Iran Newspaper : 2019-09-21

أخبار : 14 : 14

أخبار

www.iran-newspaper.com سال بیستوپنجم شماره 7161 شنبه 30 شهریور 1398 [email protected] کارگردانها­ی اکران «پنجگاه» در پاسخ به پرسشهای «ایران» از تجربه اکران فیلمهایشان و ارتباط با مخاطب میگویند چارهای جز امیدواری نداریم میثم عباسی شهرزاد دادگر فیلم کوتــــاه «پرگار» در ابتدا یک دغدغه شــــخصی بود و ایده اصلی فیلم از پدرم گرفته شــــد. در واقع از طریق پدرم که هم ســــالمند هست هم بیمار، چالشهایی که ســــالمند­ان با آن روبهرو هســــتند برای من تبدیل به مســــأله شد. در نوشــــتن فیلمنامه سعی کردم به ســــالمند­ان بیشتر نزدیک شوم و با آنها وارد گفتوگو شده و حرفهایشان را بشنوم. همچنین چندین بار به خانه ســــالمند­ان رفتم و با سالمندان و پزشکهایشان صحبت کردم. البته ســــعی کــــردم فیلمهای خوبی که تم آنها ســــالمند­ان بودند ببینم. در مورد فرم روایی هم باید بگویم در بازنویســـ­ـیهای مکــــرر فیلمنامه، حدود یازده بار، ســــعی کردم به ســــمتی بروم که بتوانم از قابلیت و پتانسیل زبان تصویــــر که ســــینما در اختیار ما قرار داده و خیلی هم شــــگفتان­گیز اســــت اســــتفاد­ه کنــــم، و زیادهگویــ­ــی نکنــــم. در نهایــــت فیلمنامه بــــدون دیالوگ و فقــــط با اســــتفاد­ه از نشــــانهه­ا به زبــــان تصویر روایت شــــد و البتــــه با یک ریتــــم کنــــد در اجرا کــــه به نظرم تــــا حد زیادی با ســــوژه و شــــخصیت قصه همخوانی داشت. اساســــاً مهمترین مشــــکلی که فیلمســــا­زان فیلم کوتاه با آن دســــت و پنجــــه نــــرم میکنند تأمین ســــرمایه بــــرای تولید اســــت و همچنین عدم بازگشت ســــرمایه بعد از تولید. باقی مسائل و مشــــکالت در مراحل بعدی گریبانگیر ما میشــــوند، من هم از این قاعده مســــتثنا نبودم و با مشــــکالت فراوانی به لحاظ مالی روبهرو شــــدم و به سختی توانســــت­م فیلم را به پایان برســــانم. باید بگویم اگــــر حمایتهای خانواده و دوســــتان­م نبود هیچوقت نمیتوانستم این فیلم را بسازم. همچنان در کشــــور ما فیلمســــا­زان فیلم کوتاه ســــاخت فیلم کوتاه را پلــــهای در نظر میگیرند برای ورود به دنیای فیلم بلند، به نظرم نمیتوان گفت این رویکرد غلط است. خیلی از بزرگان سینما در جهان با فیلم کوتاه شــــروع کردهاند؛ اما به شــــرط اینکه این دو مدیوم هر کــــدام به لحاظ قواعد و استاندارده­ا اســــتقال­ل خود را داشته باشــــند. در ایران متأسفانه در خیلی از موارد این پیششــــرط رعایت نمیشــــود و اکثر فیلمهای کوتاه سوق پیدا میکنند به ســــمت فیلمهای بلند و این مسأله باعث میشود که فیلمشان از کیفیــــت و هویت یک فیلم کوتاه دور شــــود. ایدهها و ســــاختار­ها شــــبیهًبه فیلــــم بلند میشــــوند و مخاطب بهطور دقیــــق نمیتواند بفهمــــد دقیقا با چه چیزی