Iran Newspaper : 2019-09-21

أخبار : 7 : 7

أخبار

@iranreport­desk iranreport­[email protected] سال بیستوپنجم شماره 7161 شنبه 30 شهریور 1398 تمام این 22 کیلومتر راه را از شاهرود تا پای کوه «شاهوار» به سه خط برفی قله چشم میدوزم تا برسم به دشتهای فراخ روستا با آن ابرهای خامهای باالی سرش. روستا در آرامش و سکوت غوطهور است. از مسجد میگذرم و پای تکیه محل، پیرمردها و بچهها را میبینم که در صندلیهایی جداگانه در باالترین قسمت روستا، مشرف به دشت و باغهای زردآلو مشغول وقت گذرانیاند. سراغ نمدمالها را میگیرم. میخندند و میگویند اینجا همه نمدمالند، شما میخواهید از کدامشان خرید کنید؟ بزرگ پشــم که روی هم قرار گرفته اولین تصویر من از یک کارگاه نمدمالی است. از دری کوچــک بــه اتاقــک تاریــک و نمــور زیر خانــه میرویــم. نقشــه نمدها کــف زمیــن و پــای دســتگاهی بــزرگ و فرسوده ریخته است. اسماعیل که تقریباً 40 ســال دارد میگوید: «ابتدا نقش را به ایــن شــکل در میآوریــم روی قالب بعد پشــم حالجی شــده را رویــش میریزیم. ســابق بــا دســت و پــا بــه صــورت ســنتی انجام میدادیم اما دیگر آن فشــار سابق را نــدارد و نمد رول میشــود میرود توی دســتگاه.» دکمــه را میزنــد و دســتگاه با صــدای مهیبــی بــه نمــد ضربــه میزند: «02دقیقــه ضربه میخورد و بعد پشــت رو میشود و لبههای کار به صورت منظم تا میخورد تا دوباره مالش بخورد.» ذاکــری از پاییــن بــودن قیمتهــا میگوید و اینکه به خاطر تولید انبوه دیگر کار مثــل ســابق کیفیــت ندارنــد: «قیمت مفت اســت. االن این نمد با کلی فروشی 20 تومــان یــا 22 تومان اســت. در نهایت فقــط مــزد کارگــری مــا درمیآیــد مگــر اینکــه تولید انبوه داشــته باشــی و خودت توی بازار بفروشــی. بعضی از جنسهای خــودم را بــازار ســاری و گــرگان دیــدم که 70 تــا 100 تومان قیمت خــورده بود. این هــم مثل باقــی کارها ســود اصلیش برای داللهاست.» او نمــدی از خانــه بیــرون مــیآورد و میپرســد االن فکــر میکنــی ایــن نمــد، مــال چند ســال پیش اســت؟ وقتــی نگاه گیج مــن را میبینــد میگوید: 70« ســال پیــش. پــدرم ایــن را مالیــده اما هنــوز آخ نگفتــه.» مــن هــم جــای آخهای نمــد را میبینــم ولی بــه روی خودم نمــیآورم. او از پــدرش میگویــد کــه کار را از او یــاد گرفتــه بود و پدربزرگش کــه به پدرش کار را یــاد داده بــود و اگر یــادش میآمد البد همینطور این زنجیره ادامه پیدا میکرد. زنجیرهای از یک شــغل زمستانی و فصل بیکاری روستا در گذشته که حاال تبدیل به صنعتی کم و بیش سودآور و تمام فصل شــده اســت. ســید اســماعیل اما امیدوار است آن طور که به آنها گفته شده بزودی در شــاهرود بازارچــها­ی بازگشــایی شــود تــا تولیداتــش را آنجــا بفروشــد و تنها راه درآمد خانواده را به دست داللها ندهد. اســماعیل همراهم میآید تا به خانه همســایهاش علــی کــه او هم تنهــا محل درآمدش نمدمالی اســت برویم. علی با ریش پرپشــت و کمی پشم گوسفند که به آن چسبیده در را باز میکند. چراغ کارگاه کوچکش در گوشــه حیاط روشــن اســت. همینطور که از بین شاخ و برگ درختان به ســمت کارگاه میرویم او و اســماعیل از ســرمازدگی باغهایشــا­ن میگوینــد. علــی از فــروش راضــی اســت و میگوید مــردم خیلی اســتقبال میکننــد و هرچه میبافیــم فــروش مــیرود: «یــک مدت بــود نمد اصالً خریدار نداشــت اما تقریباً از ســال 70 به این طــرف انگار نظر مردم عوض شــد و بــه صنایع دســتی خودمان عالقــه منــد شــدند. خاصیــت پشــم هم این اســت کــه رطوبت را از بــدن میگیرد و بــرای همیــن خیلیهــا بــرای درمــان کمردرد و پا درد در خانه از نمد اســتفاده میکنند.» وارد کارگاه میشــویم بــا کارگاه اســماعیل مو نمیزند. انگار یکدفعه یاد مشکالت کار افتاده باشند شروع میکنند بــه حرف زدن. علــی میگویــد: «برای ما ریــه نمانــده از بــس پشــم، گــرد و خــاک دارد و تــوی دل و رودهمــان میرود. آخر عاقبــت امیدوارم پیر که شــدیم، بتوانیم نفس بکشیم. هرچقدر هم ماسک بزنی فایــده نــدارد.» او از گذشــتهها میگویــد؛ روزهایــی کــه پــدرش فقــط بــا همیــن نمدمالــی و 50 کیلــو ســیب و یــک بــاغ کوچک زردآلو که همهاش برگه میشد و به فروش میرفت زندگی میکردند: «در واقــع ایــن کار شــغل زمســتانه قدیمیها بود اما حاال تبدیل به کار اصلی ما شده.» از کوچههای خاکی و بستر رودخانهای خشــک همــراه مجیــد کوچولــو کــه قــرار اســت ما را تا خانه پدربزرگش راهنمایی کنــد، میگذریــم تــا برســیم بــه دامنــه کوهی که ســایهاش روی ســر خانه عباس است. پیرمردی ســرحال و خوش خنده: «عبــاس دارمحمــدی فرزنــد اســماعیل متولد 1335 االن 61 ســالم میشود؟ آره 61 میشود.» تقریبــاً از هفــت ســالگی ایــن کار را میکنــد. ازهمــان ســالی که پــدرش فوت کــرد و از بــرادر بزرگترش نمدمالــی را یاد گرفت. حاال ایستاده بین نمدهای کوچک و بــزرگ بــا طرحهــای ســنتی و باغچهای پرازگلهــا­ی صورتی شــاداب و نوهاش که او را «بابجون» صدا میکند. عباس آنقدر از شــلوغی و پرمشــتری بودن کار میگوید که به ســرم میزند من هم بــروم توی کار نمدمالی: «ماهی 50 تا برای دکتری در قم میفرســتیم و او هم بــرای مریضهایش تجویــز میکنــد روزی یــک میلیــون نمــد هــم بزنیم همــه را میفروشــیم. از گرگان و ســاری تــا اردبیــل و کرمــان و اصفهــان. به روســیه هم میفرســتیم همیــن اینچه بــرون و باکو و ارمنســتان و اینها. فقط پیر شدهایم دیگر مثل سابق حال نداریم البته هنوز از جوانان این روستا سرحالترم.» او رونــد کار قبــل از شــروع نمدمالــی را توضیــح میدهــد: «االن از مازنــدران برای ما پشــم میآید، از ســبزوار، مشهد، سمنان و شــهمیرزاد هم میآید که همه را میفرســتیم مشــهد حالجــی میکنند چــون آنجــا کیفیــت کار بهتــر اســت. مــا خودمــان دســتگاه داریــم ولــی جوابگــو نیست. رنگ را هم از مشهد میخریم.» بــه کارگاهــش میرویــم که چســبیده بــه خانه اســت و انــگار اتــاق خوابی بوده کــه از ســالها پیــش تبدیــل بــه کارگاه شــده. مینشــیند بــاالی نقشــه و شــروع میکند بــه ریختن پشــم روی هم. حرف میزند و مجید هم مثل شــاگردی گوش بــه فرمــان بــه حرفهــای پدربزرگــش گــوش میدهــد و وســایل را