Iran Newspaper : 2019-09-21

أخبار : 13 : 13

أخبار

سال بیستوپنجم شماره 7161 شنبه 30 شهریور 1398 www.iran-newspaper.com [email protected] یک عده از مردم هستند که نمیخواهند به معنای رایج آن انقالبی باشند. اینها ضد انقالب هم نیستند و اگر از آنها مثالً رأی بگیریم که میخواهید نظام عوض شود اکثراًرأی منفی میدهند، اما مسأله اینها این است که نمیخواهند به سبک برخی بچه حزباللهیها انقالبی باشند یا با آن سبک زندگی کنند. این طبیعی است و ما باید افرادی که نمیخواهند انقالبی باشند یا غیرانقالبی هستند را بپذیریم. اینها بخش مهمی از جامعه ما هستند و میخواهند زندگی کنند و مشکلی به معنای اساسی با نظام ندارند، حتی حاضر هستند پای آن هم جاهایی بایستند اما سبک زندگی خودشان را میخواهند. بله من قبول دارم که نباید هی بگوییم اینها خطر هستند، این بزرگنمایی بیجهتاست من میگویم نقد حتماً هست اما این را هم باید دید که شـــورای نگهبان 12 عضو دارد و اینها باید 12 هزار پرونده را در یک ماه بررسی صالحیت کنند. مسأله این است که اصولگرایان نمیخواهند این مسائل را یک طرفه علم کنند اما به هر حال طبیعی است که در عملکرد همه نهادها و اشـــخاص ضعف و نقاط قابل نقد پیدا میشود. من اتفاقاً از همین سؤال شما اســـتفاده کنم و بگویم که برای انتخابات آینده یک نگرانی جدی دارم. به هر حال کشور درگیر مسائل و مشکالتی است که قابل انکار نیستند. تصور من این اســـت که این دوره باالی 15 هزار نفر برای انتخابات ثبت نـــام کنند. نگرانی من این اســـت کـــه نامزدها تالش کننـــد که زمینـــه نارضایتی موجـــود در میان مـــردم را زیاد کنند و در کـــوره آن بدمند تا بتوانند بر موج آن سوار شـــوند و رأی بیاورند. این میشود یک موج عظیم تخریب، سیاهنمایی، ناامیدسازی مردم و دو قطبیســـاز­ی در کشـــور. بعد اگـــر فرض کنیم 6 هزار نفر تأیید صالحیت شـــوند هم در نهایت فقط 300 نفر به مجلس میرســـند، یعنی 5 هزار و 700 نامزد ناکام خواهیم داشـــت. قبلـــش هم چند هزار نفر بابت رد صالحیت نـــاکام میمانند و خود اینها هم باز امکان بازتولید نارضایتی دارند. یکی میگوید رأی خریدند، یکی میگوید تقلب شد، یکی میگوید دزدی شـــد ...و اینها همهشـــان بر موجهای تخریبی میافزاید؛ در حالی که انتخابات باید میدان شادابی و طراوت باشـــد. ممکن اســـت اگر شـــما دو اشکال دارید، بنده 10 تا اشکال هم به روند انتخاباتی کشور داشـــته باشم اما این نباید باعث شود که احساسات مخرب به جامعه تزریق شود. مطالبهگری منطقی باشـــد مبتنی بر هیجان است. چند دوره اســـت کـــه مناظرههای میـــان نامزدهای ریاســـت جمهوری بسیار جذاب هســـتند و شاید 80 یا 90 درصـــد ایرانیها این مناظرهها را میبینند. اما من معتقدم و قبالً هم گفتم که اگر شـــورای نگهبان کوتاه بیاید و برخی را تأیید کند، برای دور آینده یک «شـــو من» هم میتواند رئیس جمهوری شود چون هرکـــس بتواند طرف مقابل را لوله کند یا رکبی به او بزند یا بگم بگم راه بیندازد موفق میشـــود. یعنی در فضـــای انتخاباتــ­ـی ایران اگر هم برنامـــها­ی داده شـــود، شـــنیده نمیشـــود. حداکثر برنامهای هم که میدهنـــد، این اســـت که طـــرف مثـــ ًال میگوید من مشکل مســـکن