روبهروســـ­ـت. فیلم کوتاه باید اســــتاند­اردها و هویت خود را حفظ کنــــد و جــــدای از فیلم بلند ارزیابی شــــود. در مورد خودم باید بگویم شــــاید من هم روزی فیلم بلند بســــازم اما فعالً اولویت من نیست. خیلی دوست دارم مدیوم فیلم مســــتند را تجربه کنم تا فیلم داستانی بلند، فکر میکنم حرفهــــا و دغدغههایی کــــه در ذهن دارم را در این مدیــــوم به مراتب بهتر میتوانم بازگو کنم، در مورد فیلم داســــتان­ی هم در حال حاضر فیلم کوتاه را ترجیح میدهم. اکــــران فیلمهای کوتــــاه در گروه هنر و تجربه کمــــک فراوانی به دیده شــــدن فیلم من و دوستانم کرد، فیلم من در جشنوارههای مختلف داخلی حضور داشته ولی اکران در هنر و تجربه چیز دیگریست؛ فیلمهای کوتاه را از روند جشــــنوار­های خارج میکند و این فرصت طالیی را در اختیار فیلمهای کوتاه و مســــتند قــــرار میدهد که به اکــــران عمومی درآیند. بــــا وجود اینکه اعتقاد دارم مخاطب هنر و تجربه را به ســــختی میتوان در دسته مخاطبان عام قــــرار داد ولی مخاطب عام هــــم در این جریان ســــهم دارد، امیدوارم فیلمســــا­زان فیلمهای کوتاه و مســــتند به دلیل برخورداری از مخاطب عام در هنر و تجربه از تجربه کردن ساختارهای نو و جسارتهای آن دور نشوند و اتفاقاً به نظرم باید سعی کنند هر چه بیشتر سعی در ارتقای سطح سلیقه و انتخاب مخاطب عام داشته باشند. تردید درون مایه اصلی «پانصد مثقال طال» اســـت؛ جدال باورها و احساســـات که ممکن اســـت هزاران بـــار تجربه کرده باشـــیم. تردید در انتخاب کـــه میتواند رنگ محبوب کفش جدیدمان باشـــد یا تصمیم به تغییری برگشتناپذی­ر که نتایج و عواقبش تا آخرعمرهمرا­همان خواهد ماند. با آزمایش غربالگری از طریق دوســـتی آشـــنا شـــدم که باردار بود و نگران که اگر جنین مبتال به ســـندروم داون باشـــد چه باید بکنم. افزودن ایـــده اعتقادات مذهبـــی به کاراکتـــر مادر داســـتان این جـــدال را به الیه عمیقتری ســـوق داد. نگارش و بازنویسی فیلمنامه حدود دو سال طول کشـــید. فیلم اولم بود و تردید و وســـواس انتخاب بهتریـــن موقعیتها، روند بازنویسی را طوالنیتر کرد. در نهایت این که نسخه هشتم فیلمنامه نهایی شـــد. برایـــم باورپذیری و جزئیـــات شـــخصیتپر­دازی مهم بود و پرداختـــن به درونیات قهرمانان داســـتان که فرصت زیـــادی برای نهایی کردن تصمیمشان نداشتند. جلب اعتماد ســـختترین مرحله فیلمسازی است. در روند جذب سرمایه و دعوت از عوامل، اعتماد است که میتواند سرنوشت یک پروژه را عـــوض کند. این که چطور بتوانی بازیگران باتجربه و عوامل حرفهای را همراه کنی، بخشـــی از هنر فیلمسازی اســـت. صرف حضور آدمها کافی نیســـت، باید آنهـــا به انـــدازه خودت به ایـــده، خلق و محصـــول نهایی اعتماد کننـــد. معجزه آفرینش هنگامی رخ میدهـــد که تک تک عوامل پروژه با انگیزه و عشـــق همراه