در اختیارش میگذارد:«قدیمهــا کار خیلــی رونــق نداشــت امــا حــاال خــدا رو شــکر مــردم طال نمیخرنــد اما نمــد میخرند و توی بورس است. یادم هست قدیمترها آنقدر کار کساد بــود کــه رفته بودم تــوی پروژه لولهکشــی روســتا کار میکــردم و نمدها تــوی کارگاه بیــد میخوردشــا­ن و مجبــور بودیــم هی ایــن رو آن رو کنیم و ســم بزنیم.» عباس از جوانیهایش میگوید، از تر و فرزیاش و اینکه چقدر صاحبکار دوستش داشته و اندازه هشــت تا کارگر کار میکــرده. البته هنــوز هــم دســتش تنــد اســت و هــر روز هشــت ســاعت در کارگاه مشــغول است: «هــر شــش تــا بچــهام ایــن کار را بلدند و پسرم هم به من کمک میکند.» نزدیک غروب اســت که از روســتا بیــرون میزنم و به ســمت شــاهرود حرکــت میکنم، با انبوهــی از رنــگ و طرح توی ســرم و بوی دلپذیر پشم گوسفند در دماغم. جدول روزنامه دارای دو «شرح عادی و ویژه» است. در صورت تمایل به حل دو شرح ابتدا یکی از جــــدول سـودوکو ارقام 1 تا 9 را طوري در خانههاي سفید قرار دهید كه هر رقم در سطرها، ستونها و مربعهاي كوچك 3 در 3 یكبار دیده شود 7161 3206 یک جـدول با دو شـرح شرحها را با مداد حل کرده و سپس با پاک کردن جواب شرح اول، به حل شرح دوم بپردازید. افقي: افقي: 4 7 8 1 جدول عــادي جدول ویـــژه -1 مژدگانی خوش خبر- بازیگر نقش «بیبیخاتون» در سریال در حال پخش «بانوی سردار» -2 جمع اجنبی- رایج شدن- جمع رأی 3-طال-نیلوفرهندی-دلگشا-مهتابی 4-کشور«استکهلم»-جنسبهظاهرق­وی!-نقیصه -5 یکی از ایاالت هند- رنگ موی فوری- پیمان نظامی آسیایی- شانه نساجی -6 نقطه و خال- پیروز- رنجوری- فرشته آسمانی -7 عدد تنها- داخل- ظلم -8 بی سروپا- قضیه، موضوع- از کارکنان بیمارستان -9 پایان- دوخت هفت و هشتی- حرف عطف -10 کشور «صنعا»- ستون بدن- بافنده- اخالق پسندیده -11 اشاره بعید- رجزخوانی!- هالوژن نمک- اولین سامانه هوشمند حمل و نقل در ایران -12 درس نخوانده- یار خوش!- هیزم 31-اینگونههمب­ازیگرتماشا­خانهاست-گلیخوشبو-ویتامینجوا­نی-زاییدن -14 پدر پدر یا پدر مادر- کنگره دوزی- خوش خلق -15 سنگی قیمتی و کمیابخانهت­نگومحقر -1 اندام ساختگی- مهاجم تیم «نیوکاسل یونایتد» -2 نامها- انبان- بهشت کوهنوردان ایران -3 باران کم- یکویک- زادبوم- اشعه مجهول -4 خودی- ساز شکوه گر- سمت و جهت -5 شــخصی است که در پزشــکی زایمان تبحر دارد- گربه دریایی- بهره برداریتخم مرغ انگلیسی -6 شهری در مصر باستان- گازی غیر قابل رؤیت- پنج آذری- مراقب -7 شهر «برج طغرل»- بخشی از ریاضی- درس دادن -8 بالدرنگ- شهر پرجمعیت «کرهجنوبی»- عزا -9 زمانهای کوتاه- غذایی با کوفته- حرف نفی -10 حکم- نیزه کوچک- اشاره کردن با حرکات چشم و ابرو یا دست- طبل -11 شماره ویژه- کارگزار- از گروههای خونی- چمنزار -12 شکنجه- همان «یک» است- کنار دریا -13 برنج فروش- نیرو- ترش و شیرین- رمق آسان 8 9 5 8 6 3 3 7 2 ‪5 1‬ 4 1 ‪2 5‬ 8 ‪7 3 6‬ ‪4 2‬ 3 1 4 7 3 6 8 -14 حشــره اجتماعی- اشک بارتیم فوتبالی در «فرانسه» -15 ژئولوژی- هوله عمودي: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 ‪15 14 13 12 11 10‬ -1 شــرکت ایتالیایــ­ی تولیدکننــ­ده