Amordad Weekly Newspaper : 2020-06-21

News : 6 : 6

News

6 یکشنبه 1 تیر 1399 خورشیدی شهریورامشا­سپند و تیرماه 3758 زرتشتی سال بیستم 8 رویه ‪Ϯϭ :ƵŶ͘ ϮϬϮϬ ͻ EŽ͘ ϰϯϱ ͻ sžů͗ ϮϬ ͻ ϴ WĂŐĞƐ‬ ͻ ͻ ͻ هرچند رابرتســون اســمیت بر این باور است که: «اصطالح طهارت، به صورت ابتدایی، به معنی برنامهای کاربردی است تا برای اشخاص معمولی، تابویی را از بین برند و به فرد تطهیر شده در زندگی عادی آزادی عمل دهند؛ از این رو، آیینهای تطهیر، بیشــتر برای کسانی که بخشــی از تقدس خویش را از دست دادهاند، اجرا میشود تا به زندگی عادی امــا از ســویی دیگــر جیمز دارمســتتر این آیینها را گونهای نظریهی پزشــکی میداند و باور دارد که هرچند مفهوم و آموزهی پاکی دارای بار اخالقی اســت، اما رفتارشناسـ­ـی و کاربرد آنها به معنای بهداشــت و پاکیزگی نزدیکتر در همین راســتا نمیتــوان نادیده گرفت که مفهوم برشــنوم و پاکیزگی در ایران باستان، هرچند به مثابهی یک آیین قلمداد میشــود، اما از دیــدگاه کاربــردی بیهمانند و جدا از مفهوم بهداشــت نبوده و نیســت؛ چراکه بر این باور همهی آنچه در بدن غیربهداشتی یا غیر عادی اســت، مانند بیماریهای فردی و واگیردار، آلودگی ناشــی از قاعدگی، ناشی از زایمان، مرگ تمام یا بخشهایی از تن وگناه (بــه عنوان گونهای بیماری) نکوهیده شــده و برخــورد یا پیشــگیری از آنها، به مثابهی نبردی میان نیروهای نیکی و بدی انگاشــته شده است. فرشیدابراه­یمی نویسنده پزشکی و درمان هر دردمند دِر تندرستی و راِه گزند.... اگرچه در پارسی واژهی قرنطینه به معنی دیوار بهداشتی،برگرفتهازز­بان بامفهوم محدودکردن اجباری (انســان و جانور) است، اما نسخهی فرانسوی آن خود دارای ریشهای به معنی «دورهی چهلروزه» است. مارکوپولوی ونیزی، هممیهــن پرآوازهی این واژه، نخســتین چهل روزهی زندگی خود را در شــهر تبریز تجربه کرده بود! او که در سدهی ســیزدهم میالدی به جهانگردی سرگرم بود، وقتی به دروازهی شــهر تبریز رسید، بیماری طاعون در شــهر فراگیر شــده بــود و چون دروازههای شهر را به سبب بیماری بسته بودند، ناچار شد تا چهل روز را در این شهر و شاید به همین انگیزه باشد که همچنان چند سده پس از آن بنابر گزارش پوالک «طاعون هیچگاه در مملکت ایران پا این پیشــبینی چندان دیــری نمیپاید! برای نمونه در ســالهای0۱­2۱ - ۸02۱ خورشیدی (۹2۸۱-0۳۸۱م) طاعــون از عثمانی به ایران وارد شــد و در بخشهایــی از کرانهی دریای مازندران چنان بیداد کرد که بخشهای آلوده از مردمان تهی شــد. در واقع، بیماری با شتاب به کشــتار مردم میپرداخت و کسی را برجای نمیگذاشت که از دولت داداخواهی کند و آن را وادار کند که به کارهایی برای درمان و رهایی شهروندان دســت بزند. هنگامی که خاک نیز روی آنها را میپوشــاند، دیگر خیال دولتیان از هر روی آســوده میشد. گواههای در دست نیز نشــان نمیدهد که در آن سالها خبری از