را حل میکنم. اینکه چطور و با چه راهی معلوم نیست. درباره دولت نهم و دهم هر که مینشیند فقط نقد میکند. مثالً درباره مسکن مهر من خـــودم خیلی نقد دارم، از نوع سیاســـتگذ­اری و اجرا و همه مسائل دیگر. اما فقط دو جمله در دفاع آن میگویم؛ مســـکن مهر عدهای را خانهدار کرد که اینها جد اندر جد خانه نداشـــتند و برای نســـلهای بعد هم امید خانهدار شدن نداشتند. اما خب غیر از همه نقدهای دیگر حداقل ده درصد هم بار تورمی به کل کشـــور وارد کرد. یعنی وقتی میخواهیم نقد کنیم باید اگر یک حســـن هم هست بگوییم. اما در تبلیغات انتخاباتی خبری از این جور چیزها نیست. متأســـفان­ه در انتخابات ایران وضعیت طوری شده افرادی که از نظر ما صالح و کاربلد هستند و میدانند باید در مجلس چه کنند، هر چه از آنها درخواســـت میکنیـــم وارد نمیشـــوند. میگویند اصـــ ًال حاضر نیستیم وارد شویم. تأثیرگذار در نتیجه انتخابات معموالً آن درصد ژلهای هســـتند که نظر ثابتـــی ندارند و معمـــوالً نظر قطعی هم برای حضـــور در انتخابات ندارنـــد. نقدی که وارد میشـــود این اســـت که چرا جریان اصولگـــرا درباره دغدغهها و مســـائل این بخـــش ورود نمیکند؟ چرا در مســـائلی مثل فیلترینگ، ورود زنان به ورزشـــگاه، ســـن ازدواج ...و اصولگرایــ­ـان تصـــور میکننـــد اگر نهادهای انتصابی نظر منفی دارند، آنها هم باید حتماً مخالفتکنند. ایـــن به معنای آن نبود کـــه بقیه جامعه ضد جنگ و ضـــد دفاع بودند. در همین شـــرایط و معطوف به انتخابات پیش رو یک نفر از چهرههای اصالحطلب گفته که شـــعار ما باید این باشـــد کـــه «میخواهم زندگـــی کنم.» باالخره یک عده از مردم هســـتند که نمیخواهند به معنای رایج آن انقالبی باشند. اینها ضد انقالب هم نیستند و اگر از آنها مثالً رأی بگیریم کـــه میخواهید نظام عوض شـــود اکثـــراً رأی منفی میدهند، اما مسأله اینها این است که نمیخواهند به سبک برخی بچه حزباللهیها انقالبی باشند یا با آن سبک زندگی کنند. این طبیعی است و ما باید افرادی که نمیخواهند انقالبی باشند یا غیرانقالبی هســـتند را بپذیریم. اینها بخش مهمی از جامعه ما هستند و میخواهند زندگی کنند و مشکلی به معنای اساســـی با نظام ندارند، حتی حاضر هستند پای آن هم جاهایی بایســـتند اما ســـبک زندگی خودشان را میخواهند. بله من قبول دارم که نباید هی بگوییم اینها خطر هستند، این بزرگنمایی بی جهت است. حتی من جلوتر بروم؛ در میان اپوزیســـی­ون خارج از کشور و حتی وابســـته به رژیم سابق هم افراد زیادی هســـتند که میگویند جمهوری اسالمی باید بماند، اردشیر زاهدی و داریوش همایون مگر همین حرف را نزدند؟ خب شاید حرف آنها از روی اعتقاد عمیق نباشـــد و تاکتیکی باشـــد اما این مهم است. اینها به نظام علقه ندارنـــد اما چون ایران را دوســـت دارند میدانند جـــز این نظام هیچ آلترناتیــ­ـوی برای نگه داشـــتن کشـــور وجود ندارد. بنابرایـــ­ن من معتقدم درجه بندی مردم بر این اســـاس کار خوبی نیست. غیـــر انقالبیها بخـــش مهمی از جامعه هســـتند و باید آنها را به رسمیت بشناسیم. البته من معتقدم خود کسانی هم که دستهبندی ارزشی و غیرارزشی را مطرح میکنند، متوجه هستند که غیرارزشی بودن یا غیرانقالبی