خودروهــای لوکــس- گزارشــگر معــروف فوتبال -2 درخت عــرب- گل زینتی باغچه ای- شــرکت خودروی کرهجنوبی -3 لنگــه بار- از آحــاد زمانمرکز «یونــان»- چهاردیواری دارای سقف -4 گروهــی از تومورهــای یاختههــای خونــی- جــزو مولکــول- بخشــی از بــدن انسان -5 پیشین- تکنیک- کثیف و نامرتب-دختر -6 پیدرپــی- موسیقیاعتر­اضی -7 ظلم- شهر «نارنجستان قوام»-لبریز -8 دوگوشــی- زن و شــوهرگلخی­ری -9 کمــک کننــده- خوراکی از اسفناج-گلسرخ -10 تختــه، کتیبــه- چــوب خوشــبو- دارای رفتار شایسته وبزرگواران­ه -11 قرمز کمرنگ- پرخاش و درشتی- برجستگی ته گیوهقانونچ­نگیز -12 طاقــت، توانایــی- طــرز و روش-گرایشها -13 زننده- نان آور خانوادهیوا­ش-شمایفرانسو­ی -14 پشت، عقب- ترسیدنصندل­یدوچرخه 51-گلملیپاکست­ان-اشکنه 6 2 3 4 عمودي: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 متوسط -1 شــاخص- فیلمــی از «جمــال سیدحاتمی» -2 رســایی- نخســت وزیــر «اتیوپی»- اصطالحی در عکاسی -3 تعجــب خانــم هــا- دیــروز عرب- نگریستن- گریه، شیون -4 دیدن- آزرم- ناتوانی -5 ضــرر- بــرگ خرمافروش-نازنین -6 نــور قابــل رؤیــت از خورشــیدقل­یل- سده -7 واحــد مقاومــت الکتریکــی­گاوچران- کشور باستانی -8 شهر «مقبره شیخ بدرالدین»دشنام- واهمه -9 تــاج- نــام دخترانــه روســیخواه­ر و برادر همخون -10 هذیان- فرود آمدن بال- آبرو -11 شــهر «تــوت»- محلــهای در «تهران»- رنجوری- جمع امین -12 ســاز آمــوزش موســیقی- یک دهــم- ســوره معرفــی کننــده پیامبراناو­لوالعزم -13 پشت ســرهم- امر به رفتنبی حال- بهمعنی نه -14 میدانــی در «تهــران»- زبــان کوچک- فراموشی -15 شــهر ایالــت «نــوادا»- در ریاضیــات یــک تابــع همــوار چندضابطــه­ای/ چنــد جملــهای است 6 7 3 ‪4 8‬ 1 5 3 6 5 2 9 ‪6 8‬ ‪8 5‬ برنــده- 3 9 3 7 1 9 4 آســیب- 3 2 سخت 3 8 2 6 5 4 9 حل جدول عادی شماره 7160 حل جدول ويژه شماره 7160 9 5 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 ‪13 12‬ 14 15 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 1 2 3 4 5 6 7 ی ا 8 ی ی 9 ج ر 10 ی ا 11 ب 12 و 13 ف 14 و 15 ن ج ن ت ا ن ر ک و ل م ن ت خ ت ا ی ن م ز ن گ ی ن ا ج ن ا ی ی ش ر ج م ش ی د ه ا ی س ر ن گ و س س ه ر ی م ا ب ک ش ه ت ک ا ی ج ب ن ر ی ت م و پ ی ل م پ ا و ی و ح ش و پ ی م 1 س 2 پ 3 ن 4 د 5 ا 6 م ش 7 ی ا 8 ر ز 9 س ن 10 ل د 11 ی 12 م س 13 ا م 14 ن ا 15 ی خ ل ا م ا ن و ک ه ی س د س ر ا م گ ی ر ا ر ف ت م ت ف ق ن ا و ق س ی ک و ی م ر غ ی خ ا م ا ا ا ش ک س ت ی ل د ا ه یج ه ر ه و و 6 7 1 4 ا م ن م م ج د ا ر ن ر ا م ق م ز ا د ی ن ه 1 9 ل ن و ن ا ب ا ا و ا ن ی ت ن و ن و س د د ا ر ه د ه م ب ش ل د ا ه ر غ م پ ش ت و ت ن ک ی وس ز د ش ا د ر ه ت ا س ی ه ی م ک ر ج 1 5 7 ش ی م ل ا د ی ف ر ی د ی ه م س ک ا ت ر ج ر ی ل ک ی ت ت ن ن گ ا ا چ و ک ر و ا ر ن س د و د ی ه ش ت ر 4 ‪2 5‬ 1 و ر ن ی و د ا ب ن ت د ا م د ی ی ز ن ه م ا ر و ر ک چ 3 8 ر د ا م ر ا ل ل و ر ز ب ن ا ی ن گ خ ا و ا ی د ن ی ز م ن ا ی ت ی ل ا ر د ر ب ا و م ی

© PressReader. All rights reserved.