قرنطینه و ایجاد دیوار بهداشتی در کشور بوده باشد؛ چراکه اگر چنین بود، آمار کشتهشدگان چنان هراسناک و بیشمار نبود! اما ســدهها پیش از این رویدادهــا، قرنطینه همچــون یک آیین از بایســتگیه­ای زندگی انســان دوران باستان بوده است. او که همواره با گونههای گوناگونی از بیماریهای واگیردار و ناشــناخته روبهرو بوده، بایستگی و ضرورت قرنطینه را به نیکی درمییافته است. در حقیقــت برخورد با بیماریهــا­ی واگیردار در تاریــخ بهداشــت ایران دارای پیشــینهای باستانی است و نخستین اشــاره به قرنطینه، به کتاب سفر الویان که در هنگام فرمانروایی هخامنشیان نوشته شده، بازمیگردد. اما پس از گذشــت سدهها این سنت بهداشتی و آیین پزشــکی همچنــان در بخشهایی از جامعــهی ایرانــی روان اســت، چنانکه هنوز نشــانههای­ی از آنها در آداب و رسوم بومیان سرتاسر ایران دیده میشود. برای نمونــه امــروزه آیینی باســتانی با نام فرانسوی۱ برگردند.»۷ ایتالیایی2 است.۸ بگذراند.۳ نمیگیرد...».۴ «برشــنوم» همچنان در برخی از بخشهای ایران، بهویژه در میان زرتشتیان رواج دارد که خود میراثی از ایران روزگار ساسانی است. رواج این شــیوه بهویژه در میان زرتشتیان یزد و کرمان، بیانگر وامگیری آن از آیینی کهنتر است که دستکم پیشــینهاش به ساسانیان، دورهی نیرومندی کیش زرتشــت بازمیگردد. اشاره به این آیین در وندیداد به روشنی نشانگر آیینی کهنتر و نمادی از برخورد هوشمندانهی اندیشمندان دوران باستان به شمار میرود. بِرشنوم (بِرســنوم) از جمله آیینها و باورهای پاکسازی و پاکیزهسازی در جهانبینی ایرانیان باستان بوده است که افزون بر پاکسازی تن در پاکی درون نیز نقش داشته است. این آیین کهن پیش از اسالم در ایران به گستردگی رواج داشت و چنانکه گفتیم پس از اسالم و تا به امروز نیز نمونههایی از آن در نواحی زرتشتینشین ایران (یزد و کرمان) برگزار میشود. برابــر با آیین برشــنوم که در دفتر باســتانی «وندیداد» (فرگردهای ۸ و ۹) از آن بسیار یاد شــده، هنگامی که بیماریهای پرمرگ (مانند طاعون، وبا، آبله) جایی را فرا میگرفت، مردم بیشتر در گوشهگیری میزیستند، جامهی سپید میپوشیدند، دستکش سپید به دست میکردند و با یکدیگر کم تماس میگرفتند؛ از ســوی دیگر کســانی که به بیماریهای درمانناپذی­ر دچار نبودند و میتوانســت­ند در خانههایشــ­ان بمانند، هرکدام در بســتری جــدا یا اتاقهای جداگانه میخوابیدند، از آوند (ظرفی) جداگانه میخوردند و میآشامیدند، گیاهان و صمغهای خوشبو و سودمند بر آتش مینهادند و در پایان مدت با آداب ویژهای شستوشو نموده خود را به وسیلهی گیاهان و صمغها بخور درآیین برشنوم، جایگاهی را با نام «برشنومگاه» میســاختند که دیواری گرد آن را به شــعاع نزدیک به هفت متر دربرمیگرفت و دارای ۹ جایگاه ویژه بود که بیماران یا کســانی را که رویاروی خطر بیمــاری عفونی (که اصطالحا «برشــنومگی­ر» خوانده میشدند) قرار