تقابل دو نفره بر سر رياست ژيمناستیك

پس از ماهها و ماهها تاخیرهای ضروری و غیرضروری، ســرانجام پیش از ظهر روز دوشــنبه 19 تیر انتخابات به شدت معوق مانده ریاســت فدراسیون ژیمناستیک برگزار میشود. در این روز در مجمع 45 نفره فدراسیون ژیمناستیک بر اساس آرای اعضا مشخص میشود که رییس چهار ســال آینده

Iran Varzeshi - - ورزش ایـــــران - وصال روحاني ‪Vesal Rohani‬

شرط «مدیریتی» البته كم شدن محسوس و تاسف برانگيز تعداد كانديداها بر اثر قواعد محدودكنندهای كه بعدا توســط ســران ورزش گذاشته شد، سبب گشــت از جمع ثبتنام كنندگان اوليه در اواخر تابســتان ســال پيش 2۱ نفر كنار برونــد و همين چهار نفــری باقی بمانند كه اسمشان را میآوريم.

مهمتريــن عامــل بازدارنــده، بــرای شــركت گســتردهتر داوطلبان در انتخابات اين فدراســيون «شــرط مديريتی» اســت كه گذاشته شــد، به اين معنا كه نامزدهای رياســت بايد در عمر ورزشــی خود حتما به يك ميزان مشخص سوابق مديريتی داشته و در جاهايی با اندازههای اســتاندارد رياست و مديريت كرده باشند.

اين چنين بود كه از ليســت پر و پيمان اوليه رياســت فدراسيون تعداد زيادی ريخته شــد و شــرايطی پديــد آمد كه به چشــم میبينيم. پيشتر آنها توانسته بودند شروطی مانند داشتن فوقليسانس و مدارک تحصيلی را برآورده كنند اما سابقه مديريتی مورد نظر وزارتخانه چيزی نيست كه هر كسی به آن از قبل دسترسی داشته باشد.

«قدیم» مقابل «جدید» تفاوتها بين اســبقيان و نوظهوری نمیتوانــد بيش از آنی كه االن هســت باشــد، اولی كه بچه اردبيل و ۴۵ ساله و سرپرست ۱۱ ماه اخير فدراسيون است، سرشــار از ســوابق مديريتی در سازمان تربيت بدنی سابق و وزارت ورزش فعلی و همچنين حوزههای خدمتی استانی است.

نوظهــوری 37 ســاله نيــز شــرط مديريتیاش را با كارهايی كه در اســتان محل تولد و زيستش – آذربايجان شرقی – انجــام داده، فراهــم آورده اســت. او مديريت يكسری مجموعه ورزشی را كه با نام خودش در ســطح اين استان به راه انداخته از شش، هفت سال پيش به اين سو عهدهدار بوده و آنجا بسيار محبوب و پرطرفدار است.

اســبقيان نيــز جايــگاه خوبی در اســتانش دارد و آدم معقــول و پختهای اســت اما نوظهوری را بايد نماينده نسل جديدتر ژيمناستيك مقابل نسل قديمتر مديريت ورزشــی تلقی كرد. نســلی كه اسبقيان از نمادهای بارز آن است. «آچار فرانسه»

اين اولين پســت سرپرستی نيست كه اسبقيان در فدراســيونهای ورزشی ما حائز آن میشــود و او در تمامی سالهای اخير با گســيل به اينجا و آنجای ورزش گوشههای رها مانــده ايــن كار و آن كار را گرفته و به ورزش خدمــت كرده اســت و حتی «آچار فرانســه» ورزش و نهادهــای آن بــوده و تا بازنشســتگی كمتريــن فاصلــه را دارد. او خودش بسيار دوست داشت بعد از سرپرستی در فدراســيون ژيمناستيك در شروع پروسه ثبتنام برای رياست قطعی آن نيز وارد عرصه و برای اين پســت رســما كانديدا شود اما تا زمانی كه نصرا... سجادی معاون وزارت ورزش بود اين امر برايش ميســر نشد و گره كار او زمانی باز شــد كه ســجادی رفت و داورزنی جای او را گرفت.

