Khorasan : 2020-05-14

7 : 7 : 7

7

شه"اند ٧ ١٣٩٩ بهشت"ارد ٢٥ شنبه پنج ٢٠٣٧٩ شماره.١٤٤١ رمضان ٢٠ ع)مومنان(امير حيات ساعات واپسين از مستند هاروض شه اند سخن دگاه د خ"تارفرمانده­ن"مترمظلونام­هرنج ن("الموحد مولوصيتن"آخردر درنگ ع) قصاصبرتنها علامام چرا داشت؟يد تأخودقاتل ع)( نفردناظميا عل تر د گر د مهربانش نگاه ه پرحادثه سحرگاه آن از ندارد؛ را سابق فروغ دنيا گو آوردند، خانه به افتهEش فرق با را او اميرمؤمنان است.آمده سر به خانه اهل 4برا ه او خيبر، فاتح باد، او بر خداوند درود ه ص)مرتبت( ختم حضرت چهره از را غم بارها دون 4 دنيا از عروج آستانه در \ن ا زدوده، نيز، اصحاب و نگرانند فرزندان است. ستاده ا تيم ان ود اضطراب بتواند ه يست اما چشم او، الباب دق شوق به شبانگاه، ه را پدر ند؟ zتوصي دوختند، م خانه در به سر بر دوباره، تيم ه سا آمد؛ نخواهد گر د جا،ن ا و انداخته ه سا وفه پناه ب ان ود از ت بشر است قرار ه 4 ا نقطه در درست ان پا به سخن شود، محروم عدالت مجسمه دود. م صورت صفحه بر گرم \اش و رسد م فقط متحجر، ملعونِ آن ضربت از پس ع)( عل ر د روز، دو ن ا در و بود خانه اهل مهمان روز دو ه زمان اما بُرد؛ سر به بيهوش در را زمان تا گفت م را سخنان ن آخر گشود، م چشم سند. بنو و بشنوند سال رمضان مE و بيست شب فرمود. املا \ نزد عروج لحظه رسيد؛ فرا 4 هجر چهلم وصيت و سفارش ن آخر در اميرمؤمنان، بود. 4تقوا و گر دE با دوست به را فرزندان خود، ش مبار لبان بر گاهآن و فرمود سفارش اله أهل من ا...مEحفظ» :شد 4جار لمات ن ا خير ا... مEاستودع نبيه، مEفي حفظ و بيت در رحمته؛ و ا... سلام مEعلي أقرأ و مستودع خدا از و رسول بيت اهل 4ا د بر سر به خدا پناه خاندان در را پيامبر شخصيت ه خواهم م و سپارم م بخدا را شما بدارد. دار پا شما را ن ا « . است تر امين 4 دار امانت هر از او مشغول «...االااله لا» ر ذ به زبانش و فرمود شيد. پر مطهرش بدن از مقدس روح تا بود خود مشهور خ تار تاب در عقوب واضحابن شبانه را او ع)،امام( وصيت طبق ه هاستآورد ع)( مجتب حسن امام فرزندش ردند؛ دفن بيرEت بار هفت و گزارد نماز او - پا رEپي بر رو افت، ان پا نماز اقامه ه هنگام گفت. عل بّرEتُ لا انّها امّا» :فرمود و رد حاضران به رEپي بر ، عل از پس ه بدانيد ؛ « بَعده أحَد شود. نم گفته بيرEت هفت 4گر د س هيچ وفه مسجد در ع)( مجتب امام صبحگاهان، 4 مرد شب د » : فرمود و رد راد ا 4 ا خطبه او به گذشتگان ه گفت \لبي را حق دعوت نخواهند را او مانند گر د ندگان آ و نرسيدند و جبرئيل جهاد، هنگام در ه س د. د خدا به داشت. خود طرف دو در را ائيلEمي ه رفت معبود دار د به شب در او سوگند م مر بن عيس و درگذشت عمران بن موس قرآن ه شب همان رد؛ عروج هاآسمان به «.