Khorasan : 2020-05-05

9 : 9 : 9

9

حوادث ٩ ١٣٩٩ بهشت ارد ١٦ شنبه سه ٢٠٣٧١ شماره.١٤٤١رمضان ١١ پنجم شعبه قضات م!ح در رضو خراسان يفر دادگاه چشمان دو امل بينا قصاص به را قاطع، r وحشتنا اقدام در ه دادند جوان زن همسرش صورت رو را اسيد حاو ظرف بود. خته ر ن ا ماجرا خراسان، اختصاص گزارش به زمان ٩٣ سال ور شهر از r هولنا حادثه و صورت و سر با ا ساله ٣٣ مرد ه شد فاش بيمارستان سوختگ بخش به سوخته ر!پي افت. انتقال مشهد ع)رضا( امام - -ال » سوخته صورت و شده جمع پوست دو بينا و دارد بيمارستان در ا ننده است. داده دست از نيز را چشمش r هولنا پرونده زن، ن ا ت ا!ش دنبال به آگاه پليس جنا اداره به اسيدپاش ترتيب ن بد و شد ارسال رضو خراسان با مهمه م جرا ارآگاهان از ا ژه و گروه محمدرضا سرهنگ ت هدا و مستقيم نظارت مامور ) آگاه جنا اداره رئيس( ثان غلام تحقيقات اما شدند ماجرا ن ا به رسيدگ پس ساله ٣٠ زن ه داد م نشان ارآگاهان نامعلوم ان!م به rهولنا جرم ن ا اب!ارت از ه حال در گزارش، ن بنابرا است. خته گر وقت بودم رده متلاش خيابان عشق نقشه شدم رو روبه زندگ در ست!ش ن ا با ن آخر» بهانه به را او و شيدم انتقام برا ا در و شاندم مشهد در ساختمان به «دار د خال او رو را اسيدها مناسب فرصت ... و ردم دنبال به خراسان، اختصاص گزارش به سرهنگ حضور در متهم ح صر اعترافات وقت پليس رئيس( !بيدمش حسين ارآگاه ، بازپرس مراحل در و ) رضو خراسان آگاه دادسرا در يفرخواست صدور با پرونده ن ا دادگاه سوم شعبه به مشهد انقلاب و عموم رضو خراسان يفر دادگاه سوم شعبه بود شور عال وان د در خواه فرجام قابل قرار اعتراض مورد ور مذ را دليل همين به به تر دقيق رسيدگ برا پرونده ن ا و گرفت قضات اما شد ارسال عال وان د ششم شعبه را از اد ز ها بخش حال در عال وان د قصاص درباره ه ردند يد تا را صادرشده وارد ور مذ را بر را نقص چشم، دو بينا هم شعبه به رسيدگ برا را پرونده و دانستند در پرونده ن ا ترتيب ن بد و دادند ارجاع عرض رضوخراسان يفر دادگاهپنجم­شعبه مستشارو ابنده مصطف قاضاست ربه بين ذره ر ز پورفد شجاع محمد قاض ن ا خراسان، گزارش به گرفت. قرار قضاوت ستاده ا ا تجربه با قضات برابر در متهم بار و داشتند اشراف پرونده خط به خط به ه بود از چتر ،rوحشتنا جرم ن ا دقيق مطالعه با جلسات بر را ارشناس ها تحليل و ه تجز متهم اعترافات و اظهارات و گشودند دادگاه دادند. قرار استناد مورد را دادرس مراحل در با گفت: خود اعترافات از بخش در «مف-» بعد رفتيم. منزل همان به و م آمد مشهد به هم ول زد ت مرا او بحث، و جر و مشاجره از بيدار خواب از ه صبح نگفتم. چيز هم باز من ه بود شيده دراز هنوز « -ال » . م شد ختم. ر او صورت رو و برداشتم را اسيدها به اد ز بلاها و رد م ت اذ مرا « -ال » ... و بود آورده سرم شعبه قضات ت نها در گزارش، ن ا بنابر ، رضو خراسان يفر دادگاه پنجم استنادات با