شـــوند و موج بینظیـــر خالقیت در صحنه جاری شود. فیلم کوتاه ســـاختن، عکاسی، داستاننویس­ـــی و تجربه کردن همه بخشـــی از مسیر آموختن هنر سینما هســـتند. نقدی که به این سؤال وارد اســـت، در نظر گرفتن ســـاخت فیلم کوتاه به عنوان پلـــهای برای ورود به سینمای بلند اســـت. فیلم کوتاه، مدیوم مســـتقلی است که جدی گرفته نمیشود و آزمون، خطا و مشق کردن فیلم بلند در نظر گرفته میشود که به نظرم بیانصافی در حق فیلم کوتاه اســـت. یک کارگردان موفق فیلم کوتاه لزوماً نمیتواند اثری ماندگار در سینمای بلند خلق کند. همانطور که نبایـــد کارگردانان فیلـــم بلند را الزامـــاً قصهگوهای خوبـــی در مدیوم کوتاه تصور کرد. اصول کارگردانی و صحنهگردانی مشـــترک است، اما هر کدام ویژگیهای منحصر به فردی دارند. هنرمندی که مدیوم را بشناسد میتواند راهش را پیدا کند. اکـــران فیلمهـــای کوتاه در «هنـــر و تجربه» اتفاق خوبی اســـت که میتواند انگیزه خوبی باشـــد و کیفیت تجربهگرایی و داستانگویی را ارتقا دهد. دوســـتدار­ان فیلم کوتاه هم امکان تماشـــای آثـــار را بر پرده نقرهای ســـینما پیدا میکنند. مهمترین بخش فیلمســـاز­ی، دیده شـــدن اســـت. قبلتـــر ارتباط بـــا مخاطبان منحصـــر به نمایشهای محـــدود فیلمهای منتخب در جشـــنواره­های فیلم کوتاه بـــود. تأثیر اکران فیلمهای کوتاه در بخش هنر و تجربه در آثار فیلمسازان نسل بعدی قابل پیشبینی است. نرگس عاشوری خبرنگار «پنجـــگاه» عنوان طرح اکران پنج فیلم کوتاه اســـت که چند وقتی اســـت در ســـینماها­ی گروه «هنر و تجربـــه» به نمایش عمومـــی درآمده اســـت. این گروه نمایشـــی فرصتـــی فراهم کرده تـــا فیلمهای کوتـــاه در قالب بســـتههای نمایشـــی برای عالقهمنـــ­دان ایـــن آثار در پرده عریض ســـینما بـــه نمایش در بیاینـــد. همزمان با اکـــران «پنجـــگاه» چندی پیـــش 6 فیلم کوتـــاه نیز با عنوان «اکـــران تیرگان» در گـــروه «هنر و تجربه» به نمایـــش درآمد. ســـازندگا­ن ایـــن فیلمهای کوتـــاه اگر چه گالیههایی نسبت به ســـانسهای پراکنده نمایش و همچنین اطالعرســـ­انی در مورد وضعیت اکران فیلمهایشان دارند اما در عین حال آن را فرصتی برای مهمترین بخش فیلمســـاز­ی یعنی «دیده شدن» میدانند و همچنین معتقدند که نمایش این آثـــار میتوانـــد کیفیـــت تجربهگرایی و داســـتانگ­ویی را بویـــژه در فیلمســـاز­ان تجربهگرا بـــاال ببرد. دغدغه مشـــترک اغلب آنها هم جذب ســـرمایه و جلب اعتمـــاد برای دعوت از عوامل اســـت که شـــاید همین فرصت دیده شدن گامی مؤثر برای بازگشـــت ســـرمایه و ایجاد اعتماد برای عوامل سینما در همکاری با ســـازندگا­ن فیلمهای کوتاه باشـــد. بسته فیلمهای کوتاه «پنجگاه» شـــامل پنج فیلم «بارانهـــا­ی گاهبهگاه» به کارگردانی کاوه دانشـــمند، «پانصد مثقال طال» به کارگردانی شـــهرزاد دادگر، «پرده توری» به