داشتند به آنجا میبردند و به وسیلهی موبد-پزشکی که «برشــنومده» خوانده میشد، ۹ شبانهروز به صورت ویژه نگهداری میشد و سه دورهی (مرحلهی) شستوشو و بهرهمندی از داروهای ویژهراپشت دربرشنومگا­ه مانعی میان «برشنومگیر» و «برشنومده» جای داشت و برشــنومده با ماسک ویژهای که پنام نام دارد برشنومگیر را شستوشو می داد. شستوشــوها­ی یاد شده از ســر تا پا انجام میشــد و به همین انگیزه نام آیین «برشنو» به معنی سر است. پرســتاری و نگهداری از بیمار در ۹ شبانهروز انگیزهای شــد تا در بســیاری از بخشهای ایران این روش درمانی-آیینی اندک اندک نام آیین «نشوه» را به خود بگیرد که دگرگونهی همان واژهی نهشــبه اســت و جایگاه آن نیز «نشوهخانه» نام گرفت. آیین «برشنوم» (نشوه) ورای ویژگی مذهبی آن، یکــی از روشهای مبارزه با گســترش بیماریهای عفونی و ایمن نگهداشــتن افراد تندرســت در برابــر یورش ایــن بیماریها (اپیدمی) بود. برشنوم از دو راه انجام میشد: راه نخســت با آگاهکردن مــردم از دادههای بهداشتی و دلگرم ســاختن آنها به رعایت دستورهای بهداشتی (دقت و کوشش در پاکی بدن، خوراک، لباس، پیرامون و محیط زندگی )...و و دومی تشویق آنها به مایهکوبی، برای پیشــیگیری از بیماری بود که «پیشپاسی» نیز نامیده میشد. ســرمیگذرا­ند.۶ یادداشتها: ‪1- 4uarantain­e‬ 4uaranta یا ‪2- 4uarantina‬ giorni ۳- سفرنامه مارکوپولو، رویهی 200 ۴- سفرنامه پوالک، رویهی 502 -5 تاریخ ایران باستان، رویهی ۳۶ ۶- ملک محمدی، مجید؛ سیمای زادسپرم؛ صفحه: ۸۱ ‪7- Cooke, 1980: 10/ 489‬ ۸- مجموعه قوانین زردتشــت (وندیداد)، رویهی ۹۸2 - 0۹2 'arius ‪, the *reat‬ یارینامه: ســفرنامه مارکوپولو، با مقدمه جان ماســفیلد، ترجمهی حبیباهلل صحیحی، بنگاه ترجمه ونشر کتاب، 05۳۱ سفرنامه پوالک (ایران و ایرانیان)، یاکوب ادوراد پوالک، ترجمهی کیکاووس جهانگیری، شرکت سهامی انتشار، ۸۶۳۱ جمشیدسروش؛ سروشــیان، تاریخ زرتشتیان کرمان در چندصدسال اخیر؛ ۱۷۳۱، ناشر مؤلف سیمای زادسپرم (مروری بر احوال و آثار حکیم زاتسپرم و اهمیت او در تاریخ پزشکی ایران)؛ ملک محمدی، مجید؛ ماهنامه حافظ؛ شماره ۱0۱؛ فروردین و اردیبهشت ۱۹۳۱ مجموعه قوانین زردتشــت (وندیداد)، جیمز دارمســتتر، ترجمهی موسی جوان، دنیای کتاب، ۴۸۳۱ تاریخ ایران باستان، اردشیر خدادادیان، سخن، ۳۸۳۱ M$*2PH2N,$ /abyrinths( )Ma]es ‪Cooke, S.M., 1980, «Purificati­on (He-‬ ‪brew)», Encyclopae­dia of Religion and eth-‬ ‪ics, James Hastings (ed), New York: Uni-‬ ‪versity of Chicago Press, pp: 10/489- 490.‬ ‪)7amil Nadu(‬ )'harmapuri( میدادند.5 ‪”E]hu suthu kottai‬ ،)Murugan( E]hu هفت،uhtus Kottai Kambain-( palace ‪Seven round‬ )allur ‪،)Jeff Saward(‬ ‪1- %aire fauni‬ ‪2- Kambai Nallur‬ ‪3- *edimedu‬ ‪4- Kottaipudh­ur village‬ )Pilos(

© PressReader. All rights reserved.