و قضا ها مشورت از پس بينا قصاص به را ، شرع و قانون دقيق حدقه ه ا گونه به دادند متهم چشم دو عال وان د قضات ه چرا ! بماند چشمان يد تا را صادرشده را ها بخش گر د شور گونه ن ا خراسان، گزارش به بودند. رده دادگستر در قاطع را گر د بار ه بود ها جنجال به توجه بدون و رضو خراسان تا شد صادر قانون دقيق استنادات با تنها و قوه رئيس( رئيس ا... ت آ يد تا به بنا هم باز صادق غلامعل قاض همچنين و يه) قضا ) رضو خراسان دادگستر ل رئيس ( حقوقدانان ها تحليل و ه تجز مورد آرا ن ا برا ا تجربه و گيرد قرار امر ارشناسان و قضا و حقوق اندوزان دانش و ان دانشجو باشد. اران!تبه برا عبرت درس و صادرشده را قانون، طبق است، ر ذ ان شا يفر دادگاه پنجم شعبه قضات سو از وان د در خواه فرجام قابل رضو خراسان است. شور عال سجادپور- سيدخليل ! تار امتداد در لچرنشين! و زورگير &ماجرا چند فقط زمان اش پشيمانم! خيل ردم! غلط غرور و خودنما من تا گشت م باز عقب به روز قاپ گوش دنبال به و گذاشتم م نار را جوان د با مرم ستن!ش خاطر به ه حالا رفتم، نم رفت ه فهمم م تازه باشم، لچرنشين و عمر نزد بين خودبزرگ و ناباب دوستان با آمد و ... و ندارد را بار ت فلا روزگار ن ا ارزش گران د است ا ساله٢٢جوان اظهارات از بخش ها ن ا سته!ش پاها و دست با همدستش همراه به ه درد شدت از و بود افتاده بيمارستان تخت رو از پشيمان ابراز با و نداشت زدن حرف نا عمر ان پا تا رد م دعا اش، گذشته رفتارها r وحشتنا ماجراها درباره و نشود. فلج لانتر اجتماع ارشناس به اش زندگ تحصيل rتر ه روز از گفت: مشهد احمدآباد روزگارمان ا محله هم جوان چند با ردم هميشه م. گذراند م بطالت و پوچ به را باشم، گران د از تر متفاوت نوع به خواستم م درس گفتم م ها لاس!هم به هم دليل همين به من باشد، ها خوان درس بچه شما مال مدرسه و داشتم هنر نه اما روم. م پول و درآمد دنبال به گر د سو از بدهم، انجام توانستم م ار نه و ند نگو تا داشتم عار هم ارگر مانند ارها از دليل همين به است، ساختمان ارگر فلان حرف با و نشستيم م وچه سر را اوقات بيشتر دوستان ميان در م. گذراند م وقت بيهوده ها ردند، م خمر شرب به ق تشو را ما برخ مان دعوتشان نياورم م ها آن نزد ه آن برا هم من ها پاتوق به م پا ه بود گونه ن ا رفتم. پذ م را م جيبم در هم را چاقو مدام شد. باز خلاف بترسند. من با ارو رو از گران د تا گذاشتم همزمان ردم. م قدرت احساس ترتيب ن بد به ردم م سع ل!ال مشروبات نوشيدن با شده خارج طبيع حالت از ه بفهمانم گران د ن ا تا انداختم م راه به دعوا خاطر همين به و ام و دستگير نزاع و خمر شرب اتهام به بالاخره ه تحمل با ه آن از بعد مدت شدم. زندان روانه نه هم باز آمدم، بيرون زندان از شلاق ضربات انجام با گر د ه!