فرهنگ لغت کفتری!

Jeem - - الصفحة الأولى -

حتما میدانید که واژه «کفتر » به معنای «دست خیس» نیست! معنای تحتاللفظی این کلمه همان کبوتر خودمان است. ولی دانستن این واژه کار بسیار شاقی به نظر نمی رسد، اگر قصد دارید با یک کفترباز حرفهای گفت و گو کنید بد نیست با فرهنگ لغت کفتری آشنا شوید. واژههای زیر و معنای آنها میتواند به شما کمک کند:

چغک � ی: ب �ه کبوترانی ک �ه موقع پ �رواز از حدود لانه خارج و به س �ایر نقاط متمایل شوند میگویند.

بومدار: به کسی گفته میشود که در استخدام پرورش دهنده کبوتر است و نگهداری و نظافت کبوتران را به عهده دارد.

بازی کن: به کبوترانی گفته میش �ود که در آسمان به نمایش میپردازند و ملق میزنند.

بند شده: به کبوترانی که به علت بازی و ملق زدن زیاد دیگر قادر به پرواز نباشند و در اثر این واقعه بر هر بامی پا میگذارند.

پس آمدن: به کبوتری گفته میش �ود که پس از چند مدت به لانه خود باز گردد.

پر بس �تن: کبوترانی که هنوز لانه را به درستی نمیشناسند و نبایستی پرواز کنند، پرهایشان را به وسیله نخ میبندند. به این عمل پر بستن میگویند.

تولک کردن: در مواقعی از س �ال مانند آخر تابس �تان و یا پس از فصل جوجهگیری کبوتران ش �روع به ریخت �ن پرهای کهنه ک �رده و پرهای ن �و را جایگزین آن پرها میکنن �د؛ در این موقع میگویند کبوتر تولک کرده است.

تیپ: به دس �ته ای از کبوتران میگویند که با یکدیگر در پروازند.

جل � د کردن: وقتی پرورشدهنده ای کبوتری را به لانه عادت میدهد و پرنده پس از پرواز به لانه بازگردد. به این کار جلد کردن میگویند.

حریف: به کسی که در مقابل پرورشدهنده دیگری ق �رار گرفته و کبوتران ط �رف مقابل را صید کرده است، حریف میگویند.

ت �ل هم: به جوجههای یک آغل که ش هم سن و سال هم هستند میگویند.

ی �ک کل: به کبوت �ری میگویند ک �ه بر اثر بیم �اری و یا پرواز، یک یا هر دو بالش گرفته و خشک شده و دیگر قادر به پرواز نباشد.

�بیه و

مف �ت باز: به پ �رورش دهن �ده ای میگویند که پرندگان خود را قب �ل از جلد کردن کامل به پرواز در میآورد. این کار باعث میشود کبوتران مبتدی لانه خود را گم کنند.

چوب بند: به چوبهایی که در قفس نصب میش �ود تا کبوتران بتوانند به راحتی روی آنها نشس �ته و استراحت کنند در اصطلاح چوب بند میگویند.

Newspapers in Persian

Newspapers from Iran

© PressReader. All rights reserved.