شد نازل – رودسر نوائيان جواد از پس ع) ( عل امام ه 4 ا خطبه نخستين در عدالت، 4اجرا از و فرمود راد ا خلافت به رسيدن ز عز منظور به جامعه 4 غربالگر و تبعيض رفع زانِ عز آوردن ين پا و بلاجهت ذليلانِ ردن اخلاقِ نوع ه بود پيدا گفت، سخن بلاجهت داده قرار خود سياس عمل 4مبنا را گراوظيفه گرا وظيفه اخلاق ا آ ه ن ا از نظر قطع است. و طرح پيشبرد در را م حا شخص تواند م خير، ا ند 4ار ت ر مد و سياس 4هابرنامه ن ا بود، سياست ردن اخلاق پ در ه امام خلافت در خود عمل 4مبنا و برگرفت را ردE رو ن ا با ه سان ،4زود به داد. قرار 4زمامدار و وارد واگرا در از نداشتند، همدل ردE رو حضرت آن با ارو رو به را ار حت و شدند جبهه در ظاهراً ه جماعت ميان در شاندند. به ه شدند م افت سان ماندند، ع) امام( از هوا، گرم و 4سرد حت ،zمختل 4هابهانه 4عذر و ردند م سرپيچ خود فرمانده اوامر منظر از تراشيدند. م خود ردنEن ينEتم 4برا از هترگزند و خترتل چيز هيچ ، نظام شناس روان سربازانش نزد در فرمانده \ اوامر ه نيست ن ا در او فرمانده صورت، ن ا در نباشد. مُطاع اوامر هرگاه ه نيست 4 د ترد چيست؟ گرو بر او عاليه اهداف نباشد، مطاع فرمانده \ اجرا بازوان نبود در ه چرا ماند خواهد زمين مطلوبيت از امور پيشرفت آهنگ ، عمليات و 4روزها در ع)امام( شد. نخواهد برخوردار لازم با دوباره ارو رو مقدمات تا شد آن بر عمر آخر سپاهيان از گروه اما ند؛ فراهم را شاميان نشدند. همراه و ينEتم به حاضر او، وف چنين وقت ، نظام فرمانده \ مثابه به امام رنجيد سخت به د، د تميز ب اوران از را 4تمرد ام شده سان گرفتار » : فرمود امEتلخ با و چون و برند نم فرمان نم، م امر چون ه 4برا سان! نا 4ا دهند. نم پاسخ خوانم، م بر گام خدا ن د 4ار 4برا چرا د؟ انتظار در چه غيرت دارد؟ فراهمتان ه و ن د د؟ دار نم 4ار و خواهم م اد فر آرد؟ غضب به را شما تا و د بر م فرمانم نه د شنو م سخنم نه م، جو م خدا به بودم. شناخته نه و ده د را شما نه اش ... اندوه و پشيمان جز من، 4برا آشنا ن ا سوگند و رد آسمان به رو سپس «.نداشت 4هاثمر هيچ سَئِمْتُهُمْ وَ مَلُّون وَ مَلِلْتُهُمْ قَدْ إِنِّ اللَّهُمَّ» :فرمود ب أَبْدلْهُمْ وَ مِنْهُمْ، خَيْراً بهِمْ فَأَبْدلِن ، وَسَئِمُون خسته من دست از مردم ن ا ا! خدا ؛« مِنِّ شَرَّاً و خسته ها آن دست از هم من اند،شده ملول و هاند،شد دلگير من از نان ا ا! خدا هام.شد ملول ها آن از بهتر ا خدا هام.شد دلگير ها آن از هم من .«گردان ها آن بهره من از بدتر و ن من نصيب را لازال ! ابالحسن ا اميرالمومن­ين ا \علي السلام من ا... لعن العراق. محراب ف نزف \جرح الالسن. و 4د بالا \قتل قفاسِ نلَعي / زَنيم حنث افر قَتَله / الزَّ اران پرهيز 4مولا آن بر افسوس ؛« شق لنغ شمشير با ان/ پا پدر و هخويز پا رّار حيدر / و فاسق و شده لعنت ه شد/ شته 4 افر لب آرام به ع)،امام( است. شق و مفسد تو حال حجر! 4 ا فرمود: و گشود سخن به خوانده من از جستن 4 بيزار به ه گاه آن فرو را خود بغض حجر است؟ چگونه ، 4 شد بندم از بند شمشير با اگر داد: پاسخ و خورد نم. نم باز زبان تو جسارت به هرگز بگسلند، 4ااسه و فرمود دعا را حجر ع)اميرمؤمنان( شد؛ فراهم ع) امام( خواسته خواست. شير افتاد؛ ملجم ابن اد به اما نوشيد اند به نگاه نگاهآ د. ببر شير هم او 4برا فرمود: ن آخر ن ا داد: ادامه و رد مضطرب اطرافيان دنياست. از من 4روز شير اسه او لب پس زند م اسير به اشارت چشم ند م اوست دشمن همان ه اسير چه دوست؟ دشمن ا مگر "خدا تو در ص)رم( پيامبرا من»:فرمودند است، مشهور بسيار ه ث حد نيز گر د ث حد در و «امتيم ن ا پدران عل و پدر حق همچون مسلمانان، بر عل حق»:فرمودند بررس در ه سؤالات از E «.است فرزندان بر جلبخودبه راتوجهع)( علحضرت زندگخ تار است.شهادتازپيش­حضرتآنفرما­نند، م ٤٧ نامه در جمله از ع)،امام( 4ا وصا ضمن از من اگر فرمودند ه هاستشد نقل جالبلاغه،نه بهانه به و نيد قصاص را نملجماب فقط رفتم دنيا و نيفتيد فرو مسلمانان خون در من شدن شته لازم عن ن ا «.شد شته اميرالمؤمن­ين» :يد نگو اگرچه د. بگرد 4گر د مجرمان دنبال به نيست ه شودبرداشتچ­نينوصيت،ازظاهراستن­Eمم م دست منابع، اساس بر ول است؛ نفر \ قاتل، مسجد در ع)امام( ترور 4برا ملجم ابن همراه نفر دو غيرمستقيمن­قشازنيز، شهاگزاربود­ند.حاضر ازدارد.ت اEحماجران ادر4ند قيسبناشعث نوزدهم شب اعمال از E ه بينيم م فراتر، ن ا است: عبارت ن ا رارEت بار صد رمضان، -مبار ماه ا! خدا عن ؛«اميرالمومن­ين قتلة العن اللهم» و دار دور خود رحمت از را ع)اميرالمؤمن­ين( قاتلان مشهورداستا­نه دهد منشانها بررسقاتل.نه حضرت همزمان قتل 4برا خوارج از نفر سه پيمان تواند نم عمروعاص، و ه معاو السلام، عليه عل دو ترور ام نا سو، \ از باشد. اعتنا قابل چندان ه خصوص به رسد، م نظر به -وEمش گر د تن 4گر دفردونرفتم­صرجامعمسجد­بهعمروعاص شد. شته ه فرستاد نماز 4برا خود 4جا به را مخالفان ترور در ه معاو سياست ، هاپژوهش و ترور در عمروعاص نقش و است رده ح تشر را داستانآنرد­درراها هزنگماناشت­ر،\مالشهادت ع)امام( وصيت مضمون از ند. م ت تقو مشهور، سان نيز، زمان همان ه زد حدس توان م هم از داشتند. اعتقاد ترور ن ا در 4افراد ت مشار به بوده خوارج از نملجماب ه ن ا ¯دربار گر، د 4سو ه ر الجزاچاپ تاب دارد.وجود دها ترداست، اميرالمؤمن­ين تخصص°تابخان درآناز4هان­سخ ت تقو را فرضيه ن ا است، موجود مشهد ع)( عل قطام پررنگ نقش گفت توان م ه جا تا هرد تلاش ه است پازل ميلEت 4برا داستان، آن در را سوال ن ا مخاطب، ردن سرگرم با ند م درست ، اتفاق لEش به چطور ه بگذارد پاسخ ب دوباره جنگ 4برا ه شوند م ترور ع)امام( زمان ازپردهمستن­دات،ن اهاند؟رد اقداماته، معاوبا فرمان و دارد م بر اسلام خ تار در ناشنيده ع وقا همان چارچوب در د با را ع)( عل امام سفارش و z شر ث حد در ه گرفت نظر در 4هاپدران گاه جا هاست.افت اسEانعص)،پيامبر( - مجتهد مهد تر د ▪ ع)( عل زبان بر ر ذ ن"آخر « الطالبيين مقاتل » در اصفهان ابوالفرج وفه حاذق جراح عمرو، بن اثير ه سد نو م ند نه معا را ع)اميرمؤمنان( زخم تا آوردند را ا » :گفت 4نااميد با زخم، بررس از پس او و قد عدوا... فإن - عهد إعهد أميرالمؤمن­ين اميرمؤمنان 4ا ؛«\رأس أم إل ضربته وصلت مغز به خدا دشمن ن ا ضربت ه ن وصيت م هاشنيد ه نچنا ع)امام( و هاسترسيد شما خود وصيت و خواست دوات و قلم