سرپرست یعنی رییس! در ســازمان ورزش ســابق و وزارت ورزش فعلی اين يك رســم متداول بوده كه سرپرست منتخب برای اداره يك فدراسيون، به لطف مزايای اين پســت و فعاليت ناپيدای انتخاباتــیاش در ايام پيش از انتخابات، آرای الزم برای تبديل كردن سرپرستیاش به يك رياست قطعی را به دست بياورد و در بيش از 90 درصد اوقات همان سرپرست فدراسيون كه مجری انتخابات رياســت بوده، بعدا حائز اين ســمت هم شده اســت. بر اين اساس و البته بر مبنای نوع نگاهمان به بافت و تركيب و طرز فكر ۵۴ عضو مجمع فدراسيون همين حاال هم اسبقيان آرای الزم را برای انتخابات 9۱ تير ماه در مشتش دارد.

آنچه نوظهوری را نااميد نكرده تا همين حاال انصراف بدهد و برود، همان اســتثناهای مشاهده شده در انتخابات برخی فدراسيونها و رای آوردن شانسدارهای به اصطالح درجه دوم و سوم و رييس شدن آنها در اين نهادها اســت كه ظرف دو سه ســال اخير چند بار حادث شده است. اینها هستند رای دهندگان

«مجمع» ارتباطها و البیهای دو كانديدای اصلی و بهتــر بگوييم تالششــان برای كســب و اندوختن آرای الزم در ماههای اخير به شكل نرم و پنهــان و گاهی هم به نحوی آشــكار برقرار بوده است.

۱3 رای هياتهــای ژيمناســتيك اســتانها، آرای 7 نماينده وزارتخانه ورزش و همچنيــن آرای تك دانهای رييس مجمع، رييس فدراســيون، كميتــه المپيك، ارتش، آموزش عالی، كارگــران و آموزش و پرورش فاكتورهايی هستند كه مشخص میكند ظهر روز 9۱ تيــر كدام يك از دو كانديدای اصلی بر اريكه رياست تكيه میزنند.

در ميــان ايــن ۵۴ عضــو بــه اعتقاد كارشناســان 7 رای وزارتخانهای از بيشترين اهميت برخوردار اســت. در حالی كه میشد برای زيرمجموعههای (يا شاخههای مختلف و بســط يابنده) ژيمناســتيك در انتخابات پيــشرو ســهميههای بيشــتری را در نظر گرفت و برای هر يك از قسمتهای ايروبيك، آكروبات (اكروژيم)، «ژيمناستيك فورآل» و حتی «ريتميك» يك رای مجزا و نمايندهای را قايل شــد، همــه آنها را زير لــوا و عنوان «ژيمناســتيك هنری» قرار داده و يك رای برای آن قايل شــدهاند و اين شــايد به سود اسبقيان باشــد كه آرای «شايد ميل كننده به سوی نوظهوری» را در عرصه حاضر نبيند و چون روســای هياتهای ورزشی استانها طبق يك رســم ديرين و كهــن عادت دارند كه سرپرســت فدراســيون را همان رييس فدراسيون بعدی بينگارند و سری را كه درد نمیكند دســتمال نبندند و با رای دادن به سرپرســت او را در اين محظور اخالقی قرار بدهنــد كه پس از رييس شــدن دســت به تركيــب آنها نزند، از االن میتوان كم و بيش حدس زد كه بيشــترين و مهمترين قسمت آرای 9۱ تير ماه به حســاب كدام يك از دو نامزد اصلی ميل خوهد كرد. فراموش نكنيم كه نماينده ورزشــكاران كه در مجمع 7 رای وزارتخانهای قرار دارد نيز فردی نيست كه به اسبقيان گرايش نداشته باشد.