کارگردانــ­ـی آرش محمودی، «پرگار» به کارگردانی میثم عباسی و «مالقات محرمانه خانم و آقا» به کارگردانی سیدســـجاد حسینی اســـت. از سازندگان این فیلمها خواســـتها­یم به چهار سؤال پاسخ دهند و در خالل آنها هم چگونگی ســـاخت فیلمهایشــ­ـان را توضیح دهند و از تجربه اکران فیلمهایشــ­ـان در گروه هنر و تجربـــه بگویند. این چهار سؤال از این قرارند: ایده داســـتانی و فرم روایی این فیلم چطور به ذهنتان رسیده؟ چطور سوژه را پرورش دادهاید و برای رسیدن به نتیجه ایدهال چه معیارهایی را مد نظر قرار دادهاید؟ مهمترین مشـــکلی که برای ســـاخت فیلمتـــان با آن مواجه بودید چه بود؟ تأمین ســـرمایه یا جلب اعتماد مدیران برای اعتماد به یک استعداد نوظهور؟ در سالهای گذشته ســـاخت فیلم کوتاه برای بسیاری از عالقهمنـــ­دان پیشزمینهای برای فیلمســـاز­ی بلند بوده اســـت. جایـــگاه خودتان را در این مســـیر چطـــور ارزیابی میکنید و به نظرتان فیلمسازان کوتاه در بستر سینمای حرفهای ایران میتوانند از این مســـیر به ســـازنده آثار ســـینمایی تبدیل شوند؟ 1 2 3 اکـــران فیلمهای کوتاه در بســـتر گروه «هنـــر و تجربه» چقـــدر بـــه دیدهشـــدن فیلمشـــان کمـــک کـــرده؟ از پتانســـیل­های این گروه برای معرفی فیلمســـاز­ان جوان و نوگرا به خوبی اســـتفاده میشود و ساز و کار مناســـبی برای اکران آثار پیشبینی شده است؟ 4 سید سجاد حسینی ایده یک قصه تک خطی بود: «پســــر جوانی، دختر تنفروشــــ­ی را به خانهاش میآورد.» من بزرگ شــــده ســــینمای کالســــیک قصه گو هســــتم. بنابرایـــ­ـن روایتهای ضد پیرنگ و خرده پیرنــــگ خیلی جذبم نمیکند. با همکارم، امیر داســــدار، به قصهای رســــیدیم که این دختر تنفروش نقش زن خانــــهدا­ری را بــــازی کنــــد. در حقیقت یــــک روز از موقعیــــت کنونیاش فاصلــــه میگیرد و بــــه اصل خودش برمیگــــر­دد. از طرفی بــــه هیچ عنوان نمیخواســـ­ـتم شیوه روایت، اروپایی، سرد و بیروح باشد. بیشتر به سینمای کالســــیک هالیوود نظر داشــــتم؛ نوعی از ســــینما که ســــر خوش و دینامیک اســــت و همزمان رگههــــای تراژیکش هم بــــه آن وارد میشــــود. این تضاد همیشه برایم جذاب بود. به عالوه سخت تالش کردیم از تعلیق در روایت غافل نمانیم. راســــتش این تعریف فسیل شدهای که فیلم کوتاه را مساوی ضــــد قصهبــــود­ن و یا مینیمالیسـ­ـــم میداننــــ­د را خیلی نمیفهمــــ­م؛ اصالً مگر ســــینما ک ّمی اســــت که بیشینه و کمینه داشته باشــــد؟ نوشتن سناریوی همین فیلم بیش از شــــش ماه طول کشــــید. تا آنجا که میشــــد به خودمان رحم نکردیــــم. البته اصغر عبداللهی نقش اصلی را در هدایت ما داشــــت و همچون استادی ســــختگیر، گهگاه گوشمان را میپیچاند. نهایتاً «مالقات محرمانــــ­ه خانــــم و آقا» از پــــس این تالشها شــــکل گرفت. مــــن آن زمان شــــیفته فیلم «ایرما خوشــــگله» بــــودم و اینکه چقدر افقهــــای تفکری این اثر بــــه ما و فرهنگ ما، از حیث نجابت شــــخصیت مرد اصلی، نزدیک بود به شگفت میآمدم. دوست خوبم، امین حسنی که یکی از تهیه کنندگان و سرمایه گذاران فیلم اســــت، اگر نبود این فیلم هم نبود. او عاشــــقان­ه آمد پای کار، در حالی که ریسک میکرد. از نظر حمایت معنوی هم سیدجمال سیدحاتمی بسیار به من کمک کرد. از مســــعود فراســــتی تــــا عامتریــــ­ن تماشــــاگ­ران بارها بعــــد از دیدن فیلمهایـــ­ـم- اگر بتوان نام فیلم را به آنهــــا داد- گفتهاند که آد ِم این مدیوم نیســــتی! بــــه گمانم قبله من ســــمت دیگری اســــت. هرچند که بشــــدت به فیلم کوتاه به عنوان یک مدیوم مســــتقل احتــــرام میگذارم. اما نگاه عقیم و محافظهکارا­نــــه جشــــنوار­هها - بویژه داخلی- اذیتــــم میکند. من بعضی فیلمهای برگزیده را میبینم و از خودم میپرســــم: کــــه چه؟ از اینها بوی خوشــــی به مشامم نمیرسد. میزانسنشــ­ــان را نمیفهمم. بیتأثیر نیست که اکثراً من را در این جاها، راه نمیدهند! اکران فیلم کوتاه در گروه «هنر و تجربه»، اساساً به این آثار مشروعیت میبخشــــد، چه از نظرگاه وجودی و چه از لحاظ رســــالت سینمایی. در این میان انجمن ســــینما جوان، کــــه باید پای ثابت حمایــــت از فیلمهای کوتاه باشد...(چه بگویم که جوانان فیلمسازان این مرز و بوم ندانند!) فیلم کوتاه به عالوه مستندها، افق چشم تماشاگران را به منظرگاههای دیگر سینما باز میکند و از آن مهمتر فرصت بینظیری اســــت برای فیلمسازان که از الک و حفاظ جوایز جشنواره دستًبکشند و کمی مشق سخت کنند؛ مشق پرده نقره ای؛ حس جمعی و نهایتا: سینما. آرش محمودی دغدغه من شکل رابطهها درجهان مدرن امروز بود که به مرور دارد به ســــمت دوری میرود و هیچ قطعیتــــی برایش وجود نــــدارد. آدمها روز بهروز تنهاتر میشــــوند و من این تنهایی را در بستر رابطه یک زوج در شب جداییشان نشــــان دادم. هر دو نیازهایی به هم دارند و هر دو تنها هستند. حرفهشان یعنی ســــینما حرفه مدرنی است. چرا که اگر حرفهای سنتی بود متن شکل دیگری پیدا میکرد، همین تعیین حرفه این زوج یک نشانه بود برای شخصیتپرداز­ی و نزدیک شدن لحن متن به اتمسفر فیلم. محــــدود بــــودن بودجه، با توجه به عدم برگشــــت هزینــــه، بزرگترین مشکل فیلمسازان کوتاه مستقل است و من هم ازاین قاعده مستثنی نبودم. فیلم با بودجه بســــیار محدودی ساخته شد و متأسفانه با وجود تالشهایی که برای دریافت حمایت از ارگانهای ذیربط مثل انجمن سینمای جوان شــــد، حداقل حمایتی صورت نگرفت. به هرحال مورد حمایت قرار گرفتن غیر از ارزیابی خود کار، بستگی به شرایط دیگری هم دارد. ســــاخت فیلم کوتاه درســــتتر­ین مسیر برای فیلمســــا­زی است. هر فیلمساز با نگاهی متفاوت در فیلم کوتاه به عنوان یک مدیوم مستقل، فارغ از دغدغه فروش و برگشــــت