م، هاخواند و ع)( مجتب حسن امام بزرگوارش، فرزند به را ▪ تاپرستانd" سرور روز ن"آخر از ممانعت و بودند او بيتاب ع)،( عل عاشقان فرصت در رد. م قرارترشان ب ملاقات، ع)اميرمؤمنان( دار د به ها آن از جمع مغتنم، عميق زخم و او ده پر رنگ چهره دن د رفتند. در مجلس علامه رد. منقلب را همه سرش، هاستآورد ث حد ضمن بحارالانوا­ر، ٤٢ جلد برخاست؛ 4 عد بن حجر لحظه، آن در ه فَيا» : آورد درد به را همه قلب ه خواند 4شعر حيدَرة اَبوالاطْهار / التّق المَول عَل أسَف «جالبلاغهنه»از فارس ههاترجمن"بهتر آلمانجهانگ­ردت"روابهه"صفوعصردرقد­رشب نهاي"آ ربهدگه جصفهاون سه،ودورر ارد ه ئ ل او مامنآآلدا به خود سفرنامه در آمد، ران ا 4بهاش و رمضان ماه در رانيان ا ژه و مراسم هفتم»:سد نو موس اولئارهاست.پرداختقدر و رمضان مE و بيست رانيان ا م تقو برابر ه فور ع)،( عل حضرت شهادت داشت گرام روز آنانهاست. ران ا مذهبرهبروب­زرگس قد مراسم با و شهر اهال تمام گردهما ق طر از ار ن ا 4برا ه شهر \ نزد انEم در ژه و و مناجات به روز ن ا در است، شده ساخته ه وقت»:د افزا م4و«.پردازند م4عزادار وارد ور مذ محل به ما از نفر چند نيم، دن د مراسم ن ا از تا م شد از جمعولانتر ه خاندستوربه جابودند،4وهمراهنيز­بزرگان نفر\ خيمهر زردند بازما4برا مجلس ننده برگزار ا خطيب عزا،رنگ نيللباسدر،4سوگوار Eمش ه ما رسم از غير رنگ نشسته بلند صندل \ بر نيم، م استفاده ورساخوش، صدا باساعتدومد­تبهاوبود. تاب، ن ا4 محتواخواند. م لنامهمقتصا­ف چگونگ و ع)( عل حضرت زندگ شرح خطيب، صندل دور تا دور بود. شان ا شهادت 4 اثنا در و بودند نشسته طلبه 4اد ز تعداد به آغاز متفاوت دفعات به خطيب خواندن همه شده اد تاب در را ز ردند، آواز خواندن وجود عالمانه 4 رهنمودها و قصار لمات جا با ها آن از E شعر، چند اتمام از پس داشت. شنده به خدا لعنت زد: م اد فر بلند صدا گفتند: م جمعيت تمام او جواب در باد! عل ان پا از پس مباد! م باد، بيش با ه تابوت سه تاب، قرائت شده پوشيده رنگ سياه پارچه ه شد گردانده دور هوارر دا بود 4 هاتابوت مظهر د با ظاهرا فرزند دو و ع)( عل حضرت امام و ع)حسن( امام شان، ا بود. م ع)حسين( زارشگ سان بهرامتن\ درموجودمفا­هيمتوان مآنباه 4هنراست؛هنر\ ترجمه، فراوان اهميت از ، ن د متون در ژه و به مسئله، ن ا رد. منتقل ندارند، آشنا آن زبان با ه در دارند دوست ه سان 4برا او، 4اوليا و متعال خداوند پيام افت در لزوم است؛ برخوردار ن رترمشهوعنو­انبهجالبلا­غهنهاست. ارناشدنEان­ضرورت\ بردارند،گام4رستگار­مسير مخاطب به گوناگون 4ها\سب البته و موضوعات قالب در را ع)اميرمؤمنان( سخنان ه تاب 4مهاگااخير،قرن\ درخوشبختان­ه،واستاسلامج­هاندرآثارن بترمحبوازن­د، معرضه مسئوليت ن ا از مهم بخش و شده برداشته آن بلند مفاهيم با مؤمنان آشنا 4برا 4مؤثر سختسترگ،اثرن اترجمه4برا­ه است4متعهدا­لبتهوزبردس­تمترجمانبر­عهدهارزشمن­د، وزان عزشمابهراه­هاترجمن اتمامم ندارقصدمخت­صر،نوشتارن ادرهاند.