بل نبردم پ اشتباهاتم به تنها جوانان به خواستم م بيشتر خلاف ارها از و امرفته زندان من ه بفهمانم ام امحله هم برا همچنان ن، ا وجود با ترسم. نم چيز دوستانم با خوشگذران ها نه هز تامين از ! پيشنهاد ه بود ن ا بودم. مضيقه در گوش و زورگير برا را ام م قد دوستان شناسد م را مالخر بود مدع او رفتم. پذ قاپ ها گوش فروش با توانيم م راحت به ما و بدون هم من م. بياور دست به خوب پول سرقت بعد روز صبح نم ر!ف ار ن ا عاقبت به ه آن رفتم. دوستم دنبال به و شدم لتم!موتورسي سوار احمدآباد منطقه به شهر حاشيه از تا گذاشتيم قرار تجار ز مرا مقابل را مان ها طعمه و يم بيا هميشه مثل نيم. انتخاب همراه تلفن فروش احمدآباد منطقه به و گذاشتم مرم در را م چاقو خيابان نار خيال ب با ه را زنان م. آمد م نظر ر ز بودند همراه تلفن با صحبت مشغول قيمت گران ها گوش ه را ها آن و گرفتيم در سپس م، رد م تعقيب دور فاصله از داشتند لت!موتورسي نشين rتر ه دوستم لحظه لت!موتورسي گاز من و زد م چنگ را گوش بود فرع ها خيابان و وچه در تا فشردم م را بپردازد. ما تعقيب به نتواند س ن ا از و م رد قاپ گوش بار ن چند خلاصه، م باليد م خودمان به م بود نشده دستگير ه مشروب خوردن هنگام تاب و آب با را ماجراها و چند ه ن ا تا م رد م بازگو مان دوستان برا ن ا م. آمد احمدآباد منطقه به دوباره قبل روز به را مان ها سرقت محدوده خواستيم م بار در منظور همين به شيم،!ب فلسطين خيابان ها طعمه از ! خودروها ت حر جهت خلاف نقليه وسيله با نتواند س تا م رد شناسا را به لت!موتورسي با ه همين اما ند تعقيب را ما گشت ناگهان م رد ت حر خودمان سوژه طرف خودمان مقابل را احمدآباد لانتر موتور ن!مم ق طر هر به تا م رد رها را طعمه م، د د ماموران اما نيم فرار انتظام نيروها چنگ از تعقيب را ما همچنان و نبودند ماجرا ن ول گشت و ترس شدت از ه بود هنگام ن ا در ردند. م شد خارج دستم از لت!موتورسي نترل اضطراب شدت به آمد م مقابل از ه سوار خودرو با و و م شد زمين بر نقش نفر دو هر ردم، برخورد ردم باز چشم وقت نفهميدم. چيز گر د من بخورم. ان!ت توانستم نم بيمارستان تخت رو دوستم تختم، نار در بود. سته!ش م پا و دست ان!پزش نداشت. من از بهتر روز و حال نيز اما باشم لچرنشين و عمر آخر تا د با ند گو م ... اش ا مال از نفر ن چند ه حال در است، ر ذ ان شا شناسا را ور مذ سارقان ر تصو باختگان رئيس( مجد احمد سرهنگ دستور به ردند، درباره بيشتر تحقيقات احمدآباد) لانتر دارد. ادامه مجروح دزدان گر د ها زورگير داد اسيدپاشزن قصاصبه&را دادگاه دبمان چشمان حدقه: پاش اسيد پرونده در م]ح ن آخر شود قصاص بينا تمام ول س متر ه بود rوحشتنا حد به «-ال باشد. تلخ حادثه ن ا گر نظاره توانست م عمل وارد بلافاصله بيمارستان درمان ادر اتاق به را ساله ٣٣ مرد جان نيمه ر!پي و شدند آن بيانگر مقدمات ها بررس بردند. عمل عمد اسيدپاش مورد حادثه مصدوم ه بود عمق به ورود با اسيد ع ما و است گرفته قرار بين از را او امل بينا تنها نه ، و چشمان گر د به را هولنا ها آسيب ه!