هزینه، میتواند فضای ذهنی خودش را شکل بدهد و باعث بروز ســــاختار­هایی نو شــــود. از ســــوی دیگر، نمایش عمومی آثار کوتاه، ذهن مخاطبان را به مرور پذیرای ساختارهایی نو میکند. همان طور که مفهوم زیبایی شناســــی رو به تغییر اســــت. در چند سال اخیر با آثار شاخصی از فیلمســــا­زان کوتاهی که وارد مارکت شــــدند مواجه بودیم که با اســــتقبا­ل خوبی هم روبهرو شــــدند وًاین به این معنی اســــت که حمایت از فیلمسازان کوتاه در بلند مدت قطعا نتیجهبخش خواهد بود. اکــــران در گروه هنر و تجربــــه قطعاً در دیده شــــدن کارم تأثیر زیادی داشــــته؛ البته که هنروتجربه در ســــالهای اخیر در اتخاذ سیاستهای اکران فیلمهــــا­ی کوتاه دســــتخوش تغییرات بوده اســــت؛ اما معتقــــدم با آزمون و خطاهای مختلف به نقطه امنی رســــیده اســــت. با تمام مشــــکالت­ی که در ســــانسها­ی نمایش وجود دارد به نظرم هنروتجربه پلی شــــده اســــت بین مخاطبین عامًو فیلمســــا­زان کوتاه و کمک کــــرده تا این فاصله قدری کمتر شــــود. ما قطعا حضور فیلمهایی با ســــاختار­هایی نو و خالق را در این گروه نمایشــــی میبینیم که شــــاید در جشــــنوار­هها موفقیتی کســــب نکرده بودند و بــــه نوعــــی مهجور واقع شــــدند و ایــــن گروه نمایشــــی فرصتــــی ایجاد کرد تا دیده شوند. کاوه دانشمند ایده اولیه فیلم در طول سفری کوتاه شکل گرفت و با صحبت با تهیه کنندگان فیلم و یک مشاور فیلمنامه طی چند ماه پرورش داده شد. به همراه تیم فیلم تالش داشتیم تا فیلمی بسازیم که هم با سلیقه ما همراه باشد و هم تا جای ممکن بتواند با مخاطب ارتباط برقرار کند. در طول ساخت فیلم هم تنها معیار و مقیاس ما خود فیلمنامه بود و تالش کردیم تا تولید فیلم را براساس فضا و ملزوماتی که از خود فیلمنامه استخراج میکردیم، بسازیم. برای ساخت فیلم مشکلی نداشتیم. فیلم کمهزینهای بود و با یک پیشتولید دقیق، توانستیم فیلم را با بودجه پایینی بسازیم. جواب این ســـؤال را نمیدانم. هر کســـی راه خودش را میرود و دلبســـتگی­های خودش را دارد. فیلم کوتاه فرصتی خاص برای داســـتانگ­ویی است و قالب آن برای روایت بســـیار جذاب است. من دوست دارم که به ساخت فیلم کوتاه ادامه دهم و آن را به عنوان یک بخش جدی از درگیری خودم با سینما میدانم و به آن به عنوان مقدمهای برای ساخت فیلم بلند نگاه نمیکنم. اولین بار اســــت که با نمایشهای هنر و تجربه آشــــنا شــــدم و ســــاز و کارش برایم عجیب اســــت. باورنکردنی اســــت که مســــئولی­ت تبلیغات برای فیلم با فیلمســــا­زان اســــت. کار ما تبلیغات نیســــت و من فکر میکردم که انعــــکاس خبری نمایش فیلمها برعهده فیلمســــا­ز نیست. با این حال نمایش فیلمها در سینما طبیعتاً برای هر فیلمسازی جذاب است و امیدوارم که این شیوه نامتعارف پخش فیلم تصحیح شود.

© PressReader. All rights reserved.