پاهای سست اگر مســاله فوق بــاز يــك گمانهزنی صــرف جلــوه كند، ايــن نكته مشــخص و قطعی اســت كه از ميان ۴ فــرد باقی مانده از فهرست كانديداهای 6۱ گانه اوليه رياست ژيمناســتيك فقط يك نفر است كه از اصل و ريشــه و از روز نخســت عضــو خانــواده ژيمناســتيك نبوده و او اسبقيان است و هر ســه نامزد ديگر به اين خانواده تعلق داشته و پيشتــر هم به درجات قابل توجهی از اين ورزش رسيده بودند.

معموال رسم است كه اگر پس از تاييد و احراز صالحيت شدن توسط مقامهای ذيربط باز هم مشكلی فنی و چيزی از اين قبيل در كار كانديداها رويت شــد، حداكثر تا 0۱ روز مانــده به انتخابات موضــوع به وی ابالغ و او حذف شــود اما صرفنظر از اينكه اين مساله اين بار هم روی بدهد يا خير، بايد متذكر شد كه اگر پای صحبت اعضای شــاخص جامعه ژيمناستيك بنشينيد، متوجه میشويد كه در بين خودشان بحث و جدلهای مضر متعددی برقرار بوده و همين مساله پای همگیشان را سســت و جامعه ايــن ورزش را لرزان كرده و ورود برخــی مديران غيرژيمناســتيكی به باالتريــن هرمهای اين ورزش در ســالهای دور و نزديك محصول همين روش ناميمون و زدن اين يكی عليه آن يكی و برعكس است.

هــر موقع كه بحث انتخــاب نمايندگان كميتههای مختلف برای شــركت در مجمع فدراسيون مطرح شــده، گاه به نحوی از آنها و به شــكلی تكراری و متفاوت برخی داوران، مربيان و ورزشــكاران قــدری اصلحتر ناديده گرفته شــده و افرادی بــه نمايندگی از اين صنفها به ســمت جلو در رونــد رایگيری فدراسيون سوق داده شدهاند كه حتما منادی و تامينكننــده آرای يــك كانديدای خاص باشند.

اینجا خبری از شگفتی نیست بله، قصه همان قصه هميشگی است اما حاكميت داشتن همان انگارههای قديمی – البته با آرايههای جديد- نيز از جذابيت دوئل اسبقيان با نوظهوری و به روايتی «تجربه» با «نوگرايی» كم نمیكند.

اين در حالی است كه میگويند در سال آخر رياست جعفر درويشزاده در فدراسيون ژيمناستيك (او به ســبب بازنشسته بودن از چرخــه انتخابــات فعلی كنار گذاشــته شــد) وی در ديداری با نصرا... ســجادی معاون وقت وزير ورزش به وی گفته اســت نوظهوری را آيندهساز اين ورزش و جانشين خوبی برای خود میداند. كسی نمیداند به محمدرضا داورزنی جانشين كنونی سجادی نيز چنين نشــانیها و اطالعاتی داده شده اســت يا خير اما او به عنوان رييس مجمع فدراسيون ژيمناســتيك در روز 9۱ تير بر انتخاباتی نظارت و مديريت خواهد كرد كه امكان ندارد مثل مــورد مجيد كيهانی در فدراســيون دو و ميدانی يك برنامه كامال خارج از چرخه و بســيار غيرمنتظره داشته باشد. اين يك بازی كامال «رو» و فرجام آن هم تا حد زيادی مشــخص است و وزارت ورزش نيــز تا حد زيادی به اين قضيه آگاه و معترف است.

در سازمان ورزش سابق و وزارت ورزش فعلی این یک رسم متداول بوده که سرپرست منتخب برای اداره یک فدراسیون، به لطف مزایای این پست و فعالیت ناپیدای انتخاباتیاش در ایام پیش از انتخابات، آرای الزم برای تبدیل کردن سرپرستیاش به یک ریاست قطعی را به دست بیاورد و در بیش از 90 درصد اوقات همان سرپرست فدراسیون که مجری انتخابات ریاست بوده، بعدا حائز این سمت هم شده است.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.