شيد فراوانمرار­تو گاممسيرن ادره بزرگانتمام­بهاحترام4ا­داضمنونيم معرفخراسان­روزنامهمخا­طبان رد. خواهيمبسند­همناسب،نمونهچند معرفبههاند،برداشت – رودسر ▪ ▪ بهشت محمد ترجمه جعفر محمدتق علامه ترجمه و حماس 4نثر ترجمه، ن ا مصداق انتخاب لحاظ به زبان در ع) امام( بيان نوع درخور گاه جا ، فارس واقع در دارد. توجه \سب تا وشد م مترجم جملات بيان 4برا عرب زبان در ه را مسجع در شود، م استفاده فراوان به حماس در حماس \سب با 4 نثر به فارس ترجمه ند. عرضه مقصد، زبان 4جعفر علامه مرحوم ترجمه بسيار البلاغه،نهج متن از دقيق حال، عين در و روان ژه و به ، ربان عالم آن است. اهتمامعمر،آخر4لهاساد­ر شرح و ترجمه به فراوان انتشار مجاهدت، ن ا ثمره و داشت جالبلاغهنه ترجمه است. جالبلاغهنه بر او 4جلد ٢٧ شرح و حواش 4دارا 4جعفر علامه البلاغهنهج هست.همترجمهمتن­درباره خوبتوضيحات برد م تاب دنيا به را ان ود گوگل ه طاگلعماز ت ه 4 ب ل وبگرا گ يشتن E شلير اپ رده 4هاندازرا ان ود \م ابتدا مدارس ان ود به ه است و مطالعه 4 ها مهارت و توانا ند م گزارش به ببرند. بالا را خود تاب خواندن گان را صورت به ه د جد يشنEاپلي بنا، ا ، انگليس 4نهازبا از فعلاً است، شده عرضه زبان چند و اردو ،4هند ، اسپانيا ، پرتغال ند. م پشتيبان شرق جنوب 4 آسيا ن ا ند، گو م گوگل مسئولان ه طور آن تاب مطالعه انEام ان ود 4برا يشنEاپلي ن ا از و است رده فراهم را بلند 4 صدا با صحيح تلفظ در را ها آن مهارت ق، طر zمختل 4 ها تاب مطالعه و لمات گر د اناتEام از دهد. م ش افزا غيردرس پيشرفت نظارت به \م افزار، نرم ن ا ها4باز تهيه و ان ود زبان 4تهامهار عنوان گوگل است. لمات از استفاده با طولان مطالعه» 4معنا به ،«Read Along» -ود تاب د جد س سرو 4برا را «مدت در گذشته سال است. رده انتخاب خود نام به مشابه افزارنرم هندوستان، شور بود. شده 4هاندازرا 4هند زبان به «بولو» تاب هانج ▪ ▪ دشت محمد ترجمه شهيد جعفر سيد علامه ترجمه از دشتمحمداد هزندترجمه و روان 4هاترجم جالبلاغه،نه اصل قصد است. فهم همه اساس مفاهيم ارائه مترجم، انتقال به چندان و است متن نيست؛ بند پا بيان نوع و لحن باعث ، دشت مرحوم ترجمه ساده و شيوا نثر اما سطح ن متر با حت خواننده، ه شود م 4هانوشته و سخنان از بتواند اطلاعات، تا را آن بلند معان و ند استفاده ع)اميرمؤمنان( ابد. در 4اد ز حدود نار در ترجمه، ن ا دقت و محتوا 4هاارزش لحاظ به مفاهيم، انتقال در توجه درخور بسيار نيز، ادب \سب ه دانيم م است. در ع) اميرمؤمنان( و مسجع نثر از 4همندبهر نگارش، و سخنران جالبلاغهنه نيز، 4شهيد علامه است؛ آهنگين رده؛ ترجمه فارس زبان به لEش چنين با را ادبيات به همندانعلاق 4برا ه مسجع 4نثر با رسد. م نظر به دلنشين بسيار ، فارس layout@ khorasanne­ws. com PRINTED AND DISTRIBUTE­D BY PRESSREADE­R PressReade­r.com +1 604 278 4604 ORIGINAL COPY . ORIGINAL COPY . ORIGINAL COPY . ORIGINAL COPY . ORIGINAL COPY . ORIGINAL COPY COPYRIGHT AND PROTECTED BY APPLICABLE LAW

© PressReader. All rights reserved.