اندر احوالات پیر جیم و تریپ هﻨﺮمندی

Jeem - - الصفحة الأولى -

نقل است که روزی مریدان و ابوجارچی ابن جیم ابن خراس �انی در برزنی دوشادوش هم در حرکت بودند. ناگاه یکی از مریدان را در س �وی دیگ �ر دیدند که قبایی بلند ب �ر تن کرده و موی خ �ود ژولانیده بود و کلاه �ی را به طریقت کج بر س �ر گذاش �ته بود، ب �ا ادا و حرکت در کوچه راه میرف �ت و دو چراغ در دس �ت گرفته بود و به هر س �مت که روان میش �د چراغ آن دس �ت را روشن میکرد و چراغ دست دیگر میکشت. خفننا او را بانگ داد و نزد خود خواند. آن مرید دوان دوان به س �مت پیرنا آمد و در طول مس �یر دو چراغ را روش �ن و خاموش میکرد. ابن جیم س �بب این رفتار از مرید پرسید. وی گفت: وزیر ارشاد )افضل ا... درجاته( گفته است : «هنرمندان م �ا باید تکلیف خودش �ان را مش �خص کنند و بدانند که چه راهی در پیش گرفتهاند .» از این رو باشد که من هم بسان خودروها مسیر خویش را با راهنما و چراغ و بوق، مش �خص میکنم. پیرنا چون این کلام ش �نید، نعرهای زد و لباس مرادی از ت �ن خود برکند و بر تن مرید جوان کرد و به سمت بیابان دوان شد و دیگر مریدان از پی وی دوان ش �دند و در طول راه با دست و پا و سر به مشخص کردن مسیر پرداختند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.