بل برده دهان لب، گوش، ، بين مانند او بدن اعضا است. رسانده ... و اثنا همين در است، حا خراسان گزارش دستگاهبه ايه وا!شتسليمباسا­لميان زن ظرف «مف-» نام به زن رد: اظهار ، قضا است پاشيده پسرم صورت رو را اسيد حاو نگران و وخيم وضعيت نون ا ه ا گونه به ها اب رد با ارآگاهان گسترده تحقيقات رسيده جوان زن اختفا محل به اطلاعات در را خود ه زمان و بعد روز ٢٠ حدود او بود ناچار به د د م ارآگاهان محاصره تنگنا رد. معرف پليس به را خود و شد قانون تسليم رفته پذ را اسيدپاش صراحت به ه «مف-» اختلافاتبر­وزولات!مشبهها بازجودربود گفت: و رد اشاره مصدوم) ) « -ال - -ال » با از پس ه هستم رزم ها رشته از ! مرب از شدم. مند علاقه او به «-ال--ال» با آشنا نيز را فرزندم حضانت و گرفتم طلاق همسرم «-ال» موقت عقد به و سپردم سابقم شوهر به م دا عقد به مرا مدت از بعد بود قرار و درآمدم دختر با تيرماه در ناگهان او اما درآورد خودش با رابطه به گرفت تصميم و رد ازدواج گر د خاطر به را ام زندگ ه هم من دهد. ان پا من مورد و شد ارسال رضو خراسان يفر ساله) ٣٠ زن) «مف-» .گرفت قرار رسيدگ مدافع لا و حضور با ه دادگاه جلسات در را جرم اب!ارت صراحت به هم باز شد برگزار پشيمان ابراز خود rهولنا اقدام از و رفت پذ بررس با دادگاه قضات حال همين در رد. قانون !پزش هاگزارشوپر­وندهات محتو پرداخت به را حال در ، انتظام نيروها و سال ١٠ تحمل و سنگين بسيار ها ه د استناد با ه دادند جرم عموم جنبه از زندان بودند معتقد مستندات، و ل دلا برخ به م!ح اجرا ، تساو نشدن ت رعا علت به ان!ام چشم) دو ردن نابينا ( عضو قصاص ... و ندارد با است، حا خراسان اختصاص گزارش قضات سو از صادرشده را ه ن ا به توجه &رضو خراسان &پيشگير پليس &ار]هم با واقع &ماجرا !برق بوت]عنانشعابات­در روستانوجوا­نمرگ برق دچار ل دلا به بنا بارندگ هنگام ساله ١٧ ن ا است. سپرده جان دم در و شده گرفتگ قربان جسد انتقال به اشاره با انتظام مسئول ن ا وقوع علت رد: خاطرنشان قانون !پزش به برق مجاز غير انشعاب ارشناسان سو از حادثه اعلام ش ابل در من ااصول ردن!نت رعا و است. شده و رمان شهر حاشيه در آباد" ا..." روستا در انتظام ماموران بلافاصله ، نوجوان مرگ .شدند حاضر حادثه محل در امداد ها تيم و حضور با افزود: فداء" محمدرضا سرهنگ" جوان شد مشخص حادثه محل در ماموران در برق مجاز غير و بوت!عن انشعابات مرگام بهراساله ١٧نوجوانرم­ان شهرحاشيه انتظام فرمانده ما، خبرنگار گزارش به . شاند اعلام پ درگفت: باره ن درا رمان شهرستان گرفتگ برق بر مبن پليس ها ت فور ز مر - ل تو PRINTED AND DISTRIBUTE­D BY PRESSREADE­R PressReade­r.com +1 604 278 4604 ORIGINAL COPY . ORIGINAL COPY . ORIGINAL COPY . ORIGINAL COPY . ORIGINAL COPY . ORIGINAL COPY COPYRIGHT AND PROTECTED BY APPLICABLE LAW

© PressReader. All rights reserved.