و به همين دليل برخي تصور ميكنند بيژن حيدري اشتباه كرده است.» خود داور اما به اشتباهش اعتراف كرد. بعد از خروج بيژن حيدري از ورزشگاه و در كنار تونل، چند هوادار پرسپوليس جلوي او را گرفتند و فيلم گل وحيد اميري را به او نشان دادند كه حيدري با ديدن اين فيلم به پرسپوليسيهايي كــه او را احاطه كرده بودند، گفت: «بله، حق با شماســت. من اشتباه كردم ». «فوتبال» به مثابه «زندگي» آنچه 7٢ ساعت پيش در نوكمپ روي داد و روش و شكل جبران شدن شكست ٤ بر صفر بازي رفت بارسلونا مقابل پاريســنژرمن فرانسه در مرحله يك هشتم نهايي ليگ فوتبال قهرمانان اروپا نشانه و سند تازهاي از فراتر رفتن مسابقات مهم ورزشي از حد و حدود شــناخته شده و تلقي شدن آن به مثابه «زندگي» و تجلي معناي آن بود. معدودي از بزرگان تاريــخ ورزش با تخصصهاي حيرتانگيز خود در رشــتههاي متبوع خويش از حدود و شعور شناخته شــده فراتر رفته و تبديل به نمادهاي رشــتههاي خود و حتي تجســم كل ورزش شــده و ســمبلهاي اجتماعي به شــمار آمدهاند و محمدعلي كلي فقيد در رشــته بوكس و ميشــاييل شــوماخر «كمي تا قسمتي مرحوم» در اتومبيلراني از آن قبيلند و اساميشان مترادف با اين ورزشها اســت و آنها به مدد ممارستهاي شگفتانگيزشــان تبديل به سمبلهاي اجتماعي شــدند و قدري پايينتــر از آنها به اســامي ادي مركس در دوچرخهسواري، نعيم سليمان اوغلو در وزنهبرداري و الكساندر كارلين و بووايسا سايتييف در كشتي ميرسيم و همينطور رادليور، بيرونبورگ و روژه فدرر در تنيس.

اين تيم زيبا در جمع تيمهاي ورزشــي بارسلونا 10 سال اخير چنين وضــع و وصفي دارد و اين تيم اســپانيايي بــا ارائه زيباترين بازيهاي اين مدت بســياري از ناظران را شــگفت زده كرده و بــه زيبايي فوتبال بيش از پيش واقف ساخته است. با اين حال مســابقهاي كه چهارشنبه شب گذشته در شــهر بارسلونا برگزار شــد فراتر از تمامي اين معاني و چيزي در حد يك نمايش بسيار دراماتيك هنري بود و هر چند در وجوه شاخص ورزشي آن ترديدي وجود ندارد، اما بارســا با زدن 6 گل لازم براي صعود نشان داد كه زندگي محل تبلور آرزوها و تحقق روياهاي شيرين است و بسيار سخت بودن كارها، دليلي براي عدم انجام آن نيست. از يــك منظــر كليتر و پــس از حــذف فاكتور «ورزش» از رويــداد چهارشــنبه شــب به معاني بزرگتري از زندگي ميرســيم، درســت است كه اين ورزش اســت كه ميتواند بــه ما هر اميدي را براي رســيدن به اهدافمان و انجام كارهاي بزرگ ببخشــد اما لازمه آن داشــتن اين باور اســت كه ميتوان جامعه را شــناخت، نيروهــاي موجود را برآورد كرد، ماموريتها را بر اســاس آنچه داريم و نداريم تنظيم و تعريف كرد و سپس مراحل اجرايي كار را شروع كرد. زندگي عرصهاي است كه به ما ميآموزد سختترين دشواريها هم قابل رفع و حل شدن است منوط به اينكه در اين زمينه هدفمند و برنامهمدار باشيم.

اگر يك سويه نگاه كنيم ميتوان يك ســويه به ماجرا نگاه و به درســتي تاكيد كرد كه فقط تيمهايي بسيار كم شمار مثل بارســلونا ميتوانند شكستهاي مدهشي مثل ٤ بر صفر را آن هم برابر رقبايي بزرگ جبران كنند و اضافــه كرد كه اگر ســنژرمن واقعا مقاوم بود و اصول دفــاع را رعايت ميكرد و از ســرمربي توانمندتري بهــره ميگرفت )اوناي امري بازنده بزرگ ســتيز افكار مربيان در اين شب بود و در قبال اتفاقات داخل ميدان تصميمهاي اسفباري گرفت( به نتيجه لازم براي صعود دست مييافت و بخصوص وقتي تا دقيقه 88 بارسا هنوز به زدن سه گل اضافي نياز داشــت ضعف سنژرمن در هدايتش از كنار خط كاملا هويدا شد و بخشيدن مجــال زدن آن ســه گل به آبــي و اناريها از منفعل بودن تصميمگيرندهها در تيم پاريســي ســخن ميگفت اما افســانههاي ويژه معمولا از ايــن كنشها و واكنشها نشــأت ميگيرند و از حسهــاي لحظهاي و فراز و فرودهاي مقطعي و تلاش بشــر براي عبور از موانع بلند برميخيزند و حتــي لحظهاي غفلت يا هوشــياري هم كافي است تا انسانها برنده يا بازنده دوئلهاي بزرگ و چالشهاي عظيم شوند و اين بار قرعه برد باز به نام بارسا خورد كه يكي از بزرگترين افسانههاي ورزشي تاريخ را رقم زد.

ثروت اصلي صرفنظر از هواداري اين و آن از تيمهاي مختلف و اينكه كدام تيم دوئل چهارشنبه را برد، اين نمايش به همگان اميد زندگي بخشــيد و اينكه تســليم نشــوند و اگر شدند با غرور و پس از جنگي بزرگ باشد زندگي در عرصهاي عظيمتر نسخههاي حتي دراماتيكتر از اين را هم در بر دارد و درسهايش براي آحاد بشر پايان ناپذير است. اشكهاي وسيع شــوق چهارشنبه شب كه شايد به طرفداران بارسا ختم نشــد و بســياري از ناظران بيطــرف را نيز به وجد و حيرت و نابترين احســاسها رســاند، ســرمايههاي اصلي ورزش و ثروتهاي بزرگ اين پديده انسانساز اســت. پديدهاي كه ديدار جديد بارســا – ســنژرمن نشــان داد ديگر منحصر به انگارههاي ورزشــي نيست و تبديل به يك فرآيند ممتاز اجتماعي شده است. به چيزي به نام منشور زندگي.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.