بودن به معنای ضد انقالب بودن نیست و اینها دو تا مفهوم جدا هستند. مثالً در مورد حجاب ممکن است بسیاری از خانمها به این معنا که یک تار موی آنها هم دیده نشود، حجاب را رعایت نکنند و آن را قبول نداشـــته باشند. اما اینکه با عقب بردن روســـری بخواهند بگویند ما میخواهیم علیه نظام فعالیت کنیم و نظام را سرنگون کنیم، چنین نیست. سبک زندگی آنها چنین است. اینها اتفاقاً از نظر رأی انتخاباتی برای اصولگرایان مضر اســـت. اصولگرا میگوید من یک سری اصول دارم و از ایـــن اصول عـــدول نمیکنم، ولو اینکه رأی نیـــاورم. یک گروه تندتری حتـــی میگویند ما نامزد خودمان را معرفی میکنیم، مردم میخواهند رأی بدهند،میخواهندند­هند.مابااینهاه­مبحثداریم و میگوییـــم کاندیدای اصلح شـــما بـــرای انتصاب خوب اســـت نه برای انتخابات. چـــون در انتخابات یک طرف ماجرا رأی اســـت و اگر شما 300 تا نامزد معصـــوم هم پیدا کنید که اینها نتوانند رأی بیاورند، این که نامش فعالیت سیاسی نیست. این یک بحث دیگری اســـت. اما در جریان های اصولگرایی برخی وقتها ما میگوییم اگر بخواهیم رأی بیاوریم، باید چهار تا از اصول اصلی خودمان را هم کنار بگذاریم. اینجاســـت که دیگر اصولگرایان این را قبول ندارند. یعنی حتی برخـــی جاها میدانیـــم برخی مواضع اصولـــی ما به ضررمـــان در رأی تمام میشـــوند اما نباید آنها را کنـــار بگذاریم. البته یک نکته دیگر هم داشته باشیم؛ ما در همین انتخابات مجلس حدود 165 حـــوزه انتخابیه تک نماینده داریـــم که در این حوزهها اشـــخاص حقیقی با هـــم رقابت میکنند و اصالً تأثیرگذاری جریانهای سیاسی خیلی کمرنگ هستند. خود جریان اصولگرا و شـــما به عنـــوان یک چهره متنفـــذ در این جریان برای ایـــن نگرانی چه تمهیدی دارید؟ ■ شـــما خودتان هم بـــه همین دلیـــل نمیخواهید بیایید؟ ■ نه من دالیل دیگری دارم که نمیآیم. چطور؟ بعـــد از ماجراهـــا­ی اخیـــر بـــرای آیـــتاهلل آملی الریجانـــ­ی، برخـــی تحلیل کردنـــد که ایـــن اتفاقات تأثیری هم در وضعیـــت علی الریجانی و تصمیمات انتخاباتــ­ـی او خواهد داشـــت. شـــما با ایـــن تحلیل موافقید؟ ■ به هر حال بخشی از همین تزریق نارضایتی توسط چهرههـــای اصولگـــرا و تریبونهای نزدیـــک به این جریـــان مثل صدا و ســـیما صورت میگیرد. شـــما به عنوان فـــردی که میگویید نگران تند شـــدن و خارج شدن نقدها از چارچوب منطق هستید، فکر میکنید جریاناصولگ­راچهکاربای­دبرایاینوض­عیتبکند؟ ■ باالخـــره اینها تأثیر خـــود را میگذارنـــ­د و باعث تغییر شـــرایط میشـــوند. اگر حتی کســـی در کشـــور اســـمش باهنر بود و برایش مشـــکلی پیش میآمد قطعاً مشکل او روی من هم تأثیر منفی میگذاشت. حاال اینکه آقایان الریجانی با هم برادر هم هســـتند. عـــدهای هم میگوینـــد برخی درصدد این هســـتند که خانواده الریجانیها را از میدان سیاســـت حذف کننـــد که بایـــد ببینیـــم در آینده چقـــدر این صحت دارد. اما اینکه این تأثیر صد درصد باشـــد قطعاً این طور نیســـت. درباره آینده و مثالً انتخابات 1400 هم اینقدر شـــرایط متحول و متغیر خواهد بود و اینقدر رویـــداد جدید داریم که اصالً نمیشـــود از االن هیچ پیشبینیداش­ت. من اینجا اگر بخواهم بحث سیاســـی بکنم باید بگویـــم که اصالحطلبــ­ـان کـــه اتفاقاً در ایـــن ماجرا از اصولگرایــ­ـان خیلـــی جلوتـــر هســـتند و جدیتر و بیمحاباترن­قدمیکنند. ولـــی مـــن اتفاقـــاً بحثـــم سیاســـی اســـت. مـــن میخواهم بگویم اصالحطلبان االن دو گروه هستند. یک عده میگویند اساســـاً روحانی از ما نیست و هر کار که کرده ما نقد میکنیم. از ما هم تندتر میروند و میگوینـــد دولت هم ربطی به مـــا ندارد و این یک نوع فرار به جلو اســـت. اشکاالت را در کشور که کسی نمیتواند نفـــی بکند. به هرحال مشـــکل بیکاری و گرانی و امثالهم را همه دارند میبینند. اما برای اینکه نقدها وارد حوزه تخریبی نشود باید همه همت کنند. من به شخصه هر جا تریبونی داشتم و موقعیتی پیدا کـــردم، در این زمینه اقدامی انجام دادم. این را باید تبلیغ کرد و مدام گفت و خطرش را گوشزد کرد. من چند وقت قبل یکی از همین بحثها را کرده بودم و نقدی داشتم به صدا و سیما، یکی از مسئولین صدا و ســـیما زنگ زد به من و گفت این صدا و سیما چه هیزم تری به شما فروخته که شما نقدش میکنید. گفتـــم اگر میخواهید بدانید یـــک مناظره با یکی از مســـئولین صدا و سیما و بنده بگذارید تا من بگویم صدا و ســـیما دارد چـــه کار میکند. مســـأله من این است که برخی میگردند نقطه ضعفی را پیدا کنند برای علم کردن. نقطه ضعف همه جا هست و اصالً نمیشـــود آن را انکار کرد. اما بایـــد رعایت خیلی از مسائل را در نقد بکنیم. حتی من به اصالحطلبان­ی که میخواهند ســـفره خودشان از دولت را جدا کنند هم توصیه میکنم که حد نقد مقابل همان دولتی کـــه طرفـــدارش بودنـــد را رعایت کننـــد، یعنی بجز تهییج برای رأی آوری حواســـمان به تبعات موجی که راه میاندازیم هم باشد. منبحثملزوم­اًسیاسینیست. ■ برای انتخابات آینده یک نگرانی جدی دارم. به هر حال کشور درگیر مسائل و مشکالتی است که قابل انکار نیستند. تصور من این است که این دوره باالی 15 هزار نفر برای انتخابات ثبت نام کنند. نگرانی من این است که نامزدها تالش کنند که زمینه نارضایتی موجود در میان مردم را زیاد کنند و در کوره آن بدمند تا بتوانند بر موج آن سوار شوند و رأی بیاورند. این میشود یک موج عظیم تخریب، سیاهنمایی، ناامیدسازی مردم و دو قطبیسازی در کشور. این را باید تبلیغ کرد و مدام گفت و خطرش را گوشزد کرد. من چند وقت قبل یکی از همین بحثها را کرده بودم و نقدی داشتم به صدا و سیما، یکی از مسئولین صدا و سیما زنگ زد به من و گفت این صدا و سیما چه هیزم تری به شما فروخته که شما نقدش میکنید. گفتم اگر میخواهید بدانید یک مناظره با یکی از مسئولین صدا و سیما و بنده بگذارید تا من بگویم صدا و سیما دارد چه کار میکند شما خودتان نشانههایی از اینکه برخی برنامهریزی شده تالش دارند خانواده الریجانیها را حذف کنند، دیدهاید؟ ■ ناظر به همین بحث که نبایـــد فضای انتخابات به سمت ســـیاهنما­یی و انگ زدنها برود، در دوره اخیر برخیدوستان­شمادرجریان­اصولگراییت­قسیمبندی جدیدی مبنی بر جریان انقالبی و غیرانقالبی درست کردهاند.مشخصاًآقایحدادعا­دلازاینتقس­یمبندی حرف زده است، یا تقســـیمبن­دی ارزشی و غیرارزشی داریم. این تقســـیمبن­دیها ناظر به چیست؟ ناظر به ایناستکهرق­بایشماانقا­لبییاارزشی­نیستند؟ ■ به هر حال وقتی مســـائل این طور پیش میرود و مطرح میشـــود و به مجموعهای حمله میشود، مشخص اســـت که بی جهت نیست؛ بخصوص که مجموعه خانواده الریجانی هم یکدست و یکپارچه فرض میشـــود در حالی که این گونه نیست. یعنی اگـــر بـــرادران الریجانی اختـــالف نظرهـــا و اختالف ســـلیقهها­یی هـــم با هم داشـــته باشـــند کـــه دارند، کســـی این را نمیبیند. من بارها گفتهام اگر در فالن شهرستان امام جمعهای که منتسب به اصولگرایان اســـت حرفی بزند، من باهنر در تهران که اصالً اسم آن فرد را هم شاید ندانم باید جواب پس بدهم. اینها همه اســـم است؛ مثالً ما یک گروهی داریم بـــا عنوان خط امامـــی. اگر از آنها ســـؤال کنید که آیا شـــما دیگران را خط امامی نمیدانید پاسخ منفی میدهند. این اصالً معنای این ندارد که بقیه در خط امامنیستند. اما درســـت برخـــورد بـــا همیـــن ســـبک زندگی تقابلهایید­رحوزهاجتما­عیایجادکرد­هاست. ■ بله به هر حال قبول دارم تقابلهایی ایجاد شده که خوب نیست. بـــه نظـــر میرســـد اصولگرایان بـــه جـــای تکیه بر برنامههای ایجابـــی همچنان بر برخـــی برنامههای سلبی اصرار دارند. البته شما هم ممکن است بگویید اصالحطلبان هـــم برنامهای ندارند، ولی احســـاس میشـــود که اصولگرایان امیدوار بـــه برخی رویدادها و شـــرایط برای انتخابات هســـتند. به طور مثال آقای حدادعادل اخیراً گفته بـــود 60 درصد مردم از دولت ناراضی هســـتند و این برای ما یک موقعیت است. این مســـأله نداشـــتن برنامه ایجابی و راهکار عملی چقدرنقطهضع­فبرایجریان­اصولگراست؟ وسؤالآخرای­نکهدربرنام­ههایوحدتاص­ولگرایان جاییبرایآق­ایاحمدینژا­دهست؟ ■ ■ مسأله این اســـت که پشـــت اکثر این اسامی یک اقـــدام عملی هم هســـت؛ یعنـــی وقتـــی میگویند انقالبی، به معنـــای واقعی کلمه گـــروه مقابل را ضد انقالبی میدانند و حتی همیـــن بخش را هم به زبان آوردهاند. ■ نـــه، آقـــای احمدینـــژ­اد بـــه معنای خـــودش و حلقه منســـوبی که دارد جایی در ایـــن برنامه ندارد. شـــاید برخی افرادی که قبالً با ایشان همکار بودند و یا رابطهای داشـــتند در برنامه باشند یا حتی برخی کســـانی که به شـــورای اصولگرایی دعوت میشوند هم نیم نگاهی به ایشان داشته باشند و بدشان نیاید که از ظرفیت ایشـــان هم استفاده کنند. اما به عنوان شـــخصیت حقوقـــی در شـــورای اصولگرایــ­ـی آقای احمدینژاد یا نمایندههای مســـتقیم ایشان جایی ندارند. مثالً برای انتخابات مجلس دهم 12 هزار نفر ثبتنام کردنـــد کـــه 6 هزار نفـــر آنها رد شـــدند. من معتقدم بـــا توجه به مواضع خودم حتماً از آن جمع رد شـــده بـــه درصد قابل توجهی ظلم شـــده و حتماً هم از آن جمـــع تأیید صالحیت شـــده بـــاز درصـــدی بودهاند که نباید تأیید میشـــدند. خب این انتقاد به شـــورای نگهبان وارد است، اما یکی میآید برای اینکه بتواند ســـوار بر رأی مردم شود، اگر یک اشـــتباه هم شورای نگهبان انجام داده باشـــد همـــان را علم میکند. اما جریان اصولگرا اصرار دارد خودش را عین نظام بداند. منظور از نظام هم عموماً نهادهای حاکمیتی اســـت. اساساًاصولگرایان­هیچانتقادی­بهاینبخشها­ندارند و خود شـــما هم انتقاد کرده بودید که چـــه لزومی دارد ما همیشـــه مدافع اینها باشـــیم. آیا هنوز این احساس پیوســـتگی و این همانی با نهادهای نظـــام در جریان اصولگرا وجود دارد؟ مـــن اتفاقاً نمیدانم چرا دوســـتان اصالحطلب اینها را به خودشـــان میگیرند. ما میتوانیم بگوییم انقالبـــی و غیرانقالبی. غیر انقالبـــی با ضد انقالبی فـــرق دارد و یکـــی نیســـتند. حتـــی در زمـــان جنگ میتوان گفت تنهـــا 10 درصد خانوادههــ­ـا بودند که تمام وجودشـــان را برای جبههها گذاشته بودند. اما شـــما اشـــاره کردید در همـــه نهادها به هر شـــکلی ضعفهایـــی هســـت ولـــی بحـــث این اســـت که جریانهای اصولگرا و اصالحطلب پایگاه رأیی دارند که در هر صورت به این دو جریان رأی میدهند. بخش ■ این یکی از مشـــکالت اصولگرایان اســـت که هنوز هم هیچ راه حل مشـــخصی برای آن پیدا نکردهایم. متأســـفان­ه این آســـیب هســـت که انتخابات در ایـــران بیشـــتر از آنکـــه مبتنی بـــر برنامه، شـــعور و همه جانب وارد میشود، ما باید سویه پرداخت یارانـــه را اصالح کنیم. یعنی در عین حفظ یارانه برای اقشـــار ضعیـــف این یارانـــه را برای اقشـــار ثروتمند حـــذف کنیم. چنین راه حلی مســـتلزم اتفاق نظر اســـت. اگر یک بخشـــی شروع کنند به جنجال آفرینی، راه حلی که میتواند گرفتاری ما را سبک کند، خود تبدیل به یک بحران میشود و نمیتوانیم آن را بکار ببندیم. بـــا ندانم کاری تصـــوری در مردم دنیـــا به وجود آوردهانـــ­د که تصور آنها از اســـالم این باشـــد که اســـالم بـــا ورزش بانـــوان مخالـــف اســـت. اینها نمیدانند که با چنین زشتنماییها­یی چگونه به همه ارزشهـــای دینی ما و نظـــام جمهوری اسالمی ضربه میزنند. نیســـت و تمامی نـــدارد. زمانی آقـــای خاتمی و ناطـــق باهم رقابـــت کردنـــد و صبـــح انتخابات آقـــای ناطق به خاتمـــی تبریک گفـــت و تا پایان دوره ریاســـت جمهوری هم از او پشـــتیبان­ی کرد. مـــا باید همان مرام را دنبـــال کنیم. انتخابات که تمام شـــد همه برگردند به کمـــک دولت پیروز و رئیس جمهوری مســـتقر. اینکه جریـــان رقیب و مخالف در تمام دوران رئیس جمهوری مســـتقر با او مخالفت و کارشـــکنی کنند بزرگترین ضرر و ضربه به کشور است. ببینیـــد آقـــای ربیعـــی گفـــت کـــه مـــا ورزشـــگاه­هایمان را مجهـــز کردهایم کـــه بتوانند خدمـــات مســـتقل به زنـــان ارائه کننـــد. راه تردد مستقل ...و ســـخنگوی دولت گفت که ما این کار را بزودی اجرا میکنیم... ولی با همین مخالفت میشود. ■ به نظر من چون رئیس جمهوری اعالم کرده اجـــرا خواهد شـــد. مراجـــع و علمای مـــا هم اگر نظری دارند بیشتر از جهت این نگرانی است که زیرساختهای الزم برای ورزشگاه فراهم باشد تا زنان از خدمات مستقل برخوردار باشند و طوری نباشـــد که علما با آن مخالف باشـــند. آقای وزیر گفت که ما این کار را کردهایم. در مقابـــل آنچـــه گفتیـــد چهرههایـــ­ی ماننـــد حجتاالسالم پناهیان هم هســـتند که معتقدند دوقطبیسازی از ســـوی دولت انجام میشود و با تأکید بر مســـائلی همچون همیـــن موضوع ورود زنان به ورزشـــگاه­ها خوراک تبلیغاتـــ­ی در اختیار دشمنان قرار میگیرد... ■ این تغییـــر در نوع تخصیص یارانههـــ­ا که مورد اتفاق همه جریانهای سیاســـی اســـت. دقیقاً چه کسانی برای آن جنجالآفرین­ی خواهند کرد؟ ■ آیـــا ممکـــن اســـت بـــا درک شـــرایط خطیـــر جریانهای سیاســـی، نهادهـــا و رســـانهها به این نقطه برسند که در عین بیان دلسوزانه انتقادات با دولت همراهی کنند؟ ■ مخالفین آقای روحانی. یـــک روزی اســـتراتژ­یهای نظـــام توســـط چهـــرهای ماننـــد آیتاهلل هاشـــمی رفســـنجان­ی ترســـیم میشـــد. نباید کار ما به جایی برســـد که جایگزین آقای هاشمی رفسنجانی آقای پناهیان بشـــود. آیا آقای پناهیـــان در اندازهای اســـت که بـــرای نظام خط مشـــی تعیین کند؟ این اشـــتباه است. این خواســـت مخالفان دولت است. شما بزرگش نکنید. آیا همینها مانع پاسخگویی دولت به مطالبات فرهنگی اجتماعی هستند؟ ■ آیا مواردی نظیر این میتواند به انســـجام ملی ما برای مقابله با فشارهایی که وارد میشود، لطمه بزند؟ ■ وقتی میگویید مطالبات فرهنگی- اجتماعی خیلی شفاف نیست که منظورتان چه هست. نه نمیتوان امیدواربود. این گروههای مخالف هیچ وقت به این مسیر نمیآیند. آنها همیشه با خودشان لجبازی خواهند کرد و همیشه با رئیس جمهـــوری پیروز مخالفـــت خواهند کـــرد و اصالً کارشان این است. ما باید تودههای مردم را مورد تأثیر قرار دهیم. باید امید داشته باشید که مردم عنایت کننـــد که رئیـــس جمهوری مســـتقر باید بتوانـــد کارش را اداره کنـــد و آنهایی که بازندهاند بروند و دور بعد بیایند. برخی از این حرفهـــا از روی نادانی به اینجا میرسد. چقدر اســـرائیل­یها حاضرند پول خرج کنند تا چهره واقعی اسالم را مخفی کنند و بگویند اینها جامعهای هستند که نیمی از جمعیتشان را از رفتن به ورزشـــگاه محروم کردهاند. اسرائیل چقدر حاضر اســـت پول خرج کند کـــه این را در افکار جهان جا بینـــدازد. اما میبینید که عدهای بگذاریدیکم­ثالدمدستبز­نم.یکیازمطالب­ات خیلی ســـاده همین ورود زنان به ورزشـــگاه­ها برای تماشایمساب­قاتتیمهایو­رزشیاست. ■ که بـــه مصرف داخلـــی حاملهای ســـوختی اعم از بنزیـــن، گازوییل و نفت ســـفید تعلـــق میگیرد، 27 میلیـــارد دالر اســـت و ارزش یارانـــه پرداختی دولت به برق 17 میلیـــارد دالر. یعنی در جمع 70 میلیارد دالر یارانـــه انرژی پرداخت میشـــود. خب االن که ما در سنگینترین فشارهای تحریمی قرار داریم و فشار ایاالت متحده بـــرای ضربه زدن به اقتصـــاد ایران از مطالبـــات اجتماعی مـــردم رویکرد ســـهلگیرا­نهتری اتخاذ شود؟ آیا چنین تغییر رویکردی میتواند تأثیری بر احساس آنها از فشار اقتصادی داشته باشد؟ این مسأله اصالً بی خود بزرگ شده است. از اول هم چنین منعی نه قانونی بود و نه شرعی. فشـــار اقتصـــادی راه حـــل دارد. پیاده کـــردن این راه حل اما مســـتلزم اتفاق نظر اســـت. حتماً شـــما میدانیـــد ارزش یارانـــها­ی کـــه مـــا بـــه گاز طبیعـــی میدهیـــم، 26 میلیـــارد دالر اســـت. ارزش یارانهای بنابراین شـــما ایـــن موضعگیریها را ناشـــی از رقابتهای انتخاباتی میدانید؟ ■ ولی چنیـــن موضوعی تبدیل میشـــود به یک موضوع محل مناقشه. ■ بلـــه چـــون انتخابـــا­ت در ایران پایـــان رقابت

© PressReader. All rights reserved.